تبلیغات
فرهنگستان - مطالب علمی
فرهنگستان
وقتی دردی آزارت نمیدهد نمیتوانی دست به قلم ببری!چون وظیفه هر قلمی دردمندانه نوشتن است نه نوشتن!

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393

آداب و رسوم نوروز

عید نوروز که یک سنت کهن در ایران است همه ساله توسط مردم جشن گرفته می شود و آداب و رسوم مربوط به آن در کل کشور به اجرا در می آید، اما هر شهری سنت های مربوط به خود را دارد که در نوروز انجام داده میشود. مردم استان آذربایجان غربی هم آیین کهن نوروز را که خاص این استان است به اجرا در می آورند.

 همه ساله در عید نوروز مردم استان های مختلف رسم و رسومات خاصی را انجام می دهند که صله رحم یکی از آنهاست، و مردم آذربایجان غربی هم از این قاعده مستثنی نیستند و آیین و سنت های خاص خود را دارند که در نوروز به انجام آنها می پردازند و لذت می برند. مردم آذربایجان آداب و رسوم زیادی برای نوروز داشته اند که تعدادی از آنها با گذشت زمان به فراموشی سپرده شده است. در ادامه توضیحات بیشتری در مورد این استان و رسم و رسومات نوروز در آن خواهیم گفت.

 

مراسم عید نوروز در آذربایجان غربی

 

از جمله رسم‌های زیبای ایام نوروز که در آذربایجان غربی به فراموشی سپرده شده، رسم " تکم چی " ها نام دارد. چند روزی مانده به عید، تکم چی به طور نمادین، تکم، بز ساخته شده از قطعات چوب را در کوچه‌های روستاها و شهرها می‌چرخاند و در حالی که اشعاری به زبان ترکی و با صدای دلنشین می خواند نوید آمدن عید را می داد و پاداش خود را از مردم می گرفت.

 غوغا و ولوله کودکان و نوجوانان در پیرامون تکم چی ها جنب و جوش خاصی به این آیین می‌داد. صدای نوروز و نجوای آمدنش را به نوعی می‌توان از تکاپو و شور و شوق زنان برای تر و تمیز کردن خانه و خریدهای نوروزی استشمام کرد.

رسم کهن تکم چی در آذربایجان

گردگیری، زدودن ناپاکی و ناامیدی از خانه‌ها و دل‌ها

در آذربایجان غربی از اواسط اسفندماه، خانه‌ها گرد و غبار یک ساله را با آیین خانه تکانی از رخسار می‌زدایند و رنگ و بوی تازه‌ای می‌گیرند. وسعت این رسم که در منطقه به " هیس آلماق " موسوم است آن چنان در یکی دو هفته مانده به عید بیشتر می شود که گاهی مشکل کمبود و قطع آب آشامیدنی شهری را در پی می‌آورد.

مردم آذربایجان غربی هنوز هم اسفندماه را با عنوان بایرام آیئی " ماه عید" می‌خوانند و مطابق سنت‌های کهن و قدیمی مردم آذربایجان غربی هفته اول اسفند ماه را "چیله قووان" یعنی هفته‌ای که چله زمستان را فراری می‌دهد یا یالانچی چارشنبه "چهارشنبه دروغین" می‌نامیدند و با آیین‌هایی اتمام فصل زمستان را جشن می‌گرفتند. در گذشته آذربایجان، چهارشنبه هفته دوم اسفند ماه موسم به "کوله چارشنبه" یعنی چهارشنبه کوتاه بود و سومین چهارشنبه نیز "موشتولوقچی چارشنبه "چهارشنبه پیام آور" یا قره چارشنبه "چهارشنبه سیاه یا بزرگ" یا "خبرچی چارشنبه" نام داشت.

در مطالعات مردم شناسی انجام گرفته هر کدام از این چهار چهارشنبه ماه اسفند، نمادی از عناصر چهارگانه یعنی آب، خاک، باد و آتش بودند که با طبیعت کشاورزی منطقه آذربایجان غربی نیز سنخیت دارند و مردم نیز هر کدام از این چهارشنبه ها را به نوعی با آیین هایی خاص گرامی می‌داشتند.

در بعضی خانه‌های روستایی آذربایجان غربی، رسم است که اسپندی دود کرده در دو طرف در خانه می‌ریزند تا اهل خانه از چشم حسود و بیگانه در امان بوده و در برخی دهات منطقه هنوز رسم رفتن به سر چشمه و آب تازه آوردن باقی است.

در گذشته نه چندان دور برای این روز مردم لباس‌های تمیز و تازه خود را می‌پوشیدند و کوزه‌ای که در بین اقلام خرید چهارشنبه قرار داشت را پر آب تازه می‌کردند و گاهی چایی صبحانه روز چهارشنبه شان از همان آب تهیه می‌شد.

از مراسم دیگر در آذربایجان غربی تخم‌مرغ شکنی است. تخم‌مرغ‌ها را در پوست پیاز می‌پختند تا رنگ بگیرد و آن را در بین کودکان به عنوان سوغاتی چهارشنبه توزیع می‌کردند.

 مراسم شال‌اندازی سنت و آیینی است که یواش یواش از زندگی شهری خارج می شود ولی هنوز در بیشتر مناطق روستایی آذربایجان غربی معمول است. امروزه، پیشرفت تکنو‌لوژی و فرهنگ شهرنشینی این رسم زیبا را آرام آرام به فراموشی می‌سپارد.

شال اندازی در آذربایجان غربی، مبتنی بر شیوه ای بود و آیین آن چنین بوده است که بعد از مراسم آتش افروختن در چهارشنبه، جوانان بر بام خویشان و همسایگان رفته و دستمالی را از پنجره و در روستا‌ها از روزن بام‌هابه درون آویزان می‌کردند و صاحبخانه دستمال را از آجیل و میوه و سایر هدایا پر می‌کرد و می گفت: "چک الله مطلبین وئرسین ..." یعنی : "بکش، خداوند مرادت را بدهد"

 از مراسم بسیار قدیم آخرین چهارشنبه‌ سال، مراسم بخت گشایی بود، هرچند که امروزه همسرگزینی با روش‌های مدرن و تلفنی و اینترنتی و سایر شیوه ها مرسوم شده است اما یاد‌آوری این سنت خالی از لطف نیست.

مراسم بخت گشایی شامل گره زدن دستمال یا چارقد بود بدین ترتیب که دختران دم بخت گرهی به دستمال یا چارقد خود می‌زدند و از اولین رهگذر می خواستند تا به امید باز شدن گره از کارشان، گره را بگشاید.

 بیرون رفتن از خانه در صبح روز چهارشنبه آخر سال و پرکردن کوزه آب از مراسم مرسوم بخت‌گشایی بود. فال‌گیری از مراسمی بود در روز چهارشنبه، که مردم تفالی می زدند بر سالی که در راه بود. در آذربایجان غربی همچنین یکی از مراسم فالگیری، مراسم فالگوش ایستادن بوده است.

این رسم که بیشتر از سوی زنان خانه انجام می گرفت بدین صورت بود که در مکانی که دیده نشوند می ایستادند و کلیدی زیر پای خود نهاده و به سخنان رهگذران گوش می دادند و تفال می‌زدند.

آجیل چهارشنبه سوری در آذربایجان غربی

 از مراسم دیگر، خرید آجیل چهارشنبه‌سوری است که هنوز هم در آذربایجان غربی به نام "یئدی لوین" به معنی آجیل هفت رنگ یا "چارشنبه یئمیشی" معروف است.

سفره هفت سین نماد زندگی و سرسبزی بهار

تزیین سفره هفت سین و آماده کردن سبزه نوروزی از دیگر رسومی است که در آذربایجان غربی همچنان رایج است.

سفره هفت سین در مناطق روستایی آذربایجان غربی چندان مرسوم نبوده و به جای آن سفره عید در خانه‌ها گسترده می‌شد و افرادی که برای عید دیدنی به آن خانه می آمدند در آن سفره می نشستند و پذیرایی می‌شدند.

 

 سفره هفت سین در آذربایجان غربی

سبزه رویاندن که معمولا از گندم، عدس، جو و سایر روییدنی ها انجام می‌گرفت یکی دو هفته مانده به عید به وسیله زنان خانواده مهیا می شد و این سبزه در خانه به عنوان مظهر رویش و سرسبزی باقی می ماند و در سیزدهم نوروز به دامان طبیعت یا در آب روان رها می‌شد. 

ماندن سبزه عید در خانه بعد از سیزده بدر در بین مردم شگون ندارد و به نوعی می توان گفت که رها کردن سبزه نوروزی در آب روان به معنای جریان زندگی و حیات دوباره جانداران است.

 درست کردن سبزه عید در آذربایجان

مردم آذربایجان غربی، در جریان عید و شادی، آیین های دینی و مذهبی را فراموش نکرده اند، هنوز در جای جای آذربایجان غربی رسم گرفتن اولین دریافتی، به عنوان برکت سال از بین صفحات قرآن کریم رایج است.

قبل از تحویل سال نو، پدر و یا بزرگ خانه به تعداد افراد خانوار اسکناس هایی را در درون صفحات قرآن مجید قرار می دهند و با تحویل سال و خواندن دعای تحویل سال افراد خانه اولین دریافت نقدی خود را در سال جدید از قرآن کریم می گیرند و اعتقاد دارند این به کارشان در سال جدید برکت می‌دهد.

 مردم آذربایجان غربی برای اینکه یاد و خاطره از دنیا رفتگان را نیز گرامی بدارند و تسلی خاطری از بازماندگان کنند نیز رسم و آیین خاصی دارند. در آذربایجان غربی، افرادی که عزیزی را از دست داده اند عید نوروز برای آنها با عنوان قره بایرام "عید سیاه" نام گرفته است. مردم آذربایجان غربی هنوز برای گرامیداشت یاد و خاطره درگذشتگان خود، یکی دو روز قبل از تحویل سال نو به سر مزار عزیزان درگذشته خود می روند که از این آیین با عنوان "عارافا" نان برده می‌شود.

بعد از تحویل سال نو، دید و بازدید از بزرگان خانواده و اعضای فامیل از رسوم مردم آذربایجان غربی است که چند روز اول عید در مناطق شهری و روستایی استان به این امر اختصاص می‌یابد.

مراسم عید نوروز با آیین سیزده بدر پایان می‌یابد که در این روز مردم به خارج از شهرها می‌روند و این روز را در دامن طبیعت سپری می‌کنند.




طبقه بندی: علمی،  تاریخی،  ایرانشناسی،  مناسبتها،  اجتماعی، 
برچسب ها: نوروز در آذربایجان غربی،
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393
چند سالی است که ارائه سرویس‌های مالی با آمدن پرداخت آنلاین به انجام کارها سرعت بیشتری بخشیده است. پرداخت آنلاین جای خود را به خوبی در جامعه ما باز کرده است و شیوه پرداخت را با روش سنتی عوض کرده است، چرا که این روش باعث می‌شود تا در زمان و هزینه اتلافی صورت نگیرد.
به گزارش دریچه فناوری اطلاعات باشگاه خبرنگاران؛ روش پرداخت آنلاین باعث تسهیل در انجام کارها می‌شود این روش در خرید از فروشگاه‌های اینترنتی، پرداخت قبوض، خرید شارژ اعتباری و چند جای دیگر کاربرد دارد. با ورود به سایت بانک می‌توانیم قبوض را پرداخت کنیم، موجودی حساب‌مان را بگیریم و اگر قرار باشد وسیله‌ای بخریم با ورود به فروشگاه‌های اینترنتی خریدمان را انجام دهیم تا به وسیله پست دم در تحویل بگیریم. البته اگر تا به حال خریدی اینترنتی انجام نداده باشید سوالاتی ذهن‌تان را درگیر می‌کند، مثلا: جنس کالای خریداری شده مرغوب است یا نه؟ آیا نکند پولی را پرداخت کنیم ولی وسیله مورد نظر را دریافت نکنیم؟ یا اصلا فروشگاهی که از آن وسیله‌ای را خریداری می‌کنیم قابل اطمینان است یا نه؟!

همه چیز درباره پرداخت الکترونیک

خوشبختانه نماد اعتماد الکترونیکی یا همان eNamad این مشکلات را رفع کرده است و این نشان را به فروشگاه‌هایی که قابل اعتماد باشند، داده می‌شود. نماد اعتماد سایت مد نظر را تایید و ضمانت می‌کند تا اگر کالایی خریداری کردید در صورت تخلف پول مشتری را پس دهد. پس جای هیچگونه نگرانی در این زمینه وجود ندارد.

همه چیز درباره پرداخت الکترونیک

البته با توجه به تمامی مزایای مثبت این روش، اگر به نکات امنیتی در زمان پرداخت توجه نداشته باشیم این روش پرداخت هم می‌تواند گاهی مشکل ساز باشد به همین جهت بهتر است به چند نکته در هنگام پرداخت آنلاین توجه داشته باشیم. توجه به نماد الکترونیک، درگاه پرداخت و پروتکل HTTPS است. اگر درگاه پرداخت شما با HTTPS آغاز نشود مطمئن باشید که این صفحه یک صفحه پرداخت جعلی و یا به اصطلاح فیشینگ هست. فیشینگ تلاش غیرقانونی برای به دست آوردن اطلاعات حساب شماست که با آن می‌توان حساب شما را خالی کرد.

همه چیز درباره پرداخت الکترونیک

در کنار پرداخت آنلاین برخی سرویس‌های مالی هم فقط بر روی تلفن‌های همراه صورت می‌گیرد که کافی است نرم افزار بانکی که در آن حساب دارید را روی گوشیتان نصب کرده و از خدمات آن استفاده کنید. البته در کنار همه مزیت‌های این شیوه هم مشکلاتی هم وجود دارد از جمله اینکه همه مردم از تلفن‌های همراه هوشمند استفاده نمی‌کنند، آن دسته افرادی هم که از تلفن‌های هوشمند استفاده می‌کنند باید یک بخش حافظه گوشی را اختصاص به نرم افزارهای خدماتی کنید، البته اگر با رزولوشین و از همه مهم‌تر با سیستم عامل گوشی شما سازگار باشد، متاسفانه به همین دلایل بیشتر مردم از این خدمات نمی‌توانند بهره‌ای ببرند.

همه چیز درباره پرداخت الکترونیک

اما وقتی صحبت از فناوری‌های موبایلی می‌شود بیشتر مردم فکر می‌کنند که این فناوری‌ها روی تلفن‌های هوشمند و با سیستم عامل‌های محبوب کارایی دارد اما همیشه هم این طور نیست فناوری Unstructured Supplementary Service Data یا به اختصار USSD حتی روی قدیمی‌ترین گوشی‌ها هم بدون نصب نرم افزار قابلیت اجرا دارد. معمولا استفاده از این خدمات نیاز به یک ثبت نام اولیه دارد تا یک حساب کاربری توسط یکی از شرکت‌های ارائه دهنده خدمات پرداخت الکترونیک یا همان PSP ساخته شود، هدف از این کار هم احراز هویت و متصل کردن کارت بانکی شما به شماره خط همراهتان است. بعد از ثبت نام شما برای استفاده از این خدمات به شماره کارت، رمز دوم و تاریخ انقضاء کارت احتیاج دارید.

همه چیز درباره پرداخت الکترونیک

رایج‌ترین کاربرد USSD که در کارهای روزمره خودمان بیشتر با آن سر و کار داریم، اطلاع از میزان اعتبار باقی مانده سیم کارت‌مان است که با شماره گیری کد خاص می‌توانید از میزان اعتبار باقی مانده خود مطلع شوید یا آن را از سیم کارت خود به سیم کارت دیگری منتقل کنید، به این شماره‌ها همان کدهای USSD گفته می‌شود، این فناوری محبوب به تازگی در کشور ما هم فراگیر شده است و ارائه خدمات مالی به حساب‌های بانکی مشتریان از طریق این فناوری صورت می‌گیرد. البته همه بانک‌ها هم این سرویس را ارائه نمی‌دهند و آن دسته از بانک‌هایی هم که این سرویس را به مشتریان خود ارائه می‌دهند با اپراتور خاصی کار می‌کنند و اگر اپراتور تلفن همراه شما با آن بانک همراه یکی نباشد امکان استفاده از این سرویس برای شما میسر نخواهد بود.

همه چیز درباره پرداخت الکترونیک

خدماتی که بانک‌ها از طریق فناوری USSD ارائه می‌دهند متفاوت است، اما معمولا شامل مواردی چون دریافت موجودی و گردش حساب، پرداخت قبوض، پرداخت اقساط و خرید شارژ تلفن همراه یا انتقال وجه و یا هم اعلام مفقود شدن کارت است. سرویس‌های USSD کاملا رایگان بوده و نیازی به نصب نرم افزار ندارد. این فناوری بر اساس ارسال درخواست و پاسخ کاربر است و گاهی هم به صورت یک طرفه از سمت اپراتور ارائه می‌شود بدون اینکه شما درخواستی ارسال کنید، نمونه سرویس یک طرفه هم همان اطلاع رسانی‌های مقدار اعتبار باقی مانده بعد از هر بار تماس تلفنی است که به شما نمایش داده می‌شود. می‌رسیم به جای بحث برانگیز مسئله یعنی امنیت!

همه چیز درباره پرداخت الکترونیک

ابتدا بگوییم که پیامک بر مبنای روش ذخیره و پردازش کار می‌کند یعنی اطلاعات اول ذخیره و بعد پردازش می‌شود، در مقابل USSD از شیوه پردازش آنلاین استفاده می‌کند و همین ویژگی مثبت باعث می‌شود تا ارائه خدمات مالی از طریق USSD نه تنها امن باشد بلکه حتی در مقایسه با عملیات مشابه مثل پیامک یا نرم افزار در رده امنیتی بالاتری از آنها قرار بگیرد.

همه چیز درباره پرداخت الکترونیک

در USSD اطلاعات به صورت رمز نگاری و کدگذاری شده با استفاده از الگوریتم‌های پیچیده رد و بدل می‌شود که حتی با دسترسی افراد غیرمجاز به آنها هیچ خطری متوجه حساب بانکی و اطلاعات شخصی شما نیست. حتی اگر تلفن همراه شما گم شود و یا به سرقت برود از این جنبه جای هیچگونه نگرانی نیست چرا که با غیرفعال کردن سیم کارت قبلی و دریافت سیم کارت جدید می‌شود همه خدمات قبلی را روی سیم کارت جدید هم دریافت کرد.

گزارش از: سالار واعظی



طبقه بندی: علمی،  کامپیوتر،  گوناگون،  سرگرمی، 
برچسب ها: پرداخت آنلاین،
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 15 فروردین 1392
There moments in life when you miss someone
So much that you just want to pick them from
Your dreams and hug them for real

گاهی در زندگی دلتان به قدری برای کسی تنگ می شود
که می خواهید او را از رویاهایتان بیرون بیاورید
و آرزوهای خود در آغوش بگیرید


When the door of happiness closes, another opens
But often times we look so long at the
Closed door that we don't see the one which has been opened for us

وقتی در شادی بسته می شود، در دیگری باز می شود
ولی معمولاً آنقدر به در بسته شده خیره می مانیم
که دری که برایمان باز شده را نمی بینیم


Don't go for looks; they can deceive
Don't go for wealth; even that fades away
Go for someone who makes you smile
Because it takes only a smile to
Make a dark day seem bright
Find the one that makes your heart smile

به دنبال ظواهر نرو؛ شاید فریب بخوری
به دنبال ثروت نرو؛ این هم ماندنی نیست
به دنبال کسی باش که به لبانت لبخند بنشاند
چون فقط یک لبخند می تواند
شب سیاه را نورانی کند
کسی را پیدا کن که دلت را بخنداند



Dream what you want to dream
Go where you want to go
Be what you want to be
Because you have only one life
And one chance to do all the things
You want to do

هر چه میخواهی آرزو کن
هر جایی که میخواهی برو
هر آنچه که میخواهی باش
چون فقط یک بار زندگی می کنی
و فقط یک شانس داری
برای انجام آنچه میخواهی



May you have enough happiness to make you sweet
Enough trials to make you strong
Enough sorrow to keep you human and
Enough hope to make you happy

خوب است که آنقدر شادی داشته باشی که دوست داشتنی باشی
آنقدر ورزش کنی که نیرومند باشی
آنقدر غم داشته باشی که انسان باقی بمانی
و آنقدر امید داشته باشی که شادمان باشی



The happiest of people don't necessarily
Have the best of everything
They just make the most of
Everything that comes along their way

شاد ترین مردم لزوماً
بهترین چیزها را ندارند
بلکه بهترین استفاده را می کنند
از هر چه سر راهشان قرار میگیرد



The brightest future will always be based on a forgotten past
You can't go forward in life until
You let go of your past failures and heartaches

همیشه بهترین آینده بر پایه گذشته ای فراموش شده بنا می شود
نمیتوانی در زندگی پیشرفت کنی
مگر غمها و اشتباهات گذشته را رها نکنی



When you were born, you were crying
And everyone around you was smiling
Live your life so at the end
You’re the one who is smiling and everyone
Around you is crying

وقتی که به دنیا آمدی، تو گریه می کردی
و اطرافیانت لبخند به لب داشتند
آنگونه باش که در پایان زندگی
تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری
و اطرافیانت گریه می کنند


There moments in life when you miss someone
So much that you just want to pick them from
Your dreams and hug them for real
گاهی در زندگی دلتان به قدری برای کسی تنگ می شود
که می خواهید او را از رویاهایتان بیرون بیاورید
و آرزوهای خود در آغوش بگیرید
When the door of happiness closes, another opens
But often times we look so long at the
Closed door that we don't see the one which has been opened for us
وقتی در شادی بسته می شود، در دیگری باز می شود
ولی معمولاً آنقدر به در بسته شده خیره می مانیم
که دری که برایمان باز شده را نمی بینیم
Don't go for looks; they can deceive
Don't go for wealth; even that fades away
Go for someone who makes you smile
Because it takes only a smile to
Make a dark day seem bright
Find the one that makes your heart smile
به دنبال ظواهر نرو؛ شاید فریب بخوری
به دنبال ثروت نرو؛ این هم ماندنی نیست
به دنبال کسی باش که به لبانت لبخند بنشاند
چون فقط یک لبخند می تواند
شب سیاه را نورانی کند
کسی را پیدا کن که دلت را بخنداند
Dream what you want to dream
Go where you want to go
Be what you want to be
Because you have only one life
And one chance to do all the things
You want to do
هر چه میخواهی آرزو کن
هر جایی که میخواهی برو
هر آنچه که میخواهی باش
چون فقط یک بار زندگی می کنی
و فقط یک شانس داری
برای انجام آنچه میخواهی
May you have enough happiness to make you sweet
Enough trials to make you strong
Enough sorrow to keep you human and
Enough hope to make you happy
خوب است که آنقدر شادی داشته باشی که دوست داشتنی باشی
آنقدر ورزش کنی که نیرومند باشی
آنقدر غم داشته باشی که انسان باقی بمانی
و آنقدر امید داشته باشی که شادمان باشی
The happiest of people don't necessarily
Have the best of everything
They just make the most of
Everything that comes along their way
شاد ترین مردم لزوماً
بهترین چیزها را ندارند
بلکه بهترین استفاده را می کنند
از هر چه سر راهشان قرار میگیرد
The brightest future will always be based on a forgotten past
You can't go forward in life until
You let go of your past failures and heartaches
همیشه بهترین آینده بر پایه گذشته ای فراموش شده بنا می شود
نمیتوانی در زندگی پیشرفت کنی
مگر غمها و اشتباهات گذشته را رها نکنی
When you were born, you were crying
And everyone around you was smiling
Live your life so at the end
You’re the one who is smiling and everyone
Around you is crying
وقتی که به دنیا آمدی، تو گریه می کردی
و اطرافیانت لبخند به لب داشتند
آنگونه باش که در پایان زندگی
تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری
و اطرافیانت گریه می کنند
Please send this message to those people Who mean something to you (I JUST DID)
 To those who have touched your life in one way
 
or another To those who make you smile when you really need it
 
 To those who make you see the Brighter side of things when you are really down
 
 To those whose friendship you appreciate
To those who are so meaningful in your life
(لطفاً این پیام را به کسانی بفرست که برایت ارزشی دارند (همان طور که من این کار را کردم
 
به کسانی که به طرق مختلف در زندگیت تأثیر داشته اند
 
 به کسانی که وقتی نیاز داشتی لبخند به لبانت نشاندند
 به آنهایی که وقتی واقعاً ناامید بودی دریچه های نور را نشانت دادند
 به کسانی که به دوستی با آنها ارج می گذاری
 و به آنهایی که در زندگیت بسیار پرمعنا هستند
 
Don't count the years, count the memories
...سالها را نشمار، خاطرات را بشمار




طبقه بندی: علمی،  پزشکی و سلامت، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 15 فروردین 1392
 1 – روحیه ی پرسشگری دارند.
2 – خود نقد پذیرند.
3 – داوری و قضاوت آن ها به دور از تعصب و لجبازی است.
4 – هر چیزی را به سادگی و بدون تفکر ، نه می پذیرند و نه رد می کنند.
5 – از منابع مختلف اطلاعات مناسب و دقیقی درباره موضوع مورد نقد به دست می آورند.
6 – نسبت به مسایل دید وسیع و دقیقی دارند.
7 – به جنبه های مثبت و منفی مسئله توجه داشته و یکسونگر نیستند.
8 – قدرت تجزیه و تحلیل و استنتاج موضوعات مختلف را دارند.
9 – با ذهن باز و متفکرانه نسبت به مسایل اظهار نظر می کنند.
10 – معمولاً قدرت تشخیص درست از نادرست را دارند.
11 – گوینده ای متفکر و منطقی و شنونده ای فعال هستند.
12 – در حین این که کل موضوع را در نظر می گیرند، به جزئیات نیز توجه می کنند.
13 – به این مسئله واقفند که ممکن است حرف یا راه حل دیگران یا خودشان همیشه درست نباشد.
14 – چون به عاقبت کار می اندیشند، معمولاً فریب وعده های دیگران را نمی خورند.
15 – معمولاً به راحتی جذب گروه ها و افراد نمی شوند.





طبقه بندی: علمی،  پزشکی و سلامت، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 15 فروردین 1392
دورویی همانند یک سکه تقلبی است که روزی خود را نشان می دهد. انسان ها بر حسب انسان بودن دارای دو رو هستند ؛ یک رو، که ظاهر افراد و روی دیگر باطن انسانهاست.

 دورویی بیانگر این نکته است که ارتباطات در جامعه به شکل مؤثر صورت نمی پذیرد.

 وقتی ظاهر و باطن افراد با یکدیگر همخوانی نداشته باشد و هر کدام به شیوه خودشان عمل کنند، دورویی به وجود می آید.

  حسد، به عنوان یکی از مسائل مهم و تأثیر گذار بر دورویی می باشد. حسد یکی از ریشه های دورویی است که باعث می شود ارتباطات به شکل مفید و مؤثری صورت نپذیرد.

 کسانی که دو روی متفاوت دارند و صادق نیستند به جای عقل ارتباطی، عقل ابزاری دارند. شخصی که دارای عقلانیت ابزاری است،‌ کنش‌های عقلانی او معطوف به هدف بوده و این بدان معناست که فرد دورو، رفتارهایی انجام می دهد که نیت او متوجه هدف‌های دنیوی است.

  هدف، وسیله را توجیه می کند و برای رسیدن به هدف می توان از هر ابزار و وسیله ای استفاده کرد، که این نوع رفتار مخصوص افراد دورو است.

 بر اساس آموزه های اسلام برای رسیدن به اهداف نباید از هر وسیله ای استفاده کرد. این مسئله مانند آن است که برای تصاحب بازار از هر روشی استفاده کنیم که شرع، این اجازه را به ما نمی دهد.

در خصوص دورویی، بحث ناهماهنگی و «ناهمسانی شناختی»  مطرح است ،بدین معنی که دوگانگی رفتار و گفتار، ناهماهنگی شناختی را ایجاد می کند، که همان دورویی است.
دورویی اثرات سویی بر خانواده به عنوان کوچک ترین واحد اجتماع و به تبع آن کل جامعه دارد. دورویی بر بی اعتمادی دامن می زند و این مسئله در خانواده بلای خانمان سوزی است که باعث جدایی می شود.

 در چنین خانواده هایی دروغگویی و نفاق ایجاد می شود و سپس به والدین به فرزندان و به تبع آن به جامعه تسری می یابد و در عاقبت پایه بسیاری از بحران ها و ناملایمات اجتماعی می شود.

 وقتی نردبان اعتماد خود را بر دیوار دورویی و بی اعتمادی تکیه می زنید، به زودی فرو خواهید ریخت.

آبراهام لینکلن، در بخشی از گفته های خود می گوید: من برای اینکه دشمنم را نابود کنم با دورویی از راه دوستی به او نزدیک می شوم!

حضرت علی (ع) در روایتی می فرماید: با آدم های دورو، حریص و بخیل مشورت نکنید؛ این افراد نه تنها راه صحیح را به شما نشان نمی دهند بلکه شما را نیز از مسیر درست گمراه می کنند.

کسانی که از دورویی برای پیمودن پله های ترقی استفاده می کنند موجب می شوند کارایی و بهره وری پایین آمده و در جامعه کارشکنی زیاد می شود که این مسئله مانعی برای رسیدن به اهداف است.


از طریق ارتباطات غیر کلامی می توان افراد دورو را شناسایی کرد. ارتباطات غیر کلامی، دنیایی از کلام را به مخاطب می رساند.

«بن بست دو سویه» مبحثی در علم ارتباطات است که به خوبی روشن کننده این مسئله است. نظریه بن بست دوسویه می گوید: اگر کسی در کلام مطلبی را عنوان می کند ولی رفتار و سکناتش چیزی دیگر می گوید؛شما به رفتار و سکناتش توجه داشته باشید. نکته جالب آن است که اگر در جایی ارتباطات کلامی و غیر کلامی گرد هم آیند، شما با 90 درصد اطمینان به ارتباطات غیر کلامی توجه کنید.

در مورد افراد دورو مشخصات رفتارهای غیر کلامی این چنین است که مردمک چشم های افراد دورو باز است و رنگ صورت آنها از حالت عادی تغییر می کند یا به سفیدی می گراید و یا قرمز و گلگون می شوند.
معمولاً افراد دورو شدت صدای بلندتری دارند و با حرکات دست بیشتری صحبت می کنند. گاهی نیز هنگام صحبت دست ها را پشت کمر مخفی می کنند.

شخصی که به این افراد دورو از همان ابتدا اعتماد ندارد اغلب هنگام دست دادن، بسیار محافظه کارانه، فقط نوک انگشتان او را می گیرد.افراد دورو هنگام نشستن روی صندلی کمی به راست یا چپ متمایل می شوند و گاه کمی به جلو برای ارتباطی صمیمانه خم می شوند و غالباً لبخند بر لب دارند. افراد دورو علاوه بر این رفتارها مهارت خاصی در دروغگویی نیز دارند و به دلیل همین خصلت فراموش کارند.

  افراد دورو در برخی اوقات نیز دارای تزلزل گفتاری هستند، آنان ثبات رأی و شخصیت نیز ندارند و گاهی چنان صحنه پردازی می کنند که مخاطب می انگارد که حقیقت محض است.




طبقه بندی: علمی،  روانشناسی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده


 وظایف و کار کرد های خانواده

1-                   کانون مهر و الفت.

2-                   تنظیم روابط جنسی و جواب نیازهای جنسی زن و مرد.

3-                   تولید مثل.

4-                   پرورش شخصیت کودکان خانواده.

5-                   انتقال مواریث مذهبی و فرهنگی به نسل بعدی.

6-                   جامعه پذیری (فرهنگ پذیری ) یا اجتماعی کردن کودکان خانواده .

7-                   ایجاد احساس امنیت برای همه‌ی اعضای خانواده و حمایت از آنها .

8-                   کارکرد عاطفی؛ یعنی، توسعه رفتارهای عاطفی خود و فرزندان خانواده.

9-                   تعیین پایگاه اجتماعی (جواب به نیاز عضویت های اعضاء خانواده) .

10-             کسب احترام برای اعضاء خانواده

11-             کارکرد اقتصادی، کار ، تولید، مصرف و پس انداز (سام آرام    1375)

 

دیدگاه‌های نظری در باره خانواده

آنتونی گیدنز، معتقد است؛ رهیافت های نظری متفاوت و متعارضی برای مطالعه خانواده در پیش گرفته شده است تا جایی که بسیاری از دیدگاه‌هایی که تا همین چند دهه‌ی پیش، پذیرفته می‌شدند اکنون در پرتو پژوهش های جدید و دگرگونی های مهم دنیای اجتماعی، چندان متقاعد کننده نیستند.

 

الف)  نظریه کارکرد گرایی

کارکرد گرایان بر خانواده به منزله نهاد بنیادین جامعه تاکید داشته اند؛ به ویژه بر نقش خانواده در اجتماعی شدن کودکان، دیدگاه کارکرد گرا، جامعه را هم چون مجموعه ای از نهادهای اجتماعی می بیند که کارکرد های معینی برای تضمین تداوم و وفاق جامعه دارند.

طبق این دیدگاه خانواده وظایف مهمی را به انجام می رساند که جزو نیازهای اساسی جامعه هستند و به بقای نظم اجتماعی کمک می کنند. از نظر جامعه شناس آمریکایی "تالکوت پارسونز"  دو کارکرد اصلی خانواده عبارتنداز:  اجتماعی شدن اولیه و تثبیت شخصیت[1]، اجتماعی شدن، اولین فرآیندی است که کودکان هنجارهای فرهنگی جامعه ای را می آموزند که در آن به دنیا آمده اند و تثبیت شخصیت[2] به معنای نقشی است که خانواده با کمک و حمایت عاطفی از اعضای بزرگسال خود بر عهده دارد .

پارسونز خانواده هسته ای را مناسب ترین و کارآمدترین نوع خانواده برای پاسخگویی به نیازهای جامعه‌ی صنعتی می دانست، در واقع تخصصی شدن نقش ها در خانواده‌ی هسته ای، مستلزم این بود که شوهر به عنوان نان آور نقش ابزاری را بر عهده بگیرد و زن نقش احساسی و عاطفی داخل خانه را قبول کند.

به هر روی این دیدگاه گرچه در زمان خود قابل قبول به نظر می رسید اما با توجه به تغییرات صورت گرفته در جوامع می توان چنین گفت که این نظریه در حال حاضر نارسا است. (گیدنز 1386 )

 

ب)  نظریه‌ی فمنیستی

دیدگاه های فمنیستی تقریباً از دهه  1960 شکل گرفته و به ارائه نظریاتی نو پرداخته اند، خانواده را از منظر دیگری مورد بررسی قرار داده اند. فمنیست ها، بیشتر به مطالعه‌ی نابرابری های موجود در بسیاری از حوزه های زندگی خانوادگی پرداخته اند از جمله نابرابری های موجود در تقسیم کار خانگی، روابط نابرابر قدرت و فعالیت های مراقبتی و تیمارداری.

در واقع دیدگاه فمنیسمی با به چالش کشیدن تصویر خانواده به منزله‌ی قلمرویی هماهنگ و برابر تاثیری بزرگ بر جامعه شناسی گذاشته است تا جایی که طی دهه های هفتاد و هشتاد دیدگاه‌های فمنیستی بر اکثر مباحث و پژوهش های مربوط به خانواده، غلبه داشت، فمنیست موفق شد توجه همگان را به سمت درون خانواده ها و بررسی تجربه‌ی زنان در قلمرو خانه معطوف گرداند، خصوصاً دیدگاه‌های فمنیست رادیکال که بیشتر به نظام پدر سالاری و سلطه نظام مند مردان بر زنان پرداخته بود.

اما از آنجایی که مطالعات فمنیستی در باره‌ی خانواده غالباً روی مسائل خاصی در محدوده‌ی خانگی متمرکز می شوند؛ روندها و تاثیرهای عظیم تری را که در خارج از خانه رخ می دهند کمتر منعکس       می کنند. در سال‌های اخیر مفسران محافظه کار ادعا کرده اند که خشونت در خانواده آن طور که فمنیست ها می گویند به قدرت مرد پدر سالار، مربوط نمی شود، بلکه ناشی از اختلال کارکردی خانواده هاست. خشونت علیه زنان انعکاسی از بحران رو به رشد خانواده و کمرنگ شدن ضوابط اخلاقی است آنها شواهد مربوط به نادر بودن خشونت زنان علیه مردان را زیر سئوال می بردند، زیرا که مردان کمتر از زنان تمایل دارند که خشونت همسران شان را علیه خود به پلیس گزارش دهند. (چاوشیان   1386)

همان‌گونه که آنتونی گیدنز ذکر نموده و در بحث تعریف ازدواج نیز شاهد بودیم  بسیاری از دیدگاه‌های جامعه شناسان و صاحب نظران در خصوص خانواده و مسائل مربوط به آن در دوران کنونی نارسا و منسوخ می نماید و طبیعی است که هر یک، از جهاتی مورد انتقاد صاحب نظران قرار گیرند که از جمله آنها   دیدگاه‌های فمنیستی که مورد نقد فراوان قرار گرفته است و به حدی رسیده که  گروه‌های فمنیستی یکدیگر را  نیز نقد نموده اند.

 

تغییر الگوهای خانواده در ایران و جهان

انواع گوناگون از شکل‌های خانواده در جوامع مختلف در سراسر جهان به جای مانده است. در برخی نواحی، مانند مناطق دور دست آسیا، آفریقا یا قبایل ساکن در جزایر اقیانوس آرام شکل‌های سنتی خانواده شامل: خانواده های گسترده، کلان‌ها، و چند همسری چندان تغییری نکرده اند. اما در بیشتر کشورهای  پیشرفته و حتی جهان سوم، تغییرهای گسترده ای در حال وقوع است. منشأ این تغییرها پیچیده است، اما چند عامل را می توان به عنوان عوامل ویژه در ایجاد این دگرگونی‌ها، برگزید؛ این عوامل، در درجه‌ی اول همانند دوره های پیشین در غرب، شامل تأثیر صنعت و زندگی شهری امروزی بر خانواده است. به طور کلی این تغییرات، حرکتی جهانی به سوی تفوق خانواده هسته ای، ایجاد می کنند و نظام‌های خانواده‌ی گسترده و انواع دیگر گروه‌های خویشاوندی را از هم می پاشند. فقط ترکیب خانواده و خانوار نیست که دچار تغییر شده است چیزی که به همان اندازه اهمیت دارد تغییر توقعات و انتظار های مردم از روابط و مناسبات خویش با دیگران است. این دگرگونی ها فقط به کشور های صنعتی محدود نمی شود بلکه این تغییرات در کشورهای آسیایی و کشور های در حال توسعه نیز  به وضوح دیده می شود. از جمله این کشور ها چین است که نه تنها طلاق بلکه هم بالینی نیز در آن رواج بیشتری یافته است.

همان‌گونه که خانواده درگذر تاریخ اشکال متنوعی را در هر جامعه ای به خود گرفته و از خانواده های گسترده، پدرتباری، پدرسری، مادرتباری، مادرسری و ... صحبت به میان می آید، ازدواج و همسر گزینی نیز شیوه های گوناگونی در هر نقطه از جهان و در ایران داشته است. هر چند بسیاری از انواع خانواده ها و شیوه های ازدواج و همسر گزینی در کشور ما از بین رفته و یا رواج خود را از دست داده است، اما در جای جای این کشور پهناور می توان آثاری از قدیمی ترین انواع آنها را پیدا نمود. آنچه مسلم است ، هم چنان ‌که نهاد خانواده در ایران تغییرات اساسی به خود دیده است، ازدواج و همسرگزینی نیز تحول بنیادی پیدانموده است. شهلا اعزازی دراین مورد چنین می نویسد:  «در دوران قبل، همسر گزینی به شدّت تحت فشار اجتماعی بود. انتخاب همسر نه بر اساس میل و علاقۀ دو طرف به ازدواج، بلکه به دلیل " جبر اجتماعی " صورت می گرفت. در جامعه ای که فردیت مطرح نبود، علائق فردی نیز ارزشی نداشتند  .... تنها راه ارتقاء پایگاه اجتماعی، ازدواج بود؛ هرچند که زن متأهل معمولاًَ تحت سلطه‌ی مادر شوهر بود و شوهر نیز بر او اعمال قدرت می کرد، اما به تدریج، با انتقال اقتدار شوهر به زن در حیطه های خاص، زن تبدیل به فرد فرمان دهنده و پس از فوت مادرشوهر، به بالاترین مقام خانه می رسید، به این ترتیب برای دختران، ازدواج تنها امکان کسب یک نقش اجتماعی قابل قبول جامعه بود. مردها نیز مجبور به ازدواج بودند، زیرا اداره‌ی واحد خانه که در عین حال محل تولید نیز بود، بدون وجود زن که قسمتی از کارها را بر عهده گیرد امکان نداشت. با ازدواج، مرد مجرد تبدیل به مرد متأهل می شد که اهمیت اجتماعی بالاتری از مرد مجرد داشت. در عین حال پس از ازدواج دارای فرزندانی می شد که هم به او کمک می کردند و هم به عنوان ورثه، از مایملک خانوادگی محافظت می کردند ... ازدواج‌های مجدد به فراوانی دیده می شد، به طوری که افراد هرچند گاه یک بار، با همسر جدیدی زندگی خود را آغاز می کردند. علت آن، میزان بالای مرگ و میر زنان و مردان بود. مرگ و میر زنان، معمولأ ناشی از زایمان بود. مردی که همسرش فوت می کرد، به خصوص اگر فرزند یا فرزندانی داشت، نمی توانست بدون کمک زن امور خانواده را بچرخاند، پس با گذشت زمانی کوتاه دوباره ازدواج می کرد و چون اصل عمده‌ی ازدواج، فرزند آوری بود سعی می کرد با زن جوان‌تری که قادر  به آوردن فرزندان بیشتری باشد، ازدواج کند. (اعزازی   1376)

از ویژگی‌های ازدواج در ایران گذشته میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:

-         ازدواج با خویشاوندان نزدیک بسیار رواج داشته است به طوری‌که می گفتند عقد پسر عمو و دخترعمو درآسمان‌ها بسته شده است .

-         در بسیاری از نقاط ایران، دختر را از همان آغاز تولد " ناف بر " می کرده اند، یعنی او را به نام یکی از پسران فامیل برای ازدواج نامزد می کرده اند.

-                      در اکثر نقاط ایران، مراسم و تشریفات جشن ازدواج، بسیار وسیع و متنوع بوده است و گاهی به چند روز می رسیده است.

-         پدر و مادر، نقش اساسی و تعیین کننده در انتخاب همسر برای فرزندان خود داشته اند. در اکثر موارد دختران هیچ نقشی در انتخاب شوهر آینده‌ی خود نداشته اند. ( اعزازی، شهلا۷۶ 13 (

 

دكتر غلام‌عباس توسلی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران با تاكید بر تغییر ایده‌آل‌ها برای انتخاب همسر می‌گوید: «ما در جامعه‌ای زندگی می‌كنیم كه ساختار فرهنگی پایه‌ای در فرهنگ اسلامی دارد، اما در سالیان اخیر، تغییرات چنان چشم‌گیر است كه به سختی می‌توان آنها را توجیه كرد.

با توجه به دگرگونی‌هایی كه در سطح كلی كشور به انجام رسیده به ‌طور حتم آرمان‌های تعیین ازدواج، هم از سوی مردان و هم از جانب زنان، شكل تازه‌ای به خود گرفته و مسایل اقتصادی در این‌ باره به‌ شدت مطرح است، به ‌طوری كه این عامل نقش بسیار تعیین ‌كننده‌ای در ازدواج دارد و بیشتر فروپاشی‌ها با در نظر گرفتن وجود كسری در ركن مهم زندگی یعنی اقتصاد خانواده صورت می‌گیرد».

 دكتر امان‌الله مقدم، آسیب‌شناس در این رابطه می‌گوید: «تغییر الگوهای همسرگزینی، خاص ایران نیست، بلكه در سراسر دنیا اتفاق افتاده است. اما آنچه به نظر می‌رسد این است كه؛ ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی در ایران به ‌شدت در حال دگرگونی است.

در ایران به دلیل یکسانی مذهب و نژاد و اندک بودن اقلیت ها، ازدواج میان دو نژاد یا دو مذهب متفاوت، به ندرت دیده می شود. علاوه براین، برخی از مذاهب اقلیت ایران، خود درون همسر، هستند و ازدواج با مذهب دیگری را شایسته نمی دانند. در اسلام، ازدواج مرد مسلمان با زنی از مذهب دیگر ممنوعیتی ندارد. اما طبق ماده 1059 قانون ازدواج و طلاق نکاح مسلمه با غیر مسلم جایز نیست و حتی ماده 1060 اظهار می دارد که ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجه در مواردی هم که منع قانونی ندارد، موکول به اجازه‌ی مخصوص از طرف دولت است. نظیر این محدودیت قانونی در میان برخی از گروه های قومی ایران (مانند ترکمن ها) نیز وجود دارد که در میان آنان ازدواج مرد با زنان دیگر آزاد است، ولی در مورد ازدواج دختران خود با افراد دیگر سخت‌گیری می کنند. اگرچه امروزه دیگر ضرورتی ندارد که جوانان به منظور تضمین باز تولید اجتماعی از طریق ازدواج مناسب، از والدین خویش اجازه بگیرند، با این همه، استراتژی هایی دیگر، هر چند نامرئی تر از آنها که در گذشته رواج داشتند، هم چنان فعال هستند» .(سایت همشهری)

 

 

 

تأثیر خصوصیات کلان شهرها در جوامع در حال گذار بر روابط زناشویی

در جامعه‌ی امروز ما که جامعه ای در حال‌گذار محسوب شده و در آن مهاجرت به  کلان شهرها بدون هیچ نظم و قاعده ای و به طور گسترده، هر روزه صورت می گیرد وجود و گسترش هر روزه‌ی شهرهای بزرگ، که روزانه تعداد زیادی از مهاجرین از نقاط مختلف کشور را در خود، جای می دهند و نیز عدم ثبات سیاسی و اقتصادی جامعه که برخی افراد را به میلیونرهای یک شبه تبدیل می کند باعث در هم آمیختگی فرهنگ های متفاوت از یک سو و جابه جایی های بدون قاعده در نظام قشربندی و طبقاتی جامعه از سوی دیگر شده است. در حالی ‌که مسافرت های داخل شهری به راحتی امکان برخورد اقشار و فرهنگ های متفاوت را فراهم می نماید و مکان‌هایی چون مراکز آموزشی، مراکز تفریحی، مراکز خرید و ... ؛ فرصتی برای برخورد نزدیک این افراد را به وجود می آورد. در این جا است که جوانانی که تا دیروز این باور در مورد آنها وجود داشته که موجوداتی ناتوان در تشخیص و انتخاب بوده و باید بنشینند تا برایشان تصمیم گرفته شود، امروز در شرایطی در محیطی باز برای انتخاب، قرار می گیرند که از هیچ‌گونه آموزش تخصصی در جهت آشنایی با معیارهای انتخاب و ویژگی‌های یک همسر مناسب برخوردار نبوده اند و احساسات داغ و زودگذر جوانی تنها معیار معتبر انتخاب برای آنها شناخته می شود و از آنجا که هر یک از این افراد در برخوردهای کوتاه مدت سعی می کنند که خود را بهتر از آنچه که در واقع هست یا اصطلاحاً با کلاس[3] نشان دهد، خود واقعی آنها جلوه نمی کند و هر یک به تصویری ساختگی از دیگری دل می بندد و آن هنگام که زندگی واقعی آغاز می شود ادامه این نقش بازی کردن ها امکان پذیر نیست و در نتیجه تمام معادلات به هم می ریزند و طلسم رویاهای شیرین، باطل می شود. آنجا که در اثر تفاوت‌های عظیم تربیتی، نقش‌ها به گونه ای متفاوت آموخته شده اند، باور زن از زن بودن خود و انتظاراتی که از مرد به عنوان شوهر خود دارد و نقش‌هایی را که برای خود و او متصور است، را در تضاد کامل با آن چه که در ذهن طرف مقابل در طی دوران رشد در خانواده خود نقش بسته است، می بیند.  به عبارت دیگر، تفاوت نقش ذهنی در تصورات و آموخته های زن و مرد، موجب عدم ادراک مناسب آنها از رفتار و انتظارات یکدیگر و در نتیجه عدم ارضاء آنها از روابط زن و شوهری خود شده و افراد دوباره به کودکانی تبدیل می شوند که شیوه‌ی تعامل صحیح با یکدیگر را در زندگی مشترک نمی دانند و رویاها سراب می شوند.

 

 



[1] primary socialization

[2] personality stabilization

[3]  class




طبقه بندی: پزشکی و سلامت،  علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 14 فروردین 1392

مقدمه

كودكان برای كنار آمدن با دیگران به قوانین ساده و روشن نیازمند هستند. نباید از كودكان بخواهیم كه هر آنچه ما       می گوییم انجام دهند. كودكان در سنین پیش دبستانی دوست دارند خودشان تصمیم بگیرند، انتخاب كنند و در كارهای مربوط به خود مستقل باشند. تنها در مواردی كودك لجبازمحسوب می شود كه بیش از نیمی از دستورات را اطاعت نكند.

كودكان در سنین 5/2 تا 5/3 سالگی نوعی حالت لجبازی و مقاومت در برابر خواسته های پدر و مادر از خود نشان         می دهند. در صورتی كه با ملایمت با آنان رفتار شود، چنین رفتارهایی در كودكان از بین خواهد رفت. اما در صورتی كه والدین لجبازی كودك را با پرخاشگری پاسخ دهند، دردوران نوجوانی لجبازی به طور شدید تری بروز خواهد كرد.

علل لجبازی در کودکان

وقتی كودكان درخواستی دارند، یا والدین آنها را مجبور به انجام عملی بر خلاف میلشان می كنند، آنها لجباز می شوند.  گاهی توجه زیاد والدین به رفتار های نامناسب كودكان سبب می شود كه رفتار های نادرست آنان تقویت شود.

 

به طوری كه كودكان به دلیل آوردن، جرو بحث كردن، نق زدن، مجادله كردن و درخواست های مكرر متوسل می شوند. گاهی نیز علت لجبازی كودكان آن است كه والدین در برابر لجبازی های آنان رفتار ثابتی ندارند. مثلا یك روز هیچ عكس العملی در مقابل لجبازی نشان نمی دهند و روز دیگر از آنان می خواهند مطابق با خواسته والدینشان رفتار كنند. اگر همیشه با كودكان رفتار ثابتی داشته باشیم كمتر لجبازی می كنند.

هنر برقراری ارتباط با کودکان

با خشونت، امر و نهی نكنید و یكباره دستورهای نامعقول و غیر قابل فهم صادر تكنید. این امر باعث عصبانیت و لجبازی بیشتر كودك می شود. مثلا وقتی می خواهید كودكتان را از موقعیت بازی خارج سازید، حتما باید وقت اتمام بازی را به اطلاع او برسانید. چنانچه كودك را بدون اطلاع قبلی از میدان بازی خارج سازید، از عكس العمل شدید و واكنش غیر عادی او متعجب نشوید.

در مورد كارهایی كه لزوما باید انجام پذیرد، هیچگاه با فرزند خود بحث و جدل نكنید مسلما دارویی كه پزشك تجویز كرده علی رغم میل و خواسته ی كودك، باید خورده شود( حتی اگر مزه و طعم خوبی نداشته باشد) اما می توان از او پرسید كه این دارو را با آبمیوه می خورد یا چای یا سایر نوشیدنی های مطبوع كودك ( در صورتی كه برایش مضر نباشد) و تصمیم گیری را به عهده وی بگذارید. یعنی به كودك اجازه دهید از میان چند امكان، یكی را انتخاب كند. به هر طریق در مورد دستورات ضروری  كه حتما باید انجام پذیرد، قاطعانه برخورد كنید و مصمم باقی بمانید و با لجبازی كودك، باالتماس و تضرع وی، تغییر عقیده ندهید. 

 

بدانید با قبول در خواست نا بجای كودكتان به زودی با خواسته های نابجای دیگری روبه رو خواهید شد. توجه به این نكته ضروری است كه  : قاطعیت، غیر از خشونت است. شكیبایی را به هیچ وجه فراموش نكنید.

هر گاه متوجه نادرستی فرمانی كه به كودك داده اید شدید و ملاحظه كردید كه حق با شما نبوده است، به جای اصرار بر آن و توجیه خواسته نادرستتان به اشتباهتان اقرار و در جهت اصلاح آن برآیید. بدانید كه اختلاف سنی ما با كودكمان و تجربیات زیادی كه نسبت به او داریم، دلیل این نخواهد شد كه هیچ گاه اشتباه نكنیم. اعتراف به اشتباه، تصحیح آن و حتی عذر خواهی، از عظمت روحی فرد نشات می گیرد. اجازه دهید فرزندتان این درس بزرگ زندگی را در محیط خانواده  از شما بیاموزد. مثلا اگر كودك شما بر خلاف معمول در یك بعد از ظهر مدت زیادی خوابیده است، قطعا شب قادر نخواهد بود به زودی شب های قبل بخوابد. اگر شما بدون توجه به این مساله از او بخواهید كه زود بخوابد، مسلما دستور نادرستی داده اید و باید هر چه سریع تر برایش توضیح دهید كه امشب می تواند  به خاطر خواب بعد از ظهر بیشتر بیدار بماند. هنگام عصبانیت و رفتار های لجاجت آمیز كودك، بحث و جدل یا صحبت كردن منطقی، با او نتیجه ای نخواهد داشت. در این مواقع توجه كودك را به موضوع دیگری جلب كنید و بعد از آرام شدن و تخلیه كودك با ملاطفت از او بخواهید كه آنچه را موجب عصبانیت و بد خلقی اش شده بود برایتان بیان كند.

 

البته والدین هم باید از خود بپرسند كه تحت چه شرایطی كودك چنین رفتاری را انجام می دهد و بعد از بررسی علل،باید در نهایت شكیبایی، تلاش كنند تا آن رفتار ها را بهبود بخشند.

والدین هیچگاه نباید بعد از لجبازی و بدخلقی كودك زمانی كه او تازه آرام شده هدیه یا خوراكی مورد علاقه اش را به او بدهند یا خواسته های غیر صحیح او را انجام دهند.

نتیجه گیری

سعی کنید به فرزندان خود بیاموزید و خود نیز این فرصت را به آنها بدهید که خودشان در مورد مسائل کوچک تصمیم بگیرند. البته توجه کنید که نباید بیش از اندازه از کودک انتظار داشته باشید. همچنین به کودک فرصت انتخاب از میان چیزهای مختلف را بدهید.

دسته ای از کودکان بسیار آرام و بی سر و صدا هستند و کمتر جلب توجه می کنند. این کودکان غالباً از ترس از دست دادن محبت والدین خود سعی می کنند بدون کمترین مقاومتی تسلیم آنها شده و از مخالفت احتراز کنند. باید توجه داشته باشیم اگر این شیوه ی رفتاری، ادامه یابد کودک در آینده سرخورده، بی اراده، ترسو و بی جرات خواهد شد و قادر به کسب کفایت لازم و اداره ی زندگی اش نخواهد بود. باید به این کودکان که اعتماد به نفس بالایی ندارند اطمینان دهید که از تصمیم گیری های مستقل آنها خوشحال می شوید. اگر در این میان او مرتکب اشتباهی شد و یا حتی اگر با فکر و ایده او مخالف بودید، باز هم نباید ذره ای از توجه ،مهرورزی و محبت شما به کودک کاسته شود.

به خاطر داشته باشید که هر کودک، شخص منحصر به فردی است. به همین جهت رفتار مناسب با یک کودک ممکن است با کودک دیگری مناسب نباشد.

 

منابع:

1 ـ رفتار من با کودک من،جواد فیض،انتشارات اساطیر، 1377.

2 ـ اختلال های رفتاری کودکان، نلسون و همکاران، ترجمه منشی، انتشارات آستان قدس رضوی،1372.

3 ـ اصلاح رفتار کودکان، ریچارد بوریس، ترجمه کسائیان، نشر دانشگاهی، 1372.




طبقه بندی: علمی،  پزشکی و سلامت، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 14 فروردین 1392

نویسنده: دكتر بهنام اوحدی

واژه‎ی اعتیاد به سكس، برای نخستین بار در دهه‎ی 1980 میلادی مطرح شد. این واژه برای توصیف افرادی به كار گرفته می‎شد كه به گونه‎ای وسواسی در پی تجارب جنسی بوده و چنان‎چه نمی‎توانستند نیازهای جنسی‎شان را ارضا كنند، رفتارشان مختل می‎گشت. در واقع، این مفهوم از الگوی وابستگی (اعتیاد) به داروها (مواد) یا رفتارهایی چون قمار برگرفته شده است. وابستگی (اعتیاد) به سكس در این جا به معنی وابستگی روان شناختی، وابستگی جسمی و وجود نشانه‎ها و علایم سندرم ترك (محرومیت) در صورت عدم دست‎رسی به دارو (ماده) یا ناكامی رفتار (مانند قمار) است.

افراد بسیاری دیده می‎شوند كه همه‎ی كوشش‎ها و رفتارهایشان در زندگی معطوف به جست‎وجوی رابطه‎ی جنسی است؛ زمان زیادی را صرف چنین رفتاری می‎نمایند و اغلب تلاش می‎كنند كه این رفتار را متوقف كنند ولی در عمل، توانایی این كار را ندارند. شاید بسیاری برای نخستین بار با چنین واژه‎ای رو به رو شده باشند اما این پدیده، برای شمار فراوانی از درمان‎گران كاملاً شناخته شده است. این افراد، كوشش فزاینده و مكرری انجام می‎دهند كه رابطه‎ی جنسی داشته باشند و چنان‎چه در این تلاش‎ها پیروز و كامیاب نشوند، دچار ناراحتی و رنج و عذاب می‎شوند. می‎توان گفت كه وابستگی (اعتیاد) به سكس، یك مفهوم اكتشافی مفیدی است كه درمان‎گر را برای علت زمینه‎ای این رفتار، هشیار می‎سازد. معتادین جنسی نمی‎توانند تكانه‎های جنسی خود را كنترل كنند. این تكانه‎ها طیف كاملی از رفتار یا تخیلات جنسی را در بر می‎گیرد. سرانجام، نیاز به آمیزش و به طور كلی هر گونه فعالیت جنسی، افزایش می‎یابد و میل مداوم به رابطه‎ی جنسی، تنها انگیزه‎ی رفتار فرد می‎شود.
در سابقه‎ی شخص، معمولاً الگوی درازمدتی از این رفتار وجود دارد كه شخص بارها تلاش داشته تا آن را متوقف كند، ولی موفق نشده است. هر چند ممكن است پس از چنین اعمالی، فرد دچار پشیمانی و احساس گناه و عذاب وجدان شود، ولی چنین احساساتی برای پیش‎گیری از بروز دوباره‎ی این رفتار، كافی نیستند. ممكن است بیمار بیان نماید كه در دوره‎های پر استرس یا هنگام تنش، اضطراب و خشم، نیاز بیشتر و شدیدتری در خود برای برون ریزی احساس می‎نماید.

به طور كلی، بیشتر اعمال شخص در این زمینه، با ارگاسم پایان می‎یابد؛ هر چند این یك قانون و اصل كلی نیست و رفتار جست‎وجوی رابطه‎ی جنسی به میزان زیادی با تهییج و تحریك همراه است كه نیاز و الزامی به رسیدن به ارگاسم ندارد.

در نهایت، فعالیت جنسی با زندگی زناشویی، اجتماعی یا حرفه‎ای شخص تداخل می‎كند و سبب از دست رفتن كاركرد شخص در این زمینه‎ها می‎شود.

علایم و نشانه‎های وابستگی (اعتیاد) به سكس را می‎توان این چنین فهرست نمود:
1) رفتار خارج از كنترل
2) پیامدهای قانونی، پزشكی و بین فردی نامطلوب و زیان آور
3) پی‎گیری همیشگی رفتار جنسی پر خطر یا رفتارهای خود تخریبی
4) كوشش‎های مكرر برای متوقف نمودن رفتارهای جنسی
5) وسواس فكری و تخیلات جنسی – آمیزشی
6) نیاز برای حجم فزاینده‎ای از فعالیت‎های جنسی
7) تغییرات خلقی شدید در ارتباط با فعالیت جنسی (افسردگی، خوشی، …)
8) صرف زمانی غیر عادی برای دست‎یابی به رابطه‎ی جنسی، شهوت انگیز بودن یا رهایی از تجربه‎ی جنسی
9) تداخل رفتار جنسی با فعالیت اجتماعی، شغلی یا تفریحی

به طور كلی، انحرافات و هنجار گسیختگی‎های جنسی، در افراد دچار وابستگی (اعتیاد) به سكس بیشتر دیده می‎شود. ویژگی‎های اصلی این انحرافات عبارتند از: رفتار یا میل شدید و عود كننده‎ی جنسی مانند نمایش‎گری، یادگار خواهی، مالش، آزارگری، آزارخواهی، مبدل پوشی، تماشاگری جنسی، بچه‎‎خواهی. این انحرافات، همراه با ناراحتی قابل ملاحظه‎ی بالینی هستند و تقریباً همیشه در روابط بین فردی اختلال ایجاد می‎كنند و اغلب به مشكلات قانونی منجر می‎شوند. ولی اعتیاد به سكس ممكن است افزون بر انحرافات جنسی، شامل رفتارهایی نظیر آمیزش جنسی و خودارضایی باشد كه البته طبیعی و بهنجار تلقی می‎شوند، به جز مواردی كه كنترل نشده یا بی‎بندوبار باشد.

در بسیاری از موارد، اعتیاد به سكس، مسیر نهایی و مشترك انواعی از اختلالات دیگر است. افزون بر انحرافات جنسی كه اغلب وجود دارند، ممكن است اختلال روانی عمده‎ای چون اسكیزوفرنی نیز وجود داشته باشد. اختلال شخصیت جامعه ستیز و اختلال شخصیت مرزی نیز شایع هستند.
گه‎گاه، اعتیاد به سكس با اختلال روانی دیگری همراه می‎شود. برای نمونه، وابستگی (اعتیاد) به سكس می‎تواند با وابستگی (اعتیاد) و سوء مصرف مواد مخدر و محرك، اختلالات خلقی (چون افسردگی، سرخوشی و …) و اختلالات اضطرابی (چون هراس‎ها، وسواس‎ها و …) توأم گردد.
«دون ژوآنیسم» و «نیمفومانیا» دو واژه‎ای هستند كه پیرامون وابستگی (اعتیاد) به سكس باید مورد اشاره قرار گیرند. دون ژوآنیسم را گاه برابر اعتیاد به سكس مردان قرار داده‎اند. گفته می‎شود دون ژوآن‎ها از فعالیت‎های جنسی خود برای پوشاندن احساسات عمیق حقارت استفاده می‎كنند. برخی از آن‎ها، تكانه‎های ناخودآگاه همجنس گرایی داشته و با روابط جنسی وسواسی با زنان، این تكانه‎ها را انكار می‎كنند. این مردان، می‎خواهند خود را از لحاظ جنسی، پر كار نشان دهند و اغلب پس از رابطه‎ی جنسی، دیگر تمایل و علاقه‎ای به آن زن ندارند.

نیمفومانیا، معادل اعتیاد به سكس زنان و به مفهوم میل مفرط یا بیمارگونه زن برای آمیزش جنسی است. به طور معمول، زنان دچار این حالت، یك یا چند اختلال كاركرد جنسی (اغلب شامل اختلال ارگاسمی زنانه) داشته‎اند. زن مبتلا، اغلب ترس شدیدی در مورد از دست دادن عشق داشته و می‎كوشد با انجام این اعمال، نیازهای وابستگی (و نه تكانه‎های جنسی) خود را ارضا كند.

همه‎گیر شدن بیماری وابستگی (اعتیاد) به سكس در یك جامعه، شرم و آزرم اجتماعی را خدشه‎دار نمود، و به از دست رفتن چارچوب‎های اخلاقی – معنوی، رشد انحرافات و آسیب‎های اجتماعی و ویران گشتن جایگاه الهی – انسانی سكس می‎انجامد. اپیدمی وابستگی (اعتیاد) به سكس، نه تنها بحران‎های فرهنگی – روانی – اجتماعی، بلكه بحران‎های اقتصادی را نیز پدید آورده و ساعات و دقایق فراوانی از «زمان كار و انرژی ملی» را هدر می‎دهد.

 درمان وابستگی (اعتیاد) به سكس، مانند الگوی درمان وابستگی (اعتیاد) به مواد مخدر بر پایه‎ی درمان‎های روان شناختی و روان پزشكی چون روان درمانی‎های متنوع و دارو درمانی‎های مختلف انجام می‎شود.

منبع: http://mjalal.blogfa.com




طبقه بندی: پزشکی و سلامت،  علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 14 فروردین 1392
خصوصیات و ویژگی های بیماری بوردرلاین
BPS (Borderliner Personality Syndrom) (Borderline)
که در لیست بیماری های DSM قرار دارد.

۱- دوست داشتن بدون ابراز آن.

۲- تمام روز خنده ولی در ته قلب غم و غصه.

۳- نیاز به هم آغوشی و محبت اما انکار آن...!

۴- کتک کاری و ضرب و شتم ناگهانی دیگران و مخصوصا افراد خانواده.

۵- لحظه ای نیاز به زندگی و لحظه ای دیگر نیاز به مرگ.

۶- و بار دیگر در آغوش قرار گرفتن از درد و رنج و نیاز.

۷- ترس بسیار شدید و گوشه گیری و انزوا و یا بر خلاف آن شرکت در جمع های خودمانی از ترس حادثه و عمل های غیر مترقبه.

۸- کسانی که به این بیماری و اختلال دچار هستند- احساس تنهایی و بیگانگی پیوسته دارند.

۹- افرادی که دچار این بیماری خطرناک هستند- پیوسته احساس عدم درک از دیگران و بیرون خود می کنند.

۱۰- دنبال بحران و دعوا و ستیز و جنگ هستند.

۱۱- از همه انتظار احترام دارند- اما خودشان کوچکترین احترامی به دیگران نمی گذارند.

۱۲- یکی از مهمترین شاخصه این بیماری- در گمان زنی ها و مقایسه خود و غیر خود در ذهن و تصورشان است. یعنی همیشه در تصورات و تصویرها سیر می کنند.

۱۳- ترسی که با خشم آن را مخفی می کنند.

۱۴- احساس پوچی( نمی دانند که چه می خواهند و چه احساس می کنند).

۱۵- یک فاصله بسیار عمیق و ژرف بین عقل و احساسات دارند.

۱۶- لبریز از احساساتی که هیچ کاری از دستشان بر نمی آید.

۱۷- دوره ای با افسردگی همراه با هیجانات شدید و احساس خودکم بینی.

۱۸- اعتماد و عدم اعتماد ناگهانی به اطرافیان. تا دیروز دوستی همه چیز برایت بود ولی امروز هیچ معنی برایت نمی دهد.

۱۹- حال و احوال بیماران بوردرلاینی به طور مرتب تغییر می یابد. در عرض چند ساعت اینان خود را خوشبخت و ساعتی بعد- بدبخت و احساس عدم امنیت و خشم و ساعتی بعد مهربان و ساعتی دیگر شکاک و دیگر بار- احساس تهدید شدن می کنند.

۲۰- بیماران مورد مذکور اصولا مشکل هویت و کیستی دارند و به همین جهت امنیت را در دیگران جستجو می کنند و چیزی را که خودشان ندارند, را دیگران باید برای اینان مهیا بکنند.

۲۱- یکی از ویژگی های خاص بیماران بوردرلاین, شیدایی و نفرت هست. یعنی چیزی و یا کسی یا بد است و یا خوب. میانه ای برای اینان وجود ندارد. رنگ ها برای اینان سیاه و یا سفید است.

۲۲- ارتباطات زناشویی بیماران مذکور, به واسطه ایده آل و غیر ایده آل سازی, زیر فشار بسیار زیادی قرار می گیرد.

۲۳- این بیماران نمی توانند خودشان را با واقعیات و روتین تطبیق بدهند. یعنی اگر دزدی به شهر آمده باشد, حتما به سراغ اینان آمده است! و اگر یک بار همسرشان به هردلیلی جارو نکشیده و یک تابستانی را به مسافرت نرفته اند, یعنی این که همسرشان اینان را هیچ وقت به مسافرت نمی برد و هیچ وقت جارو هم نمی کشد. از طریق قانون شکنی انتقام می گیرند.

۲۴- همسران بیماران بوردرلاین هیچ کاری نمی توانند برای جلب اعتماد اینان انجام بدهند. هرکاری توسط همسران, منفی تعبیر و تلقی می شود.

۲۵- و خصوصیت بارزی که در اینان هست, احساس مالکیت و نیازمندی اینان به همسرشان است و به همین خاطر توجه کامل و صد در صد همسرانشان را به خود می خواهند.

۲۶- و اما نمونه خطرناک و جالب توجه این بیماری, مسری بودن آن است. یعنی این که افرادی که به این بیماری دچار هستند, تا اطرافیان و مخصوصا خانواده درجه یک خود را همانند خود نکنند, دست بردار نیستند و موفق هم به این کار می شوند!! یعنی چنان می کنند, که شما هم مثل و همانند آنان باشید, تا اینان احساس تنهایی نکنند! در این مورد بسیار قوی و کارکشته و ماهر هستند. زیرا تنها مکانیزم دفاعی و توجیه رفتارهای آلوده خود می بینند که بگویند: ببینید ما تنها نیستیم!!

۲۷- احساس تنهایی و بیگانگی کردن هر انسانی را از پای در می آورد. احساس تنهایی و بیگانگی کردن, در ما ترس و احساس غریبگی تولید می کند و یک غریبه خود را پیوسته در حال تهدید و شکننده تجربه می کند و به حق. کسی که تنهاست و یک تصویر ذهنی از خود و دیگران دارد. خود را پوچ و به دردنخور تجربه می کند و چه دردی بالاتر از این می تواند باشد!؟ درد و غم و بی قراری های مزمنی و دیرینه از این بیماری گسست ناپذیر هستند. این بیماری بسیار کهنه است!!

۲۸- تمام خاطره ها و کردارهای نیک و خوب دیگران را فراموش می کنند.

۲۹- بوردلاینی ها یک تیپ مشخص نیستند. بوردرلاینی های منزوی و افرادی که به هیچ قیمتی آماده شنیدن و پذیرش و بیماری خود نمی باشند. و دسته دیگری که که فعال هستند و زمین و زمان را دوست دارند از بیماری خود مطلع سازند و این مطلع سازی را تنها در بروز خشم و آزار و جستجو در ستیز و دعوا برای جایگزینی احساس پوچی و بیگانگی خود تجربه و توجیه می کنند. شکایت درونی اینان از یک سوراخ درونی می باشد. از یک پوچی درونی می باشد. اینان گمان می کنند که رها شده اند و طبیعت و همه کس و همه چیز- اینان را به تنهایی به بخت و اقبال خود رها کرده است. اینان خود را تنها و به جا مانده تجربه می کنند. اینان افرادی خشمگین و عصبانی که دنبال دعوا و بحران و ستیزه هستند. برای این که جاهای خالی پوچی خودشان را پر بکنند.

۳۰- احساس پوچی و بیگانگی ریشه و علت اصلی این بیماری خطرناک می باشد.

دسته افسرده ی بوردرلاین ها از ارتباطات سرخورده هستند و نه می توانند کسی را دوست داشته باشند و نه دوست دارند که کسی اینان را دوست داشته باشد. این دسته از جامعه و انسان ها تا اندازه ممکن اجتناب می کنند. این دسته خود را بسیار پوچ و بی فایده می دانند و در این باور خود سماجت می کنند. اما در ته قلب و ناخودآگاهشان خود را مقصر و لایق دریافت محبت کردن نمی دانند.

نوع دیگر- بوردرلاین نارسیستی(خودشیفتگی) بیمارگونه اینان می باشد. اینان به هیچ قیمتی و هیچ ارزشی به دیگران قایل نیستند. و بی قراری مزمنی و بی حوصله گی, مشخصه این دسته از قربانیان این بیماری می باشد. اینان قادر به درک و فهم هیچ کس و چیزی نیستند. و به همین خاطر خشم ناگهانی و اغلب وقت ها پیش بینی نشده شامل این بیماری می شود. خشم در کوتاه مدت برای اینان ارضا کننده هست. زیرا که با ابتکار خود توانسته اند, توجه دیگران را جلب و شوکه بکنند. اطرافیان برای پیش گیری از خشم اینان حتی اگر پاورچین پاورچین راه بروند, باز هم کمکی نخواهد کرد. اینان هر کاری را که اطرافیان و نزدیکان انجام می دهند, منفی تلقی می کنند و چرخه زدن خشم- پایان ناپذیر است.

نقاط ضعف این نوع بیماران:.. ۱- ترس سعی و تلاش خود و دیگران برای رفع احساس پوچی اینان...۲- دیگر نمی خواهم قربانی باشم, به همین دلیل با خشمم دیگران را شوکه می کنم تا از تکرار قربانی شدن پیش گیری کنم...۳- ترس از تنها ماندن و تنها رها شدن...

تا زمانی که خود این بیماران حاضر به تشریح احوال و تجارب خود نباشند, زندگی را برای خانواده و اطرافیان و هرکسی که چشمشان به آنان می افتد, شوکه و ترسناک خواهند کرد. درمان این بیماری در کوتاه مدت امکان پذیر نیست و این بیماران هیچ علاقه ای به دیوارها و زمان بلند مدت ندارند. اینان عاشق نتایج آنی هستند و حوصله شان از دراز مدت سر می رود و هر چیزی که مربوط به داراز مدت باشد را انکار می کنند.

اغلب این بیماران خودزنی می کنند,( مثلا قمه زنی)و ... تا با احساس درد فیزیکی, به دردهای درونی غلبه کنند و آن را فراموش کنند. و یا این که خود را مجازات کرده باشند. برای کنترل احساسات هم دست به خودزنی می کنند. که تمرین کنترل کرده باشند. و یا این که خشم را فروکش کنند. و یا این که تمام بدن خود را تاتو می کنند.

توضیحی کوتاه برای اطرافیان:

سعی کنید, قرارهای شفاف با بیمار بگذارید.

برای بیمار شفاف سازی باید کرد که چه مواقعی در خدمت او هستید و در چه مواقعی نمی توانید در خدمت او باشید.

صبور و شکیبا باشید.

اغلب مواقع فقط یک گوش شنوا بیشتر لازم ندارید.

بیماری را به رسمیت بشناسید.

سعی کنید با بیماران مذکور فاصله ای میان گونه را حفظ بکنید. 



طبقه بندی: علمی،  پزشکی و سلامت، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 14 فروردین 1392

پر اشتهایی عصبی یکی از انواع اختلالات خوردن است که با آ شفتگی شدید در رفتار خوردن مشخص می شوند.

به طور کلی اختلالات خوردن شامل بی اشتهایی عصبی ( Anorexia nervosa )و پر اشتهایی عصبی (Bulimia nervosa) است.که هدف ما بررسی پر اشتهایی عصبی است.

پر اشتهایی عصبی که شایعتر از بی اشتهایی عصبی است، به صورت دوره های تکرار شونده مصرف زیاد

غذا همراه با احساس از دست دادن کنترل ظاهر می شود . فاصله ی اجتماعی یا ناراحتی جسمی یعنی دل درد و تهوع ، دوره ی پر خوری را قطع می کند و در پی آن احساس گناه ، افسردگی یا نفرت از خود ظاهر می شود .

شخص برای جلوگیری از افزایش وزن ، رفتار های جبرانی عود کننده دارد مانند:

پاکسازی ( استفراغ عمدی ، استفاده مکرر از مسهل یا مدّر)

روزه گرفتن یا ورزش مفرط

در نوع پاکسازی ، شخص مرتبا اقدام به استفراغ عمدی یا سوء استفاده از مسهل یا مدّر می کند .در نوع بدون پاکسازی ، بیمار از رفتار های جبرانی نا متناسب برای پیشگیری از افزایش وزن ، نظیر روزه گرفتن و ورزش استفاده می کند اما دست به روش های دفع تحمیلی نمی زند.

۲- علائم و نشانه های پر اشتهایی عصبی :

طبق DSM – IV ویژگی اساسی پر اشتهایی عصبی، دوره های عود کننده پر خوری است به علاوه احساس فقدان کنترل بر رفتار غذا خوردن است، در ضمن این مراحل ،استفراغ عمدی ، استفاده از مسهل و مدّر ،رژیم غذایی با محدودیت شدید ، ناشتا ماندن ،ورزش سنگین برای پیشگیری از بالا رفتن وزن و نگرانی دائم در مورد شکل و وزن بدن مشاهده می شود.پر خوری معمولی حدود یک سال قبل از اقدام به استفراغ شروع می شود.

علائم اساسی پر اشتهایی عصبی پر خوری دوره ای و روش های نا مناسب جبرانی برای جلوگیری از کسب وزن است.افراد مبتلا به پر اشتهایی روانی از ملاکهایی مانند شکل و وزن بدن برای خود سنجی استفاده می کنند .برای اینکه این اختلال به فردی نسبت داده شود باید پرخوری دوره ای و رفتار های جبرانی نا مناسب به طور متوسط ، حداقل دوبار در هفته برای مدت سه ماه رخ دهند.

پر خوری دوره ای عبارت است از : خوردن غذا در دوره زمانی معین به مقداری بیش از آ نکه اغلب افراد در شرایط مشابه می خورند.

(( دوره زمانی معین )) به محدودیتهای زمانی ، معمولا کمتر از دو ساعت اطلاق می شود.برای مثال فردی ممکن است در یک رستوران رفتار پر خوری دوره ای را شروع کند و سپس در برگشت به منزل آن را ادامه دهد.البته باید توجه داشت که خوردن مداوم مقادیر جزیی غذا در طول روز به عنوان پر خوری دوره ای تلقی نمی شود.

نوع غذای مصرفی در پر خوری های دوره ای متفاوت است که عمدتا غذاهایی را که حاوی کالری زیادی هستند مانند بستنی و کیک را شامل می شود.با وجود این به نظر می رسد که پر خوری دوره ای بیشتر با نا هنجاری در مقدار غذای مصرف شده مشخص می شود تا با اشتیاق برای یک ماده ی غذایی خاص نظیر کربوهیدرات .اگر چه افراد مبتلا به پر اشتهایی عصبی در ضمن پر خوری دوره ای بیش از افراد غیر مبتلا به پر اشتهایی عصبی هنگام غذا خوردن کالری مصرف می کنند ، اما شکستن کالری های مشتق شده از پروتئین ، چربی و کربوهیدرات بین آنها مشابه است.

افراد مبتلا به پراشتهایی عصبی نوعا از مشکلات مربوط به خوردن خود شرمسار هستند و می کوشند تا علائم خود را پنهان سازند .پر خوری دوره ای معمولا در تنهایی ، یا تا جای ممکن به طور پنهانی انجام می شود.پر خوری دوره ای اغلب ادامه می یابد تا اینکه فرد احساس ناراحتی یا حتی احساس دردناکی پیدا کند.پر خوری دوره ای نوعا از طریق حالات خلق ملول ، عوامل فشار زای یبن فردی ، گرسنگی شدید به دنبال محدودیت غذایی ، یا احساسات مرتبط با وزن ، شکل و غذا ایجاد می شود .پر خوری دوره ای ممکن است به طور گذرا ملال را کاهش دهد ، اما انتقاد از خود و خلق افسرده اغلب ادامه می یابد .

دوره ی پر خوری دوره ای نیز با احساس عدم کنترل همراه است .

علامت اساسی دیگر پر اشتهایی عصبی به کار گیری عود کننده رفتار های جبرانی برای پیشگیری از افزایش وزن است .بسیاری از افراد مبتلا به پر اشتهایی عصبی در تلاش برای جبران پر خوری دوره ای روش های متعددی به کار می گیرند .شایع ترین تکنیک جبرانی ایجاد استفراغ پس از یک دوره ی پر خوری است .این روش پاکسازی توسط ۹۰-۸۰ درصد از افراد مبتلا به پر اشتهایی عصبی که برای درمان به درمانگاه ها مراجعه می کنند استفاده می شود .استفراغ موجب احساس راحتی در شکم و رفع احساس نفخ شده و سبب می گردد که شخص بدون ترس از بالا رفتن وزن به پر خوری ادامه دهد .افسردگی غالبا در پی این دوره ها فرا می رسد وبه ” دلتنگی پس از سور چرانی ” معروف است.در بعضی موارد، استفراغ به خودی خود هدف می شود، و شخص به منظور استفراغ کردن پر خوری دوره ای می کند یا پس از خوردن مقدار جزیی غذا استفراغ می کند . افراد مبتلا به پر اشتهایی عصبی ممکن است برای ایجاد استفراغ از روش های مختلفی استفاده کنند ،از جمله استفاده از انگشتان یا وسایل برای تحریک رفلکس اوغ زدن ( داخل کردن انگشت در حلق ).افراد معمولا در ایجاد استفراغ مهارت پیدا می کنند و سر انجام قادر خواهند بود هر وقت اراده کنند استفراغ نمایند .دیگر رفتار های پاکسازی مشتمل بر سوء مصرف ملین ها و مدّرها می باشد .

افراد مبتلا به پر اشتهایی عصبی ممکن است در تلاش برای جبران پر خوری دوره ای یک یا چند روز ، روزه بگیرند یا به طور افراطی ورزش کنند . زمانی که ورزش به طور قابل ملاحظه ای در فعالیت های مهم تداخل می کند ، یا وقتی در زمان یا در محیط نا مناسبی انجام می شود ، یا وقتی فرد علی رغم صدمه یا دیگر عوارض طبی به این کار ادامه می دهد ، در این صورت افراطی تلقی می شود . افراد مبتلا به این اختلال در تلاش برای اجتناب از افزایش وزن به ندرت ممکن است از هورمون تیروئید استفاده کنند .افراد مبتلا به دیابت قندی و پر اشتهایی عصبی ممکن است برای کاهش متابولیسم غذای مصرف شده در ضمن پر خوری های دوره ای دوزهای انسولین را قطع کرده یا آن را کاهش دهند.

در ضمن دوره های پر خوری بیماران از مواد شیرین ، پر کالری و نرم مثل کلوچه و کیک استفاده می کنند .بیمار غذا را به طور پنهانی و به سرعت حتی نجویده میل می کند.

اکثر این بیماران وزن طبیعی دارند ، هر چند ممکن است بعضی از آن ها لاغر تر یا چاق تر از حد طبیعی بوده باشند.بیماران مبتلا به پر اشتهایی روانی نگران ظاهر و شکل بدن خود بوده و در مورد اینکه در نظر دیگران چگونه جلوه می کنند ، و نیز جذابیت جنسی خود می اندیشند .اکثر این بیماران بر خلاف بیماران مبتلا بی اشتهایی روانی که علاقه ای به موضوع سکس ندارند از نظر جنسی فعال هستند . هرزه خواری و کشمکش در جریان غذا خوردن گاهی در سابقه ی این بیماران وجود دارد .

شکل و وزن بدن مهم ترین عامل در تعیین عزت نفس آنها است.

برخی نشانه های پر اشتهایی عصبی:

۱- افراط پی در پی در غذا خوردن

۲- تخلیه کردن شکم به وسیله رژیم سخت ، روزه گرفتن ، ورزش کردن و یا استفراغ

۳- استفاده ی نابجا از داروهای ضد یبوست و ادرار آور

۴- حمام کردن پس از غذا خوردن

۵- قرمز شدن انگشت ها

۶- ورم کردن گونه ها و فک

۷- قضاوت نا درست در مورد وزن و تناسب اندام

۸- افسردگی و تغییر حالت

۹- قاعدگی نا منظم

۱۰- مشکلات دندان مانند فاسد شدن دندان ها

۱۱- نفخ و سوزش معده



طبقه بندی: پزشکی و سلامت،  علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 14 فروردین 1392

کلمات آلرژی زا برای خانم ها
خانم های عزیز: چند باراتفاق افتاده است که با مرد زندگی تان مشغول صحبت باشید و او به یکباره چیزی بگوید که براستی عمیقاً شما را ناراحت و یا عصبانی کرده باشد؛ در حالیکه خود او نیز اصلاً متوجه نباشد که چرا اینقدر شما را ناراحت و عصبانی کرده است؟ وبا ناباوری از شما می پرسد:" مگر من چی گفتم؟" یا "چه حرف بدی زدم؟" و شما پیشخودتان فکر می کنید: چطور متوجه نیست که چه می گوید؟


زنان دیگر معمولاً خیلی خوب متوجه منظور شما می¬شوند و شما را درک می¬کنند بطوریکه داستان را برای هر زنی که تعریف کنید براحتی با آن ارتباط برقرار می¬کند. اما چرا خود مردها متوجه نیستند که گاهی اوقات حرفهایی می¬زنند که زن ها از شنیدن آن بیزارند؟

 

آنچه زن ها از شنیدن آنها بیزارند :
** آنچه مردها می گویند تا احساسات زنان را کم اهمیت جلوه دهند.

** آنچه مردها می گویند تا از صحبت کردن و برقراری ارتباط با زنان سرباز بزند.

** آنچه مردها می گویند تا مکالمه و گفت و گو با زنها را متوقف کنند.

** آنچه مردها می گویند تا خود را متعهد و پای بند چیزی نکنند و بتوانند آزاد باشند.

** آنچه مردها می گویند تااحساسات زنان را کم اهمیت جلوه دهند.

 

آروم باش     لحظه ای که این جمله به گوش زن ها برسد فشار و اضطراب آنهارا بالا می برد. هنگامی که به آن ها دستور می دهید آرام باشید برای آن ها به این معنا است که احتمالاً فکر می کنید زیادی از خود واکنش نشان داده اند و از هم پاشیده و غیر منطقی شده اند و نمی توانند از پس چیزی بر آیند از آن بالاتر ازاین کار، بوی فخر فروشی می آید که مردها به خود مسلطند و زنها نمی توانند بر خودمسلط باشند.

 سخت نگیر    بی اعتنایی و بی تفاوتی تا چه حد؟ این جمله اهمیت احساسات زنان و نیز آنچه را که درباره اش صحبت یا مذاکره می¬کنند راکوچک جلوه می¬دهد و ضمناً به این معناست که زیادی موضوع را جدی و مشکل گرفته اند ترجمه" نمی¬خواهم درباره این موضوع با تو هیچ صحبتی بکنم." پاسخ زنان"خودت سخت نگیر. زنان میخواهند صحبت کنند نه اینکه روی شما عمل جراحی قلب باز انجام دهند"

 به اعصابت مسلط باش    درست مانند آروم باش و سخت نگیر و حتی به مراتب بدتر است، هنگامی که به زن ها می گویید بر اعصاب خودت مسلط باش برایشان به این معناست که از کاهی کوه ساخته اند. خب مردان عزیز چه فکر می کنید؟ اگر زنان میخواهند در آن باره صحبت کنند پس حتماً برای آن ها موضوع مهمی است.

 اینقدر بچه نشو      احساس توهین و تحقیر و بی احترامی به زن ها دست می دهد.

 

آنچه مردها می گویند تا از صحبت کردن و برقراری ارتباط با زنان سرباز بزند

 
دوست ندارم درباره ی آن صحبت کنم     زنان هم از بسیاری از کارها خوششان نمی آید ولی آنها را انجام می دهند، اما پیام این جمله به زنان این است که احساسات تو برای من اهمیتی ندارد مهم نیست که ناراحت باشی و نمی خواهم روی این رابطه کار کنم.        

 

دیگر تحملش را ندارم       این جمله معمولاً با یک خروج فیزیکی و جسمانی نیز همراه است. بدین معنا که مردها  این جمله را می گوید و ناپدید می شوند و زنان را دل شکسته و رنجیده خاطر و بسیار خمشگین و عصبانی رها می کنند. این جمله به زن احساس نا امیدی و درماندگی می دهد. چنانچه آمادگی صحبت کردن را ندارید راه ها و روش های مودبانه تری نیز برای بیان آن وجود دارند.

هنگامی که زنان سعی دارند برای آینده برنامه ریزی کنند یا مشکلی را حل و فصل کنند و مردها می گویند : یک کاریش می کنیم، زنان می دانند که فقط می¬خواهید وعده سر خرمن بدهند، البته به روش نرم و ملایم و زیرکانه.

دوباره شروع شد       معمولا مردان این جمله را در ابتدای مکالمه و پیش از آن که هنوز زنان چیزی گفته باشند می¬گویند مثلا زنان می پرسند عزیزم آیا در چند روز آینده زمان بیشتری داری ؟ مردان پاسخ می دهند دوباره شروع شد از کجا می¬دانید که قرار است بعد از این جمله چه گفته شود، در واقع آنچه در ذهن مردان می¬آید این است که "دوباره می خواهد درباره رابطه مان صحبت کند" زنان می خواهند در مورد رابطه صحبت کنند زیرا که به دلایل عجیب و غریب شما را و رابطه ی با شمارا دوست دارند.

این دفعه چیه؟      با شنیدن این عبارت زنان احساس می کنند که از پیش به آن¬ها اخطار داده اید و می¬خواهیدآن ها را بترسانید در این گونه اوقات چاره ای ندارند جز این که تسلیم خواسته ی شما شوند و بگویند"باشه اصلا ًهیچی" که احتمالا همان چیزی است که شما دوست دارید بشنوید!

هنگامی که زنان سعی دارند برای آینده برنامه ریزی کنند یا مشکلی را حل و فصل کنند و مردها می گویند : یک کاریش می کنیم، زنان می دانند که فقط می¬خواهید وعده سر خرمن بدهند، البته به روش نرم و ملایم و زیرکانه.

 دوباره نشستی با دوستات حرف زدی؟         آیا منظورمردها از این جمله این است که زن ها فکر، ذهن و تفکر مستقل ندارند؟ یا هر بار که از چیزی ناراحت هستند و یا می خواهند موضوعی را حل و فصل کنند توسط زن های دیگر شست و شوی مغزی داده شده اند؟ مهارتی که در این جمله به کار رفته است این است که از پیش و از همان ابتدا آنچه را که زنان می خواهند درباره اش صحبت کنند از درجه ی اهمیت و اعتبار ساقط می¬شود گویی که احمقانه است یا خوب درباره اش فکر نشده است و عقل و منطقی در آن به کار نرفته است و بنابراین ارزش آن را ندارد که وقت تان را روی آن بگذارید.

 

آنچه مردها می گویند تا مکالمه و گفت و گو با زنان متوقف کنند
باشه باشه مثل همیشه حق با توست و من اشتباه می کنم حالا راضی شدی           زنان راضی نمی شوند چرا که صحبت کردن و برقراری ارتباط بر سر درست و غلط، برد و باخت یا حق به جانب جلوه کردن و محکوم کردن دیگری نیست. بلکه هدف فقط برقراری ارتباط متقابل و برگرداندن تفاهم است. مکالمه یک مسابقه نیست که باید در آن برنده شوید بلکه نوعی ارتباط است.

اصلا بابا فراموشش کن      پرواضح است که چیزی گفته شده که به مذاق مردان خوش نیامده است، اما به جای اینکه این احساسات خود را با همسرشان در میان بگذارند، مکالمه را در نطفه خفه می کنند. به علاوه اینکه زنان قادر نخواهند بود آن موضوع را فراموش کنند و شما نیز این را خود می دانید.

خودم می دونم چکار دارم می کنم       یعنی به نظر مردان نیازی به زنان نیست و فکر زن ها بی اهمیت است و مردان نمی خواهند در این مورد هیچ توضیحی بدهند.

 

استفاده از عبارت من هم همینطور از دو حال خارج نیست یا به لحاظ گفتاری کلامی مردان تنبل هستند و حوصله ندارند همان فکر یا احساس را تمام و کمال دوباره ابراز و بیان کنند و یا اینکه عمداً دوست ندارند آن را بر زبان بیاورند و اعتقادی هم به آن ندارند

آنچه مردها می گویند تا خود را متعهد و پای بندچیزی نکنند و بتوانند آزاد باشند
نمی توانم اینقدر جلو جلو فکر کنم  با این جمله مردان می خواهند شانه خالی کنند طفره بروند و فرار کنند. این کار  مردان موجب می شود زنان احساس کنند اهمیت ندارند و شایسته چشم پوشی هستند .

 یه کاریش می کنیم      هنگامی که زنان سعی دارند برای آینده برنامه ریزی کنند یا مشکلی را حل و فصل کنند و مردها این پاسخ را به آن ها می دهند زنان می دانند که فقط می خواهید وعده سر خرمن بدهند، البته به روش نرم و ملایم و زیرکانه.

من هم همین طور      زنان می گویند" دوستت دارم" و شما می گویید" من هم همین طور" آن ها می گویند:"خیلی خوشحالم تونستیم درباره ی آن موضوع با هم صحبت کنیم." شما می گویید:"من هم همین طور"استفاده از این عبارت از دو حال خارج نیست یا به لحاظ گفتاری کلامی مردان تنبل هستند و حوصله ندارند همان فکر یا احساس را تمام و کمال دوباره ابراز و بیان کنند و یا اینکه عمداً دوست ندارند آن را بر زبان بیاورند و اعتقادی هم به آن ندارند.

 من همین طوری هستم   و اینک بزرگترین عذر و بهانه برای سرباز زدن از انجام آنچه ندارید یا نمی خواهید انجام دهید سرباز زدن از تغییر و رشد شخصی، طفره رفتن از کار کردن بر روی خودتان و رابطه و فرار کردن از جدی گرفتن نظر ها و بازتاب های زنان. خب چنانچه نمی خواهید تعهد و پای بندی خود را به چیزی نشان دهید بهتر نیست دقیق تر بگویید که : "من انتخاب کرده ام که همین طوری باشم".

 ما خواهان آنیم تا آنچه را که زن ها تلاش می کنند به شما بگویند درک کنید و زندگی سرشار از تفاهم را تجربه کنید.




طبقه بندی: پزشکی و سلامت،  علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 14 فروردین 1392


ویژگی اول:  یک مرد واقعی محکم و قوی است

یک مرد واقعی گریه نمی کند، زاری نمی کند، شکایت از چیزی نمی کند، بیمار نمیشود، و لازم نیست هر بار که عطسه کرد به پزشک مراجعه کند. یک مرد واقعی تصمیم می گیرد و با عواقب و نتایج این تصمیمات روزگار می گذراند. یک مرد واقعی مسئولیت اعمال و حرف های خود را بر عهده می گیرد. یک مرد واقعی، محکم و استوار است. و با سختی های زندگی مقابله می کند. یک مرد واقعی خشن و سرسخت است و از خود احساسات نشان نمی دهد. یک مرد واقعی ستون فقرات خانواده است و نمی تواند از خود ضعف نشان دهد. اگر از عنکبوت می ترسید، مسلماً یک مرد واقعی نیستید.

ویژگی دوم:  یک مرد واقعی متمرکز است

یک مرد واقعی تفاوت بین مهم بودن چیزی و مهم نبودن آن را می فهمد. یک مرد واقعی وقت خود را صرف کارهای بیهوده ای که هیچ عایدی برای او ندارند، نمی کند. مطمئناً کارهای زیادی برای تفریح و سرگرمی وجود دارد، اما او باید برای انجام این کارها هم دلیل داشته باشد.  یک مرد واقعی خود را روی قدرت، پول و خانواده اش متمرکز میکند. هیچگاه خود را روی سکس متمرکز نمی کند. سکس در نتیجه ی داشتن قدرت، پول و خانواده، خود به خود به سراغش می آید.

ویژگی سوم:  یک مرد واقعی، اهمیت خانواده را درک می کند

یک مرد واقعی خانواده اش را قدرتمند نگاه می دارد و به تاریخچه ی خانوادگی خود اهمیت زیادی می دهد. یک مرد واقعی می داند که فرزندانش هدیه ای از جانب خداوند هستند و باید با آنها به خوبی رفتار کند، هرچند هر از گاهی باید برای آنها قوانین و مقرراتی تعیین کند.

ویژگی چهارم:  یک مرد واقعی غیبت نمی کند

یک مرد واقعی دهانش را می بندد و اطلاعاتش را درمورد دیگران پیش خود نگاه میدارد. یک مرد واقعی در بحث های هیچ و پوچ شرکت نمی کند  و درمورد چیزهایی که از آن اطلاع ندارد و مطمئن نیست حرف نمی زند.

ویژگی پنجم:  یک مرد واقعی همیشه سر حرفش هست

هر وقت قولی بدهد، آن را عمل می کند. و اگر بداند که از عهده ی انجام قولی بر نمی آید، هیچوقت حرفش را نمی زند. یک مرد واقعی مردن را به شکستن عهدش ترجیح می دهد. او می داند که حرفش نیز باید به قدرت عملش باشد.

ویژگی ششم:  یک مرد واقعی تلاش می کند تا الگو باشد

یک مرد واقعی همیشه به خود و دیگران احترام می گذارد، مگر اینکه مورد بی احترامی قرار گیرد. او الگو و نمونه ای برای پیروان خود و به خصوص فرزندانش است. من هیچوقت کارهایم را به خانه نمی آورم، به همین دلیل فرزندانم من را فقط به عنوان یک پدر میشناسند. شما نیز باید همین کار را بکنید. یک مرد واقعی هیچگاه اجازه نمی دهد که فرزندانش پی به ضعف های او ببرند.

ویژگی هفتم:  یک مرد واقعی پول مورد نیازش را خود به دست می آورد

یک مرد واقعی در انتظار صدقات و نیکوکاری های دیگران نمی نشیند. و پول پدرش نیز برای او کفایت نمی کند. او خود در جستجوی روزی خود بر می آید و اگر از پدرانش به او ارثیه ای برسد، به جای هدر دادن آن، ده برابرش می کند.

ویژگی هشتم:  یک مرد واقعی زن نما نیست

یک مرد واقعی در گوشهایش گوشواره نمی اندازد و موهایش را بلند نمی کند. روی سینه و شکمش را نمی تراشد. او می داند که به استثنای آرایشگرش، سایر ملزومات و نیازهای بهداشتی او باید توسط یک زن انجام گیرد. یک مرد واقعی باید حداقل سه دست کت و شلوار در کمد داشته باشد و حداقل سه بار در هفته باید کت و شلوار بپوشد. یک مرد واقعی می داند که چطور باید شیك باشد.




طبقه بندی: پزشکی و سلامت،  علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 27 مرداد 1390

نقش عوامل محیطی در سخن گفتن کودکان


درست است که "دیر به حرف افتادن " کودکان ، تا حدودی امری ارثی قلمداد می شود  ؛ اما نمی توان نقش عوامل محیطی و چگونگی برخورد والدین با کودکان را نادیده گرفت.


دیر به حرف افتادن  کودکان

صحبت کردن با کودک ، مهم ترین گام در آموزش زبان به حساب می آید ؛ هر چند ممکن است برخی تصور کنند که صحبت کردن با کودکی که نمی تواند پاسخ آنان را بدهد فایده ای ندارد . مطالعات انجام شده نشان داده است که مادران به ویژه ، نقش بی نظیری در رشد کلامی فرزندان خود دارند .

متخصصان بر این باورند که در طول مرحله رشد سریع واژگان ، یعنی فاصله ی بین 12تا 18 ماهگی، فعالیت های کلامی در خانه ، می تواند بسیار تاثیرگذار باشد. فعالیت هایی مثل : خواندن شعر و سرود ، انجام بازی های تصوری ، خواندن کتاب برای طفل ، تعامل چهره به چهره با وی و ... . افراد بزرگسال ، با صحبت کردن شمرده ، بلندتر کردن صدای خود و همراه با مبالغه در ادای زیر و بم ها ، کار شنیدن و بازشناسی الگوهای  کلامی را برای کودک راحت تر می کنند.

 

عوامل موثر در رشد زبان

عوامل متعددی وجود دارند که می توانند تاثیر مثبت یا منفی بر رشد زبان کودک داشته باشند . برخی از این عوامل درونی و برخی دیگر خارجی هستند که به اختصار توضیح می دهیم .

برخی از عوامل درونی موثر در رشد گویایی کودک عبارتند از :

** شنوایی طبیعی ، دستگاه سالم گویایی ، حافظه شنوایی و فراخنای دقت، هوش کافی ، نداشتن بیماری مزمن، عدم وجود ضایعات عصبی و برخورداری از تعادل عاطفی .

به طور کلی می توان گفت که هرقدر میزان تشابه کودکان معاشر با یکدیگر ، بیشتر باشد، رشد کلامی آنان کم تر است

حال به سراغ عوامل بیرونی و محیطی کودک می رویم که می تواند او را در بهبود زبان آموزی و رشد سریع سخن گفتن یاری رساند :

** وجود محبت ، پذیرش و امنیت، روابط سالم خانوادگی، ارائه آزادی به کودک و تشویق او به انجام فعالیت هایی در خور استعداد ، عدم ایجاد فشار برای یادگیری و انتظار پیشرفت متناسب با سن و استعداد ، انظباط و نظم و ترتیب پایدار ، وقت کافی، امکانات مناسب، تشویق به ابراز احساسات و عقاید شخصی ، محیط شوق برانگیز و تجربه های غنی و معیارها و عادت های سخن گفتن خوب در خانه .

در ادامه ی مقاله ،  برخی از عوامل موثر بر تفاوت های موجود در رشد تکلم کودک را مورد بررسی قرار می دهیم :

دیر به حرف افتادن  کودکان

جنسیت

 پژوهش های مختلف نشان داده اند که رشد تکلم دختران ، سریع تر از پسران است و دختران به طور متوسط کمی پیش از پسران سخن گفتن را آغاز می کنند.

هوش

رشد تکلم کودک ، رابطه ی مستقیمی با میزان هوش وی دارد. مطالعات انجام شده ، رشد سریع تر تکلم و خزانه ی غنی واژگان را در کودکان تیزهوش نشان داده اند. اهمیت این امر به قدری است که می توان گفت همبستگی بین هوش کودکان و میزان رشد تکلم ایشان حتی بیشتر از همبستگی بین سن زمان و قدرت تکلم است.

کودکانی که با بزرگسالان معاشرند ، نسبت به گروه دیگر، از نظر رشد کلامی پیشرفته ترند و این پیشرفت را هم در تعداد واژگان و هم در ساختار کلامی خود نشان می دهند

سن معاشرین کودکان

بین میزان رشد گویایی کودکانی که با بزرگسالان معاشر هستند و آنان که بیشترین ارتباط را با همسالان خود دارند ، تفاوت دیده می شود . کودکانی که با بزرگسالان معاشرند ، نسبت به گروه دیگر، از نظر رشد کلامی پیشرفته ترند و این پیشرفت را هم در تعداد واژگان و هم در ساختار کلامی خود نشان می دهند.

کودکانی که بیشترین ارتباط را با هم سن و سال های خود دارند ، بیشتر به بازی می پردازند و کمتر از گفتگو استفاده می کنند. به طور کلی می توان گفت که هرقدر میزان تشابه کودکان معاشر با یکدیگر ، بیشتر باشد، رشد کلامی آنان کم تر است. این امر به ویژه در مورد کودکان دوقلوی همسان به وضوح بیشتر مشاهده شده است . این گونه کودکان به دلیل تشابه بیشتر سنی ، جنسی ، عاطفی و روانی غالبا با یکدیگر بازی می کنند و حتی دست به ابداع کلمات رمزی می زنند که جز خودشان شخص دیگری متوجه معانی آن ها نمی شود و از این جهت است که معمولا گفته می شود رشد کلامی در این کودکان ، با تاخیر همراه است . صحبت کردن با بزرگسالان و خواندن کتاب برای آنان می تواند رشد تکلم را در ایشان افزایش دهد.

دیر به حرف افتادن  کودکان

فرهنگ خانواده

کیفیت ارتباط های والدین با کودک ، میزان وقتی که به وی اختصاص می دهند و نوع سرگرمی هایی که خانواده برای صرف اوقات فراغت خود دارد نیز در رشد تکلم کودکان موثر است . بدیهی است که در خانواده هایی که کتاب، روزنامه، مجله و سایر ارتباط جمعی وجود دارد ، علاقه ی کودک به شنیدن، خواندن، گفتن و نوشتن بیشتر می شود و البته ، میزان سواد  والدین، برادران و خواهران بزرگ تر نیز در این امر بی تاثیر نیست . وضعیت اقتصادی خانواده و امکاناتی که برای کودک مهیا می گردد نیز در سرعت سخن گفتن کودک موثر می باشد .




طبقه بندی: علمی،  پزشکی و سلامت، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
ردیف عنوان مجری گروه تخصصی وضعیت ت.شروع ت.خاتمه
1 مقایسه تاثیر 12 هفته تمرین استقامتی و مقاومتی برمقادیر سرمی 18-IL و HSCRP مردان چاق غیرفعال فرهاد کوهی علوم انسانی در حال اجرا 1390/2/11 1391/2/11
2 بررسی ارتباط بین سیاستهای تقسیم سود و تغییرات قیمت سهام در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ( با تاکید بر نوع صنعت ) صونا علیزاده اقدم علوم انسانی در حال اجرا 1389/12/22 1390/7/22
3 طراحی و پیاده سازی یک سیستم بازشناسی گفتار فارسی و بهبود اثرات نویز موبایل با روش تبدیل موجک سعیداله مرادی فنی و مهندسی در حال اجرا 1389/12/19 ندارد
4 شیوع گونه های انتروتو کسیژنیک استا فیلو کوکوس کوآگولاز مثبت در مواد غذائی استان آذربایجان غربی محمدرضا صادقی علوم پزشکی در حال اجرا 1389/11/9 ندارد
5 تاملی در ادبیات کودک و نوجوان ( تاریخ ، نقد و تحلیل ادبیات کودک و نوجوان از زمان پیدایش تا دهه هشتاد ) دکتر سیف الدین آب برین علوم انسانی در حال اجرا 1389/8/18 1390/5/18
6 تحلیل سمبولیسم و شیوه های نماد پردازی در شعر معاصر : نیما یوشیج ، اخوان ثالث و شفیعی کدکنی نوریا یاهو علوم انسانی در حال اجرا 1389/7/17 ندارد
7 تاثیر شعر و ادب فارسی در شعر دیوانی عثمانی یعقوب نوروزی علوم انسانی در حال اجرا 1389/7/17 ندارد
8 بررسی نیازهای تحقیقاتی ، آموزشی و ترویجی باغداران سیب مناطق بالانج و باراندوزچای شهرستان ارومیه جبرائیل محمدزاده كشاورزی و دامپزشكی در حال اجرا 1389/6/8 ندارد
9 بررسی علمی، تحقیقی تغذیه انسان در قرآن و احادیث عباس جلیل زاده علوم انسانی در حال اجرا 1389/3/22 ندارد
10 مطالعه تاثیر یک جلسه تمرین ورزشی با شدت بیشینه بر سطوح پلاسمایی تستوسترون ، استرادیول ، LH ، FSH ، و لپتین در زنان فعال اعظم حیدرزاده علوم انسانی در حال اجرا 1389/3/11 ندارد
11 اندازه گیری فقر و بررسی عوامل تاثیرگذار بر آن در استان آذربایجان غربی سیامک کاظم زاده علوم انسانی در حال اجرا 1389/3/11 ندارد
12 بررسی آلودگی به انگلهای خارجی و نقش آنها در انتقال بیماریهای تک یاخته ای در بز در شهرستان ماکو دکتر احمد قره خانی كشاورزی و دامپزشكی در حال اجرا 1389/2/1 ندارد
13 بررسی رابطه بین کمال گرایی و خودکارآمدی با سلامت روانشناختی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماکو حسین قویدل علوم انسانی در حال اجرا 1388/12/26 ندارد
14 تاریخ پزشکی سنتی دوره اسلامی در آذربایجان امیر عبداللهی علوم انسانی در حال اجرا 1388/12/26 ندارد
15 محاسبه انرژی حالت پایه اتم های دوره دوم جدول تناوبی با اربیتالهای (STO-3GTO)2 با در نظر گرفتن برهمکنش الکترون با میدان خود در مدل هارتری فاک حسین شیردل علوم پایه در حال اجرا 1388/6/1 ندارد
16 تدوین برنامه استراتژیک دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماکو و مرکز چالدران ابراهیم ملازاده علوم انسانی ‌خاتمه یافته 1388/4/11 ندارد
17 بررسی امکان تولید E-Test در ایران محمدرضا صادقی علوم پایه ‌خاتمه یافته 1388/4/7 1388/10/7
18 درونیاب اسپیلاین گویا و خطای آن رامین نجفی علوم پایه در حال اجرا 1387/10/11 ندارد
19 بررسی اثرات تاریخ کاشت بر رشد و محصول دهی زعفران در شرایط آب و هوایی ماکو رستم آقازاده مهندسی کشاورزی در حال اجرا 1387/6/25 1389/11/25
20 تولید پلی استرهای چرب مصنوعی از استری شدن 2 و 2 ... توسط اسیدهای چرب گیاهی حسین شیردل علوم پایه ‌خاتمه یافته 1387/3/10 1387/6/10
21 بررسی آلودگی تک یاخته های خونی در گوسفند نژاد ماکویی در منطقه ماکو دکتر احمد قره خانی كشاورزی و دامپزشكی ‌خاتمه یافته 1387/3/10 1387/9/10
22 تاثیر تعاملی ویژگیهای شخصیتی و یادگیری... حسین قویدل علوم انسانی ‌خاتمه یافته 1386/2/29 1386/12/9
23 ارزیابی تاثیر اعتبارات عمرانی بر روی پتانسیل ... سیامک کاظم زاده علوم انسانی ‌خاتمه یافته 1385/9/12 1387/2/23



طبقه بندی: علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 6 مرداد 1390

موجودات شگفت انگیزی كه ظاهری شبیه به بیگانگان فضایی دارند در آبهای یخ زده شمال غربی روسیه زندگی می كنند.

به گزارش مهر، این موجودات شگفت انگیز در آبهای یكی از دورافتاده ترین و غیرمسكونی ترین دریاهای زمین واقع در در عمق 130 پایی (39.6 متری) در زیر ورقه های یخی دریای سفید واقع در شمال روسیه سكونت دارند.

علیرغم اینكه اعماق این دریا محیطی با حداقل شرایط مهمان نوازی است، الكساندر سمنوف، 25 ساله اهل مسكو كه درحال حاضر رئیس بخشی غواصی ایستگاه زیست دریایی دریای سفید است تصاویری مستند از این گونه های عجیب تهیه كرده است.

وی در این خصوص گفت: "بیشتر این ارگانیسمها بدنی نیمه شفاف دارند. این جانوران كه در زیر عمق یك ستون آب زندگی می كنند نیاز دارند خود را از چشم حیوانات شكارچی مخفی كنند. این درخشش شدیدی كه در عكسهای من دیده می شود از نور داخل بدن آنها است كه بر روی بخشهای خارجی بازتاب كرده است. بدون این نور در آبهای عمیق تقریباً تمام آنها نامرئی هستند."

براساس گزارش دیلی میل، كارایی تكنیك نورپردازی این عكاس غواص آنقدر بالا است كه حتی می تواند نشان دهد كه این حیوانات چگونه همدیگر می خورند.

الكساندر سمنوف افزود: "شما می توانید همه غذاهایی را كه داخل بدن آنها است ببینید. گاهی اوقات من می دیدم كه بعضی از ارگانیسمهایی كه این مخلوقات خورده بودند هنوز در بدن شكارچی خود زنده بودند و حركت می كردند. ماموریت اصلی من این بود كه به همه نشان دهم دنیای زیر آب چقدر شگفت انگیز است."

این غواص گفت: "بیشتر مردم فكر می كنند كه این حیوانات زیبا و رنگی نمی توانند در تاریكی و آبهای سرد دریاهای شمالی پشت دایره قطبی زندگی كنند. دریای سفید با بیگانگانی كه دارد دنیایی دیگر را به شما نشان می دهد."
تصاویر مخلوقات شگفت‌انگیز اعماق یخ‌زده دریا
دیو صورت
این پروانه دریایی شفاف در زیر آبهای دریای سفید واقع در شمال روسیه زندگی می كند

به ظاهر این ارگانیسم كه شبیه به دیو است توجه كنید

 

تصاویر مخلوقات شگفت‌انگیز اعماق یخ‌زده دریا

شام
این عكس یك Amphipod Hyperia Galba را در داخل بدن یك عروس دریایی یالدار نشان می دهد

 

تصاویر مخلوقات شگفت‌انگیز اعماق یخ‌زده دریا

پیشرو
این Dryodora Glandiformis كه به نظر می رسد ریسه های لامپ به خود آویزان كرده است در عمق 130 پایی دریا سكونت دارد

 

تصاویر مخلوقات شگفت‌انگیز اعماق یخ‌زده دریا

عروس دریایی یالدار
الكساندر سمنوف می گوید كه این عكسها نشان می دهد كه دنیای زیر آب چقدر شگفت انگیز است

 

تصاویر مخلوقات شگفت‌انگیز اعماق یخ‌زده دریا

درخشان
این "ماه- عروس دریایی" یكی از چندین مخلوقی است كه در قاب تصویر این عكاس غواص جاودانه شده است

 

تصاویر مخلوقات شگفت‌انگیز اعماق یخ‌زده دریا

كرم مدرج
این عكس از بازتابش نور درون بدن این مخلوق گرفته شده است

تصاویر مخلوقات شگفت‌انگیز اعماق یخ‌زده دریا

پرماجرا
این یك عروس دریایی Hydromedusan است

تصاویر مخلوقات شگفت‌انگیز اعماق یخ‌زده دریا

Coryphella قطبی
این تصاویر به دانشمندان اجازه می دهد كه اطلاعات دقیقی درباره ساختار بدن مخلوقات دریایی ناشناخته به دست آورند






طبقه بندی: علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 22 تیر 1390

اریک اریکسون در 15 جون 1902 در فرانکفورت به دنیا آمد و در 12 می 1994 از دنیا رفت. پدرش که دانمارکی بود پیش از تولد او خانواده‌اش را ترک کرد و مادر کلیمی‌اش بعداً با دکتر تئودور هامبرگر ازدواج کرد.
علاقه او به «هویت» از همان نخستین تجربه‌های شخصی‌اش در دوران مدرسه آغاز گشت. از یک سو بچه‌های مدرسه او را به خاطر قد بلند، چشمان آبی و موی بلند مسخره می‌کردند و او را «شمالی» خطاب می‌کردند و از سوی دیگر، به خاطر سابقه کلیمی بودنش مورد طرد قرار می‌گرفت.

اریکسون پس از مسافرت‌های متعددی که در اروپا کرد به مطالعه روانکاوی نزد آنا فروید پرداخت و از انجمن روانکاوی وین گواهی‌نامه گرفت. اریکسون در سال 1933 به آمریکا نقل مکان کرد و پیشنهاد تدریس در دانشکده پزشکی هاروارد را دریافت نمود. علاوه بر این، او به طور خصوصی نیز به روانکاوی کودکان پرداخت. بعد از آن، او در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، دانشگاه ییل، مرکز روانکاوی سانفرانسیسکو و مرکز مطالعات پیشرفته علوم رفتاری نیز به تدریس پرداخت.

اریکسون چندین کتاب منتشر نموده است که از آن میان، کتاب «حقیقت گاندی» او برنده جایزه معتبر پولیتزر گردیده است.

اریک اریکسون زمان زیادی را به مطالعه زندگی فرهنگی بومیان داکوتای جنوبی و شمال کالیفرنیا پرداخت. او از دانش به دست آورده خود در زمینه تاثیرات اجتماعی، محیطی و فرهنگی، در توسعه نظریه روانکاوی‌اش استفاده نمود.

در حالی که نظریه فروید بر جنبه‌های روانی- جنسی رشد تمرکز دارد، افزوده‌های اریکسون در مورد عوامل موثر دیگر، به تعمیق و گسترش نظریه روانکاوی کمک شایانی نموده است. او همچنین سهم مهمی در درک امروزی ما از چگونگی شکل‌گیری و رشد شخصیت در طول دوره زندگی دارد.

اریک اریکسون

 اریک اریکسون، یکی از روان‌کاوانی است که معمولا به روان‌شناس خود Ego-psychologist معروف‌اند. روان‌شناسان خود، برای فعالیت و کارکرد "ایگو" که در فارسی به "خود" ترجمه شده است، اهمیت زیادتری قایلند. اریکسون نیز مانند دیگر روان‌شناسان خود، توجه خویش را به فعالیت ایگو معطوف ساخت و برای "نهاد" و "فراخود" اهمیت کمتری قایل بود  اریکسون که به شیوه فرویدی آموزش دیده بود، رویکردی را در شخصیت گسترش داد که به طور قابل ملاحظه‌ای گسترده‌تر از رویکرد فروید بود، ضمن اینکه قسمت اعظمی از هسته اندیشه فروید را حفظ کرد.

  فعالیت‌هایی که اریکسون در گسترش نظریه فروید انجام داد، اساسا سه وجه دارد. نخست، او تا اندازه زیادی مراحل رشد فروید را بسط داد. در حالی که فروید بر دوران کودکی تاکید می‌کرد و معتقد بود که شخصیت تا سن 5 سالگی و یا حدود آن به طور کامل شکل می‌گیرد، اریکسون معتقد بود که رشد شخصیت در طول زندگی، از طریق مجموعه‌ای از هشت مرحله رشدی ادامه می‌یابد. هر کدام از این مراحل، از طفولیت تا پیری، حاوی یک بحران است که باید حل شود. در هر مرحله، یک تعارض وجود دارد که حول یک نحوه رویارویی سازگارانه یا ناسازگارانه با مشکلات آن دوره، تمرکز یافته است. شکست در یک مرحله می‌تواند به فشار روانی و اضطراب در همان مرحله و رشد کند در مرحله بعد منجر شود.
  دومین تغییری که اریکسون در نظریه فروید به عمل آورد، تاکید بیشتر بر "خود" در مقایسه با "نهاد" بود. در دیدگاه اریکسون، خود، بخش مستقلی از شخصیت است و به واسطه نهاد و یا تحت تسلط آن نیست. علاوه بر این، خود نه تنها به وسیله والدین(همان‌طور که فروید معتقد بود)، بلکه به وسیله محیط اجتماعی و تاریخی فرد تحت تاثیر قرار می‌گیرد.
  سومین اصل بسط‌ یافته فرویدی، اعتقاد اریکسون به تاثیر فرهنگ، اجتماع و تاریخ بر شکل‌گیری کل شخصیت بود. انسان‌ها به طور کامل، تحت تاثیر نیروهای زیست‌شناختی که در دوران کودکی فعال هستند، قرار نمی‌گیرند  اریکسون می‌گفت، فروید از اهمیت تجارب کودکی در جریان پرورش و روابط اجتماعی و نیز عوامل فرهنگی موثر بر رشد "خود" غافل مانده و به آن کم‌توجهی کرده است. او پاسخگویی صحیح به مشکلات حاصل از تعاملات اجتماعی کودک را ضامن رشد روانی آینده کودک می‌دانست و معتقد بود شکست در تعاملات اجتماعی، در هر مرحله یا دوره‌ای از رشد، از مهمترین موانع به شمار می‌رود

نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون

نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون یکی از معروف‌ترین نظریه‌های شخصیت در روان‌شناسی است. اریکسون نیز همانند فروید اعتقاد داشت که شخصیت هر فرد، طی مراحلی رشد می‌یابد. نظریه اریکسون برخلاف نظریه مراحل روانی-جنسی فروید، به تشریح تاثیر تجربه اجتماعی در تمام طول عمر می‌پردازد.

برخلاف پیاژه كه بر رشد شناختی تأكید دارد , اریكسون بر ابعاد عاطفی و اجتماعی رشد تكیه میكند . شاید بتوان نظریه ی پیاژه در رشد شناختی و نظریه ی اریكسون در رشد عاطفی و اجتماعی را مكمل یكدیگر دانست , زیرا هریك از آن ها یك جنبه ی مهم از ابعاد روان شناسی را مورد دقت و بررسی قرار داده اند . خود اریكسون نیز در یكی از مصاحبه هایش , یافته های خویش را با تحقیقات پیاژه مربوط كرده و گفته است (( گویی آنان یك فرش را از دو سوی مختلف می بافته اند )) . هرچند اریكسون مانند فروید به روش تحلیل روانی تأكید داشته , اما دیدگاه اریكسون با دیدگاه فروید تفاوت های بسیار دارد و نظریه ی تحلیل روانی اریكسون فاصله ی زیادی با مكتب روانكاوی فروید دارد .

پژوهش ها و نوشته های اریكسون , تحلیل روانی را گسترش داد و آن را با زمینه های مهم دیگر مانند مردم شناسی فرهنگی و روانشناسی و رشد كودك و مطالعه تاریخی انسان و ادبیات و هنر در هم آمیخته است . نوشته های اریكسون مانند روانكاوان , همراه با توصیف و تبیین های موردی است كه درباره ی كودكان , نوجوانان و بزرگسالانی كه دارای مسائل و مشكلات عاطفی و روانی داشتند , صورت گرفته است , اریكسون معتقد است كه ((من)) علاوه بر نقش واسطه ای كه بین (( نهاد1)) و ((من برتر2)) دارد , دارای یك عملكرد شناختی ارثی است . به این علت اریكسون را از جمله ی ((روانشناسان من )) به حساب می آورند . به نظر او هر پدیده ی روانی را باید در سایه ی ارتباط متقابل بین عوامل زیستی و معیارهای روانی و اجتماعی , حتی تجربه های شخصی مورد مطالعه قرار داد .

 محور نظریه ی ((رشد من)) در انسان مطابق نظریه ی اریكسون این است كه رشد و تكامل هر فرد یك رشته مراحل مشخص و جهان شمول دارد كه درتمام افراد بشر موجود است . اصل حاكم بر این جریان اپی ژنتیك نام دارد ؛ یعنی نخست شخصیت انسان , براساس مراحل از پیش تعیین شده واستعدادهای او رشد می كند .

منظور وی این بود كه مراحل رشد بوسیله ی عوامل ارثی تعیین می شود پسوند اپی به معنی بستگی است؛رشد به عوامل ژنتیكی بستگی دارد . این استعداد رشد , در آمادگی انسان برای تحریك به طرف محركها , بروز آگاهی و ارتباط متقابل با عوامل وسیع و مختلف اجتماعی ظاهر می شود ؛ دوم اینكه شرایط فرهنگی و اجتماعی طوری ساخته شده است كه بتواند این ظرفیتها و گرایش های بالقوه را شكوفا و محافظت كند و شرایط ممكن را برای به وجود آمدن مراحل رشد , تسریع كند. به نظر اریكسون , انسان در هر یك از مراحل رشد با یك بحران روانی اجتماعی4 روبروست . چون حل كردن این بحران ها اساس نظریه ی اریكسون را تشكیل می دهد . درصورتی كه فرد , این بحران ها را حل كند , این امكان را می یابد كه با مسائل بزرگتر روانی درگیر شود و سلامت روانی خود را تأمین كند و در غیر اینصورت سلامت روانی او به خطر می افتد .


منظور از بحران یك نقطه ی عطف در مرحله ای از زندگی است؛ یعنی یك دوره ی مهم از زندگی كه هم دشوار است و هم امكان غلبه كردن بر آن وجود دارد. این بحران روانی كه در هریك از مراحل رشد فرد پیش می آید , یك جزء مثبت و یك جزء منفی دارد . مثلاً آسایش خاطر و عدم آسایش خاطر دو نوع از تجربه های روانی متضاد , دوره ی شیرخوارگی كودك است . همچنین در هریك از مراحل رشد , دو نیروی متضاد وجود دارد كه یكی انسان را پیش میبرد و دیگری او را عقب می راند , نیروی پیش برنده در واقع انگیزه ی رشدی است كه شامل نیاز درونی انسان برای زندگی و بدست آوردن تعادل و توازن می شود . اما نیروی عقب برنده در جهت عكس انگیزه ی زندگی عمل می كند ویرانگر است . این دو نیرو در تمام مراحل رشد و در طول زندگی انسان فعالند.

 

نظریه اریک اریکسون در مورد رشد بزرگسالی
رشد آدمی با رسیدن به بلوغ به پایان نمی‌رسد، بلکه جریانی است که مداوم بوده و از تولد تا بزرگسالی و حتی پیری را دربر می‌گیرد. تغییرات بدنی معمولا در طول زندگی ادامه می‌یابد و بر سایر جنبه‌های شخصیتی و رفتاری فرد تاثیر می‌گذارد. هرچند برخی روان شناسان رشدی در میان مراحل رشد تنها تا مرحله بلوغ پیش رفته‌اند که زیگموند فروید از جمله آنهاست، اما روان شناسان دیگر تداوم رشد را حتی تا دوره سالمندی پیگیری کرده و وجود آن را تائید کرده‌اند.
اریک اریکسون یک نظام هشت مرحله‌ای برای رشد آدمی تعیین کرده است. وی این مراحل را مراحل روانی _ اجتماعی می‌نامد، چرا که معتقد است تحول روانی فرد بستگی به روابط اجتماعی خاصی دارد که وی در زمانهای گوناگون در سراسر زندگی خود برقرار می‌کند. وی معتقد است فرد در هر یک این مراحل با بحرانهایی مواجه می‌شود که ناگزیر از حل آنهاست. حل نشدن این بحرانها معمولا مشکلاتی را برای فرد ایجاد می‌کند.
صمیمیت در برابر کناره‌جوئی ویژه اوایل بزرگسالی و زایندگی در برابر در خود فرورفتگی بحرانهای دوره میانسالی هستند. توانایی برقراری پیوندهای صمیمانه در اوایل بزرگسالی و علاقمندی به امور خانواده، جامعه و نسل آینده به سلامت روان و شخصیت فرد کمک خواهد کرد.

ویژگیهای رشدی دوره بزرگسالی
ورود به دوره بزرگسالی معمولا همراه با انتخاب شغل و همسر است. صمیمیت در این سالهای نخستین به معنای علاقمندی به دیگران و داشتن تجارب مشترک با آنها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هرچند از لحاظ این ویژگی نیز بین افراد این دوره تفاوت وجود دارد، بطوری که با توجه به برخی ویژگیهای شخصیتی و تجارب قبلی زندگی صمیمیت جایگاه ویژه‌ای برای برخی از افراد دارد. در حالی که برای برخی دیگر چندان حائز اهمیت نیست، بطوری که این افراد حتی تمایلی به ازدواج نشان نمی‌دهند، اما بطور کلی در اکثریت افراد این دوره و به ویژه در اوایل بزرگسالی صمیمیت و نیاز به آن، ایجاد پیوند ازدواج را فراهم می‌سازد.
در این دوران رشد جسمی هرچند نسبت به سالهای قبل از سرعت کمتری برخوردار است و ما شاهد تغییرات جسمی از آن دسته که در سالهای کودکی و نوجوانی دیده می‌شود، نیستیم، اما رشد متوقف نشده و بروز تغییرات با آهنگ کندتری ادامه دارد. رشد فکری و رشد روانی کم کم به حالت پختگی نزدیکتر می‌شود، جریان فکر حول و حوش مسائل عمیق‌تر می‌چرخد و فرد دید دقیق و عمیق‌تری نسبت به زندگی پیدا می‌کند. هرچند در این رابطه باز میان افراد تفاوتهایی وجود دارد و افراد مختلف در سنین مختلف به آن حد رشدی فکری پخته بزرگسالی دست پیدا می‌کنند و گاه ممکن است برخی افراد آن پختگی لازم را هرگز بدست نیاورند.
بزرگسالی در کنار تغییراتی که برای فرد به همراه دارد، نقشها و مسئولیتهای جدیدی را برای فرد ایجاد می‌کند. پس از ازدواج زن و مرد باید بیاموزند که خود را با ضرورتها و مسئولیتهای جدید انطباق دهند. با تولد فرزند این دامنه وسیعتر می‌شود و مسئولیتهای آنها بیشتر می‌گردد. نقش همسری، نقش پدر یا مادری، نقش شغلی از نقشها و مسئولیتهای اصلی این دوران هستند. با توجه به دیگر ویژگیهای شخصیتی برخی افراد نقشهای متعدد دیگری برای خود ایجاد می‌کنند، مثل عضویت در گروههای خاص فرهنگی، ورزشی، علمی و... و فعالیتهای دیگر.
سنین میانی بزرگسالی یعنی حدود 50-40 سالگی بارورترین دوره زندگی افراد به شمار می‌رود. روان شناسان مختلف از جمله یونگ اهمیت ویژه‌ای به سن 40 سالگی قائل بودند و معتقد بودند که در این حول و حوش افراد می‌توانند به هماهنگی کامل فکری دست پیدا کنند.
مردها در سنین 40-50 سالگی در اوج فعالیتهای شغلی خود هستند. زنها نیز که معمولا بچه‌هایشان بزرگتر شده‌اند، مسئولیت کمتری در خانه دارند و بنابراین می‌توانند وقت بیشتری را صرف یک کار حرفه‌ای یا فعالیتهای اجتماعی بکنند. در واقع این همان گروه سنی است که خواه از نظر قدرت و خواه از نظر مسئولیت جامعه را می‌گرداند.
فعالیت و زایندگی و ثمربخشی فرد در این دوره حائز اهمیت فراوانی است. هم از لحاظ احساس رضایت و خشنودی که در همین دوره برای فرد ایجاد می‌کند و هم از لحاظ تاثیری که بر بهداشت روانی دوران سالمندی دارد. سالمندانی که در این دوران باروری بیشتری داشته و احساس رضایت از گذشته خود می‌کنند، سالمتر و شادابتر از بقیه سالمندان هستند که احیانا رضایتی از این دوران نداشته‌اند.

بحرانهای دوه بزرگسالی
در این دوران نیز همچون دوران رشدی دیگر به سبب تغییراتی که در فرد اتفاق می‌افتد، بحرانهایی مطرح بوده است. یکی از مراحل مهم بحرانی، مرحله انتقال به بزرگسالی است که حول و حوش 30 سالگی برای فرد اتفاق می‌افتد. در برخی افراد این بحران با شدت بیشتری دیده می‌شود. فرد معمولا تلاش می‌کند، انتخابها و تصمیمهای خود را مرور و وارسی کند و درستی یا نادرستی آنها را مورد ارزیابی قرار دهد. در صورتی که فرد انتخابها و اعمال گذشته خود را مطابق با معیارهای فعلی خود ارزیابی نکند، دچار آشفتگی‌هایی می‌شود. واکنشهای افراد در مقابل این ارزیابی‌ها متفاوت است. برخی افراد به چالشهایی دست می‌زنند تا به طریقی این بحران را پشت سر بگذارند.
بحران دیگر به بحران میانسالی معروف است که حول و حوش 40 سالگی اتفاق می‌افتد و در صورتی که به شیوه مناسبی حل و فصل شود، تغییرات ثمربخشی را به ویژه از لحاظ روانی _ فکری و دیگر فعالیتها برای فرد به همراه خواهد داشت. توجه به این نکته مفید خواهد بود، اگر بدانیم که اکثر نظریات معروف در این دوران ارائه شده است. سن 40 سالگی هم از لحاظ پژوهشهای روان شناختی و هم از دید ادیان اهمیت ویژه‌ای دارد.


یکی از عناصر اصلی در نظریه مراحل روانی-اجتماعی اریکسون، رشد هوّیت خود ( ego identity ) است. «هویت خود»، حس آگاهانه خود است که ما از طریق تعاملات اجتماعی رشد می‌دهیم. به گفته اریکسون، «هویت خود» ما با هر تجربه و اطلاعات جدیدی که در تعاملات روزانه خود با دیگران به دست می‌آوریم، دائماً تغییر می‌کند. اریکسون همچنین عقیده داشت که علاوه بر «هویت خود»، یک حس صلاحیت نیز انگیزه رفتار و اعمال ما را تشکیل می‌دهد.

هر مرحله در نظریه اریکسون به صلاحیت یافتن و شایسته شدن در یک محدوده از زندگی مربوط است. اگر یک مرحله به خوبی پشت‌سر گذاشته شود، شخص احساس تسلّط خواهد کرد. و اگر یک مرحله به طور ضعیفی مدیریت شود، حس بی‌کفایتی در شخص پدید خواهد آمد.

اریکسون عقیده داشت که افراد در هر مرحله، با یک تضاد روبرو می‌شوند که نقطه عطفی در پروسه رشد خواهد بود. به عقیده اریکسون، این تضادها بر به وجود آوردن یک کیفیت روانی یا ناکامی در به وجود آوردن آن کیفیت متمرکزند. در خلال این دوره، هم زمینه برای رشد شخصی بسیار فراهم است و هم از سوی دیگر، برای شکست و ناکامی.

 

 نظریه شخصیت اریكسون Erikson’s personality theory
 اریک اریکسون، یکی از روان‌کاوانی است که معمولا به روان‌شناس خود((Ego-psychologist معروف‌اند. روان‌شناسان خود، برای فعالیت و کارکرد "ایگو" که در فارسی به "خود" ترجمه شده است، اهمیت زیادتری قایلند. اریکسون نیز مانند دیگر روان‌شناسان خود، توجه خویش را به فعالیت ایگو معطوف ساخت و برای "نهاد" و "فراخود" اهمیت کمتری قایل بود.[1]
  اریکسون که به شیوه فرویدی آموزش دیده بود، رویکردی را در شخصیت گسترش داد که به طور قابل ملاحظه‌ای گسترده‌تر از رویکرد فروید بود، ضمن اینکه قسمت اعظمی از هسته اندیشه فروید را حفظ کرد.
  فعالیت‌هایی که اریکسون در گسترش نظریه فروید انجام داد، اساسا سه وجه دارد. نخست، او تا اندازه زیادی مراحل رشد فروید را بسط داد. در حالی که فروید بر دوران کودکی تاکید می‌کرد و معتقد بود که شخصیت تا سن 5 سالگی و یا حدود آن به طور کامل شکل می‌گیرد، اریکسون معتقد بود که رشد شخصیت در طول زندگی، از طریق مجموعه‌ای از هشت مرحله رشدی ادامه می‌یابد. هر کدام از این مراحل، از طفولیت تا پیری، حاوی یک بحران است که باید حل شود. در هر مرحله، یک تعارض وجود دارد که حول یک نحوه رویارویی سازگارانه یا ناسازگارانه با مشکلات آن دوره، تمرکز یافته است. شکست در یک مرحله می‌تواند به فشار روانی و اضطراب در همان مرحله و رشد کند در مرحله بعد منجر شود.
  دومین تغییری که اریکسون در نظریه فروید به عمل آورد، تاکید بیشتر بر "خود" در مقایسه با "نهاد" بود. در دیدگاه اریکسون، خود، بخش مستقلی از شخصیت است و به واسطه نهاد و یا تحت تسلط آن نیست. علاوه بر این، خود نه تنها به وسیله والدین(همان‌طور که فروید معتقد بود)، بلکه به وسیله محیط اجتماعی و تاریخی فرد تحت تاثیر قرار می‌گیرد.
  سومین اصل بسط‌ یافته فرویدی، اعتقاد اریکسون به تاثیر فرهنگ، اجتماع و تاریخ بر شکل‌گیری کل شخصیت بود. انسان‌ها به طور کامل، تحت تاثیر نیروهای زیست‌شناختی که در دوران کودکی فعال هستند، قرار نمی‌گیرند.[2]
  اریکسون می‌گفت، فروید از اهمیت تجارب کودکی در جریان پرورش و روابط اجتماعی و نیز عوامل فرهنگی موثر بر رشد "خود" غافل مانده و به آن کم‌توجهی کرده است. او پاسخگویی صحیح به مشکلات حاصل از تعاملات اجتماعی کودک را ضامن رشد روانی آینده کودک می‌دانست و معتقد بود شکست در تعاملات اجتماعی، در هر مرحله یا دوره‌ای از رشد، از مهمترین موانع به شمار می‌رود.[3]
 
به طور کلی خصوصیات بارز نظریه اریکسون عبارتند از:
1- تکیه بر تغییرات رشدی و تکاملی انسان در تمام طول عمر
2- تمرکز بر انسان سالم نه انسان بیمار
3- توجه به حساسیت و اهمیت هویت در انسان
4- کوشش برای درآمیختن یافته‌های تجربی و بالینی با بینش تاریخی و فرهنگی، به منظور توجیه بهتر شخصیت انسان.[4]
 
  اریکسون استدلال می‌کند که، جریان رشد از طریق مراحل مختلف به وسیله فرایندی کنترل می‌شود که او آن را اصل اپی‌ژنتیک رشد ((epigenetic principle of maturation نامید. منظور او از این اصل، آن است که گام‌ها یا مراحل رشد، به وسیله عوامل ارثی یا ژنتیک تعیین می‌شوند. علاوه بر این، اریکسون بر نقش نیروهای محیطی و اجتماعی نیز تاکید می‌کرد. پس به طور کلی به نظر وی، رشد تحت تاثیر دو عامل فطری و اکتسابی یعنی متغیرهای فردی و موقعیتی قرار دارد.[5]
  اصل اپی‌ژنتیک که محور اصلی نظریه اریکسون است، اشاره به این دارد که رشد و تکامل تمام انسان‌ها در قالب سلسله مراحل مشخص و جهان‌شمولی صورت می‌گیرد. 


اریکسون این اصل را به شکل زیر تعریف کرده است:
1- شخصیت انسان بر گام‌های از پیش‌ تعیین شده و بالقوه‌ای استوار است. این گام‌ها او را برای آگاهی یافتن و ایجاد ارتباط متقابل با عوامل اجتماعی گسترده و مختلف تحریک می‌کنند.
2- اجتماع به نحوی ساخته شده است که بتواند گنجایش‌ها و گرایش‌های بالقوه شخصیت را شکوفا سازد و از آن‌ها محافظت کند و ایجاد شرایط زمانی و مکانی لازم را تا حد ممکن سرعت بخشد.[6]
 
  اصل اپی‌ژنتیک نشان می‌دهد که، رشد در مراحل متوالی روی می‌دهد و برای پیشرفت همواره رشد، هر مرحله باید به طور رضایت‌بخش حل و کامل شود. طبق این مدل اگر مرحله‌ای خاص از رشد به طور موفقیت‌آمیز حل نشود، تمامی مراحل بعدی ناسازگاری جسمی، شناختی، اجتماعی یا هیجانی را نشان خواهد داد.[7]
همان‌طور که ذکر شد، اریکسون برای توصیف رشد در تمام دوران، یک سلسله مراحل هشت‌گانه را پیشنهاد کرده است. وی این مراحل را روانی – اجتماعی نامید، چون معتقد بود که رشد روانی افراد به ارتباط اجتماعی تشکیل شده در دوره‌های مختلف عمر آن‌ها بستگی دارد.[8]
چهار مرحله اول نظریه وی، تا اندازه‌ای شبیه مراحل دهانی، مقعدی، آلتی و نهفتگی فروید هستند، ولی اریکسون بر خلاف فروید که بر جنبه جنسی مراحل توجه داشت، بیشتر بر مولفه‌های روانی – اجتماعی این مراحل توجه داشت.[9]
  این مراحل از نظر زمانی ثابت نیستند و دارای رشد مستمرند. هر چند مرحله‌ای خاص ممکن است در زمانی خاص مسلط باشد، امکان دارد شخص مسایلی را از مرحله‌ای به مرحله بعدی منتقل سازد یا تحت استرس شدید به طور نسبی یا کامل به مرحله قبلی عقب‌نشینی کند.
  هر یک از این مراحل با یک یا چند بحران درونی همراه هستند، بحران‌هایی که نقاط عطف تلقی می‌شوند و دوره‌هایی که شخص در حالت افزایش آسیب‌پذیری است.[10]
  اریکسون معتقد بود که هر فرد، هر یک از این بحران‌ها را باید چنان موفقیت‌آمیز طی کند که برای انجام تکلیف روانی – اجتماعی مرحله بعد آماده باشد.[11]
  به عقیده اریکسون این بحران‌ها و تعارض‌ها دارای یک جزء مثبت و یک جزء منفی می‌باشند که یکی سازنده و موجب رشد شخصیت و دیگری مخرب و موجب اختلال رشد می‌شود.[12]
  بنا به نظر وی هشت قابلیت اساسی وجود دارد که متناظر با مراحل رشد است؛ هر کدام از این قابلیت‌ها تنها هنگامی ظاهر می‌شوند که بحران هر دوره به طور مطلوبی حل و فصل شود. چهار قابلیتی که ممکن است در کودکی ظاهر شوند، امید، اراده، هدفمندی و شایستگی هستند. وفاداری در نوجوانی و عشق، توجه و خرد در بزرگسالی آشکار می‌شوند. این قابلیت‌ها تا اندازه بسیار زیادی به یکدیگر وابسته‌اند و هیچ‌ کدام نمی‌توانند تا تحکیم کامل و مطمئن قابلیت قبلی گسترش یابند.[13]
 
 مراحل هشت‌گانه نظریه اریکسون عبارتند از:
مرحله 1 رشد روانی- اجتماعی: اعتماد در برابر بی‌اعتمادی (تولد تا یک سالگی)

نخستین مرحله نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون بین تولّد تا یک سالگی پدید می‌آید و بنیادی‌ترین مرحله در زندگی است.
به دلیل آن که نوزاد به طور کامل وابسته است، رشد اعتماد در او به کیفیت و قابلیت اطمینان کسی که از او پرستاری می‌کند بستگی دارد. اگر اعتماد به نحو موفقیت‌آمیزی در کودک رشد یابد، او در دنیا احساس امنیت خواهد کرد. اگر پرستار ناسازگار، پس زننده یا از نظر عاطفی غیرقابل دسترس باشد، به رشد حس بی‌اعتمادی در کودک کمک می‌کند. عدم توفیق در رشد اعتماد، به ترس و باور این که دنیا ناسازگار و غیرقابل پیش‌بینی است منجر می‌گردد.

  اریکسون معتقد بود، زیربنای شخصیت سالم را احساس اعتماد می‌سازد. اگر کودک حس اعتماد درونی و عمیق داشته باشد، دنیا را امن و باثبات و مردم را قابل اطمینان می‌بیند. این حس به چگونگی رابطه مادر و کودک و نحوه مراقبت او از کودک بستگی دارد.


مرحله 2 رشد روانی-اجتماعی: خودگردانی در برابر شرم و تردید(1 تا 3 سالگی)

دومن مرحله نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون در دوران اولیه کودکی صورت می‌گیرد و بر شکل‌گیری و رشد حس عمیق‌تری از کنترل شخصی در کودکان تمرکز دارد.

خودگردانی به احساس تسلط کودک بر خود و تکانه‌هایش مربوط می‌گردد. کودک در این دوره مستقل از والدین مهارت‌های حرکتی را می‌آموزد.

اریکسون همانند فروید عقیده داشت که آموزش آداب دستشویی رفتن، بخش حیاتی و ضروری این فرایند است. امّا استدلال اریکسون کاملاً با فروید متفاوت بود. اریکسون عقیده داشت که یادگیری کنترل کارکرد بدن به پیدایش حس کنترل و استقلال می‌انجامد.
رویدادهای مهم دیگر در این مرحله شامل به دست آوردن کنترل بیشتر بر انتخاب غذا، اسباب‌بازی و لباس است.
کودکانی که این مرحله را با موفقیت پشت سربگذارند، احساس امنیت و اطمینان می‌کنند. در غیر این صورت، حس بی‌کفایتی و شک به خود در آن‌ها باقی می‌ماند.


مرحله 3 رشد روانی-اجتماعی: 3- ابتکار در برابر احساس گناه (3 تا 5 سالگی) 

  اریکسون این دوره را سن بازی می‌نامد و معتقد است کودک در این دوره شدیدا اجتماعی شده است.

در خلال سال‌های قبل از مدرسه، کودکان شروع به قدرت نمایی و اعمال کنترل بر دنیای خود از طریق برخی بازی‌ها و سایر تعاملات اجتماعی می‌کنند.
کودکانی که این مرحله را با موفقیت بگذرانند، حس توانایی شخصی و قابلیت رهبری دیگران را پیدا می‌کنند. و آن‌هایی که در به دست آوردن این مهارت‌ها ناکام می‌مانند، حس گناه، شک به خود و کمبود ابتکار در آن‌ها باقی می‌ماند.


مرحله 4 رشد روانی-اجتماعی: کوشایی در برابر احساس حقارت (6 تا 11 سالگی)

این مرحله، سال‌های اول مدرسه، تقریباً از 5 سالگی تا 11 سالگی را در برمی‌گیرد.
کودکان از طریق تعاملات اجتماعی شروع به رشد حس غرور نسبت به دستاوردها و توانائی‌های خود می‌کنند.
کودکانی که توسط والدین یا معلمان تشویق و هدایت می‌شوند، حس کفایت، صلاحیت و اعتقاد به توانایی‌های خود در آن‌ها به وجود می‌آید.
آن‌هایی که از سوی والدین، معلمان یا هم‌سن و سال‌های خود به قدر کافی مورد تشویق قرار نمی‌گیرند به توانایی خود برای موفقیت، شک خواهند کرد.


 مرحله 5 رشد روانی-اجتماعی: 5- هویت در برابر سردرگمی نقش (11 سالگی تا اواخر نوجوانی)[14] 

در دوران نوجوانی، کودکان به کشف استقلال خود می‌پردازند و به عبارت دیگر، خود را حس می‌کنند.
آن‌هایی که از طریق کاوش‌های شخصی، تشویق و پشتیبانی مناسبی دریافت کنند، این مرحله را با حس استقلال و کنترل و نیز حسی قوی نسبت به خود پشت‌سر می‌گذارند. و کسانی که نسبت به باورها و تمایلات خود نامطمئن بمانند، درباره خود و آینده نیز نامطمئن و گم‌گشته خواهند بود.

   اریکسون معتقد بود تکلیف عمده نوجوان کسب هویت است. یعنی یافتن پاسخی به این دو سوال: "من که هستم؟" و "چه می‌کنم؟" اریکسون بحران این دوره را بحران هویت نامید و آن را بخش جدایی‌ناپذیر رشد سالم روانی – اجتماعی دانست. وی معتقد بود این دوره را باید دوره نقش‌آزمایی دانست، دوره‌ای که فرد ممکن است برای شکل دادن به مفهوم یکپارچه‌ای از خود، رفتارها، عقاید و علایق گوناگونی را امتحان کند.[15]


مرحله 6 رشد روانی-اجتماعی: صمیمیت در برابر انزوا (21 سالگی تا 40 سالگی)

این مرحله، دوران اولیه بزرگسالی، یعنی زمانی که افراد به کشف روابط شخصی می‌پردازند را در بر می‌گیرد.
اریکسون عیقده داشت که برقرار کردن روابط نزدیک و متعهدانه با دیگران ضرورت دارد. کسانی که در این مرحله موفق باشند، روابط مطمئن و متعهدانه‌ای را به وجود خواهند آورد.
به یاد داشته باشید که هر مرحله بر پایه مهارت‌های یادگرفته شده در مراحل قبل بنا می‌شود. اریکسون عقیده داشت که حس قوی هویت شخصی برای ایجاد روابط صمیمانه و همراه با تعلّق خاطر اهمیت دارد. مطالعات نشان داده‌اند که کسانی که حس ضعیفی نسبت به خود دارند در روابطشان نیز تمایل به تعهدپذیری کمتری دارند و بیشتر در معرض انزوای عاطفی، تنهایی و افسردگی قرار دارند.

  بحران این دوره در خود فرورفتن و کناره‌گیری از روابط اجتماعی است. اخلاق که پدیده‌ای اجتماعی است نیز در اغلب فرهنگ‌ها در این مرحله به وجود می‌آید.


مرحله 7 رشد روانی-اجتماعی: باروری در برابر بی‌حاصلی (40 سالگی تا 65 سالگی)

در دوران بزرگسالی، ما به ساختن زندگی خود ادامه می‌دهیم و تمرکزمان بر روی شغل و خانواده قرار دارد.
کسانی که در این مرحله موفق باشند، حس خواهند کرد که از طریق فعال بودن در خانه و اجتماع خود، در کار جهان مشارکت دارند. آن‌هایی که در به دست آوردن این مهارت ناموفق باشند، حس غیرفعال بودن، رکود و درگیر نبودن در کار دنیا را پیدا خواهند کرد.


مرحله 8 رشد روانی- اجتماعی: یکپارچگی در برابر پریشانی و رکود (بالای 65 سالگی)

این مرحله مربوط به دوران کهنسالی است و بر بازتاب فعالیت‌های گذشته تمرکز دارد.
آن‌هایی که در این مرحله ناموفق هستند حس خواهند کرد که زندگیشان تلف شده است و بر گذشته افسوس خواهند خورد. در این حالت است که فرد با حس ناامیدی و ناخشنودی روبرو خواهد شد.

کسانی که از دستاوردهای گذشته خود در زندگی احساس غرور داشته باشند، حس یکپارچگی، درستی و تشخّص خواهند کرد. با موفقیت پشت سرگذاشتن این مرحله یعنی نگاه به گذشته با اندکی تأسف و احساس رضایت کلّی. این افراد کسانی هستند که خردمندی به دست می‌آورند، حتی در مواجهه با مرگ..

  یکپارچگی عبارت است از، احساس رضایت و خرسندی از بابت سازنده و باارزش بودن زندگی. اریکسون اصطلاح "عروج خود" را برای اشاره به این دوره به کار ‌برده و ناامیدی را بحران این دوره می‌دانست[16]

 

مفاهیم اساسی نظریه ی اریكسون

1. اصل اپی ژنتیك : رشد و تكامل هر فرد بر اساس یك رشته مراحل مشخص جهان شمول كه در تمام افراد بشر وجود دارد ظاهر می شود و اگر توان بالقوه و شرایط اجتماعی با هم هماهنگ باشند رشد را سریع می كند .

2. سلامت روانی : انسان در هر یك از مراحل رشد با یك بحران روانی اجتماعی روبروست چگونگی حل كردن این بحران ها اساس نظریه ی اریكسون را تشكیل می دهد در صورتیكه فرد این بحران ها را حل كند این امكان را می یابد و با مسائل بزرگتر روانی درگیر شود و سلامت روانی خود را تأمین كند . سلامت روان در حل بحران است در غیر اینصورت سلامت روانی او به خطر می افتد .

3. ابعاد مورد مطالعه ی هر فرد : هر فرد عضو سه جهان است , جهان زیستی , روانی, اجتماعی و اریكسون هویت فرد را از این سه جنبه بررسی كرده است .

4. بحران چیست : یك نقطه ی عطف در هر مرحله از رشد هم دشوار است و هم غلبه برآن وجود دارد ( یك جزء منفی و یك جزء مثبت ) بحرانی زمانی است كه رشد روانی ,عاطفی , زیستی و اجتماعی با هم هماهنگ نباشند . بحران جنبه ی مرضی ندارد تنها نشانه ی یك نوع حساسیت و یا شكست پذیری است كه از عدم تعادل ناشی می شود و جزء مثبت , سازنده موجب رشد و تكامل می شود , جزء منفی, مخرب موجب اختلال در رشد می شود .

5. من : عنصر اساسی تحول شخصیت در این نظریه است رشد را در طول زندگی مورد توجه قرار می دهد ولی برای نوجوانی اهمیت خاصی قائل است


6. یگانگی : انسجام عملی نیازها , انگیزه ها و الگوهای واكنشی مشخص و افراد برای رسیدن به یكپارچگی (جدایی خود از دیگران )باید جامعه را بشناسد و بر شخصیت سالم تأكید كنند .

7. خود شكوفایی: عبارت است از حل تعارضات و كسب تجربه های مطلوب اجتماعی كه كیفیت زندگی را بالا ببرد .

8. هویت : سازه روانی اجتماعی كه شامل تمامی عقاید , طرز فكرها و عواطف می باشد و مستلزم تعامل بعد روانی و اجتماعی فرد است و افراد برای اینكه سالم باشند باید بر جامعه رشد شخصیت , وحدت عملكردها , توانایی های خود و درك صحیح از جهان پیرامون داشته باشند .

هویت به شكل های زیر ظاهر می شود :

الف – هویت توفیق : براساس دیدی كه او نسبت به خودش دارد و دیدی كه دیگران نسبت به دارند و دیدی كه او نسبت به دیگران در مورد خودش دارد حاصل می شود .

ب- هویت زودرس : تثبیت زودرس تصور یا دید فرد از خودش می باشد .

ج- هویت دیررس : تثبیت دیررس تصور یا دید فرد از خودش می باشد .

د- هویت انحرافی: هویتی مغایر با ارزش های جامعه كه او در آن زندگی می كند .

و- آشفتگی نقش یا سردرگمی نقش : هرگاه نظرها و ارزشهای والدین با ارزش ها و نظریه های همسالان دیگر مهم در زندگی فرد متفاوت باشد سردرگمی نقش بوجود می آید .


9. خود : هیئت سازمان یافته از ادراكات , افكار , تصورات فرد نسبت به خویشتن كه در برخورد متقابل با محیط و آگاهی از خویش تشكیل می شود این همان من و مرا است كه فرد بكار می برد.

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1] شاملو، سعید؛ روان‌شناسی شخصیت، تهران، رشد، 1382، چاپ هفتم، ص 75.
[2] شولتز، دوان؛ نظریه شخصیت، یوسف کریمی، تهران، ارسباران، 1378، چاپ اول، ص 223.
[3] بی‌ریا، ناصر و همکاران؛ روان‌شناسی رشد، تهران، سمت، 1375، چاپ اول، ص 778.
[4] روان‌شناسی شخصیت، ص 75.
[5] نظریه شخصیت، ص 326.
[6] روان‌شناسی شخصیت، ص 76.
[7] کاپلان، هارولد؛ خلاصه روان‌پزشکی علوم رفتاری، نصرت‌الله پورافکاری، تهران، شهر آب، 1376، چاپ دوم، جلد اول، ص 314.
[8] اتکینسون، ریتال و همکاران؛ زمینه روان‌شناسی عمومی، حسن رفیعی و همکاران، تهران، رشد، جلد اول، ص 96.
[9] نظریه شخصیت، ص 325.
[10] خلاصه روان‌پزشکی علوم رفتاری، ص 415.
[11] زمینه روان‌شناسی عمومی، ص 96.
[12] کرمی نوری، رضا؛ روان‌شناسی تربیتی، تهران، 1369، چاپ اول، ص 43.
[13] نظریه شخصیت، ص 335.
[14] خلاصه روان‌پزشکی علوم رفتاری، ص 416.
[15] زمینه روان‌شناسی عمومی، ص 97.
[16] خلاصه روان‌پزشکی علوم رفتاری، ص 417 و 418.     


 




طبقه بندی: علمی،  روانشناسی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 31 خرداد 1390
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 25 خرداد 1390

خبرگزاری فارس: جدیدترین ماهواره ایرانی با نام «رصد» پس از پرتاب موفق در مدار زمین قرار گرفت.


به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، همزمان با میلاد مبارك حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) جدیدترین ماهواره ساخت جمهوری اسلامی ایران با نام «رصد» با حضور سردار وحیدی وزیر دفاع پرتاب و با موفقیت در مدار زمین قرار گرفت.

«رصد» نخستین ماهواره تصویربرداری ایران است كه تمامی مراحل طراحی، ساخت، تجمیع، تست و آماده‌سازی آن در داخل كشور و توسط متخصصان داخلی صورت گرفته است.

برقراری ارتباط با ایستگاههای زمینی، تصویربرداری از زمین و ارسال تصاویر به همراه اطلاعات تله‌متری به ایستگاههای زمینی از مهم‌ترین مأموریت‌های این ماهواره است.

توپولوژی و ساخت ایستگاههای زمینی ماهواره «رصد» به گونه‌ای طراحی شده كه بیشترین دسترسی به ماهواره را جهت دریافت اطلاعات و ارسال فرامین كنترل فراهم كرده باشد.

بنابراین گزارش، اغلب زیرسیستم‌های اصلی یك ماهواره بزرگ در «رصد»‌ وجود دارد كه از جمله می‌توان به سیستم‌های مدیریت توان، پانل‌های خورشیدی، كنترل وضعیت، محموله اكتیكی، GPS، مدیریت داده و فرامین روی بورد، گیرنده و فرستنده روی بورد، فرستنده رنجینگ و كنترل دما اشاره كرد.

«رصد» 15.3 كیلوگرم وزن داشته كه برای تزریق در مداری با ارتفاع 260 كیلومتر طراحی شده است و می‌تواند در هر شبانه روز 15 بار به دور زمین بچرخد.

این دومین ماهواره‌بر ساخت جمهوری اسلامی ایران است كه می‌تواند میكروماهواره 16 كیلوگرمی را تا ارتفاع 260 كیلومتر از سطح زمین قرار دهد. طول این ماهواره‌بر 22 متر، قطر آن 1.25 و وزن آن 26 تن است.

عملیات موتور اول و جدایش آن، عملیات موتور دوم، خارج شدن ماهواره‌بر از جو غلیظ، رسیدن به سرعت مورد نظر و جدایش ماهواره از ماهواره‌بر مراحلی بودند كه در این پرتاب با موفقیت انجام شد.

چهار ایستگاه رهگیری، ایستگاه تله‌متری و فرمان، ایستگاه مركزی و ایستگاه متحرك، عملیات رهگیری، هدایت و كنترل و دریافت اطلاعات از ماهواره‌بر سفیر «رصد» را برعهده دارند كه آنها نیز با موفقیت عملیات خود را انجام داده و به كار خود ادامه می‌دهند.




طبقه بندی: علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده

خبرگزاری فارس: سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: حبیب كاشانی برای پرسپولیس چه‏كاری كرده است؟


به گزارش خبرگزاری فارس، علی دایی پس از برگزاری مراسم جشن قهرمانی در نشست خبری حاضر شد و باز هم انتقادهای تندی علیه حبیب كاشانی و سایر مدیران باشگاه مطرح كرد.

وی در ابتدای سخنانش گفت: بازی سختی برای هر دو تیم بود. در نیمه اول ملوان بهتر بود اما در نیمه دوم بازی به تعادل كشیده شد و در نهایت این ما بودیم كه قهرمان شدیم و حق به حق‌دار رسید. البته داوری باز هم به ما ضربه زد.

دایی ادامه داد: تكل دقیقه 5 مهرداد اولادی یك خطای مسلم بود و باید این بازیكن اخراج می‌شد اما داور حتی به او كارت زرد هم ندارد. بازیكن ما را قیچی كردند اما ظاهراً به خاطر شیرین‌كاری‌های بازی رفت در 5 دقیقه ابتدایی، بازی جزو مسابقه حساب نشد. اولادی باید اخراج می‌شد. اگر این اتفاق می‌افتاد نتیجه دیگری رقم می‌خورد. خوشحالم كه به خواسته خود رسیدیم و در آخر فصل قهرمان شدیم. از هواداران واقعی پرسپولیس تشكر می‌كنم، آنهایی كه در همه جای ایران از ما حمایت كردند. باید برای این قهرمانی از تك‌تك بازیكنان تشكر كنم.

دایی در مورد اینكه برخی از هواداران خواسته‌اند در پرسپولیس بمانید گفت: من دست تك‌تك هواداران پرسپولیس را می‌بوسم. امروز قراردادم با پرسپولیس تمام شد و حداقل وجدانم راحت است كه تمام وجودم را برای پرسپولیس گذاشتم. این تیم به موفقیت رسید و خیالم راحت است.

وی یادآور شد: برخلاف آنچه آقایان می‌گفتند كه من قول قهرمانی داده‌ام باید بگویم هرگز چنین قولی نداده‌ام. گفته بودم من سعی می‌كنم با پرسپولیس قهرمان شوم و خدا كمك كرد و قهرمان شدیم اما حالا می‌خواهم بدانم آقایان چه جور حرف‌های دیگری می‌خواهند بگویند.

دایی تصریح كرد: بعد از آنكه راه نفوذ را برای برخی از آقایان بستیم و در سپاهان با این تیم مساوی كردیم یكسری از آقایان را از اطراف تیم كنار زدم و تیم به آرامش رسید. راه نفوذ عوامل آنها بسته شد. خدا را شكر می‌كنم كه بعد از آن اتفاق تیم بهتر شد و همه بازیكنان با هم یكدل و یكرنگ شدیم و نتیجه این همدلی را امروز دیدیم.

دایی تأكید كرد: شما نگاه كنید چرا تا به امروز هیچ‌كس به رختكن ما نمی‌آمد؟ چرا هیچ یك از مدیران باشگاه پا به باشگاه نمی‌گذاشتند و به من و خوردبین تبریك نمی‌گفتند اما امروز كه قهرمان شدیم با فك و فامیل‌شان آمده‌اند و در جشن ما شركت می‌كنند. امروز كسانی را دیدم كه در این چند هفته اخیر اصلاً ندیده بودم. مطمئن باشید من با این عوامل اصلاً كار نمی‌كنم.

وی افزود:‌ همه عالم و آدم از ما حمایت كردند اما آنها از ما حمایتی نكردند. در روزنامه‌شان هرچه دوست‌ داشتند نوشتند و با كنایه با من سخن گفتند. یكی به نعل زدند و یكی به میخ. امروز چطور به اینجا آمده‌اند؟ این افراد در اصفهان و خوزستان و یا حتی در تهران در بازی با سپاهان كجا بودند؟

دایی گفت: برای چنین فوتبالی متأسفم. امروز آنها آمده‌اند كاپ را دست‌شان بگیرند؟ من بلد نیستم سیاسی حرف بزنم و باید كلاس بروم تا بتوانم از این گونه حرف‌زدن استفاده كنم و دو پهلو حرف بزنم. خیلی چیزها را نمی‌توانم بگویم.

سرمربی پرسپولیس اظهار داشت:‌ مردم باید بدانند چرا من در پرسپولیس تنها شدم و چرا نمی‌گذاشتم كسی سر تمرین بیاید و خبرنگاران را سر تمرین راه نمی‌دادم به خاطر این‌كه عوامل آنها می‌آمدند و جو را به هم می‌زدند. ماه هیچ وقت پشت ابر نمی‌ماند. اگر من پرسپولیس را تنها می‌گذاشتم آنها به خواسته‌‌هایشان می‌رسیدند و چه بلایی سر پرسپولیس می‌آوردند اما آدم بزرگ برای این مواقع است. من ماندم تا به حق‌مان برسیم و خوشحالم كه امروز جام را گرفتیم و قهرمان شدیم. من كف دستم را بو نكرده بودم كه چنین مسائلی قرار است اتفاق بیفتد.

وی گفت: آنها می‌گویند مأموریت‌مان تمام شده است، پس چه كسی را برای دیدن كمپ به اسپانیا فرستادند. برای پرسپولیس مربی انتخاب كردند. من صحبت‌هایم را می‌كنم تا همه بدانند ماجرا چیست.

دایی خاطرنشان كرد: اگر فردی را به جای من می‌آوردند كه افتخارات مربیگری‌اش از من بیشتر بود ناراحت نمی‌شدم. كاش یك رقیب بزرگ برای من می‌تراشیدند. پرسپولیس بزرگ است و به آدم‌های بزرگ نیاز دارد كسانی كه بتوانند به این تیم كمك كنند.

به گزارش فارس دایی در ادامه نشست خبری خود پس از دیدار با ملوان عنوان كرد: اكنون كه ما قهرمان شدیم، حساب و كتاب آنها به هم خورد. خدا كند احساس من اشتباه باشد كه آنها می‌خواستند به من ضربه بزنند اما دوستان من روی سكو بودند و همه چیز را می‌دیدند. آنها دیدند كه چطور این افراد ناراحت می‌شدند و وقتی تیم ما 5 گل می‌زد هیچ‌كدام آنها در ورزشگاه نمی‌ماندند و می‌رفتند و خوشحالم كه ما قهرمان شدیم.

وی در مورد برگزاری مراسم جشن قهرمانی پرسپولیس اظهار داشت:‌ این مراسم سمبل‌بازی است. فقط می‌خواستند مراسم تمام شود و بروند. خجالت دارد كه چنین مراسمی را برای پرسپولیس برگزار می‌كنند. لیگ ما با این همه هزینه انجام می‌شود و هر كدام از تیم‌ها بیش از 5 میلیارد تومان هزینه می‌كنند اما مراسم در حد صفر و زیر صفر هم نبود. این جشن قهرمانی را باید چه كسی برگزار كند؟ این مراسم خنده‌دار بود باید می‌پریدیم و جام را می‌گرفتیم و خدا را شكر كه بدن ما آماده بود و توانستیم این كار را كنیم. پرسپولیس پرتماشاگرترین تیم ایران است، آیا باید چنین مراسمی برایش برگزار كنند و چنین جایگاهی برای ما در نظر بگیرند؟

دایی با انتقاد از برنامه بازی‌ها گفت: در كجای دنیا فینال به صورت رفت و برگشت برگزار می‌شود؟ در آلمان شالكه و دویسبورگ در برلین بازی كردند. رئال مادرید و بارسلونا یك بازی انجام دادند. در ایتالیا نیز فینال یك مسابقه است اما ظاهراً اینجا با همه جای دنیا فرق دارد. مگر می‌شود ما روز سه‌شنبه در ورزشگاه آزادی بازی كنیم و روز جمعه در انزلی.

وی ادامه داد: من چه كاری می‌توانستم انجام دهم؟ فقط باید ریكاوری می‌كردیم و تمرینات سبك انجام دهیم تا بازیكنان بتوانند خوب بدوند. در چند هفته اخیر فشار زیادی روی تیم بود و بازی‌ها را پشت سر برگزار كردیم.

دایی در مورد اینكه كاشانی گفته مأموریت تمام شد، خاطرنشان كرد: به من ارتباطی ندارد كه مأموریت ایشان تمام شده است. مأموریت وی كمك به ما بود اما فقط ایشان اسمش دنبال ما بود. قرارداد من امروز با باشگاه پرسپولیس تمام شد و باید بگویم مأموریت ایشان نیز یك جوری تمام شد اینكه تیم با من قهرمان شد. اصلاً من در قهرمانی نقشی نداشتم و فقط مدیریت نقش داشته است.

وی تصریح كرد: من خیلی‌ وقت‌ها در پرسپولیس تنها كار كرده‌ام و بدبختی‌ها و سختی‌های زیادی كشیدیم. سر تمرین من و بازیكنان فحش شنیدیم. عوامل‌شان سر تمرین می‌آمدند و دردسرساز می‌شدند. بعد از دیدار با ذوب‌آهن ما تنها شدیم. مردم باید بدانند چرا كسی را سر تمرین راه نمی‌دادم. آنها می‌آمدند و برای تیم دردسر درست می‌كردند. تهیه امكانات وظیفه مدیریت است و باید این كار را انجام دهد اما برای ما چه امكاناتی فراهم كردند.

دایی یادآور شد: قرار بود ورزشگاه درفشی‌فر یك ماهه تكمیل شود اما این اتفاق نیفتاد. قرار بود ما از سونا و استخر و امكانات ورزشی آنجا استفاده كنیم. كاشانی چه كاری برای پرسپولیس كرده است؟‌ امشب ما باید با اتوبوس به تهران برگردیم. خب امروز كه بلیت نیست مدیریت باید هواپیمای چارتر بگیرد وگرنه روزی كه بلیت باشد كاری ندارد. ما هم می‌توانیم بلیت بگیریم. حتماً مدیریت باشگاه تلاش كرده و نتوانسته بلیت تهیه كند اما ما امروز قهرمان شدیم و باید با اتوبوس به تهران برگردیم آن هم در حالی كه بازیكنان 90 دقیقه دویدند و خسته هستند.

دایی در مورد جذب بازیكنان تیم گفت: آقایان در یارگیری من دخیل بودند. خیلی مسائل عوض شد مردم خیلی‌ چیزها را نمی‌دانند. قرار بود به من كمك كنند اما خیلی چیزها را عوض كردند.

دایی در پاسخ به خبرنگاری كه گفت بازیكنان پرسپولیس در این فصل پاداش‌ها و حقوق‌هایشان را به موقع دریافت كرده‌اند و اردوهای خارجی این تیم برگزار كرده، گفت: ببخشید؛ اگر ما در آنتالیا اردو زدیم استقلال هم در آنجا اردو زده است. اردوی آنتالیا هم كار دوستان من بود و تیم پرسپولیس را دعوت كردند و من آن را پیگیری كردم. من كه همراه استقلال نیستم كه بخواهم مدیریت باشگاه استقلال و پرسپولیس را با هم مقایسه كنم و بگویم مدیریت ما بهتر بوده یا بدتر. مدیریت باید كار خودش را انجام دهد. مدیریت چگونه كار كرده است كه لیدر در باشگاه می‌آید و عربده می‌كشد یا من را كتك می‌زند و با من درگیر می‌شود. مگر این لیدرها 10 نفر بیشتر هستند. مدیریت فقط پول دادن نیست، این است كه به مربی كمك كند ضمن اینكه بروید اسناد مالی پرسپولیس را پیدا كنید ببنید به دایی چنددرصد از قراردادش را دادند و به بازیكنی كه من اخراجش كردم چنددرصد مبلغ قراردادش را پرداختند. به چه چیزی مدیریت می‌گویند؟

وی اضافه كرد: چرا در لیگ قهرمانان آسیا چنین پاداش‌هایی برای بازیكنان تعیین نشد؟ در روزنامه‌‌شان من مصاحبه می‌كنم و آن را تحریف می‌كنند و می‌گویند دایی گفته چون به ما پول ندادند اوت شدیم. من كی چنین حرفی زدم؟ در روزنامه خودشان هرچه می‌خواهند می‌نویسند.

دایی گفت: مدیریت یعنی چه؟ بعد از بازی پرسپولیس و استیل‌آذین هیچ‌كدامشان در تلویزیون نیامدند و حرف نزدند. آیا مدیریت آن است كه بیایند در برنامه ورزش و مردم بنشینند بگویند دایی با پرسپولیس 12 باخت آورده یا 16 باخت. من نمی‌دانستم اول فصل چه اتفاقاتی قرار است بیفتد. آنها می‌گویند 80 درصد بازیكنانی كه من می‌خواستم را گرفته‌اند.
باید بگویم من به دنبال هادی عقیلی یا سیدجلال حسینی بودم. من با محمدرضا خلعتبری تمام كرده بودم. كریم انصاری‌فرد و میلاد زنید‌پور را می‌خواستم. من عماد رضا می‌خواستم، چرا نتوانستند او را بیاورند و این بازیكن سر از شاهین بوشهر درآورد؟

دایی تأكید كرد: عماد رضا پیش من آمد و گفت با من كاری كردند كه فرار كنم و به بوشهر بروم. چرا آنها كاری كردند كه عماد رضا به تیم رفیق‌شان برود؟ من دوست داشتم مسائلی كه پیش می‌آید از داخل خانواده بیرون نرود اما آنها این مسائل را به بیرون از خانواده درز دادند.

وی افزود: من دیگر نمی‌توانستم سكوت كنم و در بازی با سپاهان بغضم تركید و همه مسائل را گفتم. حق گرفتنی است نه دادنی و دایی همیشه به دنبال حق بوده و برای گرفتن آن دعوا كرده است. در جلسه فنی باید دو كارشناس می‌آمدند و با من حرف فنی می‌زدند تا من را قانع كنند اما در این جلسات چه حرف‌هایی می‌زدیم. آقایان اگر جلسه فنی می‌گذارید باید 4 آدم فنی داخل آن جلسه باشند. نمی‌دانم آنها دنبال چه بودند. همه عالم و آدم می‌دادند با بازیكن ما تماس گرفتند.

وی افزود: آقایان ادعا می‌كنند كارشان با پرسپولیس تمام شده اما رفتن با دوست‌شان صحبت كردند. مگر این آقا نمی‌گوید مأموریتم تمام شده پس چطور با بازیكنان برای فصل آینده بازی می‌كند. آیا چون من می‌خواهم این حرف‌ها بزنم كناره‌گیری كرده است؟

دایی تصریح كرد: در پایان به همه آنهایی كه زحمت كشیدند خسته‌نباشید می‌گویم و از همه تشكر می‌كنم و هر خوبی و بدی از من دیده‌اند حلال كنند ولی باید ببنیم در آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد. فقط این را بدانید كه بدبختی و سختی زیادی كشیدم تا پرسپولیس قهرمان شود.




طبقه بندی: علمی،  ورزشی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 9 خرداد 1390
 تولید شیر مادر توسط گاوهای اصلاح شده! 
 7 فایده ی مهم شیر مادر برای نوزاد 
 شیردهی برای جسم و روان مادر نیز مفید است 
 ناکافی بودن شیر مادر و چگونگی افزایش آن 
 چرا نوزاد شیر مادرش را نمی خورد؟ 
 مشخصات افراد تغذیه شده با شیر مادر 
 شیردهی فقط وظیفه ی مادران نیست! 
 اشتباهات و باورهای غلط درباره شیر مادر 
 فواید شیر مادر برای روح و روان نوزاد 
 تغذیه با شیر مادر در زنان شاغل 
 2 خبر جالب و عجیب درباره شیر مادر 
 دو قلوها و نوزادان نارس را از شیر مادر محروم نکنید 
 شیر مادر در آموزه های دینی 
 مشکل رایج مادران در دوران شیردهی 
 شیرمادر تا کِی؟ 
 شیرخشک؛ جایگزینی نه چندان مناسب برای شیر مادر 
 شیشه شیر؛ گزینه ی آخر 
 فیلم ها

 

 

 فواید شیر مادر برای کودکان 

 

 

 شیر مادر به تنهایی کافی نیست! 

 

 

 مدت زمان شیردهی 

 

 

 ضعف و قدرت مادر در شیردهی 

 

 

 درمان زردی، میزان شیر مادر 



طبقه بندی: علمی،  پزشکی و سلامت،  اجتماعی،  روانشناسی،  گوناگون،  سرگرمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 9 خرداد 1390

 

باور غلط: ابر و مِه و غبار موجود در حمام، از بخار آب تشکیل شده اند.

ابر و مِه از چه چیز تشکیل شده اند؟

 

 

اکثر مردم این گونه فکر می کنند که ابرهای آسمان، مِه و همین طور غبار موجود درحمام، از بخار آب تشکیل شده اند، ولی به راستی این گونه نیست. هر سه پدیده از قطرات کوچک آب مایع معلق در هوا تشکیل شده است. وقتی آب تبخیر می شود، تبدیل به یک گاز شفاف و بی رنگ به نام «بخار آب» می شود که با چشم انسان قابل رویت نیست. و دوباره اگر آن را متراکم کنیم تبدیل به باران، برف، رودخانه و یا اقیانوس می شود، همچنین بخار آب متراکم شده می تواند به صورت ابر، مِه و غبار در آید.

 

 

مِه می تواند باعث ایجاد رطوبت در سطوح شود، که این امر به این دلیل نیست که در هنگام برخورد با سطوح مجاور خود، تقطیر شده و بخار آب تبدیل به مایع می گردد، بلکه به این علت است که مِه آب مایع است و بخار آب نیست.

برای این که درک صحیحی از بخار آب داشته باشید، مقداری آب را درون کتری قرار دهید و بگذارید آب به نقطه جوش خود برسد، آن گاه در کتری را بر داشته و به حباب هایی که روی سطح آب جوش تشکیل می شود، نگاه کنید، مشاهده می کنید که حباب هایی روی سطح آب تشکیل می شود و سپس می ترکند، این حباب ها، حاوی بخار آب هستند که پس از ترکیده شدن آن ها، بخار آب به بیرون از سطح آب می آید، آیا شما می توانید، بخار آبی که درون این حباب ها هست را با چشم خود ببنید؟ مسلماً نه، زیرا بخار آب شفاف و بی رنگ است. و وقتی حبابی ترکیده می شود، چیزی درون آن مشاهده نمی کنید.

ابر و مِه از چه چیز تشکیل شده اند؟

آزمایشی ساده برای تشخیص بخار آب موجود در هوا

 

همان طور که هوای خشک و عاری از رطوبت برای زندگی مناسب نیست، هوای خیلی مرطوب و بخارآلود نیز خفقان آور و غیرقابل تحمل است. با ساختن یک وسیله به نام رطوبت نما شما می توانید به سهولت از میزان بخار آب موجود در هوای محیط خود مطلع شوید. دو دماسنج را کنار هم به یک پایه چوبی نصب کنید، در زیر یکی از دماسنج ها یک لیوان پر آب قرار دهید.

 

یک دستمال کاغذی را در آب درون لیوان قرار دهید و انتهای دستمال کاغذی را با نخ به مخزن جیوه یکی از دماسنج ها ببندید. آب به وسیله دستمال کاغذی مرتباً بالا رفته و دائماً دور مخزن را مرطوب نگه می دارد و آب دستمال شروع به تبخیر می کند. چون تبخیر سطحی باعث کاهش دما می شود، دماسنج مربوطه عدد کمتری را نسبت به دماسنج دیگر نشان می دهد. هر قدر بخار آب هوای محیط کم باشد، تبخیر سطحی زیادتر و در نتیجه اختلاف دمای بین دو دماسنج زیادتر است؛ و بالعکس هوای بخار آلود سبب می شود که تبخیر آب کمتر انجام پذیرد و تفاوت دما بین دو دماسنج کمتر می شود.

 

پس در مراجعه به دو دماسنج، اختلاف دمای بیشتر دلیل خشک بودن هوا و اختلاف درجه کمتر دلیل بر بخار آلود بودن هوای محیط است.

 

ابر و مِه از چه چیز تشکیل شده اند؟

برای تعیین درصد مقدار رطوبت موجود در هوا باید مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید، لازم به ذکر است که تمامی اندازه گیری های زیر باید برحسب درجه سانتی گراد انجام شود:

 

1ـ دمای دماسنجی که در هوای آزاد قرار دارد را ثبت کنید و آن را Tdb بنامید.

 

2ـ دمای دماسنجی که دستمال کاغذی به آن بسته شده است را ثبت کنید و آن را Twb بنامید.

 

3ـ حال اختلاف این دو دماسنج را به دست آورید.

 

4ـ با استفاده از جدول زیر می توانید، درصد رطوبت هوای محیط خود را به دست آورید.

 

طرز استفاده از این جدول به این صورت است که ابتدا باید در ستون اول جدول، ردیف، اختلاف دمایی را که در مرحله سوم به دست آوردید پیدا کنید. سپس ستون دمای دماسنجی را که در هوای آزاد قرار دارد،ا پیدا کنید، از تقاطع ردیف و ستون به دست آمده، درصد رطوبت هوای محیط به دست می آید.

 

به عنوان مثال اگر اختلاف دمای دو دماسنج برابر 6 درجه سانتی گراد باشد، ردیف شماره 6 را باید انتخاب کنیم، حال اگر دمای دماسنجی که در هوای آزاد قرار دارد، برابر 22 درجه سانتی گراد باشد، باید ستون 22 را انتخاب کنیم، در تقاطع این ردیف و ستون، عدد 54 را مشاهده می کنید، که به این معنی است که درصد رطوبت هوای محیط در این حالت برابر 54 درصد می باشد.

 

ابر و مِه از چه چیز تشکیل شده اند؟

 

البته باید به این نکته توجه کنید که اگر می خواهید محاسبه دقیقی انجام دهید، باید میزان ارتفاع از سطح دریا را نیز در محاسبات خود دخالت دهید.

 

برای این کار می توانید از جدول هایی که در زیر قرار داده است، استفاده کنید. توجه داشته باشید که در این جدول ها، دما بر حسب فارنهایت آمده است. البته طرز کار با جدول های زیر، با جدولی که در بالا مشاهده کردید، اندکی متفاوت است.

 

* در جدول های زیر، در ردیف بالای جدول دمای دماسنجی که به آن دستمال کاغذی بسته اید، قرار گرفته و در ستون اول سمت چپ آن دمای دماسنجی که در هوای آزاد قرار دارد آورده شده است، دمای این دو دماسنج را باید در محل های مربوطه پیدا کرده و از تقاطع ستون و ردیف مورد نظر، درصد رطوبت هوای محیط را به دست جدول هایی برای ارتفاع های بین صفر تا 500 پا بالاتر از سطح دریا. (کلیک کنید)

 

* جدول هایی برای ارتفاع های بین 501 تا 1900 پا بالاتر از سطح دریا. (کلیک کنید)

 

* جدول هایی برای ارتفاع های بین 1901 تا 3900 پا بالاتر از سطح دریا. (کلیک کنید)

 

* جدول هایی برای ارتفاع های بین 3901 تا 6100  پا بالاتر از سطح دریا. (کلیک کنید)

 

* جدول هایی برای ارتفاع های بین 6101 تا 8500 پا بالاتر از سطح دریا. (کلیک کنید)

 

* جدول هایی برای ارتفاع های بین 8501 تا 11000 پا بالاتر از سطح دریا. (کلیک کنید)

 

* جدول هایی برای ارتفاع های بین 11001 تا 13500 پا بالاتر از سطح دریا. (کلیک کنید)

 

خب همان طور که توضیح دادیم، با انجام این آزمایش می توانید متوجه شوید که آیا هوای محیطی که در آن قرار دارید، دارای بخار آب است یا خیر؟ حال سؤالی را مطرح می کنیم:

به نظر شما اگر با انجام این آزمایش متوجه وجود بخار آب در هوای محیط اطرافتان شدید، آیا می توانید این بخار آب را با چشم مشاهده نمایید؟

آری همان گونه که مشاهده نمودید، بخار آب قابل رویت نیست.




طبقه بندی: علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : شنبه 7 خرداد 1390
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1 خرداد 1390

موسیقی‌درمانی از بدو تولد + تصاویر

آنها با استفاده از هدفون‌های معمولی که روی گوش‌ها و سر نوزادان خیلی بزرگ به نظر می‌رسند، موسیقی ویوالدی و موتزارت را برای این کودکان پخش می‌کنند و آنها دور از مادرانشان به این موسیقی گوش می‌دهند.

بیمارستانی در اسلواکی برای آرامش دادن به نوزادان تازه متولد شده روش تازه‌ای را به کار گرفته است.

به گزارش «دیلی‌میل»، آنها با استفاده از هدفون‌های معمولی که روی گوش‌ها و سر نوزادان خیلی بزرگ به نظر می‌رسند، موسیقی ویوالدی و موتزارت را برای این کودکان پخش می‌کنند و آنها دور از مادرانشان به این موسیقی گوش می‌دهند.

دکتر اسلاوکا ویراگوا معتقد است، موسیقی می‌تواند جایگزینی برای صدای مادران باشد و سبب عادی شدن ضربان قلب نوزادان می‌شود.

 به نظر او، موسیقی کلاسیک می‌تواند جایگزین خوبی برای مادر در زمان نبودشان باشد.به این ترتیب موسیقی نه تنها جای خالی مادر را پر کرده بلکه از استرس نوزاد کاسته و به افزایش وزن او کمک می‌کند.
 
 



طبقه بندی: علمی،  پزشکی و سلامت،  روانشناسی،  اجتماعی،  گوناگون،  سرگرمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : شنبه 31 اردیبهشت 1390

۱۵ نشانه سرطان را بشناسید

بیشتر دردها دلیل وجود سرطان نیستند. دردهایی كه مداوم هستند و به دلایل نامشخص ایجاد می‌شوند حتما باید تحت بررسی قرار گیرند.

در این شرایط پزشك سابقه خانوادگی شما را بدقت بررسی می‌كند و براساس آن اطلاعات تصمیم بگیرد كه چه آزمایشاتی برای شما لازم‌تر است. در این میان برخی معتقدند سرطان بیماری‌ای است كه بیشتر در افراد سالخورده ایجاد می‌شود. هرچند بیشتر وقت‌ها حق با آنهاست، اما خیلی از افراد جوان هم به سرطان مبتلا می‌شوند. تحقیقات و مطالعات نشان می‌دهد خانم‌ها در مقابل چكاپ‌های منظم و آزمایشات سرطان نسبت به آقایان حساس‌تر و مراقب‌تر هستند.

آنها معمولا خیلی بیشتر هم نسبت به نشانه‌های بیماری نگران می‌شوند. اما همیشه هم این‌طور نیست. برای مثال خانم‌های جوان‌تر خیلی از علائمی را كه می‌تواند نشانه سرطان باشد، نادیده می‌گیرند. البته خیلی از خانم‌ها از آقایان هم در انكار بیماری ماهرتر هستند. اینها كسانی هستند كه عمدا علائم و نشانه‌های سرطان را نادیده می‌گیرند.

البته همیشه هم مساله انكار بیماری نیست. در بعضی‌ها یك باور فرهنگی وجود دارد كه تصور می‌كنند سرطان بیماری لاعلاج است به همین خاطر لزومی نمی‌بینند كه برای درمان مراجعه كنند، در حالی كه حرف زدن در مورد مسائل نگران‌كننده نباید باعث واكنش منفی از سوی افراد شود.

نباید این حس به افراد القا شود كه باید به دنبال هر نشانه كوچكی باشند. به همین دلیل در ادامه ۱۵ مورد از متداول‌ترین علائم سرطان كه باید حتما جدی گرفته شوند را برایتان معرفی می‌كنیم كه دیگر هر مشكل كوچكی باعث نگرانی شما نشود.

كاهش وزن بدون ‌دلیل: خیلی از خانم‌ها بدشان نمی‌آید كه بدون هیچ سعی و تلاش وزنشان را پایین بیاورند. اما كاهش وزن بی‌دلیل (مثلا ۵ كیلو در ماه بدون بالا بردن فعالیت بدنی یا رژیم غذایی) حتما باید مورد چكاپ قرار گیرد. كاهش وزن بی‌دلیل نشانه سرطان است مگر این‌كه خلاف آن ثابت شود. همچنین می‌تواند نشانه مشكل دیگری مثل پركاری تیروئید نیز باشد. پزشكتان باید آزمایشاتی برای چك كردن وضعیت تیروئیدتان انجام داده و سی‌تی‌اسكنی از بقیه اندام‌های بدن هم تهیه كند. پزشك باید تك‌تك احتمالات را بررسی كند.

نفخ كردن: نفخ كردن می‌تواند یكی دیگر از علائم سرطان باشد كه خیلی از خانم‌ها به آن مبتلا هستند و البته می‌تواند نشانه سرطان تخمدان باشد. سایر علائم سرطان تخمدان عبارتند ازدرد شكم یا لگن، احساس سیری زودرس (حتی وقتی هیچ غذایی نخورده‌اید) و مشكلات ادرار. اگر این نفخ كردن هر روز برای فرد اتفاق بیفتد و برای چند هفته فرد را آزار دهد، حتما باید با پزشكتان مشورت كنید. در این شرایط پزشك آزمایش خون، سی‌تی‌اسكن و سایر آزمایشات لازم را برای شما انجام می‌دهد.

تغییرات در سینه: بیشتر خانم‌ها سعی می‌كنند سینه‌های خود را از نظر احتمال وجود غده بررسی كنند. اما این تنها نشانه برای سرطان سینه نیست. قرمز و ضخیم شدن پوست سینه می‌تواند یك نشانه نادر و شدید سرطان سینه باشد، در ضمن سرطان سینه التهابی هم باید مورد آزمایش قرار گیرد. اگر جوش یا دانه‌ای روی پوست سینه‌تان مشاهده كردید كه بیشتر از یك هفته دوام پیدا كرد، حتما باید به پزشك مراجعه كنید. همچنین اگر ظاهر نوك سینه‌هایتان تغییر كرد یا ترشحاتی غیرعادی مشاهده كردید، به پزشك مراجعه كنید. در واقع تغییر در وضعیت ظاهر سینه‌ها، نشانه بسیار نگران كننده‌ای است.

خونریزی غیرعادی: خانم‌هایی كه هنوز به یائسگی نرسیده‌اند خیلی‌وقت‌ها به خونریزی‌های زودتر از زمان عادت ماهیانه بی‌توجهی می‌كنند. اما خونریزی بین زمان عادت ماهیانه بخصوص وقتی عادت ماهیانه‌ منظم است، نیاز به آزمایش و بررسی دارد. خونریزی بعد از رسیدن به یائسگی می‌تواند نشانه سرطان رحم باشد، بنابراین پزشك ‌باید بدقت سابقه خانوادگی شما را بررسی و برحسب زمان خونریزی و سایر علائم، آزمایش فراصوت یا بیوپسی برایتان تجویز كند.

تغییرات پوستی: خیلی از ما خال‌هایمان را بدقت بررسی می‌كنیم، چرا كه می‌دانیم هر نوع تغییر در تعداد و اندازه آنها می‌تواند یكی از نشانه‌های سرطان پوست باشد. اما باید تغییر در رنگدانه پوست را هم جدی بگیریم. همچنین اگر یكدفعه دچار خونریزی یا ورقه ورقه شدن پوست شدید حتما باید به پزشك متخصص نشان دهید.

بروز مشكل در بلع: اگر در قورت دادن مشكل دارید، احتمالا رژیم غذایی‌تان را تغییر داده‌اید. پس جویدن چندان برایتان دشوار نیست. احتمالا بیشتر از سوپ، غذاهای مایع یا محلول‌های پروتئینی استفاده می‌كنید. اما این مشكل در قورت دادن می‌تواند نشانه سرطان gi باشد مثل مری. پزشكتان باید بدقت سابقه خانوادگی شما را بررسی كرده و آزمایشاتی مثل رادیولوژی سینه یا تست gi انجام دهد.

وجود خون در مدفوع: اگر در ادرار یا مدفوعتان خون مشاهده كردید به هیچ وجه تصور نكنید كه حتما از بواسیر باشد، بلكه می‌تواند نشانه سرطان روده باشد. پزشك باید سوالاتی از شما بپرسد و آزمایشاتی مثل كلونوسكوپی برایتان انجام دهد. همچنین بالا آوردن خون موقع سرفه كردن هم باید بدقت بررسی شود. البته اگر این اتفاق یك‌بار بیفتد ممكن است خطر جدی نباشد اما در صورت تكرار حتما باید به پزشك مراجعه كنید.

درد شكم و افسردگی: خانم‌هایی كه دچار درد در ناحیه شكم و احساس افسردگی به طور همزمان می‌شوند نیاز به چكاپ دارند. برخی محققان رابطه‌ بین افسردگی و سرطان لوزالمعده را پیدا كرده‌اند كه هنوز چندان شناخته شده نیست.

سوءهاضمه: بیشتر خانم‌هایی كه حاملگی را تجربه كرده‌اند انواع و اقسام مشكلات گوارشی كه با بالا رفتن وزن برایشان اتفاق افتاده بود را به خاطر دارند. اما بروز مشكلات گوارشی و سوءهاضمه بدون هیچ دلیل مشخص می‌تواند خطرناك و نشانه زودهنگام سرطان مری، معده یا گلو باشد. بنابراین پزشك باید سابقه خانوادگی شما را بدقت بررسی كند و قبل از انتخاب آزمایشات لازم برای شما، سوالاتی در مورد سوءهاضمه‌تان بپرسد.

عفونت دهانی: همه افراد بخصوص سیگاری‌ها باید بدقت مراقب لكه‌های سفیدی كه درون دهان یا روی زبانشان ایجاد می‌شوند، باشند. بیشتر این لكه‌ها می‌توانند نشانه‌های اولیه نوعی از سرطان باشند كه می‌توانند منجر به سرطان دهان شود. از دندانپزشك یا پزشكتان بخواهید بدقت وضعیت را بررسی كنند و درمورد درمان آن تصمیم بگیرند.

درد: با بالا رفتن سن، شكایت افراد از درد بیشتر می‌شود، اما درد می‌تواند نشانه زودرسی از برخی سرطان‌ها هم باشد، گرچه بیشتر دردها دلیل وجود سرطان نیست. دردهایی كه مداوم هستند و به دلایل نامشخص ایجاد می‌شوند حتما باید مورد بررسی قرار گیرند. پزشكتان باید سابقه خانوادگی شما را بدقت بررسی كرده و براساس آن اطلاعات تصمیم بگیرد كه چه آزمایشاتی برای شما لازم‌تر است.

تغییر در گره‌های لنفاوی: اگر غده یا برآمدگی روی گره‌های لنفاوی خود در زیربغل یا گردنتان مشاهده كردید، لازم است با دقت علت ایجاد آن بررسی شود. اگر یكی از گره‌های لنفاویتان بتدریج بزرگ‌تر می‌شوند حتما باید به پزشك مراجعه كنید. در این شرایط پزشك شما را معاینه خواهد كرد و دلیل بزرگ شدن غده لنفی را بررسی خواهد كرد. همچنین ممكن است برایتان نمونه‌برداری از خون (بیوپسی) انجام دهد.

تب: اگر افزایش حرارت بدن و بروز تب در شما به دلیل آنفلوآنزا یا سایر بیماری‌ها نیست، ممكن است در صورت تداوم نشانه‌ای از سرطان باشد. تب معمولا زمانی كه سرطان از نقطه اصلی خود گسترش پیدا كرده باشد اتفاق می‌افتد، اما می‌تواند نشانه سرطان خون‌ هم باشد. سایر نشانه‌های سرطان عبارتند از زرد شدن پوست بدن یا تغییر در رنگ مدفوع. پزشك باید شما را تحت معاینه دقیق فیزیكی قرار دهد و سابقه دارویی شما را بدقت بررسی كند و سپس آزمایشاتی مثل رادیولوژی، سی‌تی‌اسكن، ام‌آر‌‌آی و سایر آزمایشات را برایتان انجام دهد.

خستگی: خستگی نیز یكی دیگر از علائم مبهم سرطان است. این مشكل می‌تواند بعد از پیشرفت سرطان اتفاق بیفتد، اما ممكن است ابتدای سرطان‌هایی مثل لوكمی (سرطان خون) یا برخی سرطان‌های روده هم ایجاد شود.

سرفه مداوم: سرفه معمولا با سرماخوردگی، آنفلوآنزا و حساسیت‌ها همراه است و همچنین می‌تواند یكی از عوارض جانبی برخی داروها نیز به حساب آید. اما سرفه‌های مداوم سرفه‌هایی كه بیش از ۳ تا ۴ هفته به طول انجامد به هیچ وجه نباید نادیده گرفته شوند. در این شرایط پزشكتان باید سابقه خانوادگی شما را بدقت بررسی كند، وضعیت گلو و ریه‌هایتان را معاینه كرده و آزمایشاتی مثل رادیولوژی برایتان انجام دهد.

توصیه‌های ضدِ سرطانی

سیگار را ترك كنید:كشیدن سیگار نه تنها می‌‌تواند احتمال ابتلا به سرطان ریه را افزایش دهد، بلكه سبب ابتلا به سرطان دهان، كلیه و پانكراس (لوزالمعده) نیز می‌شود. بنابر این اگر آماده نیستید كه سیگار را برای همیشه ترك كنید، حداقل میزان مصرف خود را كاهش دهید تا خطر ابتلا به انواع سرطان‌ها كاهش یابد.

مصرف غلات را افزایش دهید : مصرف ۲ واحد یا بیشتر غلات غنی و كامل در طول روز می‌‌تواند تا ۴۰ درصد احتمال ابتلا به سرطان پانكراس و ۵۰درصد احتمال ابتلا به سرطان پستان را كاهش دهد. بررسی‌‌ها همچنین حاكی از این موضوع است كه فیبر موجود در غلات می‌‌تواند از شما دربرابر ابتلا به سرطان كولوركتال حفاظت كند.

وزنتان را پایین بیاورید: ثابت شده كه بین اضافه وزن و ابتلا به ۶ نوع سرطان متفاوت از جمله سرطان سینه و كولون (روده) رابطه نزدیكی وجود دارد. در ضمن جالب است بدانید افراد چاقی كه به سرطان مبتلا می‌شوند، كمتر از سایرین به درمان‌ها جواب می‌‌دهند.

ورزش كنید: ورزش كردن نه تنها به كنترل وزن، بلكه به پیشگیری از ابتلا به انواع سرطان‌‌ها هم كمك می‌كند، حتی تا حدی می‌تواند برای افرادی كه نمی‌‌توانند سیگارشان را ترك كنند هم مفید باشد.

مصرف آنتی‌‌اكسیدان‌ها را افزایش دهید: مصرف میوه و سبزیجات نه تنها به كنترل وزن كمك می‌كند، بلكه به دلیل فیتوكمیكال‌ها و آنتی‌اكسیدان‌هایی كه دارند می‌‌توانند از ابتلای فرد به سرطان هم پیشگیری كنند.

سیر بخورید: اگرچه مصرف سیر و پیاز باعث ایجاد بوی بد دهان می‌شود، اما تحقیقات نشان می‌دهد سبزیجات این خانواده می‌تواند احتمال ابتلا به سرطان مغز استخوان، تخمدان، كلیه‌ و... را كاهش دهد.

از پوست خود در برابر آفتاب محافظت كنید: مواجهه طولانی ‌مدت با نور آفتاب می‌‌تواند احتمال ابتلا به سرطان پوست را افزایش دهد. برخلاف تصورات عمومی، برنزه كردن چه به روش طبیعی و چه سولاریوم بی‌‌خطر نیست. سعی كنید هر زمان از منزل خارج می‌شوید، ضدآفتاب با SPF مناسب استفاده كنید و اگر برای طولانی مدت بیرون می‌‌مانید، عرق كردید یا به شنا رفتید، هر چند ساعت یكبار كرم خود را تجدید كنید.

تخم‌مرغ بخورید: بررسی‌های اخیر پژوهشگران نشان می‌دهد مصرف تخم‌مرغ می‌تواند از ابتلا به سرطان سینه پیشگیری كند. محققان می‌‌گویند زنانی كه در هفته ۶ عدد تخم‌‌مرغ مصرف می‌‌كنند، ۴۴درصد در مقایسه با زنانی كه ۲ عدد یا مقدار كمتری در هفته تخم ‌مرغ می‌‌خورند، كمتر به سرطان سینه مبتلا می‌شوند. دلیل این موضوع نیز وجود ماده‌ای به نام كولین در زرده تخم ‌مرغ است.

ویتامین D مصرف كنید: درست است كه مصرف این ویتامین نمی‌‌تواند از ابتلا به همه سرطان‌‌ها پیشگیری كند، اما طبق بررسی‌ها می‌‌تواند احتمال ابتلا به سرطان سینه و كولون را كاهش دهد. ویتامین D در نور آفتاب و برخی ماهی‌های چرب وجود دارد.
 
منبع: جام جم آنلاین



طبقه بندی: علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 اردیبهشت 1390
شخصیت چیست؟
شخصیت یعنی « مجموعه‌ای از رفتار وشیوه‌های تفکر شخص در زندگی روزمره که با ویژگی های بی همتا بودن ، ثبات (پایداری) و قابلیت پیش بینی» مشخص می‌شود. از این تعریف چندین نکته قابل استنباط است. 
  • بی همتایی و تفاوت : شخصیت یک فرد بی‌همتاست و در عین بعضی مشابهت‌ها ، هیچ دو شخصیت یکسان و همسان وجود ندارد.

  • ثبات داشتن (پایداری) : اگر چه افراد در شرایط و محیطهای گوناگون در ظاهر رفتار متضاد و مختلفی دارند، ولی در طول زمان (مثلا چندین دهه) رفتار و واکنش و همچنین شیوه تفکر آنها دارای یک در ثبات نسبی دائمی است.

  • قابلیت پیش بینی : با توجه کردن و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص می‌توان سبک رفتاری و تفکری افراد را با احتمال زیاد پیش بینی کرد. قابلیت پیش بینی رفتار با «ثبات در رفتار» رابطه متقابل دارد.

اختلال شخصیت چیست؟

  • آیا تابحال کسی را دیده‌اید که در برابر یک انتقاد ساده ، واکنش خشمگینانه شدیدی داشته باشد؟
  • آیا از خود پرسیده‌اید که چرا بعضی افراد انواع مختلف «خال کوبی» را روی پوست خود دارند؟
  • چرا بعضی افراد برای خود بعضی افراد برای خود ، خانواده و ... برنامه ریزی سختگیرانه دارند بصورتی که شرایط بحرانی هم حاضر به تغییر آن نیستند؟

شخصیت می‌تواند سازگار و یا ناسازگار باشد. «ناسازگاری» زمانی مطرح می‌شود که افراد قادر نباشند تفکر و رفتار خود را با محیط و تغییرات آن تطبیق دهند. سازگاری یا عدم سازگاری ارتباط نزدیکی با «انعطاف پذیری» دارد. یک شخصیت سالم با وجود ثبات و پایداری به میزانی از انعطاف‌پذیری بهره می‌برد. اما افراد ناسازگار در برخورد با موقعیت‌هایی که واکنش به آنها مستلزم تغییرات و تصمیمات جدید است، تفکر و رفتار انعطاف ناپذیری از خود بروز می‌دهند. بنابراین ، اختلال شخصیت یعنی «رفتارهای ناسازگار و انعطاف ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت ها» 

میزان شیوع اختلال شخصیت

شیوع در جمعیت کلی

میزان شیوع اختلال شخصیت در کل جمعیت حدود 4 تا 6 درصد برآورد شده است. اگر چه در بین انواع مختلف شخصیتی تفاوتهای معنی‌دار وجود دارد برای مثال برآوردها برای اختلال پارانوئید حدود (0.5 تا 2.5 درصد) است در حالی که برای اختلال اجتنابی بین (1 تا 10 درصد) اعلام شده است. 

شیوع در بین دو جنس

در میزان شیوع اختلال شخصیت بین دو جنس تفاوت های معنی‌دار دیده می شود برای نمونه در حالی که طبق برآوردهاا صداجتماعی واختلال وسواسی- جبری در مردان بیشتر از زنان است اختلال مرزی نمایشی و وابسته در زنان بیشتر از مردان (گاهی 2 برابر مردان) است. 

درمان اختلال شخصیت

روان درمانی

روشی است که روانشناسان بالینی یا مشاور با استفاده از اقدامات «نیرو دارویی» اقدام به درمان اختلال می نماید و شامل انواع مختلفی است از قبیل «روانکاروی ، شناخت درمانی ، رفتار درمانی ، گروه درمانی ، آموزش مهارت های اجتماعی و... هدف از روان دمانی ، آموزش رفتارهای جدید همراه با اسجاد خودآگاهی و بینش در مراجع (دروان جو) نسبت به رفتار خود و اثر آن بر فرد و جامعه است. در درمان اختلال شخصیت اولویت با روان درمانی است. 

درمان دارویی

در کنلار روان درمانی مواقعی وجود دارد که لازم است از دارو نیز استفاده شود تا فرآیند درمان تسهیل شود. دارو درمانی زیر نظر روانپزشک اعمال می شود و میزان و تعداد مصرف را او تعیین می کند. داروهای مورد استفاده برای درمان این اختلال بطور غیر مستقیم اثر خود در اعمال می کنند. برخی از گروهها دارویی مورد استفاده عبارتند از:ضد اضطرابها ، ضد افسردگیها ، ضد جنونها.



طبقه بندی: علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 اردیبهشت 1390
 

راهكارهای یادیاری

1- آكرونیم(ACRONYM) : سـرنام عبارت است از واژه ای
كـه از تـركیب حروف نخست چند واژه مجزا پدید آمده باشد.
مـثل: رادار، ناسا، ایدز و لیزر كه اكرونیمهای زبان انگلیسی
می بـاشنــد. ناجا="نیروی انتظامی جمهوری اسلامی" نیز
یك نمونه از سرنام فارسی است.


2- آكروستیك(ACROSTIC) : اكروستیك یك عبارت ابداعی است كه مجموع سرنامهای آن سرنخ ماده یادسپاری شده میباشند. مثل "پدرم كار داشت دیروز رفت یزد" كه چنانچه سرنام این واژه ها را كنار هم بگذاریم واحد های پول چند كشور پدید می آید: پوند، كرون، دلار، دینار، ریال و ین.

3- قافیه سازی (RHYMES): در این روش وزن یك واژه را با یك عدد هم وزن همراه سازید مانند: چهار و ناهار و یا هشت و رشت. همچنین میتوانید شكل ماده اطلاعاتی را به یك عدد همشكل نسبت دهید مانند: عدد یك 1 با شمع و یا عدد هشت انگلیسی (8) با ساعت شنی.

4- تقطیع(CHUNKING) : در این روش اطلاعات یكپارچه را به واحدهای كوچكتر تقسیم بندی میكنیم. مثلا به خاطر سپردن شماره تلفن هشت رقمی بصورت 88234567 دشوار است اما وقتی این شماره را به  بصورت 882  34 567تقسیم بندی میكنیم یادسپاری آن آسانتر میگردد.

5- داستان سازی (CHAINING): در این روش واژه های كلیدی را در قالب یك داستان در آورید. مثلا برای یادسپاری واژه های ناپلئون-گوش-در و آلمان از این نمونه داستان استفاده كنید: "ناپلئون گوش خود را روی در گذاشته بود تا به حرفهای آلمانیها گوش دهد"

6- روش كلمه كلید (KEYWORD METHOD): از این تكنیك برای به یاد سپاری زبان های خارجی بهره گیرید. در این روش ابتدا یك واژه خارجی را انتخاب كنید، سپس یك واژه فارسی مشابه آن را شناسایی كرده، و در انتها میان معنی واژه بیگانه و واژه فارسی رابطه معنا داری در ذهن خود تصویر سازی كنید. مثلا: CARTA"" به زبان اسپانیایی به معنی " نامه" میباشد. واژه "كارت تبریك" را شناسایی كرده و "نامه" را به آن ربط دهید.

7- روش مكان یابی (LOCI METHOD): در این روش ابتدا یك مكان كاملا آشنا را در ذهن خود مجسم كنید (مثلا منزل خودتان)، سپس هر كدام از مواد اطلاعاتی را كه میخواهید یادسپاری كنید در چندین نقطه مشخص منزل خود قرار دهید (مثلا روی میز، تختخواب، میز ناهار خوری، راهرو وغیره)، سپس برای یادآوری، منزل را در ذهن خود  تصویر سازی كرده و مواد اطلاعاتی را بازیابی كنید.

8- بسط اطلاعات و یا پیوند(ASSOCIATIOIN) : در این روش  پیوند معنا داری میان اطلاعات جدید و اطلاعات گذشته (آشنا) خود برقرار سازید. هر اندازه پیوندهای بین مواد اطلاعاتی بیشتر باشد، راههای بازیابی آن مواد افزایش می یابد. یك ماده اطلاعاتی منفرد ممكن است مهجور مانده و به مرور زمان محو و فراموش گردد. اما هرگاه همان ماده منفرد با اطلاعات دیگر متصل و مرتبط گردد، شبكه ارتباطی مستحكم و منسجمی ایجاد خواهد شد كه به آسانی محو و فراموش نمیگردد. همچنین ردیابی اطلاعات در این شبكه اطلاعاتی تسهیل خواهد شد. یادگیری اطلاعات جدید هنگامی كه با دانسته های قبلی پیوند داده میشوند، آسانتر صورت میگیرد.

9- تجسم (IMAGINATION): هر قدر اطلاعات را بهتر در ذهن خود تصویر سازی كنیم، یادسپاری موثر تر خواهد بود.

10- بافتار (CONTEXT): ثابت گردیده یادآوری اطلاعات، تحت شرایط مشابه زمان یادسپاری، آسانتر تر انجام میگیرد. بنابراین هنگام مطالعه دروس خود، در شرایطی مطالعه كنید كه با شرایط مكانی كه میخواهید امتحان دهید یكسان باشد. مثلا روی میز و در سكوت مطالعه كنید و نه بصورت دراز كش ویا روی تختخواب. بازآفرینی بافتاری كه در آن یادگیری صورت گرفته است در یادآوری اطلاعات بسیار موثر میباشد. مثلا هنگامی كه مطلب خاصی را نتوانستید به خاطر آورید، ببینید در كجای جزوه و یا كتاب آن مطلب را به خاطر سپرده اید و یا در چه بافت زمانی ومكانی واقع بوده اید.


نكات كلیدی دیگر برای برخورداری از یك حافظه قوی

1- حافظه خود را سازماندهی كنید. برای جلوگیری از اختلاط اطلاعات با یكدیگر و برخورداری از یك حافظه منسجم، اطلاعات را در دسته بندیهای معنا داری قرار دهید.

2- درك كردن اطلاعات در به  یادسپاری تاثیر گذار است. مطالب را سطحی و طوطی وار به حافظه نسپارید. ابتدا آنها را خوب درك كنید.

3- حافظه خود را تحریك كنید. سعی كنید هر از گاهی یك مهارت جدید را به مهارتهای پیشین خود اضافه كنید. اگر كارمند هستید یاد بگیرید شطرنج بازی كنید، اگر ورزش كار هستید كار با رایانه را بیاموزید، اگر برنامه نویس میباشید نقاشی كردن را یاد بگیرید. با این كار مدارات نورونی مغز خود را تحریك به رشد خواهید كرد.

4- تمركز حواس را فرا گیرید. سعی نكنید تمام جزئیات را در همان وهله نخست درك كنید، تنها همه حواس خود را به اطلاعاتی كه میخواهید به خاطر بسپارید متمركز كنید. اجازه ندهید افكار نامربوط و مزاحم ذهن شما را مشغول سازند.

5- آرامش خود را حفظ كنید. بدون آرامش خاطر، شما قادر به تمركز كردن نخواهید بود. ثابت گردیده كورتیزول، هورمون استرس، در یادسپاری اطلاعات جدید و یادآوری اطلاعات پیشین ممانعت بعمل می آورد. كورتیزول با كاهش خونرسانی به هیپوكامپوس عملكرد آن را مختل كرده و به آن صدمه میزند. بنابراین استرس و تنش تاثیرات سوئی بر حافظه بجای میگذارد.

6- حافظه خود را با مصرف مواد غذایی خاص بهبود بخشید. 

7- خواب كافی لازمه داشتن یك حافظه پویا و كارآمد است. بنابراین به اندازه كافی بخوابید و الگوی خواب خود را نظم دهید.

8- مصرف سیگار اكسیژن رسانی به مغز را كاهش داده و برروی حافظه شما تاثیر مستقیم میگذارد.بنابراین از كشیدن سیگار خودداری كنید.

9- مصرف مقادیر اندك الكل نیز در اندوزش اطلاعات تداخل ایجاد میكند، بویژه روی حافظه كوتاه مدت. بنابراین از مصرف مشروبات الكلی پرهیز كنید.

10- مصرف مواد غذایی حاوی كافئین تمركز و حافظه كوتاه مدت شما را تقویت میكند.

11- هنگام به یادسپاری از تصاویر واضح، رنگین و آمیخته با احساسات استفاده كنید، چرا كه یادآوری آنها سهل تر است.

12- از تمام حواس خود در روند رمزگردانی اطلاعات استفاده كنید. یاد یارهای مغز شما شامل: اصوات، رایحه ها، حركات، احساسات، ساختارها، تصاویر، نمادها، رنگها، مكانها، زبان، هیجانات، طعم ها و حس لامسه میباشند. مثلا برای یادسپاری "سیب" شكل ظاهری، طعم، بو، رنگ و حس لامسه مربوط به آن را تواما به خاطر بسپارید و با صدای بلند واژه سیب را ادا كنید.

13- از حس شوخ طبعی در به خاطر سپردن اطلاعات بهره جویید. هنگامی كه مواد اطلاعاتی با عنصر شوخ طبعی در می آمیزد یادآوری آن آسانتر میگردد. اطلاعات را با موضوعات بامزه، خنده دار و عجیب وغریب همراه سازید.

14- انگیزه و تمایل به یادگیری در روند یادسپاری حائز اهمیت است. وقتی شما علاقه و انگیزه به یادگیری مطلبی نداشته باشید بالطبع یادسپاری آن مطلب ناكارآمد خواهد بود.

15- مغز خود را ورزش دهید. یك یا چند حس خود را بطور بدیع و خلاقانه ای درگیر كنید. مثلا اگر عادت دارید با دست راست خود مسواك بزنید، چند روز با دست چپ خود مسواك بزنید-و یا غذا را در كنار خانواده خود در كمال آرامش و سكوت صرف كنید-و یا با چشمان بسته دوش بگیرید.- كارهای غیر منتظره و غیر معمول انجام دهید- مسیر بازگشت به منزل خود را تغییر دهید- و یا مركز خرید خود را تغییر دهید.

16- به خاطر داشته باشید تكرار و مرور ذهنی اصول اولیه یادگیری و به یادسپاری میباشند.

17- از نمودارها، اشكال و نمادها بیشتر استفاده كنید. نمادها قادرند اطلاعات پیچیده را  بطور سریع و موثر رمزگردانی كنند.

18- از حافظه عضله (حركتی) خود كمال استفاده را برید. حافظه حركتی بسیار نیرومند و موثر است. یادگیری اطلاعات بصورت عملی بندرت فراموش میگردند. به همین خاطر است كه شما هیچگاه دوچرخه سواری را از یاد نخواهید برد، حتی اگر 20 سال هم سوار دوچرخه نشوید.

19- مراقب باشید یادگیری سطحی شما را گمراه نكند. بازشناسی(RECOGNITION) یك یادگیری سطحی است. در بازشناسی شما تنها در صورتی اطلاعات را به خاطر می آورید كه، یا با آنها مستقیما مواجه شوید و یا سرنخ هایی مرتبط با آنها به شما ارائه گردد. اما در یادآوری (RECALL) بدون كمك سر نخها شما قادرخواهید بود، اطلاعات را بازیابی كنید. بنابراین یادآوری عمیق تر از بازشناسی است. نمونه عینی بازشناسی آزمونهای چند گزینه ای (تستی) و نمونه عینی یادآوری آزمونهای تشریحی میباشند. هنگامی كه شما مطلبی را مطالعه میكنید به تصور اینكه كاملا مطلب را فراگرفته اید (به خاطر اثر حافظه بازشناسی) از مرور مجدد آن خودداری میكنید. اما تنها زمانی میتوانید از یادگیری خود یقین حاصل كنید كه كتاب وی ا جزوه خود را كاملا ببندید و هر چه كه آموخته اید را بروی كاغذ آورید.

20- با شكم پر مطالعه نكرده و یا سر امتحان حاضر نشوید. هنگامی كه معده شما پر است خون فراوانی به سمت معده و روده سرازیر میگردد تا عمل هضم انجام گیرد. از اینرو  خون كمتری به مغز رسیده و كارایی ذهن شما كاهش می یابد.

21- هورمونی موسوم به گرلین(GHRELIN)  كه توسط معده ترشح میگردد، بروی هیپوكامپوس اثر نیرومندی بجای میگذارد. سطح این هورمون زمانی كه معده شما خالی است افزایش یافته و اشتها را تحریك میكند. این هورمون با تاثیر بروی هیپوكامپوس حافظه را تقویت میكند. بنابراین یادگیری با شكم خالی بهتر انجام میگیرد.

22- ثابت گردیده هورمون لپتین (LEPTIN) كه توسط سلولهای چربی ترشح میگردد، كنترل دریافت غذا، وزن و مهار اشتها را بعهده داشته و سبب افزایش ارتباطات بین سلولی در هیپوكامپوس میگردد. به همین خاطر ممكن است چاقی روند یادگیری وحافظه را كند و دشوار سازد.

23- مثبت اندیشی و اعتماد بنفس نیز در یادگیری و حافظه تاثیر گذار است. چنانچه شما یادسپاری مطلبی را غیر ممكن بدانید، بالطبع نخواهید توانست مواد اطلاعاتی را بدرستی به خاطر بسپارید.




طبقه بندی: علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 اردیبهشت 1390
خـوشحالی یك وضعیت خاص ذهـنـی اسـت. هـر فـردی در
زنـدگی خـود روزهـایی را تجربه نموده كه برایش خوشایند
نبوده است. اما ناخرسندی مزمن میتواند سلامتی، شغل
و روابط شما را تحت تاثیر قرار دهد. بجز هـرگونه مشكـلات
پزشكی یا افسردگی های بلندمـدت كه نیازمند تجویزهای
طبی و مساعدت حرفه ای می باشند، می توانـیـد مـیزان
خوشحالی خود را كنترل نمایید.

بـه خـوشـحال بـودن فـكر كـنـیــد تا احساس و ظاهر بهتری
بدست آورید. دراین قسمت نكته های وجود دارند كه شما
را در این كار یاری می نم

1- خوش بین باشید
بـه زنـدگی با دیـدی مثـبـت نگـاه كـنـید تـا خـود را بـه دلیل
احساس انرژی و خوشحالی بسیار زیادی كـه نصیبتان خواهـد شد، متعجب سازید. بـه یاد داشته باشید كه افراد شاد و مثبت بیشتر می توانند دیگران را مجذوب خود كنند.

2- دید وسیعی داشته باشید
اجازه ندهید مسائل كوچك شما را آشفته نمایـد. بـرای رسیـدن بـه هـدف خـود پـایدار و مـقاوم باشید، خـواه آن هـدف ریاست، پرداخت رهن و یا یك ازدواج طولانی مدت باشد. در ایـن راه بـا موانـعی مواجه خواهید شد؛ به سرانجام و پـاداش تلاشـتان فكر كـرده و از ناخرسندی بخاطر مسائل كم اهمیت دوری نمایید.

3- سپاسگزار باشید
از دیگران قدردانی كنید. از همكار خود بخاطر كمكش بشما تشكر كرده و بدلیل موفقیت در انـجـام كـارش بـه او تـبریك بـگویید. بـه خدمتكاری كه صبحانه شما را برایتان می آورد كـلمـه ای محـبت آمیـز بیان كنید. به شخص درمانده ای كـه در خـیـابان از مـقـابـلـش رد میشوید، چند سكه كمك نموده و از اینكه زندگی مسرت بخشی دارید شكرگزار باشید.

4- از زندگی لذت ببرید
به كارهایی مبادرت نمایید كه از انجام دادن آنها لذت میبرید: اتومبیلتان را بـشوییـد، بـه برخی تعمیرات جزئی در منزل بپردازید، تلویزیون تماشا كنـیـد، خرید بروید. برای خود یك اولویت قائل شده و آنچه را كه دوست دارید انجام دهید.

5- از جسم خود مراقبت نمایید
خوب بخورید و ورزش كنید. به باشگاه رفته و كمی بدوید یـا در یـك بازی ورزشی شركت كنید. هـمراهی نمودن یـك تـیم به عنـوان یـك عضـو و بیرون رفتن با هم تیمی ها بعد از بازی، برای جسم و فكر شما مفید خواهد بود.

6- برنامه های خود را تغییر دهید
برنامه های روزانه خود را عوض نموده تا انرژی جـدیدی پیدا كنید. مرز مشخصی بین كار و تـفریح ایـجاد نـمایید. بـرای فـعالیتهای ســرگرم كننده و یا تفكر در محیطی آرام از خانه خارج شوید.

7- با مردم در تماس باشید
آیا بخاطر می آورید زمانـی كـه یك دوست قدیمی بطور غیر منتظره با شما تماس گرفت چه احساسی داشتید؟ برای یكی از آشنایان ایمیلی ارسال نمـوده یا با افراد فامیل و یا دوستان قدیمی خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شوید.

8- خلاق باشید
روزنه ای برای انرژی خلاق خود بیابید. این ممكن است شـامـل كـاردسـتـی، باز سازی، نقاشی، ترسیم كاریكاتور، نویسندگی و یا حتی باغداری باشد. مهم نیست كه چــقدر مشغله داشته باشید و یا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بی حالی می كـنـیـد، اگـر زمـانی را برای انـجـام فـعـالیت های خلاق اختصاص دهید، احساسی شادتر و سالم تر خواهید نمود.

9- برای خود همدمی پیدا كنید
تقسیم نمـودن تجربیات با كسی كه به او عشق می ورزید، خوشحالی شما را افزایش خـواهـد داد. عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس امنیت، رضایت و شادمانی در شما می گردد. روابط جنسی مشروع نیز میتواند بـرای ذهـن و جسم شما اثرات بسیار مفیدی داشته باشد.

10- با كسی صحبت نمایید
یكی از دوستان خود را برای هم صحبتی و بیان احساسات و عقاید خود انتـخـاب كـنید. او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشكلات شما را حل نخـواهد كرد. وی بـه حـرفهایـتـان گوش می دهد چرا كه 
می داند شما نیز همین كار را برایش انجام خواهید داد.

11- تخیل كنید
آرزوها و بلند پـروازی های خود را یادداشت نموده و به تدریج آنها را واقعیت بخشید آنگاه همیشه چـیزهایی بـرای انــتظار كشیدن، و جایی برای متمركز كردن انرژی خود خواهید داشت.

12- بخشنده باشید
شاید زمان آن فرا رسیده باشد كه كسـی ( یـا خودتان ) را بخاطر چیزی كه اتفاق افتاده و یا گفتـه شـده مـورد بـخشایـش قـرار دهــید. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پـذیرفته و فراموش كنید. بدانید كه نمیـتوانید زمان را بـه عـقب برگردانید. شادمانی خود را با از یاد بردن نومیدی ها و شكستهای گذشته دوباره بدست آورید.

 

نگران نباشید، خوشحال باشید

 

در دنـیای واقعی نمی توانیم از دیگران انتظار داشته باشیم تا برای ما شادمانـی ایـجـاد كنند. خوشحالی حالتی از ذهن است كه كاملا میتواند تحت كنترل شما باشد.

محیط پیرامون خود را به گونه ای مهیا سازید كه فرصتـهایـی بـرای شناختن و لذت بردن از جنبه های مثبت و خوشایند زندگی را فراهم آورد. برای شاد بودن تلاش كنید.

 




طبقه بندی: علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

نوجوانانی كه از لـحاظ شخصیتی دارای حس استقلال هستند دارای ویژگی هایــــی می باشند كه با تـمرین آنها را بدست آورده اند. برای اینكه   یك نوجوان مستقل باشد باید زحمات و مشكلاتی را تـحمل نـماید اما لذت برای خود بودن یكی از بـهترین لذت های معنوی و انسانـی می باشد كه برخی از نوجوانان خود را به خاطر وابستگی هایـی كه دارنـد ،  مـحــروم می نمایند.

با در نظر داشتن ملاكهای زیر كه برخی از ویژگی های نوجوان مستقل را مطرح      می نمایـد، می توان با تـمرین و تحمل برخی از سختی ها بدانـها دست یافت.

 

     1.   برای هر كاری كه می خواهد انجام دهد ، نظر خواهی نمی كند.

      2.        نـهایت تلاش خود را بـخاطر قدردانـی دیگران انجام نـمی دهد.

      3.        بیماری خود را اسباب نگرانی برای دیگران و موجب هیاهو نـمی كند.

      4.        رهبر بودن را به دنباله رو بودن ترجیح می دهد.

      5.        معتقد نیست كه اگر آدمها می خواستند، می توانستند خیلی بیشتر برای او مایه بگذارند.

      6.        فكر از دست دادن یك دوست صمیمی او را به وحشت نمی اندازد.

      7.        تایید نشدن از طرف كسی كه به او اهـمیت می دهد، برایش خیلی دردناك نیست.

      8.        نیازی ندارد به اینكه دیگران به او احساس خوبی بدهند.

      9.        برای حل اكثر مشكلات شخصی كه در زندگی با آن مواجه می شود، به توان خود اطمینان دارد.

   10.      خیلی سریع با عقاید دیگران موافقت نـمی كند.

   11.      فقط متكی به خود است.

   12.      وقتی كسی به یك اشتباه او پی می برد، برآشفته نـمی شود.

   13.      برای او سخت نیست از دیگری بخواهد به او لطفی بكند.

   14.      از توانایی لازم برای رهبری كردن افراد برخوردار است.

   15.      اگر كسی كه دوستش دارد او را ترك كند، بیچاره و درمانده نـمی شود.

   16.      حرفهای دیگران او را خیلی ناراحت نـمـی كند.




طبقه بندی: علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

برخی دیگر از ویژگی های نوجوانانی كه دارای وابستگـی شخصیتی نـمی باشند به قــرار زیر است:

 

      1.        وقتی به چیزی كه از دیگران می خواهد نرسد ، سریعا دلسرد نمی شود.

      2.        در مباحثه زود تسلیم نـمی شود.

      3.        احتیاج چندانـی به كمك دیگران ندارد.

      4.        وقتی به مهـمانـی می رود انتظار ندارد دیگران از او خوششان بیاید.

      5.        وقتی دیگران به او بگویند كار را خوب انجام داده ، از هـمیشه خوشحال تر نمی شود.

   6.    برای او سخت نیست در باره دیدن یا تایید یك فیلم سینمایـی یا نمایش تلویزیونـی تصمیم بگیرد، هر چند بداند نظر دیگران چیست.

      7.        برای تحقق یافتن چیزی كه برای او مـهم باشد ، احساسات دیگران را نادیده نمی گیرد.

      8.        نیاز ندارد كه لااقل برای یك نفر ، از تـمام مردم بالاتر (با ارزش تر) باشد.

      9.        به تنهایـی تصمیم گرفتن، برایش خیلی دردسر ایـجاد نـمی كند.

   10.     اگر دوست او در وقت انتظار سر نرسد ، معمولا بدترین افكار به سراغش      نـمی آید.

   11.     حتی وقتی اوضاع خراب شود ، می تواند بدون كمك دوستان از عهده آن برآید.

   12.     انتظار او از دیگران معمولا خیلی زیاد نیست.

   13.     به تنهایـی می تواندبرای خود لباس بـخرد.

   14.     مایل به گوشه گیری نیست.

   15.     احساس می كند به نیازهای خود ازمردم می رسد.

   16.     وقتی با اشخاص جدید برخورد می كند ،از اینكه رفتار صحیحی نداشته باشد، نمی ترسد.

   17.     این كه دیگران در باره او چه فكری می كنند بر چگونگی احساس او اثری     نمی گذارد.

   18.     به قضاوت خودش اطمینان دارد.




طبقه بندی: علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 اردیبهشت 1390
۱. تست اعتماد به نفس

http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=13276

۲. برون گرا هستید یا درون گرا

http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=13784

۳. خود را بهتر بشناسید

http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=12683

۴. آزمون شدت اضطراب

http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=1987

۵. آزمون افسردگی

http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=1600

۶. خودباوری

http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=6499

۷. چقدر احساس خود را باور دارید

http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=6498




طبقه بندی: روانشناسی،  علمی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر دوستان ارجمند در مورد این مطالب چیست در صورتی که نظرتان گزینه ضعیف است چه پیشنهادی دارید





پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ