فرهنگستان
وقتی دردی آزارت نمیدهد نمیتوانی دست به قلم ببری!چون وظیفه هر قلمی دردمندانه نوشتن است نه نوشتن!

در اینجا نقشه راه‌های ایران را برایتان آماده کرده‌ایم که از کیفیت بالایی هم برخوردار است. این نقشه وکتور بوده و می‌توانید بی نهایت زوم کنید.  در این بخش شاهد نقشه راه‌های ایران به صورت وکتور و با فرمت PDF هستید. از آنجایی که این نقشه به صورت وکتور هست شما می‌توانید هر اندازه که بخواهید بر روی آن زوم کنید چرا که به هیچ وجه از کیفیت آن کاسته نخواهد شد و به راحتی نیز می‌توانید هر قسمت از آن را چاپ کنید. هموطنان گرامی در مسافرت‌های خود می‌توانند از این نقشه به راحتی برای پیدا کردن مقصد خود استفاده کنند.



 • دانلود و مشخصات فایل


 • حجم: 1.22 مگابایت

 • نسخه: PDF

 • اجرا در: تمامی دستگاه‌های پشتیبانی از کتابخوان

 • رمز فایل فشرده: www.yjc.ir

 • امتیاز:


گزارش از سالار واعظی


طبقه بندی: کامپیوتر،  ایرانشناسی،  دانلود، 
برچسب ها: دانلود،
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393

http://s1.picofile.com/file/6430754524/novruz_fire2.jpg

چهارشنبه‌سوری نام جشنی است که تغییر یافته مراسم باستانی پنج روز آخر سال به نام پنجه دزدیده یا اندرگاه است. این جشن برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در پنج روز آخر هر سال، آن را با برافروختن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می‌کنند.

در گاه‌شماری زرتشتی یک سال شامل ۳۶۵ روز یا ۱۲ ماه است که هر کدام دقیقاً ۳۰ روز بوده و ۵ روز انتهایی سال جدا از ماه‌ها به‌حساب می‌آمده و «پنجه» نامیده‌می‌شود که البته در هر ۴ سال یک بار ۶ روز می‌شود. در این گاه‌شمار روزی به عنوان چهارشنبه و به طورکلی ۷ روز هفته وجود ندارد بلکه ۳۰ روز ماه و ۵ روز انتهای سال هرکدام با نام خاصی نام‌گذاری می‌شود. ایرانیان قبل حمله تازیان این ۵ روز آخر سال را با روشن کردن آتش جشن می‌گرفتند و بر این اعتقاد بودند که در این ۵ روز ارواح درگذشتگان به زمین سفر می‌کنند و با همراه خانواده‌هایشان و برای آنها برکت، دوستی و پاکی در سال آینده طلب خواهندکرد ولی بعد از حمله تازیان به دلیل مخالفت‌های آن روزگار در برپایی این مراسم ایرانیان روز چهارشنبه را که نزد اعراب نحس بوده را انتخاب کردند و آتش افروزی در این روز را با نحسی آن روز توجیه کردند.

واژه «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود] که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان‏، ارمنی‏ها، ترک‏ها، کردها و زرتشتی‏ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.

چهارشنبه سوری در آذربایجان


http://s1.picofile.com/file/6430752512/fire.jpg

آتش‌بازی و گره‌گشایی از قدیم معمول بوده‌است. آتش‌افروختن در این اواخر متداول شده‌است.در گذشته به جای آتش‌افروختن و پریدن از روی آن صبح روز چهارشنبه کودکان و جوانان از روی آب روان پریده و جمله « آتیل ماتیل چرشنبه بختیم آچیل چرشنبه» را میگفتند.آجیل و میوه خشک خوردن از ضروریات است و ترک نمی‌شود اگر دوست یا مهمان و تازه‌واردی داشته باشند باید حتماً شب چهارشنبه‌سوری خوانچه‌ای از آجیل خام و میوه خشک برای او بفرستند. در تبریز آب‌پاشی از بام خانه‌ها بر سر عابرین نیز رایج است که از آداب دوران ساسانیان بوده و هنوز در میان ارمنیان و زردشتیان ایران معمول است که در یکی از جشن‌های خود بر یکدیگر آب می‌ریزند

چهارشنبه های آخر سال را به ترتیب با اسامی چهار عنصر طبیعی مشخص کرد ه اند که عبارتند از: "سو چرشنبه سی" (چهارشنبه آب) ، "اود چرشنبه سی" (چهارشنبه آتش) ، "یئل چرشنبه سی" (چهارشنبه باد) و "توپراق چرشنبه سی" (چهارشنبه خاک) که به اسامی دیگری نیز مانند: "سور چرشنبه سی" (چهارشنبه سوری)، " "لوطی چرشنبه سی" (چهارشنبه لوطی) معروف می باشد

marasem-0701-mm4


چرشنبه لیک


در چهارشنبه آخر سال از طرف خانواده داماد به خانه تازه عروس هدایایی با عنوان "چرشنبه لیک" (هدیه روز چهارشنبه )  فرستاده می شود. در میان این هدایا می توان سبزه عید، چند شاخه گل سرخ، تعدادی ماهی قرمز، آجیل، لباس، چادری و... مشاهده کرد. همچنین سفره هفت سین، آینه، شانه و سرمه  نیز همراه آن به خانه عروس می فرستند.

"چرشنبه بازاری" ( خرید روز چهارشنبه ) نیز آداب مخصوص به خود را دارد. همه مردم به بازار می روند و "چرشنبه لیک" می خرند. چرشنبه لیک عبارت است از آینه، شانه، جارو، آجیل و... در این روز برای بچه ها نیز اسباب بازی می خرند. در تبریز وقتی برای بچه ها اسباب بازی می خرندبه شوخی گفته می شود: "چرشنبه اوشاغی، بئشی بیر شاهی" (کودک چهارشنبه، پنج تاشون یک عباسی)

و آن شخصی که فرزندان زیادی دارد زمانی که برای خرید به بازار می رود، این ندا را برای وی سر می دهند: "چرشنبه بالالاری" (بچه های چهارشنبه).

در این روز معمولا غذاهایی مانند پلو و کوفته درست می کنند. هنگام درست کردن کوفته، یک کوفته اضافه می پزند و به آن "غئییب پایی" (سهم غایب) می گویند که سهم مهمان ناخوانده می باشد.

در این روز همچنین گندم بو داده (قورقا) درست می کنند و در بعضی از مناطق، ریش سفید فامیل هنگام روشن کردن آتش در پشت بام، یک خط دایره ای کشیده و قورقا ها را داخل آن پخش می کند و سپس شروع به دعاهایی از این قبیل می کند: بسم الله الرحمن الرحیم، الهم صلی علی محمد و آل محمد، ای خدا، انشاالله که نوروز محمد، ثروت و دولت ابراهیم، عمر نوح، سلامتی و ارزانی نعمت برای ما و همسایگانمان عنایت فرما، برای اشخاص بدون اولاد، اولاد، برای جوانها سلامتی، برای پیران طول عمر، برای بیماران شفا، برای فقرا مال و ثروت، برای ثروتمندان کرامت عنایت فرما. مردم را نسبت به یکدیگر مهربان کن، آمین یا رب العالمین" بعد از دعا، مشتی از قورقاها و نخود و عدس برداشته و بعد از نیت و درخواست روزهای خوش برای همه از خدا، آنها را به سوی آسمان پرت می کند و می گوید: "بودا قوشلارین پایی" (این هم سهم پرندگان).


تکم-چی

 

سور و شادی


رسوم مردم آذربایجان  , جشن عروسی ,  حنابندان

وسایل شادی زیادی برای شادی و جشن این روز وجود دارد. از میان آنها می توان به "ترقه، یئتددی تاراقا، تومانا گیره ن، ال بمبی و..." اشاره کرد. که از طرف جوانها پرتاب شده و منفجر می شوند. در بعضی از مناطق از "توپ اودی" (توپ آتشین) نیز استفاده می کنند. این توپ از پارچه هایی که به همدیگر تنیده شده اند در چهارشنبه آخر سال آتش زده می شود و جوانها در محلها آن را به سوی همدیگر پرتاب می کنند.

"توولاما" از دیگروسایل شادی است. در درون این توولاما ها (گردونه های آتش) خرده های آلومینیوم و آتش ریخته و آنها را می چرخانند و هنگام چرخش، گلوله های سفید آتش همه جا پخش می شود.

از تفریحات دیگر این موقع "یومورتا چاقیشدیرماق" (بازی تخم مرغ ) می باشد. نحوه بازی بدین شکل است که جوانان در میدانگاهها جمع می شوند و تخم مرغهایی که آب پز شده اند را به یکدیگر می زنند تا ببینند کدامیک زودتر می شکند. کسی که تخم مرغش می شکند بازنده است و باید آن را به فرد برنده بدهد.

 

چهارشنبه سوری و روشن کردن آتش:

 چهارشنبه سوری,تاریخچه چهارشنبه سوری,ترقه چهارشنبه سوری

یکی از مراسمات مهم این روز، روشن کردن آتش و پریدن از روی آن می باشد. روایت های زیادی در مورد این مراسم وجود دارد. بعضی، به وجود آمدن این رسم را به زمان زرتشت پیامبر نسبت می دهند و بعضی آن را رسمی می دانند که از زمان مختار ثقفی (انتقام گیرنده خون امام حسین (ع) ) باقی مانده است. چرا که اینها معتقدند مختار با طرفدران خود قراری می گذارد مبنی بر اینکه در شب چهارشنبه در پشت بامها آتش روشن کنند، تا بدینوسیله دست به قیام بزنند و همه را آگاه سازند. و بدین طریق گرفتن انتقام خون امام حسین از دشمانش شروع می شود. و از آن روز به بعد، مردم، چنین روزی را روز شادی خود انتخاب می کنند.

عده ای بر این باورند که "سوری" واژه ای کردی و به معنای قرمزی و سرخی می باشد. ولی با نگاهی به تاریخ باشکوه تورک خلاف این موضوع برای ما ثابت می شود و ریشه این کلمه و همچنین ریشه مراسمات مختلف این روز را در این تاریخ مشاهده می کنیم. و حتی شاید بتوان گفت که سومرها قبائیل تورک اولین مردمانی بوده اند که مراسمات مربوط به چهرشنبه های آخر سال و نوروز را جشن می گرفتند. چنانچه آقای دکتر مهرداد بهار نیز در مدخل کتاب "تخت جمشید" خود و هم در مصاحبه خود با مجله آدینه (شماره بهار 1372) چنین تصریح می کند: "...جشن نوروز در اصل یک جشن آریایی نبوده بلکه نخست در بین سومریان مرسوم بوده است... این آیین از بین النهرین به دیگر مناطق جهان و از جمله ایران رفته است...".. البته خود کلمه "سور" (sur) در زبان تورکی به معنای سرور و شادمانی می باشد. در آداب و سنن قدیمی ما تورکها 4 چهارشنبه ماقبل نوروز جشن گرفته می شد و در چهارشنبه آخرین بر فراز تپه بلندی آتش افروخته تا قبل از طلوع آفتاب از روی آن می پریدند. رسم برافروختن آتش اشاره به یک حادثه تاریخی نیز می کند و آن اینکه تورکانی که در "ارگنه گون" نام مکانی- در محاصره بودند بکمک افروختن آتش توانستند محاصره را شکسته، راه سرزمین پدریشان را بیابند.

این روز رستاخیز یعنی بازگشت به سرزمین مصادف بود با شروع فصل بهار، بهمین خاطر خان تورکان هر ساله بیاد بود آن روز آتش بزرگی افروخته و با کوبیدن پتک بر روی آهنی که در آتش بزرگ قرار داده شده آغاز سال و جشن را اعلام می کند.

  آتشکده های به جا مانده از گذشته ها نیز نشان می دهد که این عنصر طبیعی در میان ملت تورک برای خود اهمیت خاصی داشته لذا مراسمات فعلی زنجیره خود را از گذشته حفظ کرده و اگر قالب ها نیز عوض شده باشند ولی مفهوم ذاتی خود را از دست نداده اند. پس نمی توان به همین راحتی صحبت از کردی یا عربی یا ... بودن کلماتی مانند سوری کرد. شاید در میان قوم کرد این واژه به معنای قرمزی باشد، ولی آن نمی تواند دلیلی بر تسری آن بر واژه های مشابه آن در فرهنگ ملتهای دیگر به همان معنا باشد.

بعد از غروب آفتاب، آتشها روشن می شوند و همه سعی می کنند از روی ان بپرند. زمان روشن کردن آتش از" اوزه رلیک" ( اسپند) که از بازار خریده شده می سوزانند و اعتقادی وجود دارد که پریدن از روی آتش موجب خوشبختی و گشایش بخت می شود.

موقع پریدن از روی آتش چنین نغمه هایی خوانده می شود:

آتیل باتیل چرشنبه

بختیم آچیل چرشنبه

 آغیرلیغیم اوغورلوغوم اودلارا

منیم له هوپولمایان یادلارا

آغیریلیغیم اود اولسون

اوددا یانان یاد اولسون

اود اوستن آتداناق

هر جفایا قاتداناق

آغیرلیغیم اوغورلوغوم اودلارا

منیم له هوپولمایان یادللارا

 آتیل توتول چرشنبه

چیللم توکول چرشنبه

بختیم آچیل چرشنبه

 

شال سالاماق" (رسم شال اندازی)
http://www.molkaneh.com/wp-content/themes/News-world/thumbopen.php?src=http://www.molkaneh.com/wp-content/uploads/2014/03/eid.gif&h=170&w=240&zc=1

یکی از رسومات جالب توجه در چهارشنبه آخر سال انداختن شال از سوراخهای پشت بام خانه ها می باشد. معمولا در این شب جوانان و بخصوص تازه دامادها شالهایی به رنگ قرمز را از سوراخهای پشت بامها که برای تهویه درست شده اند به داخل خانه ها می اندازند و صاحب خانه نیز جورابی، پیراهنی و ... به آن می بندد. تازه دامادها نیز می گویند که نامزدم را به شال ببندید، اطرافیان عروس نیز می گویند که نمی شود و در عوض جوراب، آجیل و... به شال می بندند.

رسومات زیادی برای چهارشنبه های آخر سال وجود دارد ولی آنچه ذهن من یاری کرد ، چند رسم دیگر از مراسمات و رسوم چهارشنبه آخر سال را برایتان ذکر می کنم: ( شاید در اینده توانستیم از همه رسومات که فراموش شده هاد برایتان بگوییم)

در چهارشنبه آخر سال شروع به زدن پشم آنها می کنند.

قنداق بچه درست می کنند.

به حمام رفته و مشغول آبتنی می شوند.

با آرد بروی دیوار خانه واتاق ها نقاشی (بیشتر  خوشید ،ماه،آدمک ....)میکشیدند. که به زبان ترکی به آن (ناقیش آتماق) میگویند.

دور تا دور پشت بام خانه را با وسیله ای بنام ارسین خط می کشیدند.

خوردن پلو ( مخلوط برنج با رشته سنتی) با خورشت مخصوص

شاخهای قوچها را با پارچه های قرمز رنگ می ندند.

پول، الک، نمک، آرد، روییندنی، آتش، هیزم به کسی نمی دهند.

قبل از طلوع آفتاب از روی آب می پرند.

شمعی که کاملا نسوخته را خاموش نمی کنند.

قبل از غروب آفتاب چراغها را روشن می کنند.

کنار زنی که وضع حمل کرده نمی روند.

شب زود نمی خوابند.

از دیوار خانه دیگ  می آوزند.

تازه گذشتگان را به یاد می آورند و با دعاهای خود آنها را یاد می کنند.

و...

 سخن آخر

نوروز عید باستانی ملت ایران و ایام مرتبط با آن برای خود رسم و رسومات مفرح و با مسمایی دارد و  که از نیاکان ما برای ما به یادگار مانده اند. و همانطور که این میراث معنوی به ما به ارث رسیده، ما نیز وظیفه داریم که آیندگان را از این امانت معنوی بهره مند کنیم که مبادا .............. فراموش شوند.




طبقه بندی: عید نوروز،  متفرقه،  سرگرمی،  گوناگون،  تصاویر،  مناسبتها،  ایرانشناسی،  تاریخی، 
برچسب ها: چهارشنبه سوری دیارآذربایجان،
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393

آداب و رسوم نوروز

عید نوروز که یک سنت کهن در ایران است همه ساله توسط مردم جشن گرفته می شود و آداب و رسوم مربوط به آن در کل کشور به اجرا در می آید، اما هر شهری سنت های مربوط به خود را دارد که در نوروز انجام داده میشود. مردم استان آذربایجان غربی هم آیین کهن نوروز را که خاص این استان است به اجرا در می آورند.

 همه ساله در عید نوروز مردم استان های مختلف رسم و رسومات خاصی را انجام می دهند که صله رحم یکی از آنهاست، و مردم آذربایجان غربی هم از این قاعده مستثنی نیستند و آیین و سنت های خاص خود را دارند که در نوروز به انجام آنها می پردازند و لذت می برند. مردم آذربایجان آداب و رسوم زیادی برای نوروز داشته اند که تعدادی از آنها با گذشت زمان به فراموشی سپرده شده است. در ادامه توضیحات بیشتری در مورد این استان و رسم و رسومات نوروز در آن خواهیم گفت.

 

مراسم عید نوروز در آذربایجان غربی

 

از جمله رسم‌های زیبای ایام نوروز که در آذربایجان غربی به فراموشی سپرده شده، رسم " تکم چی " ها نام دارد. چند روزی مانده به عید، تکم چی به طور نمادین، تکم، بز ساخته شده از قطعات چوب را در کوچه‌های روستاها و شهرها می‌چرخاند و در حالی که اشعاری به زبان ترکی و با صدای دلنشین می خواند نوید آمدن عید را می داد و پاداش خود را از مردم می گرفت.

 غوغا و ولوله کودکان و نوجوانان در پیرامون تکم چی ها جنب و جوش خاصی به این آیین می‌داد. صدای نوروز و نجوای آمدنش را به نوعی می‌توان از تکاپو و شور و شوق زنان برای تر و تمیز کردن خانه و خریدهای نوروزی استشمام کرد.

رسم کهن تکم چی در آذربایجان

گردگیری، زدودن ناپاکی و ناامیدی از خانه‌ها و دل‌ها

در آذربایجان غربی از اواسط اسفندماه، خانه‌ها گرد و غبار یک ساله را با آیین خانه تکانی از رخسار می‌زدایند و رنگ و بوی تازه‌ای می‌گیرند. وسعت این رسم که در منطقه به " هیس آلماق " موسوم است آن چنان در یکی دو هفته مانده به عید بیشتر می شود که گاهی مشکل کمبود و قطع آب آشامیدنی شهری را در پی می‌آورد.

مردم آذربایجان غربی هنوز هم اسفندماه را با عنوان بایرام آیئی " ماه عید" می‌خوانند و مطابق سنت‌های کهن و قدیمی مردم آذربایجان غربی هفته اول اسفند ماه را "چیله قووان" یعنی هفته‌ای که چله زمستان را فراری می‌دهد یا یالانچی چارشنبه "چهارشنبه دروغین" می‌نامیدند و با آیین‌هایی اتمام فصل زمستان را جشن می‌گرفتند. در گذشته آذربایجان، چهارشنبه هفته دوم اسفند ماه موسم به "کوله چارشنبه" یعنی چهارشنبه کوتاه بود و سومین چهارشنبه نیز "موشتولوقچی چارشنبه "چهارشنبه پیام آور" یا قره چارشنبه "چهارشنبه سیاه یا بزرگ" یا "خبرچی چارشنبه" نام داشت.

در مطالعات مردم شناسی انجام گرفته هر کدام از این چهار چهارشنبه ماه اسفند، نمادی از عناصر چهارگانه یعنی آب، خاک، باد و آتش بودند که با طبیعت کشاورزی منطقه آذربایجان غربی نیز سنخیت دارند و مردم نیز هر کدام از این چهارشنبه ها را به نوعی با آیین هایی خاص گرامی می‌داشتند.

در بعضی خانه‌های روستایی آذربایجان غربی، رسم است که اسپندی دود کرده در دو طرف در خانه می‌ریزند تا اهل خانه از چشم حسود و بیگانه در امان بوده و در برخی دهات منطقه هنوز رسم رفتن به سر چشمه و آب تازه آوردن باقی است.

در گذشته نه چندان دور برای این روز مردم لباس‌های تمیز و تازه خود را می‌پوشیدند و کوزه‌ای که در بین اقلام خرید چهارشنبه قرار داشت را پر آب تازه می‌کردند و گاهی چایی صبحانه روز چهارشنبه شان از همان آب تهیه می‌شد.

از مراسم دیگر در آذربایجان غربی تخم‌مرغ شکنی است. تخم‌مرغ‌ها را در پوست پیاز می‌پختند تا رنگ بگیرد و آن را در بین کودکان به عنوان سوغاتی چهارشنبه توزیع می‌کردند.

 مراسم شال‌اندازی سنت و آیینی است که یواش یواش از زندگی شهری خارج می شود ولی هنوز در بیشتر مناطق روستایی آذربایجان غربی معمول است. امروزه، پیشرفت تکنو‌لوژی و فرهنگ شهرنشینی این رسم زیبا را آرام آرام به فراموشی می‌سپارد.

شال اندازی در آذربایجان غربی، مبتنی بر شیوه ای بود و آیین آن چنین بوده است که بعد از مراسم آتش افروختن در چهارشنبه، جوانان بر بام خویشان و همسایگان رفته و دستمالی را از پنجره و در روستا‌ها از روزن بام‌هابه درون آویزان می‌کردند و صاحبخانه دستمال را از آجیل و میوه و سایر هدایا پر می‌کرد و می گفت: "چک الله مطلبین وئرسین ..." یعنی : "بکش، خداوند مرادت را بدهد"

 از مراسم بسیار قدیم آخرین چهارشنبه‌ سال، مراسم بخت گشایی بود، هرچند که امروزه همسرگزینی با روش‌های مدرن و تلفنی و اینترنتی و سایر شیوه ها مرسوم شده است اما یاد‌آوری این سنت خالی از لطف نیست.

مراسم بخت گشایی شامل گره زدن دستمال یا چارقد بود بدین ترتیب که دختران دم بخت گرهی به دستمال یا چارقد خود می‌زدند و از اولین رهگذر می خواستند تا به امید باز شدن گره از کارشان، گره را بگشاید.

 بیرون رفتن از خانه در صبح روز چهارشنبه آخر سال و پرکردن کوزه آب از مراسم مرسوم بخت‌گشایی بود. فال‌گیری از مراسمی بود در روز چهارشنبه، که مردم تفالی می زدند بر سالی که در راه بود. در آذربایجان غربی همچنین یکی از مراسم فالگیری، مراسم فالگوش ایستادن بوده است.

این رسم که بیشتر از سوی زنان خانه انجام می گرفت بدین صورت بود که در مکانی که دیده نشوند می ایستادند و کلیدی زیر پای خود نهاده و به سخنان رهگذران گوش می دادند و تفال می‌زدند.

آجیل چهارشنبه سوری در آذربایجان غربی

 از مراسم دیگر، خرید آجیل چهارشنبه‌سوری است که هنوز هم در آذربایجان غربی به نام "یئدی لوین" به معنی آجیل هفت رنگ یا "چارشنبه یئمیشی" معروف است.

سفره هفت سین نماد زندگی و سرسبزی بهار

تزیین سفره هفت سین و آماده کردن سبزه نوروزی از دیگر رسومی است که در آذربایجان غربی همچنان رایج است.

سفره هفت سین در مناطق روستایی آذربایجان غربی چندان مرسوم نبوده و به جای آن سفره عید در خانه‌ها گسترده می‌شد و افرادی که برای عید دیدنی به آن خانه می آمدند در آن سفره می نشستند و پذیرایی می‌شدند.

 

 سفره هفت سین در آذربایجان غربی

سبزه رویاندن که معمولا از گندم، عدس، جو و سایر روییدنی ها انجام می‌گرفت یکی دو هفته مانده به عید به وسیله زنان خانواده مهیا می شد و این سبزه در خانه به عنوان مظهر رویش و سرسبزی باقی می ماند و در سیزدهم نوروز به دامان طبیعت یا در آب روان رها می‌شد. 

ماندن سبزه عید در خانه بعد از سیزده بدر در بین مردم شگون ندارد و به نوعی می توان گفت که رها کردن سبزه نوروزی در آب روان به معنای جریان زندگی و حیات دوباره جانداران است.

 درست کردن سبزه عید در آذربایجان

مردم آذربایجان غربی، در جریان عید و شادی، آیین های دینی و مذهبی را فراموش نکرده اند، هنوز در جای جای آذربایجان غربی رسم گرفتن اولین دریافتی، به عنوان برکت سال از بین صفحات قرآن کریم رایج است.

قبل از تحویل سال نو، پدر و یا بزرگ خانه به تعداد افراد خانوار اسکناس هایی را در درون صفحات قرآن مجید قرار می دهند و با تحویل سال و خواندن دعای تحویل سال افراد خانه اولین دریافت نقدی خود را در سال جدید از قرآن کریم می گیرند و اعتقاد دارند این به کارشان در سال جدید برکت می‌دهد.

 مردم آذربایجان غربی برای اینکه یاد و خاطره از دنیا رفتگان را نیز گرامی بدارند و تسلی خاطری از بازماندگان کنند نیز رسم و آیین خاصی دارند. در آذربایجان غربی، افرادی که عزیزی را از دست داده اند عید نوروز برای آنها با عنوان قره بایرام "عید سیاه" نام گرفته است. مردم آذربایجان غربی هنوز برای گرامیداشت یاد و خاطره درگذشتگان خود، یکی دو روز قبل از تحویل سال نو به سر مزار عزیزان درگذشته خود می روند که از این آیین با عنوان "عارافا" نان برده می‌شود.

بعد از تحویل سال نو، دید و بازدید از بزرگان خانواده و اعضای فامیل از رسوم مردم آذربایجان غربی است که چند روز اول عید در مناطق شهری و روستایی استان به این امر اختصاص می‌یابد.

مراسم عید نوروز با آیین سیزده بدر پایان می‌یابد که در این روز مردم به خارج از شهرها می‌روند و این روز را در دامن طبیعت سپری می‌کنند.




طبقه بندی: علمی،  تاریخی،  ایرانشناسی،  مناسبتها،  اجتماعی، 
برچسب ها: نوروز در آذربایجان غربی،
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 25 خرداد 1390
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 11 فروردین 1390

مسعود لقمان- «ماکو» درون دره‌ای میان دو کوه جای گرفته است که رودخانه‌ی «زنگمار» آن را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند.

مردم ماکو در کنار زبان ملی – پارسی- به ترکی آذربایجانی، کردی و ارمنی سخن می‌گویند. نام ماکو، گویا یادگار دوران مادهاست؛ آنانی که این شهر را «مادکوه» یا ماکو نامیدند. هم‌چنین برخی نام ماکو را مختصر شده «میان‌کوه» پارسی دانسته‌اند که به مرور زمان به ماکو تبدیل شده است. «یاقوت حموی» نیز بر این باور است، از آنجا که این شهر جایگاه روحانیان زرتشتی بوده است، «ماگوش» نام داشته و کم‌کم به ماکو تبدیل شده است.

ماکو در نزدیکی مرز ایران و ترکیه قرار دارد و چون در کنار مرز گمرک بازرگان واقع شده است، گذرگاه مسافرانی است که قصد دارند از طریق زمینی به ترکیه سفر کنند.

گوردخمه‌ی بام فرهاد (ایوان فرهاد) / عکس از مسعود لقمان

گوردخمه‌ی بام فرهاد (ایوان فرهاد)

گوردخمه‌ی بام فرهاد، در هفت کیلومتری ماکو در دل کوهی به نام «سنگر» در نزدیکی کوه‌های آرارات قرار دارد.

پس از گذر از ۳۰ پله‌ی سنگی، ورودی بام فرهاد برای گردشگران نمایان می‌شود. این گوردخمه دارای سه اتاق با سنگ‌تراشی استادانه و زاویه‌بندی مناسب است که جز تاقچه‌ای کوچک با قوسی هلالی در یکی از اتاق‌ها، تزئینات دیگری در آن به چشم نمی‌خورد.

گفتنی است پیشینه‌ی بام فرهاد به دوران اورارتویی (هزاره‌ی نخست پیش از میلاد) بازمی‌گردد.

پل پنج‌چشمه

پل پنج‌چشمه

پل ۴۳ متریِ پنج‌چشمه، از سنگ‌های تراشیده‌ی سیاه و سپیدی که زیبایی ویژه‌ای به پل داده، ساخته شده است.

دیرینگی پل پنج چشمه که بر روی رودخانه‌ی پرآب زنگمار در شرق ماکو قرار دارد، به دوران صفویه بازمی‌گردد. این پل، پیش‌تر دارای پنج چشمه بوده است که در زمان قاجار با ادغام دو چشمه، اکنون چهار چشمه بیشتر ندارد.

گفتنی است یکی از دهانه‌های پل، بزرگ‌تر از  سه چشمه‌ی دیگر و شکل آن نیز متفاوت از دهانه‌های دیگر است و شیب‌ تندتری دارد.

کاخ-موزه باغچه جوق / عکس از مسعود لقمان

کاخ-موزه باغچه جوق

کاخ-موزه باغچه جوق در باغی بزرگ و بر دامنه‌ی کوهی زیبا در روستایی به همین نام قرار دارد. این کاخ که دربردارنده‌ی ویژگی‌های برجسته‌ و خیره‌کننده‌ی معماری و هنری است، از آنِ «اقبال‌السلطنه‌ی ماکویی» بود که در سال ۱۳۵۳ از وارثانش خریداری شد و پس از بازسازی برای تماشای مردم گشوده شد.

گفتنی است اقبال‌السلطنه از گردنگشان اواخر قاجار بود که به دست رضاشاه سرکوب شد.

گرمابه ماکو

گرمابه‌ی ماکو

گرمابه‌ی صفوی ماکو که در سال ۱۳۸۰ خورشیدی در کاوش‌های باستان‌شناسی سر از خاک به در آورد، دارای رختکن، گرم‌خانه، سربینه و … است.

رختکن علاوه بر حوض، دارای سکوهای مرمری با کفش‌کن‌های کوچک جناقی در زیر است. سربینه دارای دو ورودی مارپیچ، چهار ستون سنگی، کف سنگی، پاشور و … است. درون گرمابه نیز قرینه است و حوضی در کف آن ساخته شده است که آب سرد حمام را تأمین می‌کرد. آب‌گرم نیز از حوضچه‌های مرمرین تأمین می‌شد. کف گرمابه نیز آب‌روهایی داشت که پساب را به بیرون از حمام منتقل می‌کرد.

گفتنی است این گرمابه در بافت تاریخی ماکو و در دامنه‌ی کوه قلعه‌قبان جای گرفته است.

ساختمان‌ کلاه‌فرنگی

ساختمان‌ کلاه‌فرنگی

ساختمان کلاه‌فرنگی ماکو که پیشینه‌ی آن به دوران قاجار می‌رسد، در دو طبقه ساخته شده است.

نمای بیرونی این بنا، هشت ضلعی و نقشه‌ی آن از داخل به شکل صلیب است. دور تا دور این عمارت را که تلفیقی از معماری ایرانی و فرنگی است، بالکنی با ۲۰ ستون چوبی، تزئینات گچ‌بری ماهرانه، نقش‌های گل و بوته، آینه‌کاری، نقاشی‌های رنگ و روغن و پنجره‌های ارسی با نقوش گوناگون و شیشه‌های رنگی فراگرفته است.

گفتنی است در کنار این ساختمان، عمارت شیر و خورشید با گچ‌بری‌هایی زیبا قرار دارد.

ساختمان بانک ملی

ساختمان بانک ملی در سال ۱۲۷۶ خورشیدی در دو طبقه‌ی هم‌کف و زیرزمین ساخته شد. تزئینات بنا شامل گچ‌بری، آینه‌کاری، نقاشی‌های دیواری، پنجره‌های ارسی، درهای چوبی و … است.

این بنا در آغاز، محل زندگی خانواده‌ی «احمدخان بیات‌ماکو» مشهور به «افخم‌السلطنه» بود. چندی بعد به بیمارستان ارتش تبدیل، اما پس از اشغال ماکو توسط روس‌ها در جنگ جهانی دوم به عنوان ساختمان کنسول‌گری استفاده شد. پس از خروج ارتش سرخ، در زمان نخست‌وزیری قوام‌السلطنه این بنا تا سال ۱۳۵۲ به عنوان ساختمان بانک ملی مورد استفاده قرار گرفت.

ساختمان شهربانی

ساختمان شهربانی در سال ۱۳۲۰ قمری در دو طبقه بنا شد. این بنا دارای تزئیناتی هم‌چون آینه‌کاری، ارسی، مجسمه‌های گچی و سرستون‌های نیم‌برجسته‌ی نمای خارجی است. مهم‌ترین و باارزش‌ترین بخش این بنا، تالار بزرگ آینه‌کاری در طبقه‌ی دوم است.

این بنا در آغاز، از آنِ «کاظم‌خان» از ملاکان ماکو بود که توسط شهربانی سابق خریداری شد.

کلیسای زور زور / عکس از مسعود لقمانزور زور

کلیسای زور زور

بر فراز رودخانه‌ی زنگمار، کلیسای زور زور خودنمایی می‌کند. کلیسایی که در سده‌ی چهاردهم میلادی ساخته شده است، اما به دنبال ساخت سد بارون برای اینکه این سازه‌ی زیبا به زیر آب نرود به جایی مرتفع‌تر جابه‌جا شد.

زور زور در سال ۲۰۰۸ به عنوان میراث جهانی در یونسکو ثبت شد.

از دیگر جاهای تاریخی ماکو می‌توان به قلعه‌ی اورارتویی سیاه، قلعه‌ی راوز، پل صفوی قلعه‌جوق، خانه‌های قاجاری صفرعلی خان، جمال‌خان تیموری و علی‌خان بیات اشاره کرد.




طبقه بندی: اجتماعی،  ایرانشناسی، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : جمعه 7 فروردین 1388

  مختصری از موقعیت جغرافیایی استان آذربایجان شرقی و شهرستان تبریز
 

   ویژگیهای اقلیمی و مختصات جغرافیایی

 

   محدوده ای از ایران اسلامی كه با حدود 46929 كیلومترمربع نام آذربایجانشرقی بخود گرفته است، درگوشه شمالغرب فلات ایران  قرار دارد. رود ارس، حدود شمالی آن را با جمهوری های آذربایجان، نخجوان و ارمنستان مرتبط و رود قطور و آبهای دریاچه  ارومیه ، حدود غربی  آنرا با  استان آذربایجان غربی همجوار می كند.

 

    در جنوب ، كشیدگی  رشته كوهها ، دره ها ، جلگه ها  و دشتها باعث پیوستگی استان با آذربایجان غربی و زنجان میشود. درشرق دره رودخانه  دره رود و كوههای سبلان  و چهل نور و گردنه صائین و رود قزل اوزن در جنوب این  خطه را از استان اردبیل جدا می سازد.

 

   ازنظرمختصات جغرافیایی، مدارهای َ26 و ْ39 و َ45 و ْ36 شمالی  منتهی الیه شمالی و جنوبی ، و نصف النهارات 5  و ْ45 و َ22 و ْ48  منتهی الیه غربی  و شرقی استان را می پوشاند.

    توپوگرافی منطقه ، یكی از عوامل  مهم آفرینش  ویژگیهای اقلیمی آذربایجان شرقی و عامل اصلی تنوع در آن می باشد. ارتفاع و تغییرات آن و جهت گیری رشته كوهها در برابر جریانات هوایی، عوامل توپوگرافیك شكل یابی كلیمایی یك منطقه است. استان آذربایجانشرقی از تنوع اقلیمی قابل توجهی برخورداراست؛ به طوری كه  در 50 روز ازسال شاهد یخبندان و درگرمترین ساعات روزماههای گرم تابستان دربرخی مناطق، درجه حرارت بالای 40 درجه سانتیگراد است. میزان نزولات جوی دراستان به طور متوسط از 250 الی 600 میلی متر در نوسان می باشد.

 

     سیمای استان ازهفت واحد كوهستانی و دره ها وجلگه های میان آنها میباشد كه عبارت از: قره داغ ، میشو و مورو، قوشاداغ، سبلان، سهند، بزقوش و تخت سلیمان است.  شمالی ترین و بزرگترین این واحدها رشته كوه قره داغ می باشد

 

  رودخانه اجی چای با طول 260 كیلومتراز ارتفاعات سبلان و دامنه های سهند سرچشمه می گیرد.  رودهای وركش صوفیان، دریان، اسكو نیز از رودهای حوضه این استان است.
  رود ارس در محدوده آذربایجان شرقی توسط 18 رودخانه كوچك و بزرگ كه از چند  كیلومتر تا 280 كیلومتر طول دارد تغذیه می شود و با

3367 میلیون مترمعكب آبدهی  سالانه، پرآبترین رود استان به شمار می اید. آب وهوای  آن در تابستان بسیار معتدل و در زمستان نسبتا سرد است. میانگین بارندگی شهر تبریز به طور متوسط 270 میلیمترمی باشد.

 

  استان آذربایجان شرقی دارای 16 شهرستان است كه عبارتند از: آذرشهر، اسكو، اهر، بستان آباد، بناب،  تبریز، جلفا، سراب،  شبستر،  كلیبر، مراغه،  مرند،  ملكان،  میانه  هریس، هشترود.

 

   مركزاستان آذربایجان شرقی شهر تبریزاست كه وسعتی درحدود 11800 كیلومترمربع  دارد. درباره بنا و وجه تسمیه  شهر تبریز حمدالله  مستوفی و یاقوت حموی  می نویسند:

    بنای  تبریز از زبیده ، زن هارون الرشید است. وی  به بیماری  تب نوبه  مبتلا بوده ، روزی  چند در آن حوالی اقامت كرده و دراثر هوای لطیف و دل انگیز آنجا بیماری زبیده  زایل شده، فرموده شهری در آن محل بنا كنند و نام آن را (( تب ریز))  بگذارند.

    قدیمی ترین ذكر نام تبریز را در كتیبه سارگن دوم پادشاه اشور خواهیم یافت.

                  

    یشینه تاریخی و اثار باستانی
 

    آثار باستانی استان عبارتند از: كلیسای استپانوس، پل دختر، ارك علیشاه، بازارتبریز  مسجد جامع تبریز، مسجد جامع  مرند، قلعه بابك، مسجد كبود ( فیروزه اسلام) ، مقبره  الشعراء ( آرامگاه خاقانی شیروانی،شهریار، اسدی  طوسی، همام تبریزی و...)،  سنگ  بسم ا..، موزه آذربایجان،عمارت ایل گلی، برج شهرداری تبریز.شهرتبریزدارای مدرسه   علوم اسلامی به نام مدرسه علوم اسلامی ولیعصر می باشد كه درآن طلاب زیادی به امر تحقیق و تحصیل مشغول هستند. علاوه  برآن، مدرسه علوم طالبیه  تبریزاز دیربازبه امر  پرورش افراد روحانی اشتغال  داشته، زیرنظر حوزه علمیه قم فعالیت  می نماید. بنای این مدرسه یكی ازشاهكارهای هنری متعلق به قرن 10هجری قمری است.این مدرسه زیبا دربازارمسجد جامع و در نزدیكی مسجد جامع تبریز واقع گردیده است

 

  

  جاذبه های توریستی وعلمی ومذهبی تبریزعبارتند از: بازار زیبای تبریز- كه بیش ازدهها تیمچه وراسته است.مدارس قدیمی تبریز، مثل مدرسه اكبریه، مدرسه جعفریه، مدرسه حاج صفرعلی، مدرسه خواجه علی اصغر، مدرسه صادقیه، مدرسه طالبیه ، مدرسه ظهریه و..  مساجد تبریزمثل مسجد استاد شاگرد، مسجد جامع ، مسجد كبود( فیروزه اسلام )، مسجد علیشاه ( ارك علیشاه )، مقبره الشعراء، كه  شعرای  نامداری  مانند اسدی  طوسی، قطران تبریزی، خاقانی شیروانی، ظهیر الدین مازانی، همام تبریزی، لسانی شیرازی  وسید محمد حسین شهریار درآنجا مدفون هستند.

 

 

 

       وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استان و شهرستان

   از نظر وضعیت اشتغال درمنطقه بایستی به اشتغال درمناطق شهری و روستایی اشاره  نمود. طبق سر شماری  سال 1375 درصد شاغلین  و بیكاران  در كل  جمعیت استان،  به  تفكیك نقاط شهری وروستایی عبارتند از: میزان شاغلین26% در مناطق شهری  و 28%  درمناطق روستایی و میزان  بیكاری درمناطق  شهری 2% و درمناطق روستایی2/1%.   

                           

       صادرات غیر نفتی، وضع كشاورزی، تولیدات منطقه:
 

       استان آذربایجان شرقی از نظر صنایع نیز پیشرفت قابل ملاحظه ای یافته است. برای مثال: وجود شهركهای  صنعتی در اطراف تبریز، باعث رونق  صنعت دراین استان گردیده  است. وجود كارخانه های  عظیم تراكتورسازی، ماشین سازی، لیفتراك سازی  و  پمپ سازی ایران و...این استان را به یكی ازقطبهای  مهم صنعت كشور بدل ساخته است. علاوه بر این صنایع ، وجود صنایع  زیبای دستی در تبریز نیزبسیار چشمگیراست. مثال:
  صنعت زیبای  فرشبافی در استان و تبریز رونق  فراوان یافته وعمده ترین  صادرات غیر نفتی استان را صادرات فرش بخود اختصاص  داده است.این صنعت زیبا  كه ازازمنه قدیم دراین استان و شهرتبریزبعنوان یك هنرمطرح  بوده است اكنون با آمیخته شدن به صنعت  ، به یك هنرجاودانه ملی بدل گردیده است، بنحویكه فرش استان به كشورهای  پیشرفته از جمله: المان، فرانسه، ایتالیا، انگلیس و... صادر می گردد.

 معادن موجود دراستان نیز باعث غنای استان ازنظر وجود منابع عظیم خدادادی كرده است.
 

    وجود معدن مس سنگون در شهرستان اهر، وجود سنگهای  سیمانی درشهرستان صوفیان و تعداد دیگری ازمعادن دیگر باعث توجه صنعتگران و زمین شناسان به این منطقه از كشور پهناورمان گردیده است.
 

     صادرات غیرنفتی استان در وهله اول فرش و بعد خشكبار، میوه جات عسل و چرم میباشد.  وضع كشاورزی استان به سبب وجود آب وهوای معتدل تابستانی و نیزمراتع وباغات، میوه  های مختلف  تنوع خاصی را به خود گرفته است. به نحوی كه  بیشترین محصول استان در  وهله اول گندم و جو و در مرحله بعد تخم افتابگردان و ذرت می باشد.  محصول میوه نیز در استان متنوع می باشد؛ انگور ( در بیش از 12 نوع مختلف )، سیب، گلابی، هلو، زردالو، گیلاس، البالو از جمله محصولات میوه استان می باشد.   استان از نظر وضع تولید صیفی جات و سبزی جات نیز پررونق است.

 

محله های تبریز

خانه مشروطه ( محله راسته كوچه ) :

یادگاری گرانقدر از انقلاب مشروطه  خانه و موزه مشروطه در محله راسته كوچه است . خانه مشروطه واقع در محله قدیمی راسته كوچه از ابنیه تاریخی دوره قاجار است كه تاریخ بنای آن به سال 1245 شمسی می رسد . بانی این خانه مرحوم حاج مهدی كوزه كنانی از بازرگانان خوشنام تبریزی بود كه به پاس خدمات و مجاهداتش در انقلاب مشروطیت به لقب (ابوالمله) از او یاد شده است. مرحوم كوزه كنانی حامی بزرگ نهضت ازادیخواهی مردم آذربایجان در آن روزهای سخت و سرنوشت ساز بود كه حتی خانه شخصی خود را نیز به عنوان پایگاهی مطمئن در اختیار مجاهدین مشروطه قرار داد . پنجره های زیبای ارسی نمایی جلوه انگیز و محتشم به بنا بخشیده است .

نظر به جایگاه شهر تبریز در پیروزی انقلاب مشروطیت و نقشی كه خانه كوزه كنانی یا خانه مشروطه در این نهضت بزرگ ایفا كرده است سازمان میراث فرهنگی كشور موزه مشروطه را در سطح ملی در همین خانه دایر نموده است . بنا بر این از سال1375 با تبدیل بخشهایی از بنا به موزه اسناد ، تصاویر و یادگارهای با ارزشی از دوران مشروطه ورهبران این انقلاب در آن نگهداری می شود .

از مهمترین اسناد و اموالی كه در موزه مشروطه وجود دارد می توان به تپانچه كمری ستارخان ، قلمدان و عینك و دستخط شهید ثقه الاسلام ، دفترچه هزینه های نهضت مشروطه به قلم حاج مهدی كوزه كنانی ، مهر انجمن های انقلابی آذر بایجان ،فرش و تابلو فرشهای مشروطه ، اقسام مجلدات و روزنامه های دوران انقلاب مشروطه و ..... یاد كرد. در این موزه تندیس هایی از شخصیت ها و مجاهدین صدر مشروطیت همچون ستارخان ، باقرخان ، میرزامهدی كوزه كنانی ، حسین خان باغبان ، علی مسیو ، شهید ثقه الاسلام ، جهانگیر خان صور اسرافیل ، میرزا ابراهیم اقا صبا ، میرزا اسماعیل نوبری و ....... به نمایش گذاشته شده است و تصاویر بسیار تاریخی و قیمتی از دوران انقلاب مشروطه زینت بخش دیوارهای این خانه تاریخی می باشد.

 جبه خانه (محله چارمنار ):

در تبریز قدیم ،در روزگاری كه مركز شهر ، عمارت تاریخی و قدیمی عالی قاپو یا شمس_ العماره و مقر ولیعهد های قاجار بود در این شهر هرگز خیابانی به معنا و مفهوم امروزی وجود نداشت به جز كهنه خیابان در مقابل مسجد كبود و بازارچه مسجد كبود و همچنین خیابان دوره شاه صفی در محله خیابان و بافت اصلی ، بقیه محلات را گذرها ، میدان ها و كوچه ها تشكیل می دادند .

در این رابطه مهمترین مسئله در دوره قاجار ، حفظ امنیت در محدوده كاخ عالی قاپو بود . بنابر این اكثر عمارات دولتی ، موسسات ، ادارات امنیتی و شهربانی ( قلعه بیگی ) در حول و حوش كاخ قرار داشتند . به تبع این امنیت ، در محدوده مقر ولیعهد ، منازل اكثر علما، بازرگانان ، اعیان و مالكان چون كوی حرمخانه ، مجتهد ، امام جمعه ،محله ششگلان ، چار منار ، راسته كوچه ، مجید الملك و .... از امنیت حاكم بر این محدوده مركز شهر بهره مند می شدند. از مكان هایی كه ضروری بود در جوار مقر درباریان باشد ،اداره اسلحه خانه ، انبار لباس و مركز تداركات و تجهیزات ماموران دولتی و قزاقها بود كه آن را ( جبه خانه ) می نامیدند . جبه ، اسلحه و لباس اهنی و جبه خانا به معنای محل نگهداری اسلحه و سوروسات جنگی ، اسلحه خانه ، قورخانه و جبه خانه بود .

جبه خانه در محل امروزی اداره دارایی قرار داشت . در این مكان ، انواع و اقسام اسلحه سبك ، لباس و تداركات نظامیان و قوای نظمیه ( شهربانی) و امنیه ( ژاندارمری) نگهداری می شد و بیشتر مورد استفاده مسئولان امنیتی شهر قرار می گرفت . این مكان در سال 1325 شمسی جهت احداث كاخ ریاست جمهوری پیشه وری ، رهبر فرقه دموكرات تخریب شد و سه طبقه نیز از این كاخ ساخته شده بود . قوای فرقه دموكرات در 21 آذر 1325 از قوای دولتی شكست خورده ، از بین رفتند و همان سه طبقه كاخ مزبور در سال 1326 به اداره دارایی تبریز واگذار شد و تا امروز هم در همان مكان اداره دارایی و امور اقتصادی مستقر می باشد .

 نصف راه ( محله كوچه باغ _ خطیب ) :

یكی از معروفترین و قدیمی ترین میدانها و چهار راه های شهر تبریز ،میدان نصف راه است كه اخیرا" به نام میدان جهاد نامیده شده و بزرگترین و جالب ترین پل هوایی و زیرگذر شهر در زمان شهردار وقت اقای فتح الهی (سال 1381 )، به نام پل ستار خان در آن محل احداث گردیده است .

در مورد نصف راه و اینكه چرا این میدان را به این نام می نامند باید یاد اوری كرد كه مسافت بین ایستگاه راه اهن ( واغزال) تا قونقا باشی در این میدان به نصف می رسد ولی در اصل این نام مربوط می شود به زمانی كه برای اولین بار در تبریز ، وسیله ارتباطی و حمل و نقل ، قطار شهری (قونقا) را دایركردند و رانندگان (سوروجی) قونقا ، در مسافت بین قونقاباشی و ایستگاه راه اهن در نصف راه توقف كرده ، هم تعدادی از مسافران پیاده شده و هم كرایه ها را جمع می كردند . گویا از قونقا باشی تا نصف راه یك بلیط و از نصف راه تا ایستگاه راه اهن هم كرایه دیگری داشت .

امروز میدان نصف راه از طریق خیابان ازادی (سرلك سابق) به محلات جنوبی شهر و از طریق خیابان جهاد و آذربایجان به محلات اخونی ، حكم اوار، گامیشاوان ، قره اغاج ، لوكزه ، ترمینال مرند ، شبستر، فرودگاه بین المللی تبریز و اتوبان پاسداران راه ارتباطی دارد و همان خیابان قدیم راه اهن در مغرب میدان نصف راه ، مركز شهر را به بزرگراه سنتو (ماشین سازی ) ، بلوار كارگر ( تراكتور سازی ) ، شهرك آخمقیه ، دیزل آباد و پالایشگاه مربوط می سازد .

 داش قاپلی باغ ( محله یكه توكانلار ) :

 یكه توكانلار به علت بزرگی دكانها در تنها محل ورودی دروازه شهر از مرند ، به این نام معروف شده است . در محدوده یكه توكانلار باغات آباد و حاصلخیز بسیاری وجود داشت كه در سمت راست آن یك واحد اسیا وجود داشت . باغی هم بود كه درب ورودی ان از یك قطعه تخته سنگ ساخته شده بود و به باغ داش قاپلی شهرت داشت . قسمتی از این باغات ،املاك شخصی اقلیت ارآمنه بود كه از طرف اداره كل بازرگانی به انبار اهن الات تبدیل گردید . سپس اراضی این منطقه را به آپارتمانهای 29 بهمن كه در سمت چپ جاده یكه توكانلار به سوی فرودگاه قرار دارند اختصاص دادند .

  محله لاله ( روستای لاله ) :

 پارك بزرگ و طبیعی لاله در جنوب غربی تبریز ، در كنار اتوبان تبریز _ تهران واقع بوده كه باغات با صفا ، سبزه زارها و كشتزارهای معروف آن شهرت خاصی داشته اند.

لاله یك روستا و هم یك محله در حاشیه تبریز بوده و اكنون هم از محلات معروف شهر تبریز است . در كتاب تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری در مورد محله لاله چنین نوشته اند : این محله قریه ای در جنوب غربی شهر تبریز با باغهای دلگشا و آبهای معدنی سرشار است كه از شمال به باغات خطیب ،از جنوب به باغات و مزارع راواسان ،از غرب به جاده مراغه ، رواسان ، دیزل آباد و شهرك صنعتی تبریز و از مشرق به محله گزران ( گازران) محدود می شود .

از دیگر محلات قدیمی تبریز می توان به محلات ششگلان ، مهاد مهین ، خیاوان ،مارالان ، لیلاوا ، دوه چی ، باغشمال ، نوبر ، مقصودیه ، صدر ، بارون اواك و .... اشاره كرد .

 موقعیت دانشگاه

 ساختمان دفتر مركزی ( واقع در كوی ولی عصر (عج) ) و مجتمع آموزشی دانشگاه ( در جاده تهران ) در محدوده شرق تبریز ، ساختمان دانشكده پزشكی و حقوق ( واقع در آبادانی مسكن ، جنب مجتمع ورزشی كوثر ) در محدوده جنوب تبریز و دانشكده كشاورزی و دامپزشكی نیز ( در جاده باسمنج ، روبروی باغ یعقوب ) در جنوب شرقی تبریز واقع می باشند .

 كتابفروشی ها

 در زمان حاضر بیش از 120 كتابفروشی در سطح تبریز فعالیت می كنند همچون : علامه ، فروزش ، پیك دانش ، اندیشه ، ایدین ( مولی ) ، ارك ، احرار ، سروش ، مكتب اسلام ، دانشمند ، شمس و .....

 موقعیت كتابخانه ها

 طبق آخرین آمار 37 كتابخانه در سطح شهر تبریز دایر است كه برخی از آنها از جمله كتابخانه ملی و تربیت در زمره قدیمی ترین و كتابخانه مركزی در زمره بزرگترین كتابخانه های كشور محسوب می شوند . كتابخانه های ولی عصر (عج) ، امیرخیزی و پروین برخی دیگر از این كتابخانه ها هستند.

 

 

 




طبقه بندی: ایرانشناسی، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 28 اسفند 1387

http://dl.kar20.ir/2009/02/sms-noroz-88.gif

><(((>
><(((>
><(((>
من اولین کسی بودم که برای تو ماهی عید فرستادم.
سال نو مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که دادی مرواد از یادت
سال نو و نوروز باستانی مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز ۸۸ مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
با آرزوی
۱۲ ماه شادی،
۵۲ هفته پیروزی،
۳۶۵ روز سلامتی،
۸۷۶۰ ساعت عشق،
۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت،
۳۱۵۳۰۰۰ ثانیه دوستی.
سال نو مبارک باد
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
********سال نو مبارک********
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
><(((>
><(((>
><(((>
من اولین کسی بودم که برای تو ماهی عید فرستادم.
سال نو مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه برای زیستن است
آغاز بهار بر شما مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
چند روز دیگه بهار میاد و همه‌چیز رو تازه می‌کنه، سال رو، ماه رو،
روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به
همه اون تاز‌گی می‌ارزه، «دوستیمون»!
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
عاقبت زمستان رفت و رو سیاهیش برای ما موند
..

….
….
امضا
حاجی فیروز
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
بهار،نـیم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد!
دوست عزیز سبز ترین و همیشگی ترین بهار ها را برایت آرزو مندم
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
نزدیک عیده، توی خونه تکونیه دلت، مارو بیرون نکنی!!!
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
امروز ۲ نفر از من آدرس و شماره تلفن تو رو گرفتن که بیان پیشت
منم دادم. سال دیگه می یان سراغت
یکیشون خوشبختی بود
اون یکی هم موفقیت
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
سلام، ببخشید این موقع شب بیدارت کردم.
.
.
خواستم یادآوری کنم: سال نو شده.
.
.
.
کم‌کم باید از خواب زمستونی بیدار بشی
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
ز کو
ی یار می آ ید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی . نوروز مبارک
با تبریک سال نو
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو
شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
******** سال نو مبارک ********
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز




طبقه بندی: ایرانشناسی، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر دوستان ارجمند در مورد این مطالب چیست در صورتی که نظرتان گزینه ضعیف است چه پیشنهادی دارید





پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic