فرهنگستان
وقتی دردی آزارت نمیدهد نمیتوانی دست به قلم ببری!چون وظیفه هر قلمی دردمندانه نوشتن است نه نوشتن!

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 13 فروردین 1394

سیزده بدر سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز (سیزده بدر) روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است.برخی بر این باورند که در روز سیزده بدر باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. بعد از سیزده به در، جشن های نوروزی پایان می پذیرد.

سخن پیرامون جشن «سیزده بدر»، همانند دیگر جشن های ملی و باستانی ایران، نیاز به پژوهش زیاد و مقدمه چینی ای طولانی دارد، به ویژه جشنی مانند سیزده بدر با این گستره ی برگزاری و سابقه ی طولانی که این پهنه و زمان تغییراتی ژرف در آیین ها و مراسم ویژه ی این روز ایجاد کرده است.در این راستا کوشش بر این بوده است تا خردورزانه ترین و مستندترین گفتارها، نوشتارها و نگرش ها را در این زمینه جشن سیزده بدر گردآوری کنیم.

بهتر است در آغاز، پیشگفتاری پیرامون عدد 13 و روز سیزدهم و اینکه آیا این عدد و این روز در ایران و فرهنگ ایرانی نحس است داشته یا نه فراهم آوریم :

نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیمن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند، و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد و ایرانیان از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند.

همچنین در هیچ یک از متون کهن و هیچ دانشمند و نویسنده ای، از این روز (سیزده بدر)به بدی یاد نکرده اند بلکه در بیشتر نوشتارها و کتاب ها، از سیزدهم نوروز با عنوان روزی فرخنده و خجسته نام برده اند.


برای نمونه کتاب «آثار الباقیه» جدولی برای سعد و نحس بودن روزها دارد که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم نوروز کلمه ی «سعد» به معنی نیک و فرخنده آورده شده است.

اما پس از نفوذ فرهنگ اروپایی در زمان حکومت صفویان رسید که در این فرهنگ نیز عدد 13 را نحس می دانستند، و هنوز هم با پیشرفت های علمی و فن آوری پیشرفته اروپا، این خرافات عمیقا در دل بسیاری از اروپاییان وجود دارد که در مقایسه با خرافات شرقی، شمارگان آن ها کم نیست و مثال های بسیار دیگری مانند «داشتن روزی بد با دیدن گربه ی سیاه رنگ»، «احتمال رویدادی شوم پس از رد شدن از زیر نردبام» یا «شوم بودن گذاشتن کلید خانه روی میز آشپزخانه»،«خوش شانسی آوردن نعل اسب» و بسیاری موارد خرافی دیگر که خوشبختانه تا کنون وارد فرهنگ ما نشده اند و برای ما خنده آور هستند.

اما تنها چیزی که در فرهنگ ایرانی می توانیم درباره ی عدد سیزده پیدا کنیم، «بد قلق» بودن عدد 13 به خاطر خاصیت بخش ناپذیری آن است.(این خود نشانه ای از دانش بالای ایرانیان از ریاضی و به کارگیری آن در زندگی روزمره است.)
اما وقتی درباره ی نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت می کنیم منابع معقول و مستند با سوابق تاریخی زیادی را می یابیم.همان طور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام دارد و متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد سپند (مقدس) و بزرگواری است که در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که جشن تیرگان است به نام او می باشد.

همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت هست که :

«... جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز (سیزده بدر)را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند ...»

اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده بدر در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که جشن سیزده بدر بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی جشن سیزده بدر وجود دارد.

همانطور که پیش از این گفته آمد، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری یک آیین، و دامنه ی گسترش فراخ تر یک باور در میان مردمان، بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه، نشان دهنده ی دیرینگی زیاد آن است.

همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است. 

شیوه های برگزاری و مراسم سیزده بدر

همانگونه که اشاره شد شیوه های برگزاری سیزده بدر و همچنین مراسم و آداب سیزده بدر بسیار متفاوت و گسترده می باشد که در اینجا به تفصیل نمی توان به آنها پرداخت، اما همانطور که می دانیم سیزدهم فروردین تیشتر روز می باشد و آغاز نیمسال دوم زراعی، و مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند.

 

بخشی دیگر از آیین های سیزده بدر را هم باورهایی تشکیل می دهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در پیوند است.برای نمونه فال گوش ایستادن ،فال گیری (به ویژه فال کوزه)، گره زدن سبزی و گشودن آن ،بخت گشایی (که درسمرقند و بخارا رایج است)و نمونه های پرشمار دیگر ...از مراسم های روز سیزده بدر هستند.

از آئین های دیگر سیزده بدر که مانند  مراسم چهارشنبه سوری و نوروز، پر شمار، زیبا و دوست داشتنی است،بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.

 علف گره زدن یکی از مراسم سیزده بدر

افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی «کیومرث» دارای اهمیت زیادی است، در «اوستا» چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است.

گفته های «حمزه ی اصفهانی» در کتاب «سِنی ملوک الارض و الانبیاء» صفحه های 23 تا 29 و گفته های «مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد دوم صفحه های 110 و 111 و «بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه» بر پایه ی همان آگاهی است که در منبع پهلوی وجود دارد که :

«مَشیه» و «مَشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود ! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی «موُرد»، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت روز سیزده بدر انجام می دادند، امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند.این رسم (علف گره زدن در روز سیزده بدر)از زمان «کیانیان» تقریبا فراموش شد و در زمان «هخامنشیان» دوباره آغاز شد و تا امروز باقی مانده است.

در کتاب «مُجمل التواریخ» چنین آمده است :

«... اول مردی که به زمین ظاهر شد، پارسیان آن را «گل شاه» نامیدند، زیرا که پادشاهی او الا بر گل نبود، پس پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مُردند، جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند.»

 همانگونه که شباهتی بین چارشنبه سوری و نوروز امروزی متداول در تهران و شهرهای بزرگ، با شیوه های اصیل و کهن آن وجود ندارد، سیزده بدر امروزی نیز تنها نامی از یک جشن کهن را برخود داشته و هیچ شباهتی به آیین کهن و یادگار نیاکان ما ندارد. نحوه ی اجرای جشن سیزده بدر ، مانند بسیاری از دیگر آیین های ایرانی، عمیقا از شیوه ی اصیل و باستانی خود دور شده است و به شکل فعلی آن، دارای سابقه ی تاریخی در ایران نیست.



سیزده بدرِ پیشینیان ما، روزی برای ستایش و دعا برای طلب باران فراوان در سال پیش رو، برای گرامیداشت و پاکیزگی طبیعت و مظاهر آن، و زیست بوم مقدس آنان بوده است. در حالیکه امروزه روز ویرانی و تباهی طبیعت است!




طبقه بندی: تاریخی،  عید نوروز، 
برچسب ها: تاریخچه سیزده بدر،
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 2 فروردین 1394


اقوام ترک و کرد آذربایجان‌غربی عید باستانی ایرانیان را با برپایی مراسم‌های خاص و ویژه‌ای جشن می‌گیرند و همه ساله سنت‌های دیرین این آئین باستانی را احیا می‌کنند.

 نوروز در فرهنگ مردم آئین خجسته‌ای بوده که ایرانیان را در هر نسلی، آئینی، مذهبی و از هر قومیتی، خارج از محدوده‌زمان و مکان به هم پیوند زده و با برگزاری مراسم ویژه این آئین، سنت‌ها و آداب رسوم کهن مردم منطقه احیا و نسل به نسل تداوم می‌یابد.

مردم شهر ماکو در گذشته آیین‌های زیادی برای استقبال از نوروز کهن داشتند که امروز برخی از آنها از حافظه مردم این سامان پاک شده‌اند و برخی نیز در آستانه فراموشی قرار گرفته‌اند.

از جمله رسم‌های زیبای ایام نوروز که در آذربایجان غربی و مخصوصا در شهر ماکو به فراموشی سپرده شده، رسم "تکم چی" ها نام دارد. چند روزی مانده به عید، تکم چی به طور نمادین، تکم، بز ساخته شده از قطعات چوب را در کوچه‌های روستاها و شهرها می‌چرخاند و در حالی که اشعاری به زبان ترکی و با صدای دلنشین می خواند نوید آمدن عید را می داد و پاداش خود را از مردم می گرفت.

غوغا و ولوله کودکان و نوجوانان در پیرامون تکم چی ها جنب و جوش خاصی به این آیین می‌داد. صدای نوروز و نجوای آمدنش را به نوعی می‌توان از تکاپو و شور و شوق زنان برای تر و تمیز کردن خانه و خریدهای نوروزی استشمام کرد.


گردگیری، زدودن ناپاکی و ناامیدی از خانه‌ها و دل‌ها

در شهر  ماکو از اواسط اسفندماه، خانه‌ها گرد و غبار یک ساله را با آیین خانه تکانی از رخسار می‌زدایند و رنگ و بوی تازه‌ای می‌گیرند.

وسعت این رسم که در منطقه به "هیس آلماق" موسوم است آن چنان در یکی دو هفته مانده به عید بیشتر می شود که گاهی مشکل کمبود و قطع آب آشامیدنی شهری را در پی می‌آورد.

مردم ماکو هنوز هم اسفندماه را با عنوان بایرام آیئی " ماه عید" می‌خوانند و مطابق سنت‌های کهن و قدیمی مردم آذربایجان غربی هفته اول اسفند ماه را "چیله قووان" یعنی هفته‌ای که چله زمستان را فراری می‌دهد یا یالانچی چارشنبه "چهارشنبه دروغین" می‌نامیدند و با آیین‌هایی اتمام فصل زمستان را جشن می‌گرفتند.

در گذشته ماکو، چهارشنبه هفته دوم اسفند ماه موسم به "کوله چارشنبه" یعنی چهارشنبه کوتاه بود و سومین چهارشنبه نیز "موشتولوقچی چارشنبه "چهارشنبه پیام آور" یا  " قره چارشنبه " چهارشنبه سیاه یا بزرگ " یا " خبرچی چارشنبه " نام داشت.

در مطالعات مردم شناسی انجام گرفته هر کدام از این چهار چهارشنبه ماه اسفند، نمادی از عناصر چهارگانه یعنی آب، خاک، باد و آتش بودند که با طبیعت کشاورزی منطقه آذربایجان غربی نیز سنخیت دارند و مردم نیز هر کدام از این چهارشنبه ها را به نوعی با آیین هایی خاص گرامی می‌داشتند.

در بعضی خانه‌های روستایی شهر ماکو، رسم است که اسپندی دود کرده در دو طرف در خانه می‌ریزند تا اهل خانه از چشم حسود و بیگانه در امان بوده و در برخی دهات منطقه هنوز رسم رفتن به سر چشمه و آب تازه آوردن باقی است.

در گذشته نه چندان دور برای این روز مردم لباس‌های تمیز و تازه خود را می‌پوشیدند و کوزه‌ای که در بین اقلام خرید چهارشنبه قرار داشت را پر آب تازه می‌کردند و گاهی چایی صبحانه روز چهارشنبه شان از همان آب تهیه می‌شد.

از مراسم دیگر در شهر ماکو تخم‌مرغ شکنی است. تخم‌مرغ‌ها را در پوست پیاز می‌پختند تا رنگ بگیرد و آن را در بین کودکان به عنوان سوغاتی چهارشنبه توزیع می‌کردند.

مراسم شال‌اندازی سنت و آیینی است که یواش یواش از زندگی شهری خارج می شود ولی هنوز در بیشتر مناطق روستایی آذربایجان غربی معمول است. امروزه، پیشرفت تکنو‌لوژی و فرهنگ شهرنشینی این رسم زیبا را آرام آرام به محاق فراموشی می‌سپارد.

شال اندازی در ماکو، مبتنی بر شیوه ای بود و آیین آن چنین بوده است که بعد از مراسم آتش افروختن در چهارشنبه، جوانان بر بام خویشان و همسایگان رفته و دستمالی را از پنجره و در روستا‌ها از روزن بام‌هابه درون آویزان می‌کردند و صاحبخانه دستمال را از آجیل و میوه و سایر هدایا پر می‌کرد و می گفت: "چک الله مطلبین وئرسین " یعنی : " بکش؛ خداوند مرادت را بدهد "

از مراسم بسیار قدیم آخرین چهارشنبه‌ سال، مراسم بخت گشایی بود، هرچند که امروزه همسرگزینی با روش‌های مدرن و تلفنی و اینترنتی و سایر شیوه ها مرسوم شده است اما یاد‌آوری این سنت خالی از لطف نیست.

مراسم بخت گشایی شامل گره زدن دستمال یا چارقد بود بدین ترتیب که دختران دم بخت گرهی به دستمال یا چارقد خود می‌زدند و از اولین رهگذر می خواستند تا به امید باز شدن گره از کارشان، گره را بگشاید.

بیرون رفتن از خانه در صبح روز چهارشنبه آخر سال و پرکردن کوزه آب از مراسم مرسوم بخت‌گشایی بود. فال‌گیری از مراسمی بود در روز چهارشنبه، که مردم تفالی می زدند بر سالی که در راه بود. در آذربایجان غربی همچنین یکی از مراسم فالگیری، مراسم فالگوش ایستادن بوده است.

این رسم که بیشتر از سوی زنان خانه انجام می گرفت بدین صورت بود که در مکانی که دیده نشوند می ایستادند و کلیدی زیر پای خود نهاده و به سخنان رهگذران گوش می دادند و تفال می‌زدند.

از مراسم دیگر، خرید آجیل چهارشنبه‌سوری است که هنوز هم در آذربایجان غربی به نام "یئدی لوین" به معنی آجیل هفت رنگ یا "چارشنبه یئمیشی" معروف است.

سفره هفت سین نماد زندگی و سرسبزی بهار

تزیین سفره هفت سین و آماده کردن سبزه نوروزی از دیگر رسومی است که در آذربایجان غربی همچنان رایج است.

سفره هفت سین در بعضی از مناطق روستایی ماکو چندان مرسوم نبوده و به جای آن سفره عید در خانه‌ها گسترده می‌شد و افرادی که برای عید دیدنی به آن خانه می آمدند در آن سفره می نشستند و پذیرایی می‌شدند.

سبزه رویاندن که معمولا از گندم، عدس، جو و سایر روییدنی ها انجام می‌گرفت یکی دو هفته مانده به عید به وسیله زنان خانواده مهیا می شد و این سبزه در خانه به عنوان مظهر رویش و سرسبزی باقی می ماند و در سیزدهم نوروز به دامان طبیعت یا در آب روان رها می‌شد.

ماندن سبزه عید در خانه بعد از سیزده بدر در افواه مردم شگون ندارد و به نوعی می توان گفت که رها کردن سبزه نوروزی در آب روان به معنای جریان زندگی و حیات دوباره جانداران است.

مردم ماکو، در جریان عید و شادی، آیین های دینی و مذهبی را فراموش نکرده اند، هنوز در جای جای آذربایجان غربی رسم گرفتن اولین دریافتی، به عنوان برکت سال از بین صفحات قرآن کریم رایج است.

قبل از تحویل سال نو، پدر و یا بزرگ خانه به تعداد افراد خانوار اسکناس هایی را در درون صفحات قرآن مجید قرار می دهند و با تحویل سال و خواندن دعای تحویل سال افراد خانه اولین دریافت نقدی خود را در سال جدید از قرآن کریم می گیرند و اعتقاد دارند این به کارشان در سال جدید برکت می‌دهد.

همچنین مردم  برای اینکه یاد و خاطره از دنیا رفتگان را نیز گرامی بدارند و تسلی خاطری از بازماندگان کنند نیز رسم و آیین خاصی دارند.

درشهر ماکو، افرادی که عزیزی را از دست داده اند عید نوروز برای آنها با عنوان قره بایرام "عید سیاه" نام گرفته است.

بعد از تحویل سال نو، دید و بازدید از بزرگان خانواده و اعضای فامیل از رسوم مردم آذربایجان غربی است که چند روز اول عید در مناطق شهری و روستایی استان به این امر اختصاص می‌یابد.

مراسم عید نوروز با آیین سیزده بدر پایان می‌یابد که در این روز مردم به خارج از شهرها می‌روند و این روز را در دامن طبیعت سپری می‌کنند.

منبع : سایت مرزداران



طبقه بندی: تاریخی،  مناسبتها،  عید نوروز، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : شنبه 1 فروردین 1394

در یادداشت های پولاک به جشن های عمومی نوروز که در میدان توپخانه تهران برگزار می‌شده نیز پرداخته و آمده است: یکی از رسوم جشن نوروز مراسمی است که در میدان توپخانه انجام می‌شود و شاه از پنجره ایوانی به نمایش می‌نگرد
 جشن نوروز یکی از کهن‌ترین اعیاد ملی ایرانیان در دوره‌های مختلف تاریخی از زمان هخامنشیان با شکوه خاصی برگزار می‌شده است؛ در این میان شاهان قاجار نیز جشن نوروز، را بزرگ می‌داشتند و تدارک ویژه ای برای آن می دیدند.
دربار قاجار در آستانه عید نوروز تدارک ویژه ای برای برگزاری هرچه باشکوه تر مراسم عید نوروز می‌دید. مراسم اصلی "سلام نوروزی" بود که در سه بخش برگزار می‌شد. سلام عام تحویل، سلام عام تخت مرمر و سلام خاص سر در. یک روز پیش از عید از طرف رئیس تشریفات دربار علی‌خان ظهیرالدوله داماه شاه برای طبقات مختلف دعوتنامه فرستاده می‌شد و مدعوین بایستی یک ساعت قبل از تحویل حضور به هم رسانند. سلام عام نوروز در تخت مرمر واقع در کاخ گلستان اجرا می‌شد.
در کتاب سفرنامه پولاک در ایران درباره مراسم نوروز در دربار آمده است که نوروز در زیر آسمان شاد و زیبای ایران جشنی است برای شادی و شادکامی. نویسنده این کتاب در تشریح آئین های نوروزی به جشن "سلام نوروزی" در دربار می پردازد و می نویسد: بیست دقیقه پیش از تحویل سال شاه وارد می‌شود هنگام ورود به تالار یک خواجه و چند پیشخدمت به دنبال شاه هستند. او به طرف شاه نشینی که مخصوص او تهیه شده می‌رود. چهارزانو روی فرش ابریشمین می‌نشیند و راحت و آسوده به پشتی تکیه می‌دهد در هنگامی که تنها چند دقیقه به حلول سال نو باقی است، نظام العلما با محلول طلا بر کاسه‌ای چینی رقم سال نو و زیر آن آرزوی برکت را می‌نویسد، اکنون دیگر منجمین علامت می‌دهند و توپ شلیک می‌شود و منجم‌باشی رسما به اطلاع شاه می‌رساند که سال نو آغاز شده است، بلافاصله روحانیون حاضر و صاحب‌منصبان بانگ مبارک باد برمی‌دارند. از طرف مستوفی‌الممالک کیسه‌های متعدد از سکه‌های جدیدالضرب طلا و نقره تقدیم شاه می‌شود. شاه محتوی آنها را روی یک سینی بزرگ نقره می‌ریزد آنها را با هم مخلوط می‌کند و به هر یک از حاضران چندتایی از آنها می‌دهد زیرا گرفتن سکه نو به هنگام تحویل سال میمنت دارد. برحسب ترتیب،
پولاک در بخش دیگری از سفرنامه خود به رسوم مردم در عید نوروز نیز اشاره می کند. او می نویسد: جشن نوروز سیزده روز دوام داردو در طول این روزها تقریبا همه کسب‌وکارها تعطیل است. در این مدت همه منحصرا به تفریح می‌پردازند از لذایذ خانوادگی برخوردار می‌شوند یا به دید و بازدید یکدیگر می‌روند و به هم تبریک می‌گویند. هرکس جامه نوی در بردارد و از آنجا که رنگ‌های روشن بیش از همه طرف توجه است گروه‌هایی را می‌بینید که لباس‌های سبز و زرد و آبی و سرخ بر تن دارند. بدیهی است که زنان ناگزیرند، جامه‌های نو خود را زیر چادرهای تیره‌رنگشان پنهان دارند. آشنایانی که با هم روبه‌رو می‌شوند دست یکدیگر را می‌فشارند و با فریاد عید مبارک یکدیگر را در آغوش می‌کشند. کسی که زیر دست است در حالی که با دو دست خود یک دست ارباب یا حامی‌اش را در دست می‌گیرد تبریک می‌گوید و جواب تبریک خود را می‌گیرد.
در یادداشت های پولاک به جشن های عمومی نوروز که در میدان توپخانه تهران برگزار می‌شده نیز پرداخته و آمده است: یکی از رسوم جشن نوروز مراسمی است که در میدان توپخانه انجام می‌شود و شاه از پنجره ایوانی به نمایش می‌نگرد. پایین در میدان پهلوانانی که سراسر سال را در زورخانه تمرین کرده‌اند با اندام‌هایی برهنه و نیرومند به کشتی گرفتن مشغولند. شیرینکاران و تردستان، بندبازان، دلقک‌ها و لوده‌هایی که در پوست شیر و خرس رفته‌اند دیده می‌شوند و گاه و بیگاه شاه سکه‌های کوچک طلا و نقره به میان آنها می‌اندازد. عنتر بازها برنامه مضحکی با حیوانات دست‌آموز خود اجرا می‌کنند. در همه این مدت نقاره‌خانه نیز بلاوقفه مشغول نواختن موسیقی است. در روزهای نهم یا دهم اسب‌دوانی انجام می‌گیرد. طول مسابقه اسب‌دوانی نیم فرسنگ است. سرانجام روز سیزدهم یعنی آخرین روز عید فرا می‌رسد. همه از دروازه شهر خارج می‌شوند و به باغ‌ها روی می‌آورند. با این روز دیگر شادی‌های نوروز پایان می‌پذیرد. عکس های زیر که مربوط به یکی از جشن های نوروزی در زمان ناصرالدین شاه قاجار است سورو سات دربار در استقبال از نوروز، مراسم"سلام نوروزی"، کشتی گرفتن و اسب دوانی در جریان جشن های نوروز را نشان می‌دهد.

(تصاویر) جشن نوروز در عهد قاجار

مراسم سلام نوروزی با حضور ناصرالدین شاه در کاخ گلستان

(تصاویر) جشن نوروز در عهد قاجار

مراسم سلام نوروزی با حضور ناصرالدین شاه در کاخ گلستان

(تصاویر) جشن نوروز در عهد قاجار

یکی از درباریان در مراسم سلام نوروزی در کاخ گلستان

(تصاویر) جشن نوروز در عهد قاجار

مقامات و درباریان در مراسم سلام نوروزی در کاخ گلستان

(تصاویر) جشن نوروز در عهد قاجار

درباریان در مراسم سلام نوروزی

(تصاویر) جشن نوروز در عهد قاجار

میوه و شیرینی در مراسم سلام نوروزی در کاخ گلستان

(تصاویر) جشن نوروز در عهد قاجار

نوازندگان و دلقک های مراسم جشن نوروزی

(تصاویر) جشن نوروز در عهد قاجار

کشتی گیری در مراسم جشن نوروز 

(تصاویر) جشن نوروز در عهد قاجار

مسابقات اسب دوانی در جریان جشن های نوروزی



طبقه بندی: تاریخی، 
برچسب ها: جشن نوروز در عهد قاجار،
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
اگر می‌خواهید سفر بروید و با جاذبه‌های گردشگری ایران آشنا شوید، دریچه فناوری اطلاعات نرم افزار سفر ایرانی را برای گوشی‌ها و تبلت‌های اندرویدی معرفی می‌کند.
به گزارش دریچه فناوری اطلاعات باشگاه خبرنگاران؛ همیشه با فرا رسیدن سال نو سفر هموطنان به استان‌های مختلف ایران بیشتر می‌شود و خیلی از ما به دنبال مناطق دیدنی در هر استان هستیم. اگر قصد مسافرت دارید برنامه سفر ایرانی را بر روی گوشی اندرویدی خود دانلود کنید. این برنامه مناطق دیدنی هر استان را به شما معرفی می‌کند.





در هر کجای ایران که هستید می‌توانید جاذبه‌های گردشگری پیرامون خود را به دیگران معرفی کنید و از این طریق سهمی در پویاتر شدن صنعت گردشگری کشور عزیزمان داشته باشید. تنها کافیست عکس و توضیحات مناطق جذابی را که از آنها آگاهی دارید با دیگران به اشتراک بگذارید و مناطقی را که دیگر دوستان شما معرفی کرده‌اند مشاهده کنید.

  مشخصات

  حجم: 3.94 مگابایت

  نسخه: 1.0

  اجرا در: اندروید 2.2 و بالاتر

  امتیاز:





طبقه بندی: تاریخی،  کامپیوتر،  نرم افزار،  دانلود، 
برچسب ها: دانلود،
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393

چهارشنبه سوری,چارشنبه سوری,تاریخچه چهارشنبه سوری

تاریخچه چهارشنبه سوری
یکی از آئین های سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است.
 ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد که مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد.

برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند.


ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد و "سور” در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای "جشن”،”مهمانی"و "سرخ” آمده است.
جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پایکوبی با نام سور مرسوم بوده است.


 مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال بعد از ورود اسلام به ایران به آرامی جشن سور در ایران کم رنگ و به آخرین چهارشنبه سال محدود شد. جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشا خارجی ندارد. آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته های بسیار کهن تاکنون این آداب مرسوم بوده است.


 آخرین سه شنبه ی آخر سال را شب چهار شنبه سوری می گویند. شبی است که امروزه فقط بوته افروزی آن مانده است. این کار را عصر سه شنبه ی آخر سال که آخرش چهارشنبه است انجام می دهند. بدین ترتیب که کوپه های هیزم را روی هم می گذارند خورشید که غروب کرد هیزم را در حیاط خانه یا در کوچه یا در میدان باز آتش می زنند.


ظهور آتش بازی در مراسم چهارشنبه سوری
آتش بازی در شب چهارشنبه سوری در زمان ناصرالدین شاه و به وسیله ی فرانسوی ها در ایران رواج پیدا کرد. در ابتدا فقط برای سرگرمی شاه این نمایش انجام می شد پس از آن مردم هم در این سرگرمی سهیم شدند و دستور نمایش آن در میدان توپ خانه صادر شد و مردم در آن جا به تماشای آتش بازی می ایستادند و کم کم به شکلی که امروزه اجرا می شود در آمد.


بوته افروزی در چهارشنبه سوری
در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت "گله” کپه می کنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند :
 خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند.


سرود "زردی من از تو ، سرخی تو از من "
در هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد.

 

ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلوده نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد ،گرد آوردن بوته، آتش زدن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من” شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است.


 هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. مراسم دیگری مانند کوزه شکنی، فال گوش نشینی، آش نذری پختن، آب پاشی، بخت گشائی دختران، دفع چشم زخمها، کندر و خوشبو، قاشق زنی، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.


تحریف آیین چهارشنبه سوری
یافته های پژوهشی نشان می دهد که تمامی آیین ها و یادمان هایی که مردم ایران در هنگامه های گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است، با منش ، اخلاق و خرد نیاکان ما در آمیخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار، امید به زندگی، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان، در قالب نمادها، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود.


رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نظیر آنچه که امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم، در هیچ کدام از این آیین ها دیده نمی شود. بهتر است بگوییم، کسانی که با منفجر کردن ترقه و پراکندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی ، آیین چهارشنبه سوری را تحریف کرده اند. پس امیدوارم دوستان عزیز با خواندن این مطالب، زیبایی این رسم کهن ایرانی را با انجام کارهای خطرناک و استفاده از وسایل خطرناک آتشبازی خراب نکنند .

با امید به داشتن یک چهارشنبه سوری زیبا، فرهنگ ساز و به دور از هر گونه خطر احتمالی

 

منبع:parsine.com





طبقه بندی: تاریخی،  مناسبتها،  اجتماعی،  گوناگون،  عید نوروز، 
برچسب ها: چهارشنبه سوری،
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393

http://s1.picofile.com/file/6430754524/novruz_fire2.jpg

چهارشنبه‌سوری نام جشنی است که تغییر یافته مراسم باستانی پنج روز آخر سال به نام پنجه دزدیده یا اندرگاه است. این جشن برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در پنج روز آخر هر سال، آن را با برافروختن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می‌کنند.

در گاه‌شماری زرتشتی یک سال شامل ۳۶۵ روز یا ۱۲ ماه است که هر کدام دقیقاً ۳۰ روز بوده و ۵ روز انتهایی سال جدا از ماه‌ها به‌حساب می‌آمده و «پنجه» نامیده‌می‌شود که البته در هر ۴ سال یک بار ۶ روز می‌شود. در این گاه‌شمار روزی به عنوان چهارشنبه و به طورکلی ۷ روز هفته وجود ندارد بلکه ۳۰ روز ماه و ۵ روز انتهای سال هرکدام با نام خاصی نام‌گذاری می‌شود. ایرانیان قبل حمله تازیان این ۵ روز آخر سال را با روشن کردن آتش جشن می‌گرفتند و بر این اعتقاد بودند که در این ۵ روز ارواح درگذشتگان به زمین سفر می‌کنند و با همراه خانواده‌هایشان و برای آنها برکت، دوستی و پاکی در سال آینده طلب خواهندکرد ولی بعد از حمله تازیان به دلیل مخالفت‌های آن روزگار در برپایی این مراسم ایرانیان روز چهارشنبه را که نزد اعراب نحس بوده را انتخاب کردند و آتش افروزی در این روز را با نحسی آن روز توجیه کردند.

واژه «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود] که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان‏، ارمنی‏ها، ترک‏ها، کردها و زرتشتی‏ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.

چهارشنبه سوری در آذربایجان


http://s1.picofile.com/file/6430752512/fire.jpg

آتش‌بازی و گره‌گشایی از قدیم معمول بوده‌است. آتش‌افروختن در این اواخر متداول شده‌است.در گذشته به جای آتش‌افروختن و پریدن از روی آن صبح روز چهارشنبه کودکان و جوانان از روی آب روان پریده و جمله « آتیل ماتیل چرشنبه بختیم آچیل چرشنبه» را میگفتند.آجیل و میوه خشک خوردن از ضروریات است و ترک نمی‌شود اگر دوست یا مهمان و تازه‌واردی داشته باشند باید حتماً شب چهارشنبه‌سوری خوانچه‌ای از آجیل خام و میوه خشک برای او بفرستند. در تبریز آب‌پاشی از بام خانه‌ها بر سر عابرین نیز رایج است که از آداب دوران ساسانیان بوده و هنوز در میان ارمنیان و زردشتیان ایران معمول است که در یکی از جشن‌های خود بر یکدیگر آب می‌ریزند

چهارشنبه های آخر سال را به ترتیب با اسامی چهار عنصر طبیعی مشخص کرد ه اند که عبارتند از: "سو چرشنبه سی" (چهارشنبه آب) ، "اود چرشنبه سی" (چهارشنبه آتش) ، "یئل چرشنبه سی" (چهارشنبه باد) و "توپراق چرشنبه سی" (چهارشنبه خاک) که به اسامی دیگری نیز مانند: "سور چرشنبه سی" (چهارشنبه سوری)، " "لوطی چرشنبه سی" (چهارشنبه لوطی) معروف می باشد

marasem-0701-mm4


چرشنبه لیک


در چهارشنبه آخر سال از طرف خانواده داماد به خانه تازه عروس هدایایی با عنوان "چرشنبه لیک" (هدیه روز چهارشنبه )  فرستاده می شود. در میان این هدایا می توان سبزه عید، چند شاخه گل سرخ، تعدادی ماهی قرمز، آجیل، لباس، چادری و... مشاهده کرد. همچنین سفره هفت سین، آینه، شانه و سرمه  نیز همراه آن به خانه عروس می فرستند.

"چرشنبه بازاری" ( خرید روز چهارشنبه ) نیز آداب مخصوص به خود را دارد. همه مردم به بازار می روند و "چرشنبه لیک" می خرند. چرشنبه لیک عبارت است از آینه، شانه، جارو، آجیل و... در این روز برای بچه ها نیز اسباب بازی می خرند. در تبریز وقتی برای بچه ها اسباب بازی می خرندبه شوخی گفته می شود: "چرشنبه اوشاغی، بئشی بیر شاهی" (کودک چهارشنبه، پنج تاشون یک عباسی)

و آن شخصی که فرزندان زیادی دارد زمانی که برای خرید به بازار می رود، این ندا را برای وی سر می دهند: "چرشنبه بالالاری" (بچه های چهارشنبه).

در این روز معمولا غذاهایی مانند پلو و کوفته درست می کنند. هنگام درست کردن کوفته، یک کوفته اضافه می پزند و به آن "غئییب پایی" (سهم غایب) می گویند که سهم مهمان ناخوانده می باشد.

در این روز همچنین گندم بو داده (قورقا) درست می کنند و در بعضی از مناطق، ریش سفید فامیل هنگام روشن کردن آتش در پشت بام، یک خط دایره ای کشیده و قورقا ها را داخل آن پخش می کند و سپس شروع به دعاهایی از این قبیل می کند: بسم الله الرحمن الرحیم، الهم صلی علی محمد و آل محمد، ای خدا، انشاالله که نوروز محمد، ثروت و دولت ابراهیم، عمر نوح، سلامتی و ارزانی نعمت برای ما و همسایگانمان عنایت فرما، برای اشخاص بدون اولاد، اولاد، برای جوانها سلامتی، برای پیران طول عمر، برای بیماران شفا، برای فقرا مال و ثروت، برای ثروتمندان کرامت عنایت فرما. مردم را نسبت به یکدیگر مهربان کن، آمین یا رب العالمین" بعد از دعا، مشتی از قورقاها و نخود و عدس برداشته و بعد از نیت و درخواست روزهای خوش برای همه از خدا، آنها را به سوی آسمان پرت می کند و می گوید: "بودا قوشلارین پایی" (این هم سهم پرندگان).


تکم-چی

 

سور و شادی


رسوم مردم آذربایجان  , جشن عروسی ,  حنابندان

وسایل شادی زیادی برای شادی و جشن این روز وجود دارد. از میان آنها می توان به "ترقه، یئتددی تاراقا، تومانا گیره ن، ال بمبی و..." اشاره کرد. که از طرف جوانها پرتاب شده و منفجر می شوند. در بعضی از مناطق از "توپ اودی" (توپ آتشین) نیز استفاده می کنند. این توپ از پارچه هایی که به همدیگر تنیده شده اند در چهارشنبه آخر سال آتش زده می شود و جوانها در محلها آن را به سوی همدیگر پرتاب می کنند.

"توولاما" از دیگروسایل شادی است. در درون این توولاما ها (گردونه های آتش) خرده های آلومینیوم و آتش ریخته و آنها را می چرخانند و هنگام چرخش، گلوله های سفید آتش همه جا پخش می شود.

از تفریحات دیگر این موقع "یومورتا چاقیشدیرماق" (بازی تخم مرغ ) می باشد. نحوه بازی بدین شکل است که جوانان در میدانگاهها جمع می شوند و تخم مرغهایی که آب پز شده اند را به یکدیگر می زنند تا ببینند کدامیک زودتر می شکند. کسی که تخم مرغش می شکند بازنده است و باید آن را به فرد برنده بدهد.

 

چهارشنبه سوری و روشن کردن آتش:

 چهارشنبه سوری,تاریخچه چهارشنبه سوری,ترقه چهارشنبه سوری

یکی از مراسمات مهم این روز، روشن کردن آتش و پریدن از روی آن می باشد. روایت های زیادی در مورد این مراسم وجود دارد. بعضی، به وجود آمدن این رسم را به زمان زرتشت پیامبر نسبت می دهند و بعضی آن را رسمی می دانند که از زمان مختار ثقفی (انتقام گیرنده خون امام حسین (ع) ) باقی مانده است. چرا که اینها معتقدند مختار با طرفدران خود قراری می گذارد مبنی بر اینکه در شب چهارشنبه در پشت بامها آتش روشن کنند، تا بدینوسیله دست به قیام بزنند و همه را آگاه سازند. و بدین طریق گرفتن انتقام خون امام حسین از دشمانش شروع می شود. و از آن روز به بعد، مردم، چنین روزی را روز شادی خود انتخاب می کنند.

عده ای بر این باورند که "سوری" واژه ای کردی و به معنای قرمزی و سرخی می باشد. ولی با نگاهی به تاریخ باشکوه تورک خلاف این موضوع برای ما ثابت می شود و ریشه این کلمه و همچنین ریشه مراسمات مختلف این روز را در این تاریخ مشاهده می کنیم. و حتی شاید بتوان گفت که سومرها قبائیل تورک اولین مردمانی بوده اند که مراسمات مربوط به چهرشنبه های آخر سال و نوروز را جشن می گرفتند. چنانچه آقای دکتر مهرداد بهار نیز در مدخل کتاب "تخت جمشید" خود و هم در مصاحبه خود با مجله آدینه (شماره بهار 1372) چنین تصریح می کند: "...جشن نوروز در اصل یک جشن آریایی نبوده بلکه نخست در بین سومریان مرسوم بوده است... این آیین از بین النهرین به دیگر مناطق جهان و از جمله ایران رفته است...".. البته خود کلمه "سور" (sur) در زبان تورکی به معنای سرور و شادمانی می باشد. در آداب و سنن قدیمی ما تورکها 4 چهارشنبه ماقبل نوروز جشن گرفته می شد و در چهارشنبه آخرین بر فراز تپه بلندی آتش افروخته تا قبل از طلوع آفتاب از روی آن می پریدند. رسم برافروختن آتش اشاره به یک حادثه تاریخی نیز می کند و آن اینکه تورکانی که در "ارگنه گون" نام مکانی- در محاصره بودند بکمک افروختن آتش توانستند محاصره را شکسته، راه سرزمین پدریشان را بیابند.

این روز رستاخیز یعنی بازگشت به سرزمین مصادف بود با شروع فصل بهار، بهمین خاطر خان تورکان هر ساله بیاد بود آن روز آتش بزرگی افروخته و با کوبیدن پتک بر روی آهنی که در آتش بزرگ قرار داده شده آغاز سال و جشن را اعلام می کند.

  آتشکده های به جا مانده از گذشته ها نیز نشان می دهد که این عنصر طبیعی در میان ملت تورک برای خود اهمیت خاصی داشته لذا مراسمات فعلی زنجیره خود را از گذشته حفظ کرده و اگر قالب ها نیز عوض شده باشند ولی مفهوم ذاتی خود را از دست نداده اند. پس نمی توان به همین راحتی صحبت از کردی یا عربی یا ... بودن کلماتی مانند سوری کرد. شاید در میان قوم کرد این واژه به معنای قرمزی باشد، ولی آن نمی تواند دلیلی بر تسری آن بر واژه های مشابه آن در فرهنگ ملتهای دیگر به همان معنا باشد.

بعد از غروب آفتاب، آتشها روشن می شوند و همه سعی می کنند از روی ان بپرند. زمان روشن کردن آتش از" اوزه رلیک" ( اسپند) که از بازار خریده شده می سوزانند و اعتقادی وجود دارد که پریدن از روی آتش موجب خوشبختی و گشایش بخت می شود.

موقع پریدن از روی آتش چنین نغمه هایی خوانده می شود:

آتیل باتیل چرشنبه

بختیم آچیل چرشنبه

 آغیرلیغیم اوغورلوغوم اودلارا

منیم له هوپولمایان یادلارا

آغیریلیغیم اود اولسون

اوددا یانان یاد اولسون

اود اوستن آتداناق

هر جفایا قاتداناق

آغیرلیغیم اوغورلوغوم اودلارا

منیم له هوپولمایان یادللارا

 آتیل توتول چرشنبه

چیللم توکول چرشنبه

بختیم آچیل چرشنبه

 

شال سالاماق" (رسم شال اندازی)
http://www.molkaneh.com/wp-content/themes/News-world/thumbopen.php?src=http://www.molkaneh.com/wp-content/uploads/2014/03/eid.gif&h=170&w=240&zc=1

یکی از رسومات جالب توجه در چهارشنبه آخر سال انداختن شال از سوراخهای پشت بام خانه ها می باشد. معمولا در این شب جوانان و بخصوص تازه دامادها شالهایی به رنگ قرمز را از سوراخهای پشت بامها که برای تهویه درست شده اند به داخل خانه ها می اندازند و صاحب خانه نیز جورابی، پیراهنی و ... به آن می بندد. تازه دامادها نیز می گویند که نامزدم را به شال ببندید، اطرافیان عروس نیز می گویند که نمی شود و در عوض جوراب، آجیل و... به شال می بندند.

رسومات زیادی برای چهارشنبه های آخر سال وجود دارد ولی آنچه ذهن من یاری کرد ، چند رسم دیگر از مراسمات و رسوم چهارشنبه آخر سال را برایتان ذکر می کنم: ( شاید در اینده توانستیم از همه رسومات که فراموش شده هاد برایتان بگوییم)

در چهارشنبه آخر سال شروع به زدن پشم آنها می کنند.

قنداق بچه درست می کنند.

به حمام رفته و مشغول آبتنی می شوند.

با آرد بروی دیوار خانه واتاق ها نقاشی (بیشتر  خوشید ،ماه،آدمک ....)میکشیدند. که به زبان ترکی به آن (ناقیش آتماق) میگویند.

دور تا دور پشت بام خانه را با وسیله ای بنام ارسین خط می کشیدند.

خوردن پلو ( مخلوط برنج با رشته سنتی) با خورشت مخصوص

شاخهای قوچها را با پارچه های قرمز رنگ می ندند.

پول، الک، نمک، آرد، روییندنی، آتش، هیزم به کسی نمی دهند.

قبل از طلوع آفتاب از روی آب می پرند.

شمعی که کاملا نسوخته را خاموش نمی کنند.

قبل از غروب آفتاب چراغها را روشن می کنند.

کنار زنی که وضع حمل کرده نمی روند.

شب زود نمی خوابند.

از دیوار خانه دیگ  می آوزند.

تازه گذشتگان را به یاد می آورند و با دعاهای خود آنها را یاد می کنند.

و...

 سخن آخر

نوروز عید باستانی ملت ایران و ایام مرتبط با آن برای خود رسم و رسومات مفرح و با مسمایی دارد و  که از نیاکان ما برای ما به یادگار مانده اند. و همانطور که این میراث معنوی به ما به ارث رسیده، ما نیز وظیفه داریم که آیندگان را از این امانت معنوی بهره مند کنیم که مبادا .............. فراموش شوند.




طبقه بندی: عید نوروز،  متفرقه،  سرگرمی،  گوناگون،  تصاویر،  مناسبتها،  ایرانشناسی،  تاریخی، 
برچسب ها: چهارشنبه سوری دیارآذربایجان،
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393

آداب و رسوم نوروز

عید نوروز که یک سنت کهن در ایران است همه ساله توسط مردم جشن گرفته می شود و آداب و رسوم مربوط به آن در کل کشور به اجرا در می آید، اما هر شهری سنت های مربوط به خود را دارد که در نوروز انجام داده میشود. مردم استان آذربایجان غربی هم آیین کهن نوروز را که خاص این استان است به اجرا در می آورند.

 همه ساله در عید نوروز مردم استان های مختلف رسم و رسومات خاصی را انجام می دهند که صله رحم یکی از آنهاست، و مردم آذربایجان غربی هم از این قاعده مستثنی نیستند و آیین و سنت های خاص خود را دارند که در نوروز به انجام آنها می پردازند و لذت می برند. مردم آذربایجان آداب و رسوم زیادی برای نوروز داشته اند که تعدادی از آنها با گذشت زمان به فراموشی سپرده شده است. در ادامه توضیحات بیشتری در مورد این استان و رسم و رسومات نوروز در آن خواهیم گفت.

 

مراسم عید نوروز در آذربایجان غربی

 

از جمله رسم‌های زیبای ایام نوروز که در آذربایجان غربی به فراموشی سپرده شده، رسم " تکم چی " ها نام دارد. چند روزی مانده به عید، تکم چی به طور نمادین، تکم، بز ساخته شده از قطعات چوب را در کوچه‌های روستاها و شهرها می‌چرخاند و در حالی که اشعاری به زبان ترکی و با صدای دلنشین می خواند نوید آمدن عید را می داد و پاداش خود را از مردم می گرفت.

 غوغا و ولوله کودکان و نوجوانان در پیرامون تکم چی ها جنب و جوش خاصی به این آیین می‌داد. صدای نوروز و نجوای آمدنش را به نوعی می‌توان از تکاپو و شور و شوق زنان برای تر و تمیز کردن خانه و خریدهای نوروزی استشمام کرد.

رسم کهن تکم چی در آذربایجان

گردگیری، زدودن ناپاکی و ناامیدی از خانه‌ها و دل‌ها

در آذربایجان غربی از اواسط اسفندماه، خانه‌ها گرد و غبار یک ساله را با آیین خانه تکانی از رخسار می‌زدایند و رنگ و بوی تازه‌ای می‌گیرند. وسعت این رسم که در منطقه به " هیس آلماق " موسوم است آن چنان در یکی دو هفته مانده به عید بیشتر می شود که گاهی مشکل کمبود و قطع آب آشامیدنی شهری را در پی می‌آورد.

مردم آذربایجان غربی هنوز هم اسفندماه را با عنوان بایرام آیئی " ماه عید" می‌خوانند و مطابق سنت‌های کهن و قدیمی مردم آذربایجان غربی هفته اول اسفند ماه را "چیله قووان" یعنی هفته‌ای که چله زمستان را فراری می‌دهد یا یالانچی چارشنبه "چهارشنبه دروغین" می‌نامیدند و با آیین‌هایی اتمام فصل زمستان را جشن می‌گرفتند. در گذشته آذربایجان، چهارشنبه هفته دوم اسفند ماه موسم به "کوله چارشنبه" یعنی چهارشنبه کوتاه بود و سومین چهارشنبه نیز "موشتولوقچی چارشنبه "چهارشنبه پیام آور" یا قره چارشنبه "چهارشنبه سیاه یا بزرگ" یا "خبرچی چارشنبه" نام داشت.

در مطالعات مردم شناسی انجام گرفته هر کدام از این چهار چهارشنبه ماه اسفند، نمادی از عناصر چهارگانه یعنی آب، خاک، باد و آتش بودند که با طبیعت کشاورزی منطقه آذربایجان غربی نیز سنخیت دارند و مردم نیز هر کدام از این چهارشنبه ها را به نوعی با آیین هایی خاص گرامی می‌داشتند.

در بعضی خانه‌های روستایی آذربایجان غربی، رسم است که اسپندی دود کرده در دو طرف در خانه می‌ریزند تا اهل خانه از چشم حسود و بیگانه در امان بوده و در برخی دهات منطقه هنوز رسم رفتن به سر چشمه و آب تازه آوردن باقی است.

در گذشته نه چندان دور برای این روز مردم لباس‌های تمیز و تازه خود را می‌پوشیدند و کوزه‌ای که در بین اقلام خرید چهارشنبه قرار داشت را پر آب تازه می‌کردند و گاهی چایی صبحانه روز چهارشنبه شان از همان آب تهیه می‌شد.

از مراسم دیگر در آذربایجان غربی تخم‌مرغ شکنی است. تخم‌مرغ‌ها را در پوست پیاز می‌پختند تا رنگ بگیرد و آن را در بین کودکان به عنوان سوغاتی چهارشنبه توزیع می‌کردند.

 مراسم شال‌اندازی سنت و آیینی است که یواش یواش از زندگی شهری خارج می شود ولی هنوز در بیشتر مناطق روستایی آذربایجان غربی معمول است. امروزه، پیشرفت تکنو‌لوژی و فرهنگ شهرنشینی این رسم زیبا را آرام آرام به فراموشی می‌سپارد.

شال اندازی در آذربایجان غربی، مبتنی بر شیوه ای بود و آیین آن چنین بوده است که بعد از مراسم آتش افروختن در چهارشنبه، جوانان بر بام خویشان و همسایگان رفته و دستمالی را از پنجره و در روستا‌ها از روزن بام‌هابه درون آویزان می‌کردند و صاحبخانه دستمال را از آجیل و میوه و سایر هدایا پر می‌کرد و می گفت: "چک الله مطلبین وئرسین ..." یعنی : "بکش، خداوند مرادت را بدهد"

 از مراسم بسیار قدیم آخرین چهارشنبه‌ سال، مراسم بخت گشایی بود، هرچند که امروزه همسرگزینی با روش‌های مدرن و تلفنی و اینترنتی و سایر شیوه ها مرسوم شده است اما یاد‌آوری این سنت خالی از لطف نیست.

مراسم بخت گشایی شامل گره زدن دستمال یا چارقد بود بدین ترتیب که دختران دم بخت گرهی به دستمال یا چارقد خود می‌زدند و از اولین رهگذر می خواستند تا به امید باز شدن گره از کارشان، گره را بگشاید.

 بیرون رفتن از خانه در صبح روز چهارشنبه آخر سال و پرکردن کوزه آب از مراسم مرسوم بخت‌گشایی بود. فال‌گیری از مراسمی بود در روز چهارشنبه، که مردم تفالی می زدند بر سالی که در راه بود. در آذربایجان غربی همچنین یکی از مراسم فالگیری، مراسم فالگوش ایستادن بوده است.

این رسم که بیشتر از سوی زنان خانه انجام می گرفت بدین صورت بود که در مکانی که دیده نشوند می ایستادند و کلیدی زیر پای خود نهاده و به سخنان رهگذران گوش می دادند و تفال می‌زدند.

آجیل چهارشنبه سوری در آذربایجان غربی

 از مراسم دیگر، خرید آجیل چهارشنبه‌سوری است که هنوز هم در آذربایجان غربی به نام "یئدی لوین" به معنی آجیل هفت رنگ یا "چارشنبه یئمیشی" معروف است.

سفره هفت سین نماد زندگی و سرسبزی بهار

تزیین سفره هفت سین و آماده کردن سبزه نوروزی از دیگر رسومی است که در آذربایجان غربی همچنان رایج است.

سفره هفت سین در مناطق روستایی آذربایجان غربی چندان مرسوم نبوده و به جای آن سفره عید در خانه‌ها گسترده می‌شد و افرادی که برای عید دیدنی به آن خانه می آمدند در آن سفره می نشستند و پذیرایی می‌شدند.

 

 سفره هفت سین در آذربایجان غربی

سبزه رویاندن که معمولا از گندم، عدس، جو و سایر روییدنی ها انجام می‌گرفت یکی دو هفته مانده به عید به وسیله زنان خانواده مهیا می شد و این سبزه در خانه به عنوان مظهر رویش و سرسبزی باقی می ماند و در سیزدهم نوروز به دامان طبیعت یا در آب روان رها می‌شد. 

ماندن سبزه عید در خانه بعد از سیزده بدر در بین مردم شگون ندارد و به نوعی می توان گفت که رها کردن سبزه نوروزی در آب روان به معنای جریان زندگی و حیات دوباره جانداران است.

 درست کردن سبزه عید در آذربایجان

مردم آذربایجان غربی، در جریان عید و شادی، آیین های دینی و مذهبی را فراموش نکرده اند، هنوز در جای جای آذربایجان غربی رسم گرفتن اولین دریافتی، به عنوان برکت سال از بین صفحات قرآن کریم رایج است.

قبل از تحویل سال نو، پدر و یا بزرگ خانه به تعداد افراد خانوار اسکناس هایی را در درون صفحات قرآن مجید قرار می دهند و با تحویل سال و خواندن دعای تحویل سال افراد خانه اولین دریافت نقدی خود را در سال جدید از قرآن کریم می گیرند و اعتقاد دارند این به کارشان در سال جدید برکت می‌دهد.

 مردم آذربایجان غربی برای اینکه یاد و خاطره از دنیا رفتگان را نیز گرامی بدارند و تسلی خاطری از بازماندگان کنند نیز رسم و آیین خاصی دارند. در آذربایجان غربی، افرادی که عزیزی را از دست داده اند عید نوروز برای آنها با عنوان قره بایرام "عید سیاه" نام گرفته است. مردم آذربایجان غربی هنوز برای گرامیداشت یاد و خاطره درگذشتگان خود، یکی دو روز قبل از تحویل سال نو به سر مزار عزیزان درگذشته خود می روند که از این آیین با عنوان "عارافا" نان برده می‌شود.

بعد از تحویل سال نو، دید و بازدید از بزرگان خانواده و اعضای فامیل از رسوم مردم آذربایجان غربی است که چند روز اول عید در مناطق شهری و روستایی استان به این امر اختصاص می‌یابد.

مراسم عید نوروز با آیین سیزده بدر پایان می‌یابد که در این روز مردم به خارج از شهرها می‌روند و این روز را در دامن طبیعت سپری می‌کنند.




طبقه بندی: علمی،  تاریخی،  ایرانشناسی،  مناسبتها،  اجتماعی، 
برچسب ها: نوروز در آذربایجان غربی،
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 24 اسفند 1393
 محمدرضا دو سال بعد از ازدواج با فوزیه جانشین پدرش رضاشاه شد و از این زمان رابطه زوج ایرانی- مصری رو به سردی گذاشت تا آنجا که شاهزاده مصری ایران را ترک کرد و تا سه سال بعد که رسما طلاقش را به ثبت برساند هرگز به ایران بازنگشت.

76 سال پیش در چنین روزی رضاشاه پهلوی مقدمات یک ازدواج سیاسی میان خانواده سلطنتی ایران و مصر را فراهم می‌کرد؛ ازدواج محمدرضا پهلوی و فوزیه فؤاد خواهر ملک فاروق پادشاه مصر.
به گزارش جنوب نیوز، در 15 مارس 1939  محمدرضا پهلوی ولیعهد ایران و فوزیه بنت فواد شاهزاده مصری و خواهر ملک فاروق پادشاه مصر طی مراسمی در کاخ عابدین به عقد هم درآمدند؛ ازدواجی که چندان به درازا نکشید و مدتی پس از به سلطنت رسیدن محمدرضا به طلاق انجامد.
تصمیم ازدواج شاهزادگان ایران و مصر در پنجم خرداد سال 1317 پس از آنکه دربارهای دو کشور طی اعلامیه‌ای خبر برگزاری قریب‌الوقوع مراسم ازدواج این دو نفر را منتشر کردند، علنی شد. این اعلامیه 3 سال پس از شروع پادشاهی فاروق و 3 سال پیش از شروع پادشاهی محمدرضا پهلوی منتشر شد. با این حال مراسم ازدواج، عملاً در اسفند 1317 در قاهره و سپس در تهران برگزار شد.
محمدرضا دو سال بعد از ازدواج با فوزیه جانشین پدرش رضاشاه شد و از این زمان رابطه زوج ایرانی- مصری رو به سردی گذاشت تا آنجا که شاهزاده مصری ایران را ترک کرد و تا سه سال بعد که رسما طلاقش را به ثبت برساند هرگز به ایران بازنگشت.
برخی مورخان اشرف پهلوی، خواهر دوقلوی شاه و ارنست پرون، دوست صمیمی شاه را عامل سرد شدن رابطه او و همسرش می دانند؛ برخی دیگر اما قانع نبودن شاه به همسرش و ارتباط با زنان دیگر را عامل دلسردی و جدایی فوزیه از وی عنوان می‌کنند.
طلاق شاه ایران از فوزیه سرانجام در سال 1945 در مصر و در ایران به سال 1958 به طور رسمی به ثبت رسید. عکس های زیر مربوط به مراسم ازدواج شاه و فوزیه در مصر است که در 15 مارس 1939 در مصر برگزار شد. عکس اول این مجموعه برای نخستین بار است که منتشر می‌شود و محمدرضا پهلوی را در کنار تنی چند از مقامات دربار ایران و نیز ملک فاروق برادر فوزیه پیش از شروع مراسم ازدواج نشان می‌دهد.

(تصاویر) ازدواج شاه و فوزیه

(تصاویر) ازدواج شاه و فوزیه

(تصاویر) ازدواج شاه و فوزیه

(تصاویر) ازدواج شاه و فوزیه

(تصاویر) ازدواج شاه و فوزیه

(تصاویر) ازدواج شاه و فوزیه

مرجع: فرادید





طبقه بندی: متفرقه،  سرگرمی،  گوناگون،  تصاویر،  تاریخی، 
برچسب ها: ازدواج شاه و فوزیه،
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 9 خرداد 1390

شعر خوانی در حضور رهبر سال 86
 

مستند نوفل لوشاتو
ردیف نام کلیپ

توضیحات

اجرا فرمت

حجم
(MB)

1 قسمت اول
 
پخش ---
flv 20.35
1 قسمت دوم
 
پخش ---
flv 19.63
1 قسمت سوم
 
پخش ---
flv 20.58

برای دانلود کردن کلیپ های فوق، روی آیکون کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.




طبقه بندی: کمی از سیاست،  دانلود،  اجتماعی،  دینی،  تاریخی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 اردیبهشت 1390
مردی كه با صدایش به همه روحیه می داد

خبرگزاری فارس: یكی از امدادگران سال های دفاع مقدس در خاطرات خود می گوید: زمانی كه آبادان در محاصره بود، نان به زحمت تهیه می شد. شرایط حاد و ویژه بود. وقتی شهید هاشمی به بیمارستان می‌آمد و می دید كه امدادگران به خاطر فشار كار دچار افسردگی شده اند، شروع می‌كرد در بخش با صدای بلند به خواندن شعر.


به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، گفتگو با عزیزانی كه در سال های دفاع مقدس از جمله افرادی بودند كه شاید در متن درگیری مسلحانه و خط مقدم نبودند اما حضورشان در كنار رزمندگان كاملا مشهود است. یكی از این دست كارها، «امدادگری» بود. هیچ كس نمی تواند زحمات این افراد را در پشت خطوط مقدم فراموش كند. خانم «معصومه رامهرمزی»، یكی از امدادگران سال های جنگ است. حدود 3 سال پیش بود كه با ایشان هم كلام شدم و از آن جلسه خاطرات فراوان دارم . اما نكته ای كه باعث شد امروز به یاد آن گفتگو بیفتم، صحبتی بود كه این امدادگر پیرامون شهید «سید مجتبی هاشمی»، فرمانده گروه فدائیان اسلام در جبهه های جنگ را بر عهده داشت. نظر شما را به صحبت ها جلب می كنم: 


...فیلم اخراجی ها كه بعد از سال ها توسط آقای ده نمكی ساخته شد را ببینید، باید گفته شود كه امثال «مجید سوزوكی» ها چه كسانی بودند؟ 

اصلا بچه های فدائیان اسلام ( افرادی كه زیر نظر شهید سید مجتبی هاشمی فعالیت می كردند) یك قشری بودند كه با یك زیر پیراهنی به تن و با شلوار كردی می‌جنگیدند، بعضی از آنها هم سیگار گوشه لبشان بود اما واقعا مردانه می‌جنگیدند. آیا از آنها گفته ایم؟ مگر اینها سهمی در جنگ ندارند؟ 

چه اشكالی دارد بگوییم بچه های فدائیان اسلام با زیر پیراهنی بر تن و شلوار كردی پایشان اما با غیرت می‌جنگیدند و از دینشان دفاع می‌كردند. 

من یادم است زمانی كه آبادان در محاصره بود، نان به زحمت تهیه می شد و اكثربچه ها گرسنه بودند. شرایط حاد و ویژه بود. وقتی شهید سید مجتبی هاشمی به بیمارستان می‌آمد و می دید كه تعداد مجروحین در بخش زیاد است و ما هم كه امداد گر بودیم از فشار كار دچار افسردگی شدیم. شروع می‌كرد در بخش با صدای بلند به خواندن این شعر : 

كار صدام تمام است 
خمینی امام است 
استقلال و آزادی 
جمهوری اسلامی 
آخرین پیام است 

من به قدری این شخصیت (شهید سید مجتبی هاشمی) را دوست داشتم، زیرا وقتی می‌آمد ما احساس می‌كردیم كه یكی آمده به همه ما انرژی وارد كند، دوپینگمان كند. 

بعد شروع می كرد با بچه ها خوش و بش كردن و به آنها می‌گفت: نبینیم اخم كنید، نبینیم گریه كنید، ما پیروزیم. 

یعنی در یك كلام به شما بگویم حضور ایشان در بیمارستان آنچنان غوغایی در بخش ها بپا می‌كرد و بعد هم می‌رفت. كجا این حرف ها نوشته شده ؟ كتابی در مورد ایشان نوشته نشده چون از مردم عادی بود. 
تازه مجتبی هاشمی كسی بود كه در تهران زندگی داشت،‌ مغازه داشت، ثروت داشت. همه اینها را رها كرد و به جبهه آمد... .




طبقه بندی: تاریخی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 24 فروردین 1389
عطار نیشابوری
فریدالدین ابو حامد محمد بن ابو بكر ابراهیم بن اسحاق عطار نیشابوری یكی از شعرا و عارفان نام آور ایران در اواخر قرن ششم و اویل قرن هفتم هجری قمری است . بنابر آنچه كه تاریخ نویسان گفته اند بعضی از آنها سال ولادت او را ۵۱۳ و بعضی سال ولادتش را ۵۳۷ هجری.ق ، می دانند .

فریدالدین ابو حامد محمد بن ابو بكر ابراهیم بن اسحاق عطار نیشابوری یكی از شعرا و عارفان نام آور ایران در اواخر قرن ششم و اویل قرن هفتم هجری قمری است . بنابر آنچه كه تاریخ نویسان گفته اند بعضی از آنها سال ولادت او را ۵۱۳ و بعضی سال ولادتش را ۵۳۷ هجری.ق ، می دانند . او در قریه كدكن یا شادیاخ كه در ان زمان از توابع شهر نیشابور بوده به دنیا آمد . از دوران كودكی او اطلاعی در دست نیست جز اینكه پدرش در شهر شادیاخ به شغل عطاری كه همان دارو فروشی بود مشغول بوده كه بسیار هم در این كار ماهر بود و بعد از وفات پدر فریدالدین كار پدر را ادامه می دهد و به شغل عطاری مشغول می شود . او در این هنگام نیز طبابت می كرده و اطلاعی در دست نمی باشد كه نزد چه كسی طبابت را فرا گرفته ، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی كه آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در این مورد داستان های مختلفی بیان شده كه معروف ترین آن این است كه روزی عطار در دكان خود مشغول به معامله بود كه درویشی به آنجا رسید و چند بار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار كمك خواست ولی او به درویش چیزی نداد . درویش به او گفت : ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی ؟ عطار گفت : همانگونه كه تو از دنیا می روی . درویش گفت :تو مانند من می توانی بمیری ؟ عطار گفت : بله ، درویش كاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن كلمه الله از دنیا برفت . عطار چون این را دید شدیدا" متغیر شد و از دكان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد . او بعد از مشاهده حال درویش دست از كسب و كار كشید و به خدمت شیخ الشیوخ عارف ركن الدین اكاف رفت كه در آن زمان عارف معروفی بود و به دست او توبه كرد و به ریاضت و مجاهدت با نفس مشغول شد و چند سال در خدمت این عارف بود . عطار سپس قسمتی از عمر خود را به رسم سالكان طریقت در سفر گذراند و از مكه تا ماورالنهر به مسافرت پرداخت و در این سفرها بسیاری از مشایخ و بزرگان زمان خود را زیارت كرد و در همین سفرها بود كه به خدمت مجدالدین بغدادی رسید . گفته شده در هنگامی كه شیخ به سن پیری رسیده بود بهاءالدین محمد پدر جلال الدین بلخی با پسر خود به عراق سفر می كرد كه در مسیر خود به نیشابور رسید و توانست به زیارت شیخ عطار برود ، شیخ نسخه ای از اسرار نامه خود را به جلال الدین كه در آن زمان كودكی خردسال بود داد . عطار مردی پر كار و فعال بوده چه در آن زمان كه به شغل عطاری و طبابت اشتغال داشته و چه در دوران پیری خود كه به گوشه گیری از خلق زمانه پرداخته و به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است . در مورد وفات او نیز گفته های مختلفی بیان شده و برخی از تاریخ نویسان سال وفات او را ۶۲۷ هجری .ق ،دانسته اند و برخی دیگر سال وفات او را ۶۳۲ و ۶۱۶ دانسته اند ولی بنابر تحقیقاتی كه انجام گرفته بیشتر محققان سال وفات او را ۶۲۷ هجری .ق دانسته اند و در مورد چگونگی مرگ او نیز گفته شده كه او در هنگام یورش مغولان به شهر نیشابور توسط یك سرباز مغول به شهادت رسیده كه شیخ بهاءالدین در كتاب معروف خود كشكول این واقعه را چنین تعریف می كند كه وقتی لشكر تاتار به نیشابور رسید اهالی نیشابور را قتل عام كردند و ضربت شمشیری توسط یكی از مغولان بر دوش شیخ خورد كه شیخ با همان ضربت از دنیا رفت و نقل كرده اند كه چون خون از زخمش جاری شد شیخ بزرگ دانست كه مرگش نزدیك است . با خون خود بر دیوار این رباعی را نوشت :

در كوی تو رسم سرفرازی این است مستان تو را كمینه بازی این است

با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت شاید كه تو را بنده نوازی این است

مقبره شیخ عطار در نزدیكی شهر نیشابور قرار دارد و چون در عهد تیموریان مقبره او خراب شده بود به فرمان امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا مرمت و تعمیر شد .










.












طبقه بندی: تاریخی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : جمعه 8 آبان 1388
 
امام رضا(ع) آیت حق
مسلمانان جهان درسال 148 هـ ق، هدیه ای بزرگ و الهی را دریافت نمودند و آن میلاد هشتمین حجت خدا بود، نام مبارکش علی، لقب مشهور آن حضرت، رضا و کنیه معروف ایشان، ابوالحسن است. پدر بزرگوارش، امام موسی بن جعفر(ع)، هفتمین امام شیعیان و مادر آن حضرت بانویی پاکدامن و پرهیزکار به نام تکتم که بعدها طاهره نامیده شد. همسر مکرمه حضرت رضا علیه السلام اُمّ ولًد مادر امام جواد (ع) است.
نسب امام رضا(ع)
او علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی ابی طالب(ع) هشتمین امام اهل بیت است، که در مدینه متولد شده، و در طوس وفات یافته است.
ولادت و شهادت امام رضا(ع)
درتعیین ماه و سال تولد آن حضرت، اختلاف زیادی وجود دارد، همچنان که در ماه و سال شهادت آن امام بزرگوار نیز اختلاف است، و تفاوت این اقوال هم کم نیست، و در برخی از آنها از پنج سال بیشتر است، و چون آنچه در این باره گفته اند، درهم و آمیخته است، و تعیین قول صحیح دشوار می باشد، لذا بدون این که یکی از این اقوال را اختیار و در این جا ذکر کنیم، همه آنها را از نظر خوانندگان می گذرانیم، زیرا در بررسی و استقصای قول صحیح، و اقامه دلیل برای اثبات صحّت آن، فایده مهمّی مترتب نیست.
تولّد آن حضرت درمدینه در روز پنجشنبه یا جمعه 11 ذی الحجّه، یا ذی القعده، یا ربیع الاول سال 148 یا 153 هـ اتفاق افتاده است.
درتعیین ماه و سال شهادت آن حضرت، اختلاف زیادی وجود دارد. شهادت آن بزرگوار، آخر ماه صفر، و به ظن قوی قول شیخ صدوق که وفات آن امام را درسال 203 ذکر کرده است، و این همان سالی است، که مأمون به سوی عراق رهسپار شده است، و این که وفات آن حضرت سال206 بوده، قطعاً صحیح نیست زیرا مأمون در سال 204 وارد بغداد شده، و مسلم است که وفات امام(ع) درهنگامی واقع شده که او راهی سفر بغداد بوده است.
مادر امام رضا(ع)
در مورد نام مادر امام هشتم(ع) اختلاف بسیاری است، گفته شده که نام مادر آن حضرت،
خیزران بوده است و برخی أروی گفته اند، که ملقب به شقراء نوبیه بوده است، و بعضی نام مادرش را نجمه دانسته اند، که کنیه اش ام البنین بوده است و برخی سکن نوبیه گفته اند، و نیز گروهی نام مادر آن حضرت را تکتم نوشته اند، و شاید این دسته به آنچه در شعر یکی از مدیحه سرایان آن حضرت آمده است، استناد جسته اند:
ألا إن خیر الناس نفساً و والداً و رهطاً و أجداداً، علی المعظم
اتتنا به للعلم و الحلم ثامناً إماماً یؤدی حجه الله (تکتم)
فرزندان امام رضا(ع)
در شماره و اسامی فرزندان امام(ع) نیز اختلاف است، گروهی آنها را پنج تن پسر و یک دختر نوشته اند، به نامهای محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین و عایشه.
سبط بن جوزی در تذکره الخواص، آنان را چهار تن، که با حذف حسین، به شرحی که ذکر شده نام برده است، اما شیخ مفید براین باور است، که امام هشتم(ع) را، فرزندی جز امام محمد جواد(ع) نبوده است، و ابن شهرآشوب و طبرسی در اعلام الوری، نیز بر همین اعتقاد می باشند، و اما درکتاب العدد القویه تعداد فرزندان آن حضرت دو فرزند پسر، به نامهای محمد و موسی، ذکر شده است و آنچه درکتاب قرب الاسناد آمده است، این قول را تقویت می کند، و آن این است که بزنطی به امام هشتم (ع) عرض کرد، درچند سال پیش پرسیدم که جانشین شما کیست؟ فرمودید فرزندم، و در آن روز فرزند نداشتید، و اکنون خداوند به شما دو فرزند عطا فرموده است، کدام یک از این دو جانشین شماست؟ در عیون اخبار الرضا آمده که امام دختری به نام
فاطمه داشته است.
اکنون ما در این صدد نیستیم، که دقیقاً شماره و نام فرزندان آن حضرت را، بررسی و تعیین کنیم، ولی نظر شیخ مفید را که ذکر شد ترجیح می دهیم، و آنچه از نظر ما محقق است این است که امام هشتم(ع) فرزندی جز امام محمد جواد(ع) نداشته، و آنچه غیر از این گفته شده، به ثبوت نرسیده است، و خداوند به حقیقت حال داناتر است.



طبقه بندی: تاریخی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : جمعه 18 اردیبهشت 1388

 

ما به روح زنده‌ایم، مایه زندگی روح ما، ایران است. ایران یادگار هزاران سال انس و محبت و هم داستانی و پیروزی و سیاه بختی ما است. این مدت دراز را روان به یك لحظه میسر می‌كند و در هم می‌آمیزد، حیات معنوی ما در این یك لحظه ابدی است. اندیشه و آرزو ، گفتار و كردار ما همواره گرد این نقطه می‌گردد. اگر نقش گذشتگان را از خاطری بزدایند، روح از آن وحشت‌سرا پرواز خواهد كرد. ایران و ایرانیان با تمام وجه فرهنگی خود، در تاریخ استخوان خورد كرده‌اند تا به كنون رسیده‌اند.

در گذشته كشور ما بارها دچار تاخت و تاز بیگانگان شده، ولی عاقبت بر مهاجمان چیره گشته و این شكست را جبران كرده است .

البته این موضوع می‌تواند مایه غرور ما باشد، اما این غرور نباید ما را در شناخت علت آن گمراه كند و به اشتباه بیندازد. علت بقای ما در برابر حمله مهاجمان، آن بوده كه ما از لحاظ تمدن، بر مهاجمان خود برتری داشته‌ایم، و از این رو تمدن ما توانسته سرانجام بر آنها پیروز شود.

هر چند ما، در برابر هجوم اعراب شكست خوردیم، اما عاقبت خود پرچمدار تمدن و فرهنگ اسلامی شدیم. دانشمندان و عارفانی چون بوعلی و رازی و مولوی، ایرانی بوده‌اند، و لطیف‌ترین و شاعرانه‌ترین مكتب خداشناسی یعنی عرفان اسلامی پرورده ذوق و اندیشه ایرانیان است.

ما در برابر هجوم مغولان نیز شكست خوردیم، ولی به زودی از این قوم بادیه نشین شاعران و هنرمندانی پرورش دادیم كه به تبلیغ و گسترش تمدن ایرانی در هند پرداختند. پس هر ملتی كه دارای تمدنی نیرومند باشد، هرگز در برابر هجوم بیگانگان نابود نخواهد شد. این راز بقاست.

 

ماخذ: كتاب ادب و فرهنگ فارسی




طبقه بندی: تاریخی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : شنبه 5 اردیبهشت 1388
thumbnail
sysPicSub0
popup
(0x0)[2835 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub23
popup
(0x0)[10248 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub27
popup
(0x0)[1008 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub39
popup
(0x0)[1212 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub51
popup
(0x0)[1258 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub88
popup
(0x0)[1658 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub93
popup
(0x0)[730 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub167
popup
(0x0)[1041 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub179
popup
(0x0)[866 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub182
popup
(0x0)[1109 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub217
popup
(0x0)[578 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub242
popup
(0x0)[1768 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub294
popup
(0x0)[682 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub302
popup
(0x0)[624 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub326
popup
(0x0)[466 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub339
popup
(0x0)[1102 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub370
popup
(0x0)[688 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub371
popup
(0x0)[676 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub394
popup
(0x0)[516 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub421
popup
(0x0)[487 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub456
popup
(0x0)[603 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub461
popup
(0x0)[863 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub543
popup
(0x0)[612 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub598
popup
(0x0)[511 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub613
popup
(0x0)[542 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub617
popup
(0x0)[428 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub632
popup
(0x0)[595 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub639
popup
(0x0)[426 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub660
popup
(0x0)[460 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub690
popup
(0x0)[417 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub804
popup
(0x0)[509 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub848
popup
(0x0)[581 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub914
popup
(0x0)[874 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub1030
popup
(0x0)[466 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub1044
popup
(0x0)[520 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub1086
popup
(0x0)[503 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub1131
popup
(0x0)[414 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub1138
popup
(0x0)[448 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
sysPicSub1217
popup
(0x0)[605 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
شبیه خوانی مجلس حضرت سلیمان
popup
(821x509)[1620 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
uutuyrtf
popup
(204x248)[1091 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
تعصب1
popup
(319x252)[1192 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
تعصب2
popup
(300x252)[1933 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
کشتی نوح
popup
(400x300)[5302 تعداد بازدید ها]
  
thumbnail
مصر باستان
popup
(330x120)[2212 تعداد بازدید ها]
صفحه: 1/1



طبقه بندی: تاریخی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 9 فروردین 1388

اطلس تاریخ ایران

قـبـل از میلاد مسیح

پـارینه سنگی مـیـانه    40000

پـارینه سنگی قـدیم    1000000

فـرا پـارینه سنگی (میانه سنگی) 18000

پـارینه سنگی جـدیـد    35000

آغـاز شهـر نشینی  6500

نوسنگی (آغـاز پـیدایش جوامع روستایی) 12000

آغـاز نگـارش  3600

شهـر نـشینی   6000

مادهـا  700

ایلامـیـان   3000

سلوکـیان  300

هـخـامـنـشیان  500

 

اشکانـیان  200  تا 200 بعـد از میلاد

بعـد از میلاد مسیح ( تولد مسیح )

خـلـفای راشـدین

ساسانیان

طاهـریان

خـلفای بنی امیه

آل بویه

صـفاریان

اسماعـیـلیـه

خـلفـای بـنی عـباس

غـزنویان

سامانـیان

آل زیار

عـلـویان

اتـابـکـان

سـلـجوقـیان

مـغـول

خوارزمـشـاهـیان

صـفـویان

تـیـموریان

زنـدیه

افـشاریه

پـهـلـوی

قاجـاریه

 

تاریخ انقلاب مشروطیت در ایران

اولین حکام سلسله هایی که بر ایران حکومت کرده اند

منابع

The picture of button in persian

پرچم ایران - نقشه ایران - مردم شناسی - آب و هوا - موقعیت جغرافیائی - 3000 قبل از میلاد تا زمان معاصر - علوم و فنون

فرهنگ و هنر - تاریخ و جغرافی - بیاموزیم - تماس با ما - درباره ما - صفحه اول




طبقه بندی: تاریخی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 28 اسفند 1387

عید نوروز چگونه شکل گرفت

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».




طبقه بندی: تاریخی، 
ارسال توسط علی ابراهیم زاده
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر دوستان ارجمند در مورد این مطالب چیست در صورتی که نظرتان گزینه ضعیف است چه پیشنهادی دارید





پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ