فرهنگستان
وقتی دردی آزارت نمیدهد نمیتوانی دست به قلم ببری!چون وظیفه هر قلمی دردمندانه نوشتن است نه نوشتن!

مرتبه
تاریخ : شنبه 16 بهمن 1389
 علت پیروزی امام خمینی ( مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین حسین ابراهیمی عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز ) 
 نهضت امام(ره)در مقایسه با دیگر نهضت ها( مصاحبه با دکتر مرندی) 
 پهلوی،اصالت و اندوختن ثروت 
 چرایی اقتصادی انقلاب اسلامی 
 انقلاب اسلامی و فتنه های دشمنان 
 کشف الاسرار و پیشنهادهای اصلاحی حضرت امام خمینی (ره) 
 امام آمد ( مصاحبه با مهندس نقره کار) 

 

ثمره انقلاب 

 

 دستاوردهای انقلاب اسلامی(1) 
 دستاوردهای انقلاب اسلامی(2) 

 

عوامل انقلاب 

 

 استبداد سلطنتی 
 تبعیض و بی عدالتی 
 سیاستهای ضد دینی 
 فساد سیاسی و اجتماعی 

 

ویژگی های انقلاب 

 

 از جنس ما 
 رهبری ولی فقیه 
 انقلابی با روح اسلامی 
 محصولات موبایل (مشترکین ایرانسل) ویژه 22 بهمن 
 تصاویر ویژه 
 دیدنی های انقلاب( نماهنگ و سرود )
 پشت پرده دربار 
 مستند های انقلاب 
 یادگاری ها 
 شنیدنی های انقلاب(فایل صوتی) 

 

 

 

 

 

تهیه و تنظیم :گروه جامعه و ارتباطات

طراح و گرافیست :محبوبه همتی

 




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

 
 
 قتل امیركبیر به دستور ناصرالدین شاه
 18 دى 1230
چکیده: در روز جمعه 18 دی ماه 1230 به دستور ناصرالدین شاه امیرکبیر در حمام فین كاشان به قتل رسید. با قتل امیركبیر، كشور از یكی از مخلص ترین و فداكارترین و لایق ترین مدیران خود در طول تاریخ، محروم شد .
 لغو امتیاز تنباكو به فتوای آیت الله میرزای شیرازی-  25 اردیبهشت 1270
چکیده: جنبش تحریم توتون و تنباكو و فتوای تاریخی میرزای شیرازی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر می باشد که پیشتازی مرجعیت و روحانیت شیعه را در مبارزه با استعمار نشان می دهد .
شهادت سید جمال الدین اسدآبادی -
19 اسفند 1275
سید جمال،‌ اواخر عمر خود را در عثمانی سپری ‌كرد و غیر مستقیم تحت نظر سلطان عبدالحمید،‌ امپراطور عثمانی قرار داشت.
 وقتی خبر قتل ناصرالدین شاه توسط میرزا رضا كرمانی، از شاگردان سید جمال، به اسلامبول رسید،‌ سلطان عبدالحمید،‌ به هراس افتاد و دستور قتل سید جمال را داد و سرانجام در 19 اسفند 1275 برابر با 9 مارس 1897 او را مسموم ساختند و جنازه او را در قبرستان مشایخ اسلامبول به خاك سپردند.در سال 1324،‌ فیض محمدخان،‌ سفیر وقت دولت افغانستان در آنكارا،‌ موافقت دولت تركیه را برای نبش قبر سید بدست آورد بقایای جسد سید جمال‌الدین اسدآبادی را در تابوتی به كابل انتقال دادند.
    امضای فرمان مشروطیت - 14 مرداد 1285
چکیده: انقلاب مشروطیت یكی از مهمترین وقایع تاریخ معاصر ایران می‌باشد كه سرفصل جدیدی در تاریخ ایران گشود. فرمان مشروطیت در 14مرداد1285 مظفرالدین شاه امضا کرد .
شهادت آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری رهبر      نهضت مشروطه مشروعه -11 مرداد 1288
چکیده: شیخ فضل‌الله نوری از جمله روحانیونی بود كه در پیروزی نهضت مشروطه نقش مهمی ایفا كرد اما پس از مشاهده انحراف این نهضت بنای مخالفت با روشنفكران غرب‌زده گذاشت و به دست همین گروه اعدام شد .
پس از امضای قرارداد ننگین 1919 توسط وثوق الدوله، شیخ محمد خیابانی كه نماینده مجلس بودند به مبارزه و مخالفت با این قرارداد پرداختند و نهایتا وثوق الدوله تصمیم گرفت از راه جنگ، خیابانی را از میان بردارد . با ورود متجاوزان به تبریز ، خیابانی بر ضد دولت قیام كرد و تمام ادارات شهر را به تصرف در آورد . این پیروزی شش ماه دوام آورد و در این مدت خیابانی سعی كرد با تشكیل نیروهای منظم ادارات را تحت سرپرستی افراد ایرانی در آورد و به تاسیس موسسه های ملی بپردازد و با مبارزه با بی عدالتی و بی كفایتی پرداخت . اما وثوق الدوله با هماهنگی روسها كودتای خونینی را علیه خیابانی اجرا كردند و مبارزان زیادی را به خاك و خون كشیدند و با حمله به خانه خیابانی او را به رگبار بسته و به شهادت رساندند .
كودتای سوم اسفند 1299 - 3 اسفند 1299
چکیده: كودتای انگلیسی سوم اسفند 1299 شمسی که با طراحی انگلیس و اجرای سیدضیاءالدین طباطبایی به عنوان چهره سیاسی، و رضاخان میرپنج پهلوی به عنوان چهره سیاسی انجام پذیرفت
شهادت میرزا كوچك خان جنگلی - 11 آذر 1300
چکیده: شهادت میرزا كوچك خان جنگلی رهبر نهضت جنگل در یازدهم آذر 1300. نهضت جنگل فعالیت‌های نظامی مختلفی را بر ضد نیروهای روسی و انگلیسی در شمال ایران انجام داد .
تاسیس حوزه علمیه قم -3 فروردین 1301
چکیده: تاسیس حوزه علمیه قم در سال 1301 توسط آیت ا... حاج شیخ عبدالكریم حائری یزدی که از زمان تاسیس تاكنون مركز اصلی مبارزه و اندیشه مترقی اسلام در عصر حاضر بوده است .
فاجعه خونین مسجد گوهرشاد - 21 تیر 1314
چکیده: فاجعه خونین حمله به مسجد گوهرشاد یكی از اوراق ننگین تاریخ در دوره رضاخان می‌باشد. رضاخان كه با زور سر نیزه و با حمایت بیگانگان به قدرت رسید .
كشف حجاب به دستور رضاخان -17 دى 1314
چکیده: حدود شش ماه پس از فاجعه مسجد گوهرشاد، رضا خان با بی اعتنایی به علما و مردم، در روز 17 دی 1314 در جشن فارغ التحصیلی دانشسرای مقدماتی دختران در تهران، قانون كشف حجاب زنان را به طور آشكار و رسمی اعلام كرد و خود به اتفاق همسر و دخترانش كه بدون حجاب بودند، در این جشن شركت و سخنرانی كرد .
شهادت آیت‌الله مدرس و روز مجلس - 10 آذر 1316
چکیده: در شب دهم آذر 1316 برابر با 27 رمضان 1356 قمری به دستور رضاخان، عالم مجاهد آیت‌الله مدرس را پس از سال ها تبعید در نقاط مختلف، در کاشمر به شهادت رساندند .
اشغال ایران توسط نیروهای متفقین
3 شهریور 1320
چکیده: سوم شهریور 1320 یادآور روزی است كه نیروهای بیگانه سه كشور انگلیس، شوروی و آمریكا، در آستانه گسترش جنگ دوم جهانی، خاك ایران را به اشغال خود در آوردند  .
 
 
 
 
  ژوزف‌استالین‌‏‎،فرانكلین روزولت،‏‎ ‎وینستون‌‏‎چرچیل‌
اعدام انقلابی سپهبد رزم ‏آرا توسط فدائیان اسلام -16 اسفند 1329
شهید خلیل طهماسبی از سوی جمعیت فداییان اسلام مأمور ترور رزم ‏آرا گردید و سرانجام وی را در شانزدهم اسفند 1329ش به هلاكت رساند. اعدام انقلابی وی در واقع هشداری به برخی نمایندگان مجلس شانزدهم بود كه به دلیل وابستگی به انگلیس، مانع از ملی شدن صنعت نفت در ایران می‏شدند. به همین جهت، به فاصله كوتاهی پس از حركت انقلابی اعدام رزم آرا، طرح ملی شدن صنعت نفت در كمیسیون نفت مجلس، مورد تأیید و تصویب قرار گرفت.
 ملی شدن صنعت نفت ایران - 29 اسفند 1329
از سال‏های اولیه حفر چاه نفت ایران، چشم طمع بیگانگان به دنبال استثمار منابع زیرزمینی كشور بوده و آنان در هر فرصتی به گرفتن امتیازهای گوناگون نفتی اقدام می‏كردند.
 پس از لغو امتیاز نفتی دارسی بین ایران و انگلستان، قرارداد الحاقی گس - گلشاییان به منظور كشف و استخراج نفت توسط شركت‏های نفتی انگلیسی منعقد گردید. این قرارداد را جهت تصویب به مجلس بردند كه با مخالفت عده‏ای از نمایندگان مجلس و علماء به ویژه آیت ‏اللَّه كاشانی و مردم روبرو شد. پافشاری‏های سپهبد رزم ‏آرا نخست وزیر پهلوی، این لایحه را بار دیگر به مجلس برد و او كه تصویب آن را مشكل یافت، قصد كودتا نمود. اما یك روز قبل از اجرای كودتا، توسط خلیل طهماسبی از گروه فداییان اسلام ترور شد. به دستور آیت ‏اللَّه كاشانی مردم به این قرارداد اعتراض كرده و خواهان ملی شدن نفت ایران شدند. سرانجام با به وجود آمدن آن وضعیت، مجلس به ملی شدن صنعت نفت ایران، رأی مثبت داد و در 29 اسفند 1329 مقرر شد كه كلیه عملیات اكتشاف، استخراج و بهره ‏برداری نفت در دست دولت قرار گیرد.
30 تیر به رهبری آیت‌الله كاشانی -30 تیر 1331
چکیده: پس از اثبات حقانیت ایران در دادگاه لاهه در خصوص ملی شدن صنعت نفت ، مصدق خواستار افزایش اختیارات خود و عهده دار شدن وزارت جنگ شد.
در روز 29 تیر ماه آیت‌ا... كاشانی در مصاحبه با خبرنگاران داخلی و خارجی اعلام كرد كه «‌اگر قوام نرود اعلام جهاد می‌كنم و خودم كفن پوشیده با ملت در پیكار شركت می‌نمایم.»
پس از این موضعگیری قاطع، در سی‌ام تیر ماه بازار تعطیل شد و مردم به خیابانها ریختند و خواستار سرنگونی قوام شدند . به دستور قوام مردم به گلوله بسته شدند و عده‌ای به شهادت رسیدند.
كودتای 28 مرداد 1332 - 28 مرداد 1332
چکیده: روز 28 مرداد 1332 یادآور كودتای ننگینی است كه شیرینی نهضت ملی شدن صنعت نفت را در كام ملت ایران تلخ كرد و باعث ایجاد یک دوره 25ساله دیکتاتوری و اختناق شد .
روز دانشجو -16 آذر 1332
چکیده: از مهمترین حركت‌های سیاسی و دانشجویان در تاریخ ایران، اعتراض دانشجویان در 16 آذر 1332 به ورود معاون رییس جمهور آمریكا، نیكسون، به خاك ایران پس از كودتای 28 مرداد بود که منجر به شهادت سه تن از دانشجویان توسط رژیم پهلوی گردید.
ارتحال آیت‌الله كاشانی -23 اسفند 1340
مبارزات سیاسی:
1. مبارزات علیه استعمار: ایشان در عراق به همراه پدر، پدر ف رهبری نیروهای ملی عراق را برعهده داشت به طوریكه انگلیسی‌ها كه وجود ایشان را بزرگ ترین مانع پیشرفت خود در عراق می‌دانستند، ‌حكم اعدام ایشان را صادر كردند اما ایشان قبل از دستگیری، ‌عراق را به سمت ایران ترك كرد. بعد از بركناری رضا خان در شهریور 1320 و اشغال ایران توسط متفقین، آیت‌الله كاشانی، اعلامیه‌ای با این مضمون كه ایران مال ایران است و ذخایر آن به خصوص نفت از آن ایرانیان است، انتشار داد. ایشان همچنین در قم اعلامیه و شبنامه علیه انگلیسی ها صادر می‌كرد تا اینكه سرانجام در خرداد 1323 بازداشت و تبعید گردید و تا پایان جنگ جهانی در ارودگاههای متفقین زندانی بود.
2. مبارزات علیه استبداد داخلی: ‌آیت‌الله كاشانی پس از پایان جنگ دوم جهانی،‌ در فعالیت های اجتماعی و مبارزات سیاسی فعالانه حضور یافت و در مقابل سیاست بازی‌های قوام ایستاد و در نتیجه در سال 1324 بار دیگر دستگیر و تبعید شد.
اما در دی ماه 1324 در دوره پانزدهم مجلس به نمایندگی انتخاب شد و علیه دولت های دست نشانده هژیر و ساعد به مبارزه پرداخت. در پی ترور نافرجام شاه،‌ بار دیگر آیت‌الله كاشانی دستگیر و در قلعه فلك الافلاك خرم‌آباد زندانی و از آنجا به لبنان تبعید شد. پس از تبعید ایشان،‌ مبارزات مردم همچنان ادامه یافت و شهید نواب صفوی رابطه مستقیم با آیت‌الله كاشانی برقرار نموده و اعلامیه‌های ایشان را پخش می كرد. بعد از ترور هژیر توسط فدائیان اسلام در 27 اسفند 1328، ‌كابینه ساعد سقوط كرد و در انتخابات دوره شانزدهم، آیت الله كاشانی غیابا از طرف مردم به نمایندگی مجلس انتخاب شد و منصورالملك نخست وزیر وقت،‌ طی تلگرافی از ایشان عذرخواهی كرده و ایشان به ایران بازگشت. عمده فعالیت ایشان پس از آن، ‌در رابطه با ملی شدن صنعت نفت و روی كار آمدن دولت مصدق بود كه در ملی شدن صنعت نفت نقش ممتازی را ایفا كرده و رهبری مردم در قیام 30 تیر 1331 را برعهده داشت. پس از آنكه مصدق دوباره روی كار‌آمد بنای اختلاف با آیت‌الله كاشانی گذاشت. نصیحت های آیت الله كاشانی فایده‌ای نكرد تا اینکه كودتای 28 مرداد اتفاق افتاد. پس از كودتای 28 مرداد كه قرار داد كنسرسیوم در دولت زاهدی منعقد شد، ‌آیت الله كاشانی طی اعلامیه‌ای شدیداللحن آن را محكوم کردند و از درجه اعتبار ساقط دانستند. در سال 1334، پس از دستگیری سران فداییان اسلام،‌ باز دیگر آیت‌الله كاشانی به عنوان دخالت در قتل رزم‌آرا دستگیر و در معرض محاكمه و اعدام قرار گرفت.
 اما بر اثر پافشاری مقامات روحانی و هشدار جدی آنان، آزاد گردید.  سرانجام آیت‌الله كاشانی در 23 اسفند 1340 پس از عمری مجاهدت با استبداد داخلی و استعمار خارجی،‌ دعوت حق را لبیك گفت.
فاجعه خونین هجوم به مدرسه فیضیه -    2فروردین 1342
چکیده: فاجعه هجوم به مدرسه فیضیه توسط عوامل رژیم شاهنشاهی نقش مهمی در افشای ماهیت رژیم پهلوی و شكل گیری نهضت اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی داشت .
     قیام خونین 15 خرداد -15 خرداد 1342
چکیده: این روز نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ملت ایران به رهبری امام خمینی است. در این روز قیام مردم شهرهای مختلف ایران در اعتراض به دستگیری امام خمینی توسط ارتش شاه به خاک و خون کشیده شد .
آزادی امام خمینی (ره ) از حصر-
 18 فروردین 1343
چکیده: امام خمینی در روز عاشورای 1383 ه . ق مطابق سیزدهم خرداد 1342 سخنرانی تاریخی در مدرسه فیضیه علیه رژیم شاه و عمال و اربابان آن انجام دادند .
سخنرانی امام خمینی علیه کاپیتولاسیون -4 آبان 1343
چکیده: امام خمینی چند روز پس از تصویب لایحه كاپیتولاسیون در مجلس شوراى ملى (21 مهر 1343) در 4 آبان در حضور هزاران نفر از مردم قم و تهران كه از ساعاتى پیش در منزل و كوچه‏ هاى اطراف منزل امام اجتماع كرده بودند بیانات تاریخى خود را ایراد کردند.
تبعید امام خمینی به تركیه -13 آبان 1343
چکیده: در شب 13 آبان 1343 صدها كماندو به همراه مزدوران ساواك به منزل امام در قم حمله‌ور شدند ایشان را دستگیر و به تهران منتقل كردند و سپس با یك هواپیمای نظامی ایشان را به تركیه تبعید كردند.

شهادت مجاهدان مؤتلفه اسلامی-26 خرداد 1344
چکیده: خرداد ماه یادآور سحرگاه خونینی است كه رژیم شاه چهار مؤمن مجاهد را به سبب ایمان به خدا و تعهد به مرجع و فقیه عادل زمان و رهبر انقلاب اسلامی و به جرم دفاع از اسلام ناب محمدی (ص) و اعدام انقلابی حسنعلی منصور ، مزدور آمریكا ، به میدان تیر آوردند تا به خیال خام خود آنها را بكشند و یاران امام خمینی (ره) و اسلام را بترسانند. اما آنها همانند رهبرشان ، دلی آرام و قلبی مطمئن داشتند و با لبی پر لبخند به شهادت لبیك گفتند و جاودانه تاریخ دارای حیات طیبه شدند و خون پاكشان ، شوری دیگر در دل مردم خداخواه آفرید.
شهادت آیت‌الله سید محمدرضا سعیدی
20 خرداد 1349
چکیده: «به خدا سوگند اگر مرا بكشید و خونم را بر زمین بریزید، در هر قطره خونم نام مقدس خمینی را خواهید یافت» ( آیت‌الله سعیدی خطاب به عوامل رژیم ) .
در اردیبهشت 1349 پس از آنكه رژیم شاه از سرمایه‌گذاران آمریكایی دعوت كرد تا باصطلاح در ایران سرمایه‌گذاری كنند و در واقع در یك حركت استعماری، اقتصاد ایران را كاملا در اختیار آمریكایی‌ها قرار دهند، علمای حوزه علمیه قم با انتشار اطلاعیه‌ای مردم را از این خطر بزرگ مطلع ساختند. در این میان آیت‌الله محمدرضا سعیدی علیه استعمارگران دست به فعالیت‌های شدیدی زد و با انتشار اعلامیه‌ای به زبان عربی خطاب به علمای كشورهای اسلامی، آنها را دعوت به قیام و مخالفت نمود. رژیم شاه كه از حركت پرخروش ایشان به وحشت افتاده بود، ایشان را دستگیر و در قزل قلعه زندانی كرد. این عالم مجاهد در روز چهارشنبه 20 خرداد 1349 تحت شدیدترین شكنجه‌ها، به شهادت رسید.
آغاز جشن های 2500 ساله شاهنشاهی -20 مهر 1350
چکیده: 0 مهر 1350 با قرائت خطابه محمدرضا پهلوی در برابر مقبره كوروش هخامنشی در پاسارگاد، جشنهای 2500ساله شاهنشاهی آغاز شد. هدف اصلی شاه از برپایی اینگونه جشن ها، بزرگ جلوه دادن عظمت دستگاه شاهی و شخص خود بود.
شهادت آیت الله غفاری -7 دى 1353
چکیده: شهید آیت ا... غفاری در تیر ماه 1353، در تهران دستگیر شد و این آخرین دوران زندان این مبارز نستوه بود و ایشان تحت فشار شدیدترین شکنجه های دژخیمان ساواک به شهادت رسیدند
 
تشكیل حزب شاهنشاهی رستاخیز-11 اسفند 1353
محمدرضاه پهلوی می‏خواست در داخل كشور، مركز همه قدرت‏ها باشد و تصور می‏كرد از این طریق می‏تواند در ردیف سران كشورهای بزرگ درآید، از این رو در یازدهم اسفند 1353، طی سخنانی، آغاز عصر رستاخیز را اعلام كرد و نوید تشكیل یك حزب واحد و سراسری را داد. به این ترتیب احزاب موجود برچیده شدند و حزب رستاخیز ملت به عنوان تنها حزب قانونی مطرح شد. در ایران، برای نخستین بار بود كه نظام تك حزبی استقرار می‏یافت كه البته آن هم همچون نظام‏های چند حزبی قبلی، بیشتر جنبه صوری و ظاهری داشت و عمدتاً به عنوان یكی از ابزارهای حكومتی به كار گرفته شد. شاه با ایجاد این حزب، ركن چهارمی به سه ركن بوروكراسی، ارتش و دربار افزود؛ در حالیكه این ركن در مقایسه با دیگر اركان حكومتی رژیم، از قدرت و نفوذ و تاثیرگذاری كمتری برخوردار بود. نخستین ثمره شوم حزب رستاخیز، دوره بیست و چهارم به عنوان آخرین دوره مجلس شورای ملی بود كه توسط این حزب آماده و در شهریور 1354، افتتاح گردید. دومین دستاورد این حزب، تغییر تاریخ هجری به تاریخ شاهنشاهی بود كه خود نشانه اوج فرعونیت طاغوت به شمار می‏رفت. شاه تهدید كرد كه هر كس نمی‏خواهد به عضویت حزب درآید باید كشور را ترك كند. اما تشكیل این حزب با واكنش تند امام خمینی مواجه گردید و ایشان این حزب را تحریم كردند. رسوایی ادامه حیات این حزب پس از سه سال و نیم به حدی رسید كه با روی كار آمدن دولت جعفر شریف امامی، وی برای فرو نشاندن خشم مردم، در اقدامی عوام فریبانه، این حزب را مهر 1357 منحل اعلام كرد. ولی دیگر كار از كار گذشته بود و انقلاب ملت مسلمان ایران تومار سلطنت را در بهمن 57 درهم پیچید.
 
تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی-25 اسفند 1354
نخستین ثمره فعالیت حزب رستاخیز كه به دستور شاه تشكیل شده بود،‌مجلس دوره بیست و چهارم بود كه در شهریور 1354 افتتاح شد. شاه تلویحا كلیه ضعف‌ها و عقب‌ماندگی‌ها را به آثار و مظاهر بازمانده از غلبه فرهنگی و معنوی اسلام نسبت داد.
در پایان سال 1354،‌ مجلسین شورای ملی و سنا در یك اجلاس مشترك تصویب كردند كه مبدا تاریخ به شاهنشاهی تغییر یابد و مردم و سازمان های ملی و دولتی موظف شدند تاریخ جدید را به كار برند و تاریخ هجری كه تاریخی اسلامی و منشا آن هجرت پیامبر اسلام از مكه به مدینه است،‌ از بین برود. در توجیه این عمل در كتاب تاریخ سال چهارم آموزش متوسطه نوشتند: "‌در تاریخ 25 اسفند 1354 خورشیدی،‌ با تصویب مجلسین شورای ملی و سنا،‌ مقرر شد تاجگذاری كورش كبیر در سال 599 پیش از میلاد مسیح،‌ مبدا سال خوشیدی و سرآغاز تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران قرار گیرد. به همین مناسبت اول سال 1355 هجری خورشیدی آغاز سال 2535 شاهنشاهی،‌ سال رسمی كشور شاهنشاهی ایران اعلام شد."
امام خمینی (ره) در پیام عید فطر 1355 به كارگیری تاریخ شاهنشاهی را حرام اعلام نمودند و فرمودند:‌ « ... برای تضعیف اسلام و محو اسم آن نغمه شوم تغییر مبدا تاریخ را ساز كردند؛ این تغییر از جنایات بزرگی است كه در این عصر به دست این دودمان كثیف واقع شد. بر عموم ملت است كه با استعمال این تاریخ جنایتكارانه مخالفت كنند و چون این تغییر، هتك اسلام و مقدمه محو اسلام است،‌ خدای نخواسته،‌ استعمال آن بر عموم،‌ حرام و پشتیبانی از ستمكار و ظالم، مخالف با اسلام عدالتخواه است... »‌.
شهادت آیت‌الله سید مصطفی خمینی-
 1 آبان 1356
چکیده: در نیمه شب اول آبان 1356، آیت‌الله سید مصطفی خمینی، به شكل مرموزانه‌ای به شهادت رسید. شهادت ایشان، نهضت اسلامی ایران را جان تازه‌ای بخشید و به شكل انقلابی فراگیر درآورد.
قیام خونین 19 دی قم-19 دى 1356
چکیده: این قیام را که در اعتراض به چاپ مقاله ای اهانت آمیز نسبت به امام خمینی صورت گرفت باید نقطه عطفی در تاریخ نهضت اسلامی دانست چرا كه پس از آن امواج انقلاب اسلامی شدت گرفت و با چهلم های پی در پی مردم نقاط مختلف ایران دامنه انقلاب فراگیر شد و در نهایت به سرنگونی رژیم پهلوی انجامید.
قیام مردم تبریز در چهلم فاجعه قم-29 بهمن 1356
چکیده: كشتار مردم تبریز، در پی قیام 29 بهمن، شاه را غافلگیر كرد چرا كه او به خیال خود توانسته بود پرده‌ای ضخیم بر روی فاجعه قم بكشد حتی اقدام دبیر كل سازمان ملل را به سود خود تمام كند و افكار خارجیان را از درك واقعیت فاجعه قم منحرف سازد؛ اما با قیام مردم تبریز، تقدیر به گونه دیگری رقم خورد.

قیام مردم یزد به مناسبت اربعین شهدای تبریز-8 فروردین 1357
چکیده: قیام مردم یزد در هشتم فروردین 1357 حلقه سوم از سلسله قیام های زنجیره ای بود كه منجر به قیام سراسری در ایران بر ضد شاه و در نهایت سرنگونی رژیم پهلوی گردید...
فاجعه خونین 17 شهریور -17 شهریور 1357
چکیده: سالروز کشتار بیرحمانه مردم بی دفاع توسط نظامیان رژیم شاه در میدان ژاله(شهدا) در 17 شهریور 1357 که به جمعه سیاه شناخته شده است .
هجرت امام خمینی از نجف به پاریس
13 مهر 1357
چکیده: روز 13 مهر 1357، روز شروع هجرتی تاریخی بود. امام پس از جلوگیری کویت از ورود به این کشور به پاریس هجرت کردند و در دهكده‌ای به نام «نوفل لوشاتو» اقامت كردند .
دانش‌آموز-13 آبان 1357
چکیده: در این روز، رژیم پهلوی با سركوب تظاهرات دانش آموزان معترض در جلوی دانشگاه تهران، 56 تن را شهید و صدها نفر را مجروح كرد .
حضرت امام در پیامی به همین مناسبت فرمودند: «... عزیزان من صبور باشید، كه پیروزی نهایی نزدیك است و خدا با صابران است ... ایران امروز جایگاه آزادگان است... من از این راه دور، چشم امید به شما دوخته‌ام ... صدای آزادیخواهی و استقلال طلبی شما را به گوش جهانیان می‌رسانم». به خاطر گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان دانش‌آموز، این روز در تاریخ انقلاب اسلامی به نام روز دانش‌آموز نامگذاری شده است.
تشكیل شورای انقلاب- 22 دى 1357
چکیده: با اوج گیری نهضت اسلامی در سال 1357، اندیشه شكل گیری "شورای انقلاب" در میان روحانیون معتمد امام پدید آمد كه در سفر شهید مطهری به پاریس، این طرح با امام در میان گذاشته شد. امام در 22 دی 1357، فرمان تشكیل شورای انقلاب را صادر كردند.
فرار شاه از ایران-26 دى 1357
چکیده: در روز 26 دی 1357، شاه پس از سالها ظلم و جنایت در حق مردم مسلمان ایران، به همراه همسرش، ایران را به سمت مصر ترك كرد، در حالیكه حتی نزدیك ترین حامیان و اربابانش هم از پذیرفتن او امتناع كردند. پس از فرار شاه، ملت با آمدن به خیابان ها و اظهار شادمانی و پخش گل و شیرینی، این پیروزی بزرگ را جشن گرفتند .
بازگشت امام خمینی به میهن و آغاز دهه فجر انقلاب-12 بهمن 1357
چکیده: هواپیمای ایرفرانس حوالی 9 صبح در فرودگاه مهرآباد نشست و حضرت امام، با قلبی آرام و مطمئن پس از 15 سال هجرت، پا به خاك میهن اسلامی گذاشتند.
رویدادهای 12 بهمن 1357
امام خمینی پس از سال‌ها دوری و تبعید به كشور بازگشت. ایران اسلامی شاهد بزرگترین و تاریخی‌ترین استقبال بود. حضور میلیونی مردم كه صف مستقبلین را از فرودگاه تهران تا بهشت زهرا امتداد داده بود، حاكی از عشق و علاقه بی‌نظیر آنها به رهبر خویش بود.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران-22 بهمن 1357
چکیده: در روز 22 بهمن 1357، انقلاب اسلامی ایران پس از سالها مجاهدت، ایثار، فداكاری و مقاومت در راه رضای الهی با رهبری بی نظیر حضرت امام خمینی و به همت مردم سرافراز ایران به پیروزی نهایی رسید .
در روز 22 بهمن 1357، تاریخ نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) به نقطه عطف خود رسید. در این روز سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهی 2500 ساله و ظلم و استبداد بیش از 50 ساله رژیم پهلوی در ایران، ریشه كن شد و به خواست الهی حكومت جمهوری اسلامی تأسیس شد.
 




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

 
پیشگفتار
سرزمین ایران با تاریخی کهن و مردمانی فرزانه با استقبال از شریعت مقدس اسلام نقش برجسته ای در تاریخ تمدن انسانی و اسلامی دارد. پیروزی انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران نقطه امیدی برای تمام مسلمانان جهان شد که بدون شک بالندگی و توفیق آن سرمشقی برای تمامی مردم آزاده دنیا به شمار می آید.
تحمل جنگی ناخواسته و دفاعی مقدس، تنها در سایه ایمان و رشادت ملت سرافراز به رهبری حکیمانه حضرت امام (ره) و دولت خدمتگزار فراهم شد. عدم تسلیم در مقابل دنیایی از زور و دشمنی، صفحه اول کارآمدی نظام دینی بود. خاتمه ی جنگ که خسارت ها و ویانی های دهشتناکی را بر جای داشت، آغاز دیگری از تبلور توانمندی نظام دینی شد. بازسازی خرابی های جنگ، عمران و توسعه کشور در سرلوحه کارها قرار گرفت. بنابراین سال 1368 سرآغاز فصل نوینی از آبادانی کشور شد.
من نیز که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره توفیق خدمت در عرصه های مختلف اقتصادی و اجتماعی کشور را داشتم با تصدی معاونت اجرایی نخست وزیر محترم وقت جناب آقای مهندس میرحسین موسوی، در دوران دفاع مقدس و در کوراان جنگ، شاهد سختی های اداره کشور در آن شرایط دشوار بودم. با تداوم مسئولیتم به عنوان معاون اجرایی رئیس جمهوری، همت و حلاوت بازسازی کشور را در دولت پرتلاش حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور محترم وقت شاهد بودم تا آنکه به خواست ایشان در سال 1374 به عنوان رئیس سازمان برنامه و بودجه، عهده دار مسئولیت خطیر دیگری شدم.
در روزهایی که اداره سازمان برنامه و بودجه به اینجانب سپرده شد، علی رغم موفقیت های دولت در بخش های عمرانی، تولیدی و زیربنایی، التهابات تورمی و سقوط پیوسته و فزاینده ارزش پول ملی به عنوان یک مشکل اساسی پیش رو بود و بدین ترتیب مهر تورم و جلوگیری از سقوط ارزش پول ملی به عنوان اولویت کاری دولت درآمد. در عین حال بایستی روند رشد شاخص های بخش های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حفظ می شد، لذا اجرای سیاست های تثبیت اقتصادی در دستور کار قرار گرفت. بکارگیری سیاست های تثبیت سبب شد نرخ تورم از 4/49 درصد در سال 1374 به 2/23 درصد در سال 1375کاهش یابد و در عین حال رشد تولید ناخالص داخلی از 5/4 درصد به 2/5 درصد، رشد سرمایه گذاری از 2/3 درصد به 3/8 درصد بالغ شده و نرخ بیکاری از 6/10 درصد در سال 1374 به 9 درصد در سال 1375 تقلیل یابد. افزایش تراز بازرگانی خارجی به 4/7 میلیارد دلار، کاهش کل بدهی های خارجی و بهبود ساختار سررسید بدهی ها از دیگر موفقیتهای سال 1375 بوده است و با تجدید جدول زمانی تعهدات سر رسید شده که در سال 1375 بوده است و با تجدید جدول زمانی تعهدات سر رسید شده که در سال 1372 به یازده میلیارد دلار بالغ شده بود تقریباً در سال 1375 تعهدات سررسید شده حذف شد. با توجه به فضای اعتماد ایجاد شده در سطح بین المللی از بار هزینه های بهره وامهای کوتاه مدت تأمین مالی واردات کاسته شده و در نتیجه ی تغییر ساختار و شیوه اخذ اعتبار، بهره وامهای کوتاه مدت از 20 درصد به 5/7 درصد کاهش یافت. بدین ترتیب با توجه به بهبود چشمگیر سایر شاخص های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، سال 1375 از جهات مختلف قرین موفقیت شد.
ایام اشتغال در سازمان برنامه و بودجه تا پایان دولت جناب آقای هاشمی رفسنجانی ادامه داشت و خاطره ی خوش ملاقات پایانی اعضای دولت با حضرت آیت ا... خامنه ای رهبر معظم انقلاب به یاد ماندنی است، هدیه دولت به رهبری فرزانه انقلاب گزارش آماری از تحولات متغیرها و شاخصهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بود. گزاراش مزبور در فرصتی کوتاه در سال 1376 به وسیله دفتر اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه تهیه و توسط رئیس جمهوری محترم وقت تقدیم مقام معظم رهبری شد مجمو عه ای که روند تحولات متغیرها را در قالب جداول و نمودارها ارایه می کرد و اگر چه در آن زمان فرصتی برای تحلیل روند تحولات به دست نیامد، لیکن همواره در صدد آن بودم، که خوشبختانه این کار انجام شد.
مرور تحولات دوره ی مورد بررسی (1376-1368) نشانگر موفقیت های قابل توجهی است، رشد تولید ناخالص داخلی در این دوره به 4/6 درصد بالغ شد که در واقع میانگین رشد 11 درصدی سرمایه گذاری و بالا رفتن بهره وری نیروی کار از عوامل اصلی آن به شمار می آیند. مصرف کل به قیمت های ثابت به طور متوسط 6/6 درصد رشد یافت، لیکن ترکیب تقاضای اقتصاد با توجه به شتاب رشد سرمایه گذاری جنبه تولیدی بیشتری به خود گرفت.
کسری بودجه مزمن 50 درصدی سال 1367 به توازن بودجه تبدیل شد و ترکیب هزینه های دولت به نفع هزینه های عمرانی تغییر کرد. تراز منفی بازرگانی خارجی کشور مثبت و سنگینی تعهدات و بدهی های خارجی سبک شد.
نرخ رشد جمعیت به کمتر از نصف یعنی 3/1 درصد تقلیل یافت و در مقابل امید به زندگی با بیش از 6 سال افزایش به 5/69 سال رسید، درصد باسوادی از حدود 9/68 درصد در سال 1368 به 5/79 درصد افزایش یافت و بیکاری 2/14 درصدی به 1/9 درصد کاهش یافت.
مشارکت زنان در عرصه فعالیتهای اجتماعی افزایش یافت و از بار تکفل اقتصادی کاسته شد. شاخص فقر که در سال 1367 به 31 درصد می رسید در سال 1376 به حدود 18 درصد کاهش یافت. درکنار رشد و استحکام اقتصادی، درآمد سرانه و رفاه اجتماعی بالا رفت و سیاست محوری تسهیلات رفاهی و بهداشتی پوشش فراگیری در شهرها و روستاها و مناطق محروم یافتند. زیر بخشهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در حد قابل توجهی رشد یافتند. بخشهای آب و کشاورزی و نیرو گسترش چشمگیری پیدا کردند. بیش از 60 سد مخزنی ساخته شد و توسعه شبکه های آبیاری و زهکشی و سایر اقدامات بخش کشاورزی سبب گردید که محصولاتی نظیر گندم و محصولات زراعی رشد سالانه ای حدود 6 درصد را تجربه کنند.
ظرفیت اسمی نیروگاههای کشور که کمتر از 13 هزار مگاوات بود به 23 هزار مگاوات بالغ شد و تولید انواع حاملهای انرژی و صنایع فولاد، مس و آلومینیوم به میزان قابل توجهی بالا رفت و محصولات فولاد، سیمان و پتروشیمی دارای رشد متوسطی معادل 3/18، 3/5 و 21 درصد شدند.
بخشهای اجتماعی و فرهنگی از آموزشهای عمومی گرفته تا تحقیقات عالی، فعالیتهای فرهنگی و امور جوانان و ورزش همگی رشدهای بالائی را تجربه نمودند. تعداد دانش آموزان از حدود 8/13 میلیون نفر در سال 1368 به حدود 8/18 میلیون نفر در سال 1376 افزایش یافت و علی رغم این رشد در نتیجه مجموعه سرمایه گذاریهای انجام شده تراکم دانش آموز در کلاس و نسبت دانش آموز به معلم کاهش یافت، تعداد دانشجویان از 447 هزار نفر در سال 1368به حدود 3/1 میلیون نفر در سال 1376 رسید و زیر بناهای آموزش عالی و تحقیقات تا 5 میلیون متر مربع گسترش یافت و تیراژ مطبوعات از 5/176 میلیون نسخه به 857 میلیون نسخه بالغ شد. و سرانجام زمینه مناسبی برای ادامه حیات رو به رشد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور فراهم شد. با اجرای طرحهای زیربنایی، ایجاد سخت افزارهای فنی، تربیت نیروی انسانی ماهر و تحقیقات کاربردی، ذخیره ای ارزشمند برای اداره کشور فراهم آمد، که اطلاعات آن در مجموعه حاضر گردآوری شده است.
سرانجام لازم می دانم از سوی خود و همکارم آقای سید شمس الدین حسینی، از کارشناسان محترم، خانم آتوساگودرزی، آقایان حسن معین نعمتی، علیرضا امینی، و عبدالرسول شعبانی و خانم لادن نوروزی که در تدوین این مجموعه مشارکت داشته اند، صمیمانه تشکر و قدردانی نمایم، و اگر چه آمارها و ارقام توسط این عزیزان بازنگری شد لیکن از زحمات آقای فرهاد دژپسند مدیر کل وقت دفتر اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه نیز برای تهیه مجموعه آماری اولیه سپاسگذاری می نمایم. همچنین از آقای احسان میرزاده و آقای محمود قاسمی که در ترسیم نمودارها و تایپ مجموعه حاضر کوشش فراوانی داشتند، تشکر و قدردانی می شود.
دکتر حمید مبرزاده - آذرماه 1378
 
* تولید ناخالص داخلی و ارزش افزوده بخش ها
تولید ناخالص داخلی مجموع ارزش كالاها و خدمات تولید شده در یك اقتصاد معین در یك سال به وسیله اتباع داخلی است. تولید ناخالص داخلی یكی از شاخص‌های مهم اقتصاد كلان است. وقتی رشد تولید ناخالص داخلی و تولید ناخالص داخی سرانه به قیمت ثابت در نظر گرفته شوند، این دو شاخص به ترتیب بیانگر رشد اقتصادی و رفاه اقتصادی می‌باشند.
تولید ناخالص داخلی (به قیمت ثابت سال 61) در سال 1368 برابر 6/9514 میلیارد ریال بود كه در سال 1375 به 14649 میلیارد ریال افزایش یافت. بنابراین رشد متوسط سالانه تولید ناخالص داخلی ( gdp) معادل 4/6 درصد بوده است.
با بررسی روند رشد تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت ملاحظه می‌شود نرخ رشد این متغیر كه در سال 1367 منفی بوده (8/7- درصد)، در سال 1368 به 3 درصد و در سال 1369 به بالاترین حد خود در طول دوره مورد بررسی یعنی 1/12 درصد رسیده است. در سال 1370 نرخ رشد gdp به 9/10 درصد كاهش یافت. این روند كاهش تا سال 1373 ادامه داشت لیكن از سال 1374 به بعد آهنگ پیدا كرده است.
شایان ذكر است رشد چشمگیر تولید در سال 1369 به پایان یافتن جنگ و بكارگیری ظرفیت‌های عاطل و نیز آغاز دوره بازسازی بر‌ می‌گردد و كاهش نرخ رشد از درصد دو رقمی به درصد یك رقمی روندی طبیعی بوده و بالطبع با تداوم فعالیتهای سازندگی و عمرانی و افزایش سرمایه‌گذاری، نرخ رشد در سایر سال‌های مورد بررسی تداوم یافت و در مجموع نرخ رشد متوسط 4/6 درصد در طول دوره مورد بررسی قابل توجه بوده است.
درآمد سرانه(ثابت 61) 1 نیز از حدود 155 هزار ریال در سال 1368 با رشد متوسط 5 درصد به 216 هزار ریال در سال 1375 بالغ شد كه بیانگر افزایش توان خرید مردم كشور است.
در ادامه این بحث رشد ارزش افزوده بخش‌های مختلف اقتصادی بررسی می‌شود.
 
* ارزش افزوده بخش كشاورزی
طی سال‌های قبل از انقلاب، كشاورزی ایران دست‌خوش تحول چندانی نگردید و در حالت نسبی بسر می‌برد. میزان تولیدات متناسب با افزایش تقاضا (ناشی از رشد جمعیت و ازدیاد در آمدها) رشد نكرد و افزایش بازده در هكتار محصولات كشاورزی نیز ناچیز بود. از سوی دیگر مجموعه اقداماتی كه در رژیم گذشته تحت عنوان اصلاحات ارضی انجام شد، به دلیل مشكلات و نقایض متعدد نتوانست تحولات اساسی مثبتی در بخش كشاورزی به وجود آورد. وضع بسیار نامطلوب اقتصاد روستایی از یك طرف و جاذبه‌های روزافزون شهرها به سبب رونق كاذب اقتصادی از طرف دیگر، موجب تسریع مهاجرت نیروی فعال روستاها به شهرها شد و نیروی مذكور جذب بخش‌های دیگر اقتصادی گردید. افزایش بسیار سریع دست‌مزد در این بخش‌ها در مقایسه با درآمد بسیار ناچیز كشاورزی، مهم‌ترین عامل در تشدید مهاجرت روستاییان بود.
دركنار مهاجرت كارگران كشاورزی به شهرها، ماشین آلات مكانیزه كشاورزی نیز نتوانست به نحوی مطلوب جایگزین نیروی كار شود، زیرا عدم مهارت و آشنایی به كار ماشین باعث پایین آمدن بازدهی ماشین آلات بود. با توجه به مشكلات و نارسایی‌های موجود در استفاده از اعتبارات بانكی، بالا بودن قیمت ماشین آلات نیز موجب شد كه اكثر كشاورزان قدرت خرید آن‌ها را نداشته باشند. توزیع نامناسب بذر، كود شیمیایی و سموم در پایین آمدن كیفیت محصول نقش مؤثری داشته است. اعتبارات كشاورزی برای واحدهای كوچك محدود بود و تكافوی نیازهای كشاورزان را نمی كرد. از این رو بیشتر كشاورزان با پیش فروش كردن محصول خود به قیمت نازل به تأمین منابع مالی مورد نیاز خود می‌پرداختند.
به طور كلی، با توجه به مسائل فوق، در دوره قبل از انقلاب اسلامی، از امكانات بالقوه داخلی ومنابع آب و خاك كشور در جهت رشد و شكوفایی بخش كشاورزی استفاده مؤثر به عمل نیامد. در نتیجه این بخش در مقایسه با سایر بخش‌های اقتصادی و به ویژه بخش‌های صنعت و خدمات از رشد بسیار كمتری برخوردارشد. بدین ترتیب، سهم بخش كشاورزی در تولید ناخالص داخلی طی دورة مذكور روندی نزولی داشت و به عنوان مثال از 8/9درصد در سال 1354به 7/8 درصد در سال1356محدود گردید. این روند به تركیب ناموزون تولید ناخالص داخلی كشور منجر گردیده و موجب تشدید وابستگی به خارج در زمینه تأمین محصولات كشاورزی مورد نیاز كشور شد.
در آن سال‌ها، سطح زیر كشت محصولات عمده كشاورزی (به استثناء پنبه) به طور نسبی افزایش داشته است. رشد ارزش افزوده بخش كشاورزی با آن‌كه بعد از انقلاب در اكثر سال‌ها چندان قابل توجه نبوده است، اما با قیمت های ثابت به جز سال‌های 1362 و 1367 منفی نگردید. با وجود این، به علت ادامه مشكلات بنیادین این بخش و بروز مسائل جدیدی نظیر جنگ تحمیلی، تولیدات كشاورزی در حد لزوم افزایش نداشت. البته در این دوره پرداخت‌های بانك كشاورزی افزایش قابل ملاحظه‌ای یافت و این بانك با اعطای وام جهت مصارف مورد نیاز كشاورزان كمك مؤثری نمود.
در بخش كشاورزی، یكی از متغیرهای بسیار مهم "رشد ارزش افزوده بخش كشاورزی" می باشد. روند تغییرات این متغییر، بسیار نوسانی بوده است. با عنایت به اینكه یكی از سیاست‌های محوری بعد از انقلاب اسلامی، اهمیت قائل شدن برای بخش كشاورزی بوده است، در تمام دوره بعد از انقلاب اسلامی تا سال 1367، كشاورزی تنها بخشی بوده كه ارزش افزوده آن هر ساله رشدی مثبت داشته است (به جز سال‌های 62 و 67). مثلاً حتی در سال 1357 هم كه ارزش افزوده همه بخش‌های اقتصادی، رشد منفی نشان داده‌اند، بخش كشاورزی رشدی معادل 3 درصد داشته است. در سال 1368، رشد منفی ارزش افزوده ی بخش كشاورزی به رشد مثبت 7/3 درصدی مبدل گردیده است. افزایش این روند در سال 1369، به حداكثر مقدار خود در طول سالهای مورد مطالعه (یعنی 1/8درصد) می‌رسد. در سال 1370، این رشد نقصان می‌یابد و به 1/5 درصد می رسد، اما در سال 1371 با افزایش آن (4/7درصد) روبرو می‌شویم. ظرف دو سال بعدی رشد ارزش افزوده كاهنده است و در سال 1357باز افزایش یافته است (5/3درصد).
یكی دیگر از شاخص‌های بسیار مهم بخش كشاورزی"سهم ارزش افزوده كشاورزی در كل تولید (ثابت61)" است. این شاخص در طول سال‌های دوره 1367 تا 1375 با افت و خیزهای بسیار محدودی روبرو بوده است. بالاترین مقدار این شاخص مربوط به سال 1367است كه 4/25 درصد می‌باشد. این نسبت تا سال 1370 نزولی بوده و بعد از آن تا سال 1374 افزایش یافته است.
شایان ذكر است كه ارزش افزوده بخش كشاورزی از 2746میلیارد ریال در سال 1368به 9/3822میلیارد ریال در سال 1375رسیده است. 2 كه از متوسط رشد سالانه‌ای معادل 84/4 درصد برخورداربوده است. این بخش با برخورداری از حمایت‌هایی از قبیل تسهیلات بانكی، ارائه و ترویج آموزش‌ها و فن آوری و به ویژه تأمین نهاده ی مهم آب از بهبود نسبی برخوردار شد. ساخت شبكه‌های اصلی و فرعی آبیاری و سدهای مخزنی كوچك و بزرگ و همچنین توسعه و تقویت سیستمهای آبیاری تحت فشار در كنار تشكیل تعاونی‌های بزرگ تولیدات كشاورزی زمینه بسیار مناسبی برای شكوفایی بخش كشاورزی فراهم نمود.
 
* ارزش افزوده بخش صنعت ومعدن
انقلاب ایران وارث صنعتی شد كه میزان وابستگی آن به خارج بسیار زیاد بود. به همین سبب پس ازانقلاب صنایع كشور به دلیل محاصره ی اقتصادی وعدم تأمین موارد اولیه و واسطه‌ای دچار ركودگر دیدند. از سوی دیگر صاحبان و مالكان این صنایع كه با استفاده از اعتبارات بانكی آنها را تأسیس نموده بودند. با سرمایه‌های جاری كه در دست داشتند از كشور خارج شدند و بدین شكل در اولین سال‌های پیروزی انقلاب به دلیل فقدان مدیریت مجرب، در فرآیند تولید اخلال به وجود آمد.
به طور كلی اهم نیازهای بخش صنعت به شرح ذیل قابل طبقه بندی هستند:
1- تقویت نیروی انسانی متخصص
2- توجه به كیفیت پژوهش وتوسعه
3- انتخاب مدیران براساس صلاحیتهای لازم
4- هماهنگی بین مراكزتصمیم گیری
5- اختصاص سهم بزرگی ازتولید ناخالص ملی به سرمایه‌گذاری
6- انتقال صحیح فن آوری
با توجه به تجربه سایر كشورها بدون هیچ‌گونه تردیدی به این نكته بسیارمهم می‌توان اشاره نمود كه تمام اقدامات فوق الذكر در صورتی با موفقیت توأم خواهد بود كه در قالب یك برنامه منسجم و یا استراتژی توسعه یعتی صورت پذیرد.
در زمینه اهمیت و قش معادن دراقتصاد ایران می‌توان به این نكته اشاره كرد که امكانات طبیعی، از جمله عوامل مهم و اساسی رشد وتوسعه اقتصادی هستند وشكی نیست كه كشورهایی كه دارای معادن و منابع معدنی ذی قیمت فراوانی هستند، در صورت تأمین سایرعوامل پویایی اقتصادی، توان حركت به سوی توسعه را خواهند داشت. ایران از جمله كشورهایی است كه بر روی گنجینه‌های گرانبهایی قرار گرفته است. معادن غنی نفت، گاز، زغال‌سنگ، سنگ‌آهن، مس، سرب، روی، كرمیت، اورانیوم، طلا و سایر فلزات چنین ذخایری را به وجود آورد است كه در مجموع زمینه و شرایط اولیه صنعتی شدن را مهیا نموده است.
وجود معادن وگسترش فعالیتهای معدنی از دوجنبه حائز اهمیت است :
1- تولید كالاهای واسطه ای به ویژه فولاد (كه بدون آن امكان بسط و توسعه سایر صنایع وجود ندارد) بدون وجود معادن امكان پذیر نمی باشد و یا در صورت امكان پذیری، هزینه تولید آن بسیار بالا خواهد بود.
2- باشناسایی و اكتشاف ذخایر عظیم معدنی و استفاده از آنها در تولید كالاهای صنعتی می توان در راستای صادرات كالاهای ساخته شده صنعتی به جای صادرات نفت حركت كرد.
یكی از شاخصهای مهم در رشد تولید ناخالص داخلی، رشد ارزش افزوده صنایع و معادن است. روند تغییرات این شاخص به دوره‌های مشخصی قابل طبقه‌بندی است. از سال 1367 تا سال 1370 روند صعودی، از سال 1371 تا 1372 روند نزولی و از سال 1373 تا 1375 روندی فزاینده داشته است. بیشترین رشد ارزش افزوده این بخش مربوط به سال 1370 با نرخ رشد 2/17 درصدی است.
یكی دیگر از شاخص‌های مهم سهم ارزش افزوده صنایع و معادن در كل تولید (ثابت 61) است. به استثناء دو سال 1371 و 1372 پیوسته این شاخص فزاینده بوده است و در سال 1375 به حداكثر مقدار خود (یعنی 5/12درصد) رسیده است. با توجه به اهمیت بخش صنعت در فرآیند توسعه اقتصادی درصورت ادامه این روند، می توان از این بخش به عنوان سكوی جهش به سوی مراحل بالاتر توسعه بهره جست.
شایان ذكراست كه ارزش افزوده صنایع و معادن از 1/2109 میلیارد ریال در سال 1368 به 3/2408 میلیارد ریال در سال 1375رسیده است، كه به طور متوسط سالانه نرخ رشدی معادل 91/1 درصد را دارا می باشد.3
نكته مهم در این بخش تنها رشد كمّی یا حجمی نیست، آنچه دارای بالاترین اهمیت است روند داخلی و بومی شدن فن آوری و كاهش وابستگی و نه به معنی قطع ارتباط با خارج است. كاهش ارزبری اغلب صنایع و احداث مجتمع‌های عظیم صنعتی بویژه پتروشیمی از توفیقات صنعت كشور در دوره مورد بررسی است.
 
* ارزش افزوده بخش نفت
پس ازپیروزی انقلاب، سیاست نفتی بر پایه نگهداری منابع موجود برای نسلهای آینده و بهره‌برداری از منابع نفتی نه بر پایه نیاز غرب و شركت‌های فراملیتی، بلكه منطبق با نیازهای ارزی ایران تدوین شد. همزمان با پیروزی انقلاب، صدور نفت ایران به كشورهای اسرائیل و آفریقای جنوبی قطع شد. (البته در سالهای بعد كه نظام سیاسی نژادپرست آفریقای جنوبی ساقط شد، دوباره نفت ایران به این كشور صادر شد) و در چاچوب كشورهای صادر كننده ی نفت (اوپك) نیز سیاست محدودیت تولید نفت و افزایش قیمت آن توسط ایران مورد حمایت قرار گرفت و به این ترتیب جناح مترقی اوپك تقویت شد.
در پی تحریم نفتی ایران از سوی كشورهای غربی وجایگزینی افزایش استخراج نفت عربستان، عراق، آلاسكا، مكزیك و انگلیس به جای نفت ایران، بازار یابی نفت در كشورهایی به جز آمریكا، آلمان، ژاپن، فرانسه، ایتالیا وانگلستان انجام شد.
یكی از شاخص‌های بسیار مهم رشد تولید ناخالص داخلی، رشد ارزش افزوده بخش نفت است. این شاخص به قیمت‌های ثابت سال 1361 نوسانات شدیدی را در دوره مورد مطالعه تجربه كرده است. در طول این دوره (1368 تا 1375) بالاترین رشد مربوط به سال 1369با رشد 9/19 درصد و پایین‌ترین رشد (منفی) مربوط به سال 1373 با رشد منفی 6/5 بوده است.
شاخص مهم دیگر روند تغییرات سهم ارزش افزوده نفت دركل تولید (ثابت61) است. این شاخص تا سال 1370 افزایشی بوده و در سال 1370 به حداكثر مقدار خود رسیده است و از 8/16 درصد به 8/18 درصد افزایش یافته است و از سال 1371 تا 1375روند كاهشی داشته است.
با توجه به وجود استعدادهای بالقوه ی قوی در زمینه صنعت نفت و پتروشیمی، جهت‌گیری سیاست‌ها به نحوی طراحی شد كه ازصدور نفت به شكل خام كاسته شده و بعد از طی مراحل پالایش اقدام به صدورآن نمود، تا از این رهگذر ارزش افزوده بیشتری عاید كشورگردد. با توجه به وجود نیروی انسانی متخصص و توان بالقوه ی موجود، دورنمای چنین سیاستگذاری‌هایی امیدواركننده به نظرمی رسد.
به طور كلی در فاصله سال‌های 1368 تا 1375 تلاش فراوانی برای بازسازی تأسیسات صنعت نفت كشور به عمل آمد. تأسیسات نفتی بدلیل استقرار در مناطق جنگی خسارات فراوانی دیدند كه بازسازی ظرفیت تولیدی آنها به جدیت پیگیری شد، ظرفیت تولید به سقف مجاز اوپك بالغ شد و درعین حال به جهت همسویی و پیگیری سیاست محدویت عرضه در اوپك و در راستای نگرش ثروت بین نسلی به نفت، استخراج و صدور بی‌رویه آن منع گردید، تلاش فراوانی صورت گرفته كه به ارزش افزوده بالاتر در این صنعت منجر گردید و سیاست صدور فرآورده به جای صدورنفت خام و توسعه صنعت پتروشیمی به عنوان یك صنعت پیشتاز پی گرفته شد. به طوری كه میزان تولیدات محصولات پتروشیمیایی كه در سال 1368 حدود 4/2 میلیون تن بود در سال 1376 بالغ بر 2/11 میلیون تن شد و رشد متوسط این محصولات به 21 درصد رسید. میزان صادرات محصولات مذكور در این سال حدود 500 میلیون دلار شد. جالب توجه این‌كه با پیش‌بینی و آینده نگری هوشمندانه از نظر تأمین منابع مالی برای توسعه این صنعت محوری و استراتژیك برای ظرفیت تولید تا 15میلیون تن درسال‌های بعد از برنامه دوم برنامه‌ریزی شد، كه هم اكنون به 7/14میلیون تن رسیده است.
 
* ارزش افزوده بخش خدمات
در دهه‌های اخیر گروه خدمات در تولید ناخالص داخلی، به‌ تدریج نسبت به دو بخش دیگر اقتصاد كشور (یعنی صنعت و كشاورزی) سهم بیشتری را دارا شد و جامعه را هر چه بیشتر به سوی اقتصادی غیر تولیدی و متكی به درآمد نفت كشاند. یكی از شاخص‌های بسیار مهم در بررسی رشد تولید ناخالص داخلی (واقعی)، "رشد ارزش افزوده خدمات (ثابت 61)" است. این شاخص بعد از این‌كه در سال 1367 منفی بوده، طی سال‌های 1368 تا 1370 افزایش یافته است و ظرف سال‌های 1371 الی 1374 از روندی كاهشی برخوردار بوده است و مجدداً در سال 1375 افزایش یافته است. یكی دیگر از شاخص‌های حائز اهمیت "سهم ارزش افزوده خدمات در كل تولید (ثابت 61)" می‌باشد. نكاتی در رابطه با این شاخص حائز اهمیت است. اولاً؛ بخش خدمات سهم قابل ملاحظه‌ای را در كل تولید، دارا بوده است. ثانیاً؛ روند تغییرات این شاخص تا سال 1370 نزولی، از سال‌های 1371 تا 1373 صعودی، در سال 1374 نزولی و در سال 1375 ثابت بوده است. حداكثر مقدار این نسبت در سال 1373 حاصل شده است، كه رقمی معادل 39 درصد را نشان می‌دهد.
نكته دارای اهمیت دیگر آن است كه "ارزش افزوده بخش خدمات" از 9/4100 میلیارد ریال در سال 1368 به 1/6339 میلیارد ریال در سال 1375رسیده است 4 كه به طور متوسط از رشد سالانه‌ای معادل 41/6 درصد برخوردار بوده است. گفتنی است آن‌چه كه در گذشته به عنوان یك نارسایی در خصوص بالا بودن سهم خدمات در ارزش افزوده مطرح می‌شده بیشتر به دلیل تلقی و بالا بودن فعالیت‌هایی از قبیل دلالی یا واسطه‌گری در بخش خدمات بوده است و امروزه با اهمیت یافتن بخش‌هایی نظیر بیمه، بانكداری، جهانگردی، حمل و نقل و نظایر آن ساختار بخش خدمات بهبود یافته است و در دوره 1368 تا 1376 تا حدی شاهد این بهبود ساختار در بخش خدمات بوده‌ایم.
 
* مصرف
مصرف (در كنار سرمایه‌گذاری، هزینه‌های دولت و خالص صادرات) یكی از اجزای تقاضای كل اقتصاد است. اگرچه افزایش مصرف سرانه (به قیمت ثابت) می تواند افزایش رفاه اقتصادی را نشان دهد لیكن از جنبه دیگر كاهش نسبت مصرف به سرمایه‌گذاری نشانگر جهت‌گیری بیشتر منابع داخلی به سمت تولید ولذا رشد بالاتر اقتصادی در آینده است. بنابراین یكی از ضرورت‌ها، بازنگری در الگوی مصرف است به نحوی كه همراه با افزایش مصرف سرانه، نسبت مصرف به سرمایه‌گذاری كاهش یابد.
در سال 1368 مصرف خصوصی به قیمت (ثابت61) برابر 1/6327 میلیارد ریال، مصرف دولتی معادل 4/1189 میلیارد ریال و مصرف خصوصی و دولتی معادل 5/7516 میلیارد ریال بوده است.
در سال 1375 مصرف خصوصی برابر 5/9641 میلیارد ریال و مصرف دولتی معادل 8/2078 میلیارد ریال بوده است. مجموع مصرف خصوصی و دولتی دراین سال 3/11729 میلیارد ریال بوده است.
نرخ رشد مصرف خصوصی به طور متوسط سالانه برابر 2/6 درصد و نرخ رشد كل مصرف در فاصله 1368 تا 1375،5/6 درصد و تقریباً مطابق با رشد متوسط سالانه gdp )4/6درصد) بوده است. ملاحظه می‌شود كه روند رشد مصرف خصوصی دولتی و نرخ رشد آن بالاتراست كه به نظر می رسد با توجه به نقش غالب دولت در اقتصاد ایران (فعالیت‌های تولیدی وزیر بنایی)، همزمان با شتاب گرفتن فعالیت‌های عمرانی دولت، هزینه‌های مصرف دربخش دولت نیز افزایش یافته است. جنبه دیگر این روند می‌تواند به عدم دقت كافی در مصارف هزینه‌های مصرفی دربخش دولتی اطلاق شود.
 
* سرمایه گذاری
موجودی سرمایه (شامل ماشین آلات، تجهیزات، زمینهای كشاورزی، ساختمانها، راهها، سدها وغیره) و سرمایه‌گذاری موتور رشد اقتصادی محسوب می شود. با توجه به ضریب تكاثری سرمایه‌گذاری، افزایش این متغیر برتولید ناخالص داخلی به طورفزاینده اثر كرده و رشد اقتصادی را فراهم می‌كند.
نسبت تشكیل سرمایه به تولید به قیمت ثابت سال 61نشان می‌دهد كه تغییرات این متغیر رضایت بخش بوده است و به نظر می‌رسد كه تركیب تقاضای كل اقتصاد به نفع سرمایه‌گذاری تغییر یافته است. در طول دوره مورد بررسی نسبت تشكیل سرمایه به تولید ناخالص داخلی روندی افزایشی داشته و از 8/12 درصد در سال 1368 به 8/16 درصد درسال 1375 افزایش یافته است.
تشكیل سرمایه به قیمت ثابت سال 1361 در سال 1368 معادل 8/1216 میلیارد ریال بوده كه درسال 1375 به 2467 میلیارد ریال افزایش یافته و رشد متوسط آن حدود 11 درصد وبه مراتب بیشتر از رشد مصرف است.
با توجه به رشد مصرف سرانه از یك طرف و شتاب بیشتر سرمایه‌گذاری از طرف دیگر، بهبود رفاه با افزایش نسبی سرمایه‌گذاری روبرو بوده و تركیب اجزای تقاضای كل به سمت مطلوب پیش رفته است.
ازاقدامات دیگری كه درطول این دوره شروع شد، شكل‌گیری وگسترش بازار سرمایه به عنوان یك سیاست جدید بود. گسترش بازار سرمایه گذاری شود. در سالهای 1374و1375 فعالیت بورس اوراق بهادار تهران به اوج خود رسید. این امر در قالب افزایش حجم معاملات و افزایش عرضه سهام ، افزایش تعداد شركت‌های پذیرفته شده در بورس و رشد شاخص قیمت سهام تجلی یافته است. در صورت گسترش بازار بورس اوراق بهادار در سایر شهرهای ایران این جریان تقویت خواهد شد. در طول این دوره با گسترش منابع جدید تأمین مالی (نظیر تأمین مالی طرحهای عمرانی با استفاده از اوراق مشاركت) فشار تقاضا برای استفاده از اعتبارات بانكی و دولتی كاهش یافت و زمینه مشاركت مردمی فراهم شد.
در مجموع باید توجه شود كه افزایش سرمایه گذاری در زمانی می‌تواند از پایداری لازم شود كه سهم و مشاركت بخش خصوصی در تشكیل سرمایه كشور بالاتر رود و با بهره‌گیری از سرمایه‌های غیر دولتی منابع پایداری برای تأمین سرمایه در جامعه فراهم شود.
 
* بودجه عمومی (درآمدها وهزینه‌های دولت)
در طول دوره مورد بررسی، وضع مالی دولت به جهات مختلف بهبود شایان توجهی یافته است. در حالی كه قبل از سال 1368، عدم تحقق درآمدهای مصوب یكی از معضلات ساختاری بودجه بشمار می رفت، در طول سالهای مورد بررسی درآمدهای تحقق یافته به ارقام مصوب قوانین بودجه سنواتی نزدیكتر شد. میزان تحقق درآمدها و هزینه‌های دولت كه طی سال‌های برنامه اول به ترتیب 2/94 و 1/93 درصد بود، در سال 1374 به ترتیب به 9/98 و 6/98 درصد رسید و این دو نسبت در سال 1375 تقریباً به 100 در صد رسید.
جنبه شایان توجه دیگر گسترش درآمدهای مالیاتی به عنوان یك پایه درآمدی سالم و پایدار برای دولت است. رشد سالانه درآمدهای مالیاتی دولت در سال 1368 نسبت به سال 1367 برابر 4/20 درصد بود، در حالی ‌كه این نرخ برای سال 137 نسبت به سال 1374 به 8/71 درصد رسید. افزایش نرخ رشد درآمدهای مالیاتی یكی از موفقیتهای دولت در دوره مورد بررسی می باشد.
دستاورد دیگر این دوره كاهش كسری بودجه عمومی دولت است. در سال 1367و1368 نسبت مسری بودجه دولت به كل بودجه بالغ بر 2/50 درصد و 3/26 درصد بود. درحالی كه این نسبت در سال‌های 1375و1376 تقریبا ًبه صفر رسید.
آمار و اطلاعات موجود هم‌چنین نشان می‌دهد كه نسبت هزینه‌های جاری به كل هزینه‌ها كه در سال 1368 به میزان 4/78 درصد بوده در سال 1376 به 1/60 درصد كاهش یافته و به طور متوسط سالانه رشد منفی معادل 27/3- درصد را دارا بوده است. با بررسی سنواتی دوره ی مورد مطالعه به این نتیجه می‌رسیم كه این نسبت در اغلب سال‌های مورد بررسی نزولی بوده و فقط در سال‌های 1371،1373و1374 افزایش اندكی را نشان می‌دهد.
نسبت هزینه‌های عمرانی به كل هزینه‌ها به نحو شایان توجهی افزایش یافته است و هر ساله رشد متوسط بسیار مناسبی معادل 99/7 درصد را دارا بوده و اجرای شایان توجه طرح‌های عمرانی و زیربنایی به عنوان یك سیاست اصلی در این دوران دنبال شده است .
نسبت درآمدهای مالیاتی به كل درآمدهای دولت از 3/37 درصد در سال 1368 به 4/25 درصد در سال 1376 (علی‌رغم رشد سالانه درآمدهای مالیاتی) كاهش یافت، و در مقابل نسبت درآمد نفت به كل درآمدهای دولت از 6/47 درصد در سال 1368 به 53 در صد در سال 1376 افزایش یافته است. باید توجه نمود كه كاهش نسبت درآمدهای مالیاتی به كل درآمدهای دولت (و برعكس افزایش نسبت درآمد نفت به كل درآمدهای دولت) به طورعمده به افزایش درآمدهای نفتی ناشی از حجم صادرات و قیمت نفت است و با افزایش هر كدام از این رو، درآمدهای نفتی افزایش می یابد.
بطوركلی بهبود تركیب هزینه‌های دولت به نفع هزینه‌های عمرانی، گسترش پایه درآمدهای مالیاتی و توازن بودجه از نكات شایان توجه در زمینه بهبود بودجه عمومی بوده است.
 
* صادرات و واردات
به علت ساختار خاص اقتصادی ایران، بازرگانی خارجی یكی ازمهم‌ترین عومل تعیین كننده مسیر رشد و توسعه اقتصادی كشور بوده است. درپی ترقی قیمت نفت درسال 1352، سیاست‌های ارزی و بازرگانی خارجی به ارائه تسهیلات بیشتر برای واردات تغییر یافت. افزایش سریع درآمدهای نفتی و در نتیجه رشد سریع هزینه‌های جاری وعمرانی دولت، به همراه توسعه ی قابل ملاحظه ی اعتبارات سیستم بانكی كه رشد سریع تقاضای داخلی را بدنبال داشت، موجب بروزعدم تعادل و ایجاد شكاف بین عرضه وتقاضای كل و نیز ازدیاد فشارهای تورمی گردید. همراه با سیاست درهای باز و كوشش در جهت افزایش تولیدات داخلی، واردات مواد اولیه و كالاهای سرمایه‌ای و واسطه‌ای افزایش یافت ولی گسترش صنایع كشور، هیچ‌گاه به سرحد مطلوب نرسید و با توجه به كمبود تولیدات داخلی، تقاضا برای كالاهای مصرفی به شدت افزایش یافت. در كل تصویر بازرگانی خارجی تا قبل ازانقلاب اسلامی بیانگرعدم انسجام برنامه‌های دولت در استفاده از درآمدهای نفتی كشوراست، كه با اتلاف منابع ذی قیمت ارزی كشور برای اجرای پروژه‌های سنگین و كم منفعت و خریدهای نظامی هنگفت فرصت طلایی توسعه ی كشور از دست رفت و ساختاری ناسالم برای اقتصاد كشور بر جای ماند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به منظور تغییر روند بازرگانی خارجی، با توجه به نیازهای واقعی كشور تلاشهایی به عمل آمد. با توجه اصل 42 قانون اساسی، مبنی بر دولتی شدن تجارت خارجی، در سال 1358مقدمات طرح تشكیل مراكز تهیه و توزیع كالاهای وارداتی مورد بررسی قرارگرفت. هدف از ایجاد این مراكز نظارت بربهای اعلام شده ی كالاهای وارداتی و جلوگیری از خروج غیرقانونی ارز، بررسی كالاهای وارداتی از لحاظ ضرورت مصرف و نظارت بر امر توزیع كالا بود. به منظور كاستن از وابستگی به درآمدهای نفتی، تشویق صادرات غیرنفتی مورد توجه و تأكید واقع شده است. گرچه در سالهای بعد از 1370 ازنظر صادرات غیرنفتی با بهبود وضعیت روبرو هستیم، ولی هنوز برای رسیدن به وضع مطلوب فاصله زیادی وجود دارد.
در تحلیل شاخص‌های مربوط به صادرات و واردات باید خاطر نشان كرد:
اول، سهم صادرات نفت از كل صادرات كاهش یافته و تركیب صادرات بهبود نسبی یافته به گونه‌ای كه نسبت نفت به صادرات از 92% به 86% كاهش یافته و در مقابل نسبت صادرات غیرنفتی به كل صادرات از 8% در فاصله 1368 تا 1375 افزایش نشان می دهد.
دوم، اگرچه مطلق واردات رشد بالایی داشته ، لیكن تلاش براین بوده كه نسبت این متغییر به كل تولید ناخالص داخلی نه تنها افزایش نیابد، بلكه ثابت مانده و یا حتی كاهش یابد به عنوان مثال این شاخص در سال 1368 برابر 26% ولی در سال 1375 برابر 3/25% بوده است. با در نظر داشتن روند اجرای طرحهای عمرانی ملی وزیر بنایی در سالهای مورد بحث به این نكته رهنمون می شویم كه ثابت ماندن نسبت واردات به تولید ناخالص داخلی بیانگر بالا رفتن توان داخلی در تولید كالاهای با كیفیت بالا و فن‌آوری پیشرفته است.
سوم، افزایش نسبت صادرات غیرنفتی به واردات از1/7% در سال 1368 به 5/17% در سال 1375 بیانگر تلاش در جهت بهبود تراز بازرگانی بدون احتساب نفت است. روشن است كه هنوز فاصله زیادی در پیش است چرا كه این نسبت با عدد نزدیك به یك هنوز فاصله زیادی دارد.
چهارم، تراز بازرگانی خارجی كه همواره عددی منفی و مواجه باكسری بوده در سالهای پایانی دوره مورد بررسی مثبت و دارای مازاد بوده است. تراز بازرگانی كشور كه در سال 1368 بیش از7/1 میلیارد دلار كسری داشته در سال‌های 1373، 1374 و 1375 به ترتیب دارای 8/6، 4/5 و4/7 میلیارد دلار مازاد بوده است 5 كه سبب بهبود وضعیت بدهی‌های خارجی و افزایش حساب سپرده های ارزی شده است.
كل بدهی‌های خارجی از اوج 23 میلیارد دلاری در سال 1372 به 1/12 میلیارد دلار در سال 1376 كاهش یافت. بدهی میان مدت و بلند مدت كه درسال 1373 (به علت توافق‌های تعویق) به 3/16 میلیارد دلار رسیده بود درسال 1376 به 8/8 میلیارد دلار در سال 1372 به 2/3 میلیارد دلار سال 1372 تا سال 1375 تقریبا ًحذف شد. با جایگزینی اعتبار كوتاه مدت بانك به بانك به جای اعتبارات و وامهای كوتاه مدت (یوزاانس) نرخ بهره تأمین اعتبارمالی كوتاه مدت از 20 درصد به 5/7 درصد در سال 1375كاهش یافت. 6
در پایان باید متذكرشد كه دگرگونی الگوی تجارت خارجی ایران امری است كه به تغییر ساختار اقتصادی و الگوی مصرف وابسته است. اما برای تسهیل این دگرگونی‌ها، بازرگانی خارجی می‌تواند با دگرگونی ساختار خود، بازرگانی خارجی را در خدمت توسعه اقتصادی درون زا قراردهد. اگر با پرهیز از واردات كالاهای مصرفی، برقراری پیوند دوجانبه بین واردات و صادرات غیرنفتی با هریك از كشورها و كوشش در رشد صادرات متناسب با افزایش توان تولیدی جامعه و كاهش مصرف به خاطر صدور اقدام شود، علاوه بر كاهش تراز منفی، واردات می‌تواند برای تولید آنچه هم اكنون از خارج وارد می‌شود در خدمت صنایع پایه‌ای گذاشته شود.
برای آسان كردن دگرگونی آغازین الگوی بازرگانی خارجی، اجرای برخی سیاست‌های دیگر مثل نظارت بر مصرف و تغییر آن با هدف افزایش سهم مصرف محصولات داخلی، صدور كالاهای مصرفی و تولیدی صنایع، افزایش دریافت مالیات‌های مستقیم از صاحبان درآمد به ویژه درآمدهای ناشی از امور غیرتولیدی، هدایت نظام اعتباردهی بانك‌ها به سوی امور تولیدی، اولویت بخشیدن به تمركز سرمایه‌گذاری‌های دولت در بخش صنایع با هدف رفع نیازهای بخش كشاورزی و تأمین نیازهای صنایع سبك موجود، توجه به صنایع پتروشیمی به عنوان محور پایه‌ای توسعه اقتصادی ایران، تقویت بخش تعاونی اقتصاد و استفاده از توانایی آن‌ها برای ایجاد تغییرات اساسی در اقتصاد كشور ضروری است. تقویت بخش خصوصی برای افزایش تولید و صادرات نیز می‌تواند بدون تضعیف بخش دولتی و سلب مسئولیت دولت انجام گیرد. بهینه سازی مدیریت‌های دولتی نیز در همه زمینه‌ها به ویژه تولید صنعتی و بازرگانی داخلی و خارجی كشور، با هدف نظارت هوشمندانه و ضابطه‌مند بر تولید، توزیع و مصرف، از شرط‌های پایه‌ای دگرگونی ساختار تجارت خارجی برای درون زا كردن آن بشمار می‌آید.
 
 
پی نوشت:
1 – منظور به قیمت های ثابت سال 1361 است.
2- گزارش اقتصادی سال 1376، جلد اول، سازمان برنامه و بودجه، ص 81.
3 - همان
4 - گزارش اقتصادی سال 1376، جلد اول، سازمان برنامه و بودجه، صفحه 81.
5 – اولین گزارش ملی توسعه انسانی جمهوری اسلامی ایران (1378)، سازمان برنامه و بودجه، ص 97
6 – همان
 
*منبع : آمار سخن می گوید ، چاپ اول : آذر 1378، ص اول تا 30




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389


 
یكی از مباحث بسیار مهم در انقلابات، موضوع «شِعار» است شعار در لغت به معنای «اسم رمز»، «كلمه ی عبور»، «علامت» و «مظهر» می باشد. در واقع یك مفهوم از «شناسایی هویتی» در این واژه نهفته است. عرب ها به جای واژه ی شعار (درانگلیسی cry) از واژه ی «هتاف» (به ضم ها) استفاده می كنند. واژه ی«هاتف» (از همان ریشه) به معنای تلفن و نیز بلندگو می باشد كه یك وسیله ی ارتباطی است.
اما در اصطلاح، شعار انقلابی عبارت است از: «انتقال مفاهیم سیاسی (نفی / اثبات) در درون یك جنبش انقلابی به توسط یك دسته از نماد ها و معمولا با زبان ساده مردمی»
پیش از پیروزی انقلابات، به واسطه ی وجود شعار نفی (مرگ بر...) یك نوع همصدایی به چشم می خورد كه پس از انقلاب، با از میان رفتن شعار نفی مشترك، (از میان رفتن همصدایی) ارتباط از هم گسسته و فرآیند تجزیه ی گروهی آغاز می گردد.
در 18 ماه پایانی سلطنت پهلوی دوم، شاهد جاودانه ترین شعارهای انقلاب اسلامی هستیم. مردم ـ و برخی بی آنكه حتی خود بدانند ـ تبدیل به هنرپیشگانی باذوق گردیدند. و از این طریق به گسترش جنبش انقلابی یاری رسانیدند.
در اینجا به ذكر چند نكته موجود مهم در این شعارها می پردازیم:
 
1. یكی از نظریات مهم روانشناسی اجتماعی «نظریه ی برچسب زنی» است. شخص «بزهكار» به دنیا نمی آید بلكه ما با نامگذاری خویش او را مجرم نموده و یا الگوی رفتاری خاصی را برایش تعریف می نماییم. در واقع كنش های فرد متاثر از نگاه ما می گردد. در جنگ روانی برچسب زنی جایگاه مهمی به خود اختصاص داده است. شخص هر كاری كه انجام می دهد مورد تمسخر (ـ فشار هنجاری) قرار می گیرد. به عنوان مثال «شاپور بختیار» نمونه ی جالبی از این وضعیت است كه برچسب های وی غالبا: «تریاكی ـ چماق دار ـ سگ ـ خر ـ یزید ـ نوكر ـ كور ـ پفك و...» بوده است. مانند:
«بختیار حشیشی ـ حشیش بكش قوی شی»
«بختیار حشیشی ـ نخست وزیر نمی شی»
«این است شعار بختیار ـ منقل و وافور و بیار»
«به كوری چشم شاه زمستونم بهاره ـ سگ جدید دربار شاپور بختیاره»
«بختیار پلید است ـ بدتر از یزید است»
«بختیار نوكر بی اختیار» و...
بختیار در یك فشار خرد كننده ی هنجاری در جامعه قرار گرفته بود.
 
2. آهنگ كلامی، نقش اساسی در اشاعه ی شعار ایفا می نماید. آهنگ یك جنبه ی تفریحی نیز دارد. بچه ها با خواندن آن كیف می كنند ! دست می زنند و می خوانند. جاودانه ترین شعارهای انقلاب اسلامی دارای وزن مقبول مردمی است:
«وای اگر خمینی حكم جهادم دهد  ـ  ارتش دنیا نتواند كه جوابم دهد»
 «شاه فراری شده ـ سوار گاری شده»
«استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»
«ما می گیم شاه نمی خوایم ـ نخست وزیر عوض میشه» و...
(به آهنگ كلامی توجه نمایید) آیا اگر این آهنگ را از آن بگیریم و به صورت یك جمله ساده بی وزن ادا نماییم، چنین مقبولیتی می یافت ؟
 
3. نماد های خوب و بد دینی در شعارها تعریف شدند. شاه و عمالش یزید و یزیدیان و انقلابیون نماد خوبی ها و پیروان حضرت امام حسین (علیه السلام) تعریف گردیدند:
«شاه نشسته به تخت یزید»، «خمینی خمینی ـ  تو وارث حسینی»، «روز همه شیعیان شام غریبان شده ـ صحن امام هشتم گلوله باران شده»، «ماه محرم آمد ـ  ماه حسین و قرآن، ماهی كه هر مجاهد ـ باید رود به میدان»
 
برای مطالعه‌ی بیشتر در این زمینه به این منابع مراجعه نمایید:
ـ علی كمالی: 1359، انقلاب، تهران، چاپ مسعود. (منبعی بسیار خوب در شناخت شعارهای مردمی در انقلاب اسلامی ایران)
ـ مركز اسناد انقلاب اسلامی ایران: 1379، فرهنگ شعارهای انقلاب اسلامی، تهران (چاپ اول) انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی. 




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389


 
یكی از مباحث بسیار مهم در انقلابات، موضوع «شِعار» است شعار در لغت به معنای «اسم رمز»، «كلمه ی عبور»، «علامت» و «مظهر» می باشد. در واقع یك مفهوم از «شناسایی هویتی» در این واژه نهفته است. عرب ها به جای واژه ی شعار (درانگلیسی cry) از واژه ی «هتاف» (به ضم ها) استفاده می كنند. واژه ی«هاتف» (از همان ریشه) به معنای تلفن و نیز بلندگو می باشد كه یك وسیله ی ارتباطی است.
اما در اصطلاح، شعار انقلابی عبارت است از: «انتقال مفاهیم سیاسی (نفی / اثبات) در درون یك جنبش انقلابی به توسط یك دسته از نماد ها و معمولا با زبان ساده مردمی»
پیش از پیروزی انقلابات، به واسطه ی وجود شعار نفی (مرگ بر...) یك نوع همصدایی به چشم می خورد كه پس از انقلاب، با از میان رفتن شعار نفی مشترك، (از میان رفتن همصدایی) ارتباط از هم گسسته و فرآیند تجزیه ی گروهی آغاز می گردد.
در 18 ماه پایانی سلطنت پهلوی دوم، شاهد جاودانه ترین شعارهای انقلاب اسلامی هستیم. مردم ـ و برخی بی آنكه حتی خود بدانند ـ تبدیل به هنرپیشگانی باذوق گردیدند. و از این طریق به گسترش جنبش انقلابی یاری رسانیدند.
در اینجا به ذكر چند نكته موجود مهم در این شعارها می پردازیم:
 
1. یكی از نظریات مهم روانشناسی اجتماعی «نظریه ی برچسب زنی» است. شخص «بزهكار» به دنیا نمی آید بلكه ما با نامگذاری خویش او را مجرم نموده و یا الگوی رفتاری خاصی را برایش تعریف می نماییم. در واقع كنش های فرد متاثر از نگاه ما می گردد. در جنگ روانی برچسب زنی جایگاه مهمی به خود اختصاص داده است. شخص هر كاری كه انجام می دهد مورد تمسخر (ـ فشار هنجاری) قرار می گیرد. به عنوان مثال «شاپور بختیار» نمونه ی جالبی از این وضعیت است كه برچسب های وی غالبا: «تریاكی ـ چماق دار ـ سگ ـ خر ـ یزید ـ نوكر ـ كور ـ پفك و...» بوده است. مانند:
«بختیار حشیشی ـ حشیش بكش قوی شی»
«بختیار حشیشی ـ نخست وزیر نمی شی»
«این است شعار بختیار ـ منقل و وافور و بیار»
«به كوری چشم شاه زمستونم بهاره ـ سگ جدید دربار شاپور بختیاره»
«بختیار پلید است ـ بدتر از یزید است»
«بختیار نوكر بی اختیار» و...
بختیار در یك فشار خرد كننده ی هنجاری در جامعه قرار گرفته بود.
 
2. آهنگ كلامی، نقش اساسی در اشاعه ی شعار ایفا می نماید. آهنگ یك جنبه ی تفریحی نیز دارد. بچه ها با خواندن آن كیف می كنند ! دست می زنند و می خوانند. جاودانه ترین شعارهای انقلاب اسلامی دارای وزن مقبول مردمی است:
«وای اگر خمینی حكم جهادم دهد  ـ  ارتش دنیا نتواند كه جوابم دهد»
 «شاه فراری شده ـ سوار گاری شده»
«استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»
«ما می گیم شاه نمی خوایم ـ نخست وزیر عوض میشه» و...
(به آهنگ كلامی توجه نمایید) آیا اگر این آهنگ را از آن بگیریم و به صورت یك جمله ساده بی وزن ادا نماییم، چنین مقبولیتی می یافت ؟
 
3. نماد های خوب و بد دینی در شعارها تعریف شدند. شاه و عمالش یزید و یزیدیان و انقلابیون نماد خوبی ها و پیروان حضرت امام حسین (علیه السلام) تعریف گردیدند:
«شاه نشسته به تخت یزید»، «خمینی خمینی ـ  تو وارث حسینی»، «روز همه شیعیان شام غریبان شده ـ صحن امام هشتم گلوله باران شده»، «ماه محرم آمد ـ  ماه حسین و قرآن، ماهی كه هر مجاهد ـ باید رود به میدان»
 
برای مطالعه‌ی بیشتر در این زمینه به این منابع مراجعه نمایید:
ـ علی كمالی: 1359، انقلاب، تهران، چاپ مسعود. (منبعی بسیار خوب در شناخت شعارهای مردمی در انقلاب اسلامی ایران)
ـ مركز اسناد انقلاب اسلامی ایران: 1379، فرهنگ شعارهای انقلاب اسلامی، تهران (چاپ اول) انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی. 




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

 
بگو مرگ بر شاه
 
مرگ بر این سلطنت پهلوی        نصر من الله و فتح قریب
 
سكوت هر مسلمان        خیانت است به قرآن
 
پیروز باد ملت        بر شاه ننگ و نفرت
 
رهبر دور از وطن        خمینی بت شكن
 
نظام شاهنشاهی        سرچشمه فساد است
حكومت خمینی        مظهر عدل و داد است
 
تنها ره رهایی        جنگ مسلحانه است
تنها ره سعادت        ایمان جهاد شهادت
 
حزب فقط حزب الله        رهبر فقط روح الله
 
تا مرگ شاه خائن        نهضت ادامه دارد
 
مسلمان بپا خیز            برادرت كشته شد
وای به تو مسلمان        اگر به پا نخیزی
 
زنده و جاوید باد        امام ما خمینی
مرده و نابود باد        سلطنت پهلوی
 
این شاه آمریكایی         اعدام باید گردد
حكومت اسلامی          ایجاد باید گردد
نظام شاهنشاهی          نابود باید گردد
 
بگریه مادران، به ناله یتیمان، شاه تو راه می كشیم
به همت خمینی به قدرت مسلسل شاه تو راه می‌كشیم
 
ارتش به این بی غیرتی  هرگز ندیده ملتی
 
راه تو ای برادر راه جهاد و خون است
 
یا مرگ یا خمینی
 
اگر یار حسینی            رجوع كن به خمینی
 
زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما
 
مرگ بر این حكومت پهلوی
 
ای بی شرف حیا کن               سلطنت را رها کن
 
به همت توده ها                    شاه ترا میکشیم
 
تا مرگ شاه خائن                  نهضت ادامه دارد
 
این شاه آمریکایی                   اعدام باید گردد
 
شاه جنایت میکند                  کارتر حمایت میکند
 
برقرار میکنیم حکومت علی را    سرنگون میکنیم رژیم پهلوی را
 
رژیم شاهنشاهی سرچشمه فساد است
 
زیر بار ستم نمیکنیم زندگی      جان فدا میکنیم در ره آزادگی
 
سرنگون میکنیم سلطنت پهلوی مرگ بر این شاه (2)
 
ازهاری بیچاره                       ای سگ چهار ستاره
مردیکه ی گوساله                  پیر سگ شصت ساله
بازهم بگو نواره                      نوار که پا نداره
گفتی که صد هزاره                چشمای تو خماره
 
از درد بی علاجی                   به سگ میگن تو ناجی
 
بختیار بختیار نوکر بی اختیار      سگ جدید در بار         منقل رو بردار بیار
 
کابینه بختیار توطئه آمریکاست
 
بختیار شیره کش                   باید بری مراکش
 
وای به حالت بختیار                اگر خمینی دیر بیاد(یا اگر آقا فردا نیاد)
 
یک مملکت یک دولت             آن هم به رای ملت
 
شاه در بدر شد                     ساواک بی پدر شد
 
نفتو کی برد آمریکا       گاز رو کی برد شوروی            
پولشو کی خورد پهلوی   مرگ بر این سلطنت پهلوی
 
استقلال آزادی جمهوری اسلامی
 
نه آمریکا نه شوروی      مرگ بر رژیم پهلوی
 
پیروزی نهایی              اخراج آمریکاییست      
آمریکا تو خالیست        ویتنام گواهیست
 
ویتنام فلسطین متحد خلق ما     آمریکا اسراییل دشمنان خلق ما
 
مردم چرا نشستین                 ایران شده فلسطین
 
ما به شما گل                       شما به ما گلوله
 
برادر ارتشی                         چرا برادر کشی
 
سرباز تو بیگناهی                   فرمانده ات جلاد است
ارتش تو بیگناهی                   آلت دست شاهی
 
ای سرباز فراری تو حر این زمانی                    زلشکر یزیدی به سوی خلق بازآ
 
به گفته خمینی                    ارتش برادر ماست         زنده و جاوید بادا پرسنل هوایی
 
ارتش تو هم با ما باش             با ملت هم صدا باش
 
در راه حق بپا باش                 با دشمن آشنا باش
 
سرباز برادر ماست                  ارتش دشمن ماست
 
فرانده ارتشی              تویی که آدم کشی       سرباز زحمتکش است
 
ارتش دنیا دشمن کش است      ارتش ایران برادر کش است
 
ارتش جنایتکار است               مزدور استعمار است
 
ما ارتش ملی میخوایم              نه ارتش آمریکایی
 
ای رهبران ای رهبران    مارا مسلح کنید
 
میکشم میکشم           آنکه برادرم کشت
 
مشت گره کرده ما         روزی مسلسل میشود
 
برای حفظ ایران (قرآن)   مردم مسلح شوید
 
مسلسل مسلسل    جواب آمریکایی
تنها راه رهایی        جنگ مسلحانه
 
تشکل کلید پیروزی ماست         اتحاد ضامن پیروزی ماست
 
تزکیه تشکل                جنگ مسلحانه
    تفرقه تفرقه                 سلاح شاه خائن
 
اعتصاب اعتصاب                     مدرسه انقلاب
 
دانشجو -روحانی           پیوندتان مبارک
 
یه سگ داریم پشمالویه  اسمش فرح شهبانویه
یه سگ داریم نازه         اسمش فرحنازه
یه سگ داریم تو باغه      اسمش ممد دماغه
یه سگ داریم چاقه        اسمش اشرف چلاقه
یه سگ داریم قهوه ایه    اسمش رضا پهلویه
 
خدایا سفرش را پر خطر کن      مارا زمرگش باخبر کن
 
الهی بر نگردی ای شاه جانی      هرجا که باشی تو چنگ مانی
 
قسم به روح مادرم فاطمه          ندارم از کشته شدن واهمه
 
کاخ نیاوران را به خاک وخون میکشیم     قسم به خون شهدا شاه ترا میکشیم
 
برادر مجاهد       شهادتت مبارک
 
برادر شهیدم      راهت ادامه دارد
 
سکوت هر مسلمان        خیانت است به قرآن
 
استقلال آزادی             جمهوری (حکومت)اسلامی
 
عاشورا عاشورا            قیام ملی ما
 
اینست شعار ملی          خدا قرآن خمینی
 
حکومت توحیدی مظهر عدل وداد است    رژیم شاهنشاهی سرچشمه فساد است
 
همدان کربلا شد           همدان بر فنا شد
 
خمینی بت شکن          ریشه شاه رو بکن
 
کارشاه تمام است خمینی امام است       استقلال آزادی جمهوری اسلامی این آخرین کلام است
 
بیا خمینی وطن انقلابست          نقش مخالفین تو بر آبست
    جان ما فدایت              همچو مصطفایت
    الله اکبر                               خمینی رهبر
 
ماهمه سرباز توایم خمینی         گوش به فرمان توایم خمینی
 
صل علی محمد            رهبر ما خوش آمد
 
خمینی آمد به وطن الله اکبر      چشم تو روشن شریعتمدار الله اکبر
 
درود بر طالقانی        رهبر زندانی ما
 
نخست وزیر ایران مهدی بازرگان است      چون فرموده خمینی او حاکم ایران است
 
تا شاه کفن نشود                     این وطن وطن نشود
 
از انقلاب مردم                        شاه فراری شده
 
حکومت اسلامی آری         حکومت خودکامان هرگز
به سلطه جویان جهان         فروش خاک ایران هرگز
 
ملت دیگه بیدار شده          آماده پیکار شده
 
کارگر کشاورز               اسلام حامی توست
 
درود بر برزگر               متحد کارگر
 
کارگر نفت ما               حامی سر سخت ما
 
با تشکیل و تجهیز نیروهایت        با تشکیل حزب کارگرانت          بدست آور این حق جاودانت
 
ای برزگر کشت زمین واجب است                    دهقان بدان که این شاه کاذب است
 
بختیار محکوم است        پهلوی معدوم است       ای اهل ایمان (2)
 
کشتار دانشجویان به دست شاه جلاد       خواسته آنان بوده برچیدن استبداد
بهترین تسلیت بر پدر و مادران              مرگ بر شاه (2)
 
در انقلاب سرخ خلق ایران          پرسنل هوایی سنگر ماست
 
زیر بار ستم نمی کنیم زندگی     جان فدا میکنیم در ره آزادگی
 
جمهوری آزادی           نه شاه مادر زادی
 
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
 
کارگر کارگر زنده به کار توایم
 
دولت سرمایه دار           دشمن نوع بشر
 
به همت توده ها شاه ترا میکشیم
 
برابری برادری             حکومت کارگری
 
امروز هوا ابریه             مردن شاه حتمیه
 
به کوری چشم شاه       زمستونم بهاره
سگ جدید دربار          شاهپور بختیاره




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389


 
هان ای روحانیین اسلامی! ای علمای ربانی! ای دانشمندان دیندار! ای گویندگان آیین‌دوست! ای دینداران خداخواه! ای خداخواهان حق‌پرست! ای حق‌پرستان شرافتمند! ای شرافتمندان وطنخواه! ‌ای وطنخواهان باناموس! موعظت خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را كه پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترك نفعهای شخصی كرده تا به همه سعادتهای دو جهان نایل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید. (ان‌الله فی ایام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها)؛ امروز روزی است كه نسیم روحانی الهی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نكنید و مراسم دینی را عودت ندهید،‌ فرداست كه مشتی هرزه‌گرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود كنند. امروز شماها در پیشگاه خدای عالم چه عذری دارید؟




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389


 
در 16 فروردین 1332 دولت آمریكا بودجه‌ای كلان بالغ بر یك میلیون دلار را به‌ صورت علی‌الحساب در اختیار كمیته‌ی طراح كودتا قرارداد. در 28 فروردین آن سال آمریكا و انگلیس در جریان برگزاری یك كمیته‌ی مشترك، عوامل اصلی و داخلی كودتا را مشخص نمودند و سرلشكر زاهدی را برای انجام این مأموریت در نظر گرفتند. كسانی كه در آمریكا كودتا را هدایت می‌كردند، آلن دالس، رئیس سیا، جان فاستر دالس، وزیر امور خارجه، ژنرال والتر بیدل اسمیت و فرانك ونیستر بودند و كسانی كه در ایران نقش محوری داشتند، لویی هندرسون، سفیر آمریكا در ایران و نورمان شوارتسكف و كرمیت روزولت بودند كه فرد آخر، عملاً دو كودتای 25 و 28 مرداد را هدایت كرد. در تاریخ هفتم مرداد 1332 وزارت خارجه‌ی آمریكا با انتشار بیانیه‌ای، نسبت به اوضاع داخلی ایران ابراز نگرانی كرد و اعلام داشت كه نمی‌تواند به دولت مصدق كمك كند. انگلیس و آمریكا تعهدات لازم را به صورت كتبی از شاه اخذ نموده و شاه حكم عزل مصدق و نصب زاهدی را به سمت نخست‌وزیری و قائم‌مقامی فرماندهی نیروهای مسلح صادر كرد. طرح سرنگونی مصدق در مرحله‌ی نخست با شكست كودتاگران در 25 مرداد روبه‌رو شد كه به دنبال آن، شاه به ایتالیا رفت، اما در 28 مرداد 1332 سرانجام طرح براندازی آژاكس به وقوع پیوست و منجر به سقوط دولت مصدق و روی كار آمدن دولت نظامی فضل‌الله زاهدی شد. شاه در آخرین روزهای مردادماه به ایران بازگشت. عملیات آژاكس، آمریكا را در رابطه‌ای ویژه با شاه سخت به هم پیوست و فرصتی به دست داد تا گروه عظیمی از مأموران اطلاعاتی و نظامی آمریكا وارد ایران شده، به فعالیت‌های گسترده‌ای بپردازند. كودتای 28 مرداد 1332 نقطه‌ی شروع تسلط همه‌جانبه‌ی آمریكا بر ایران به شمار می‌آید. 12 روز پس از كودتا، شاه از آمریكا تقاضای وام می‌كند و سه روز بعد با پرداخت 45 میلیون دلار وام به ایران موافقت می‌شود. سه روز پس از آن ریچارد نیكسون معاون رییس‌جمهوری آمریكا به تهران می‌آید. از نخستین ماه‌های پس از كودتا، دولت آمریكا برای تقویت بنیادهای دولت زاهدی، مجموعه‌ای از فعالیت‌ها را آغاز كرد. از این رهگذر، اداره‌ی عملیات خارجی در 12 شهریور 1332 اعلام كرد كه دولت ایالات متحده سالانه مبلغ 4/23 میلیون دلار بابت كمك‌های فنی، در قالب اصل 4 در اختیار ایران قرار می‌دهد. دو روز بعد، مبلغ 45 میلیون دلار كمك اقتصادی بلاعوض به ایران شد. علاوه بر این، یك میلیون دلار باقی‌مانده از هزینه‌های عملیات كودتا نیز در اختیار حكومت زاهدی قرار گرفت.




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389


 
«حكومت‌ اسلام‌، سلطنتی‌ هم‌ نیست‌ تا چه‌ رسد به‌ شاهنشاهی‌ و امپراتوری‌. دراین‌ نوع‌ حكومت‌ها، حكّام‌ بر جان‌ و مال‌ مردم‌ مسلط‌ هستند و خودسرانه‌ در آن‌دخل‌ و تصرف‌ می‌كنند... به‌ همین‌ جهت‌ در حكومت‌ اسلامی‌، برخلاف‌ رژیم‌سلطنت‌ و شاهنشاهی‌ و امپراتوری‌، اثری‌ از كاخ‌های‌ بزرگ‌، عمارات‌ كذایی‌،خدم‌ و حشم‌، دفتر مخصوص‌، دفتر ولیعهد و دیگر لوازم‌ سلطنت‌ كه‌ نصف‌ یابسیاری‌ بودجه‌ی‌ مملكت‌ را از بین‌ می‌برد، نیست‌».
امام‌ (ره‌) تأسیس‌ وزارت‌ دربار را در عصر پهلوی‌، زمینه‌ساز بسیاری‌ از مفاسد مالی‌،اقتصادی‌ و اخلاقی‌ می‌دانست‌ و معتقد بود كه‌ درباریان‌ با برگزاری‌ جشن‌های‌ پرخرج‌،خرید كاخ‌ها و منازل‌ مجلل‌ و گران‌قیمت‌، ایجاد قمارخانه‌ها و انواع‌ و اقسام‌ مراكز فساد وفحشا از محل‌ درآمدهای‌ ملی‌، میلیاردها ریال‌ از منابع‌ مالی‌ كشور را حیف‌ و میل‌ می‌كنندو با این‌ كار، هم‌ مردم‌ و به‌خصوص‌ نسل‌ جوان‌ جامعه‌ را به‌ سوی‌ فساد و تباهی‌ سوق می‌دهند و هم‌ كشور را با كسری‌ بودجه‌ مواجه‌ ساخته‌، به‌ طرف‌ قرض‌خواهی‌می‌كشانند:
«بسیاری‌ از این‌ مفاسد از همان‌ هیأت‌ حاكمه‌ و خانواده‌ی‌ حاكم‌ مستبد وهوسران‌ سرچشمه‌ می‌گیرد. این‌ حكام‌ هستند كه‌ اماكن‌ فساد درست‌ می‌كنند؛مراكز فحشا و میگساری‌ می‌سازند؛ و موقوفات‌ را صرف‌ ساختن‌ سینما می‌كنند.
اگر این‌ تشریفات‌ پرخرج‌ سلطنتی‌ و این‌ ریخت‌و پاش‌ها و اختلاس‌ها نبود،بودجه‌ی‌ مملكت‌ كسر نمی‌آورد تا در برابر امریكا و انگلیس‌ خاضع‌ شوند وتقاضای‌ قرض‌ و كمك‌ كنند».

ارتش آمریکایی با پول ایرانی
 
فروش تسلیحات به ایران در طی این سال‌ها به حدی رسید كه در تیر 1335 كمیته‌ی روابط خارجی سنای آمریكا گزارشی انتقادی در مورد خطرات ناشی از فروش غیرعادی اسلحه به ایران را ارائه داد. به بیانی دیگر، كمیت و كیفیت فروش سلاح‌های آمریكایی به ایران به حدی بود كه سناتورهای آمریكایی را نگران می‌ساخت، ولی به گفته‌ی كسینجر:
«تمام مسائل بزرگ بین‌المللی و روند روابط سیاسی آمریكا و ایران به موازات هم می‌باشد، بنابراین لازم است كه به طور متقابل یكدیگر را استواری بخشند.»
به‌دنبال نقش‌آفرینی‌های جدید ایران در منطقه و خریدهای كلان تسلیحاتی، سیل حضور مستشاران و متخصصان آمریكایی به ایران سرازیر شد، اما بسیاری از آمریكایی‌هایی كه برای انجام مأموریت‌های نظامی و ارتشی به ایران می‌آمدند، فاقد تخصص لازم در حوزه‌ی كار خود بودند و آنان را افراد كاذب نظامی تلقی می‌كردند بیشتر آنها افسرانی بودند كه از جبهه برگشته بودند و در دو حوزه فعالیت داشتند: نخست در زمینه‌ی تعمیر و نگهداری وسایل فروخته‌شده از سوی شركت‌های آمریكایی به ایران و دوم آموزش نظامیان ایرانی.
نیروهای نظامی و تكنسین‌های آمریكایی مستقر در ایران در قالب سازمان‌هایی چندگانه شكل گرفته بودند كه از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره كرد:
گروه ماگ مشورت‌های لازم را در زمینه‌ی مسائل نظامی سازمانی نیروهای مسلح ایران، ارائه می‌كرد. آرمیش در خدمت وزارت جنگ ایران بود و هدف آن افزایش كارآمدی كیفیت ارتش از طریق ارائه‌ی مشاوره به فرماندهان تعریف شده بود. ژانمیس به‌طور مستقیم بر روی فعالیت‌های پلیس، ژاندارمری و سایر سازمان‌های شبه‌نظامی ایران تمركز یافته بود و اساس كار را بر یاری وزارت كشور ایران برای حفظ نظم و امنیت داخلی گذاشته بود. تافت وظیفه‌ی ارائه‌ی دستورالعمل‌های لازم به نیروهای آمریكایی مستقر در محل را بر عهده داشت. ریاست مأموران آمریكا در ایران هر زمانی كه لازم بود می‌توانست با شاه ملاقات كند و این مسئله حكایت از اهمیت فراوان حضور نیروهای آمریكایی در كشور داشت




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389


زمان: 4 آبان 1343/20 جمادی‌الثانی 1384 مكان: قم
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
«لن‌ یجعل‌الله للكافرین علی‌المومنین سبیلاً»
آیا ملت ایران می‌داند در این روزها در مجلس چه گذشت؟ می‌داند بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنایتی واقع شد؟ می‌داند مجلس، به پیشنهاد دولت، سند بردگی ملت ایران را امضا كرد، اقرار به مستعمره بودن ایران نمود؟ سند وحشی بودن ملت مسلمان را به آمریكا داد؟ قلم سیاه كشید بر جمیع مفاخر اسلامی و ملی ما؟ قلم سرخ كشید بر تمام لاف و گزافهای چندین ساله سران قوم؟ ایران را از عقب‌افتاده‌ترین ممالك دنیا پست‌تر كرد؟ اهانت به ارتش محترم ایران و صاحب‌منصبان و درجه‌داران نمود؟ حیثیت دادگاههای ایران را پایمال كرد؟ به ننگین‌ترین تصویبنامه دولت سابق، با پیشنهاد دولت حاضر، بدون اطلاع ملت، با چند ساعت صحبتهای سری، رأی مثبت داد؟ ملت ایران را در تحت اسارت آمریكایی‌ها قرار داد؟ اكنون مستشاران نظامی و غیرنظامی آمریكا با جمیع خانواده و مستخدمین آنها آزادند هر جنایتی بكنند،‌ هر خیانتی بكنند؛ پلیس ایران حق بازداشت آنها را ندارد. دادگاههای ایران حق رسیدگی ندارند. چرا؟ برای آنكه آمریكا مملكت دلار است، و دولت ایران محتاج به دلار!
به حسب این رأی ننگین، اگر یك مستشار آمریكایی یا یك خادم مستشار آمریكایی به یكی از مراجع تقلید ایران،‌ به یكی از افراد محترم ملت، به یكی از صاحب منصبان عالیرتبه ایران، هر جسارتی بكند،‌ هر خیانتی بنماید، پلیس حق بازداشت او را ندارد؛ محاكم ایران حق رسیدگی ندارد. ولی اگر به یك سگ آنها تعرضی بشود، پلیس باید دخالت كند؛ دادگاه باید رسیدگی نماید!
امروز كه دولتهای مستعمره یكی پس از دیگری باشهامت و شجاعت، خود را از تحت فشار استعمار خارج می‌كنند و زنجیرهای اسارت را پاره می‌كنند، مجلس مترقی ایران با ادعای سابقه تمدن 2500 ساله، با لاف هم‌ردیف بودن با ممالك مترقیه، به ننگین‌ترین و موهنترین تصویبنامه غلط دولتهای بی‌حیثیت رأی می‌دهد، و ملت شریف ایران را پست‌ترین و عقب‌افتاده‌ترین ملل به عالم معرفی می‌كند؛ و با سرافرازی هر چه تمامتر دولت از تصویبنامه غلط دفاع می‌كند و مجلس رأی می‌دهد. از بعض منابع مطلع به من اطلاع دادند كه این طرح مفتضح را به دولت پاكستان، اندونزی، تركیه، آلمان غربی، پیشنهاد كرده‌اند، و هیچ كدام زیر بار این اسارت نرفته‌اند. تنها دولت ایران است كه اینقدر با حیثیت ملت و اسلامیت ما بازی می‌كند و آن را به باد فنا می‌دهد.
علما و روحانیون كه می‌گویند باید قدرت سرنیزه در مقدرات كشور دخالت نكند، باید وكلای پارلمان مبعوث از ملت باشند، باید دولتها ملی باشند، باید اختناق از مطبوعات برداشته شود و سازمانها نظارت در آنها نكنند و آزادی را از ملت مسلمان سلب ننمایند،‌ برای آن است كه این ننگها را بر ملت تحمیل نكنند و ما را مواجه با این مصیبتها ننمایند. چرا وكلای پارلمان، ‌با آنكه به حسب قاعده انسانیت و ملیت با همچو سند اسارتی صد در صد مخالف هستند، نفس نمی‌كشند؛‌ و جز دو – سه نفر آنها،‌كه معلوم است با اضطراب صحبت كرده‌اند، خاموش نشسته‌اند؟ برای آنكه اتكا به ملت ندارند، ‌دست نشانده هستند، و قدرت مخالفت ندارند، ‌آنها را با یك اشاره بیرون می‌ریزند؛‌ به زندان می‌اندازند.
آیا ملت ایران می‌داند كه افسران ارتش به جای سوگند به قرآن مجید، «سوگند به كتاب آسمانی كه به آن اعتقاد دارم» یاد كرده‌اند؟ این همان خطری است كه كرارا تذكر داده‌ام: خطر برای قرآن مجید؛ برای اسلام عزیز؛ ‌خطر برای مملكت اسلام؛ خطر برای استقلال كشور.
من نمی‌دانم دستگاه جبار از قرآن كریم چه بدی دیده است،‌ از پناه به اسلام و قرآن چه ضرری برده است كه اینقدر پافشاری برای محو اسم آن می‌كند. اگر پناه به قرآن و اسلام بیاورید، اجنبی به خود اجازه نمی‌دهد كه از شما سند بردگی بگیرد؛ اجازه نمی‌دهد كه مفاخر ملی و اسلامی شما پایمال شود. جدا بودن ملت از هیأت حاكمه، برخوردار نبودن آنها از پشتیبانی ملت، این مصیبتها را پیش می‌آورد.
اكنون من اعلام می‌كنم كه این رأی ننگین مجلسین مخالف اسلام و قرآن است، و قانونیت ندارد؛‌ مخالف رأی ملت مسلمان است. وكلای مجلسین وكیل ملت نیستند؛ وكلای سرنیزه هستند! رأی آنها در برابر ملت و اسلام و قرآن هیچ ارزشی ندارد. و اگر اجنبیها بخواهند از این رأی كثیف سوءاستفاده كنند،‌تكلیف ملت تعیین خواهد شد. دنیا بداند كه هر گرفتاری‌ای كه ملت ایران و ملل مسلمین دارند، از اجانب است؛ از آمریكاست. ملل اسلام از اجانب عموما و از آمریكا خصوصا متنفر است. بدبختی دول اسلامی از دخالت اجانب در مقدرات آنهاست. اجانبند كه مخازن پرقیمت زیرزمینی ما را به یغما برده و می‌برند. انگلیس است كه سالیان دراز طلای سیاه ما را با بهای ناچیز برده و می‌برد. اجانبند كه كشور عزیز ما را اشغال كرده و بدون مجوز از سه طرف به آن حمله كرده و سربازان ما را از پا در آوردند. دیروز ممالك اسلامی به چنگال انگلیس و عمال آن مبتلا بودند؛ امروز به چنگال آمریكا و عمال آن. آمریكاست كه از اسرائیل و هواداران آن پشتیبانی می‌كند. آمریكاست كه به اسرائیل قدرت می‌دهد كه اعراب مسلم را آواره كند. آمریكاست كه وكلا را، یا بیواسطه یا باواسطه، بر ملت ایران تحمیل می‌كند. آمریكاست كه اسلام و قرآن مجید را به حال خود مضر می‌داند، و می‌خواهد آنها را از جلو خود بردارد. آمریكاست كه روحانیون را خار راه استعمار می‌داند، و باید آنها را به حبس و زجر و اهانت بكشد. آمریكاست كه به مجلس و دولت ایران فشار می‌آورد كه چنین تصویبنامه مفتضحی را كه تمام مفاخر اسلامی و ملی ما را پایمال می‌كند، تصویب و اجرا كنند. آمریكاست كه با ملت اسلام معامله وحشیگری و بدتر از آن می‌نماید.
بر ملت ایران است كه این زنجیرها را پاره كنند. بر ارتش ایران است كه اجازه ندهند چنین كارهای ننگینی در ایران واقع شود. از بالاترها، به هر وسیله هست، بخواهند این سند استعمار را پاره كنند؛‌ این دولت را ساقط كنند؛ وكلایی كه به این امر مفتضح رأی دادند از مجلس بیرون كنند. بر ملت است كه از علمای خود بخواهند در این امر ساكت ننشینند. بر علمای اعلام است كه از مراجع اسلام بخواهند این امر را ندیده نگیرند. بر فضلا و مدرسین حوزه‌های علمیه است كه از علمای اعلام بخواهند كه سكوت را بشكنند. بر طلاب علوم است كه از مدرسین بخواهند كه غافل از این امر نباشند. بر ملت مسلمان است كه از وعاظ و خطبا بخواهند كه آنان را كه آگاه از این مصیبت بزرگ نیستند آگاه كنند. بر خطبا و وعاظ است كه با بیان محكم، بی‌هراس، بر این امر ننگین اعتراض كنند و ملت را بیدار كنند. بر اساتید دانشگاه است كه جوانان را از آنچه زیر پرده است مطلع كنند. بر جوانان دانشگاهی است كه با حرارت با این طرح مفتضح مخالفت كنند؛ با آرامش و با شعارهای حساس، مخالفت دانشگاه را به ملتهای دنیا برسانند. بر دانشجویان ممالك خارجه است كه در این امر حیاتی كه آبروی مذهب و ملت را در خطر انداخته، ‌ساكت ننشینند. بر پیشوایان دول اسلامی است كه فریاد ما را به دنیا برسانند،‌ و از مراكز پخش آزاد، ناله جانسوز این ملت بدبخت را به جهان گوشزد كنند. بر علما و خطبای ملل اسلامی است كه با سیل اعتراض این ننگ را از جبهه ملت معظم ایران، برادران اسلامی خود،‌ بزدایند. و بر جمیع طبقات ملت است كه از مناقشات جزئی موسمی خود صرف نظر كرده، و در راه هدف مقدس استقلال و بیرون رفتن از قید اسارت كوشش كنند. بر رجال شریف سیاسی است كه ما را از مطالب زیر پرده كه در مجلس گفته شده آگاه نمایند. بر احزاب سیاسی است در این امر مشترك با یكدیگر توافق كنند.
هدف مراجع عظام و روحانیون در هر جا باشند، یكی است. و آن پشتیبانی از دیانت مقدسه اسلام و قرآن مجید و طرفداری از مسلمین است. اختلافی بین علمای اعلام و نگهبانان اسلام در این هدف مقدس نیست. اگر فرضا اختلاف اجتهاد و نظری در امری جزئی و ناچیز باشد، مثل سایر اختلافات در امور فرعی، مانع از وحدت نظر در امور اصولی نیست. اگر سازمانهای دولتی گمان كرده‌اند با سمپاشیها می‌توانند ما را از هدف مقدس خود منحرف كنند و به دست جهال متعصب به قصد شوم خود برسند، خطا كرده‌اند. اینجانب، كه یك نفر از خدمتگزاران علمای اعلام و ملت اسلام هستم، در موقع خطیر و برای مصالح بزرگ اسلامی حاضرم برای كوچكترین افراد تواضع و كوچكی كنم،‌ تا چه رسد به علمای اعلام و مراجع عظام كثرالله امثالهم. لازم است جوانهای متعصب و طلاب تازه كار از زبان و قلم خود جلوگیری كنند؛‌ و در راه اسلام و هدف مقدس قرآن از اموری كه موجب تشتت و تفرقه است خودداری نمایند. علمای اعلام برای خاتمه دادن به هرج و مرج و بی‌نظمیها در فكر اصلاح عمومی هستند، اگر دولتها مجال فكر به ما بدهند؛ اگر گرفتاریهایی كه از ناحیه هیأت حاكمه پییش می‌آید و ناراحتیهای روحی مجال تصفیه و اصلاح داخلی به ما بدهد. این نحو گرفتاریهاست كه ما را از مسیر خود،‌ كه مسیر تصفیه حوزه‌ها و اصلاح همه جانبه است، باز می‌دارد. با احساس خطر برای اسلام و قرآن كریم، برای ملت و ملیت مجال تفكر در امور دیگر باقی نمانده. اهمیت این موضوعات به قدری است كه مشاغل خاص ما را تحت‌الشعاع قرار داده است.
آیا ملت مسلمان می‌داند كه در حال حاضر عده‌ای از علما و مبلغین و طلاب و بسیاری از مسلمین بیگناه در زندانها به سر می‌برند، و بر خلاف قوانین آنها را بدون رسیدگی مدتهای مدیدی زندانی كرده‌اند؟ و مرجعی نیست كه به این وضع هرج و مرج ارتجاعی قرون وسطایی خاتمه دهد. اینها دنبال قتل عام 15 خرداد، 12 محرم، است كه جراحت آن از قلب ملت پاك نخواهد شد. هیأت حاكمه به جای اینكه برای اقتصاد ایران، برای جلوگیری از ورشكستگیهای بازرگان محترم، برای نان و آب فقرا و مستمندان، برای زمستان سیاه بی‌خانمانها، برای پیدا كردن كار برای جوانان فارغ‌التحصیل و سایر طبقات بیچاره،‌ فكری بكند،‌ به كارهای مخرب، مثل آنچه گفته شد و نظایر آن، دست می‌زند؛ از قبیل استخدام زن برای دبیرستانهای پسرانه و مرد برای دبیرستانهای دخترانه، ‌كه فساد آن بر همه روشن [است] و اصرار به آنكه زنها در دستگاههای دولتی وارد شوند، كه فساد و بیهوده بودنش بر همه واضح است. امروز اقتصاد ایران به دست آمریكا و اسرائیل است؛ و بازار ایران از دست ایرانی و مسلم خارج شده و غبار ورشكستگی و فقر به رخسار بازرگان و زارع نشسته است؛ و اصلاحات آقایان، بازار سیاه برای آمریكا و اسرائیل درست كرده است؛ و كسی نیست كه به داد ملت فقیر برسد.
من از فكر زمستان امسال رنج می‌برم. من شدت گرسنگی و خدای نخواسته هلاكت بسیاری از فقرا و مستمندان را پیش‌بینی می‌كنم. لازم است خود ملت به فكر فقرا باشند. لازم است از حالا برای زمستان آنها تهیه‌ای شود كه فجایع سال سابق تكرار نشود. لازم است علمای اعلام بلاد، مردم را دعوت به این امر ضروری بفرمایند.
از خدای متعال عظمت اسلام و مسلمین و رهایی دول اسلامی را از شر اجانب خذلهم الله تعالی خواستار است.
والسلام علی من اتبع‌الهدی.
روح‌الله الموسوی الخمینی




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده

ماجرا از آن‌جا آغاز می‌شود كه‌ والری‌ ژیسكاردستن‌، رئیس‌ جمهور وقت‌ فرانسه‌، برای‌ هر یك‌ از سران‌ دولت‌های‌ آمریكا، انگلستان‌ و آلمان‌ دعوت‌نامه‌ای‌ فرستاد و از آن‌ها خواست‌ تا به‌ گوادلوپ‌ سفر كنند تا به‌طور غیررسمی‌ درباره‌ی‌ مسائل‌ سیاسی‌ ـ بین‌المللی‌، خصوصاً اوضاع‌ نابسامان‌ ایران‌ گفت‌ و گو كنند. تاریخ‌ این‌ دعوت‌اوایل‌ ژانویه‌ی‌ سال 1979 (اواسط‌ دی‌ ماه 1357)است‌؛یعنی‌ زمانی‌ كه‌ شاهپور بختیار به‌ مقام‌ نخست‌وزیری‌ انتخاب‌ شده‌ و هنوز شاه‌ از ایران‌ خارج‌ نشده‌ بود. صبح‌روز پنج‌شنبه 14 دی‌ ماه 1357ش‌ (4 ژانویه 1979) ابتدا ژیسكاردستن‌، جیمز كالاهان‌(نخست‌وزیر انگلستان‌) و هلموت‌ اشمیت(صدراعظم‌ آلمان‌ فدرال‌) و سپس‌ كارتر به‌ همراه‌ زبیگنیو برژینسكی‌(مشاور امنیت‌ملی‌رئیس‌جمهوری‌ امریكا) وارد جزیره‌ شدند.
در آغاز بحث‌، ژیسكاردستن‌ از جیمز كالاهان‌ خواهش‌كرد كه‌ موضوع‌ ایران‌ و وضعیت‌ شاه‌ را برای‌ همتایان ‌تشریح‌ و موضع‌ كشورش‌ را در این‌ خصوص‌ بیان‌ كند.
كالاهان‌ نیز با استناد به‌ اطلاعاتی‌ كه‌ از طریق‌ سفیرانگلستان‌ در ایران‌ به‌ دست‌ آورده‌ بود و با واقع‌بینی‌ به‌ تحلیل‌ وضعیت‌ نابسامان‌ سیاسی‌ ایران‌ پرداخت‌ و چنین‌گفت‌:
«شاه‌ از دست‌ رفته‌ و دیگر قادر به‌ كنترل‌ اوضاع‌ نیست‌. راه‌ حل‌ واقعی‌ برای‌ جانشینی‌ او هم‌ وجود ندارد. مردان ‌سیاسی‌ كه‌ در میدان‌ مانده‌اند توانایی‌های‌ محدودی ‌دارند. به‌علاوه‌ بیشتر آن‌ها با رژیم‌ ارتباطاتی‌ داشته‌اند وآلوده‌ به‌ مسائل‌ و مشكلات‌ این‌ رژیم‌ هستند. آیا ارتش‌ می‌تواند در این‌ میان‌ یك‌ نقش‌ انتقالی‌ ایفا كند؟ نه‌! ارتش‌ فاقد تجربه‌ی‌ سیاسی‌ است‌ و فرماندهان‌ آن‌ هم‌ به ‌شاه‌ وفادارند.»
كارتر كه‌ تاكنون‌ فقط‌ به‌ حرف‌های‌ كالاهان‌ و ژیسكاردستن‌ گوش‌ فرا می‌داد، رشته‌ی‌ سخن‌ را به‌ دست‌گرفت‌ و گفت‌:
«اوضاع‌ ایران‌ به‌ كلی‌ تغییر كرده‌ است‌؛ شاه‌ دیگر نمی‌تواند بماند. مردم‌ ایران‌ دیگر او را نمی‌خواهند و دولتمرد توانایی‌ در ایران‌ باقی‌ نمانده‌ است‌ كه‌ حاضر به‌ همكاری‌ با او باشد. اما جای‌ نگرانی‌ نیست‌، نظامی‌ها هستند. آن‌ها قدرت‌ را به‌ دست‌ خواهند گرفت‌. بیشتر فرماندهان‌ نظامی‌ ایران‌ در مدارس‌ ما تحصیل‌ كرده‌اند وفرماندهان‌ و روسای‌ ارتش‌ ما را خوب‌ می‌شناسند. آن‌ها حتی‌ یكدیگر را به‌ اسم‌ كوچك‌ صدا می‌كنند!»
این‌ سخن‌، تمام‌ حاضران‌ را به‌ تعجب‌ واداشت‌ وژیسكاردستن‌ كه‌ نمی‌توانست‌ آن‌چه‌ را می‌شنید باور كند با بهت‌ و حیرت‌ بیشتری‌ به‌ كارتر نگاه‌ كرد. آیا بحران‌ ایران ‌با وجود چنین‌ رابطه‌ای‌ میان‌ افسران‌ ایرانی‌ و آمریكایی‌ قابل‌حل‌ است‌؟
كارتر كه‌ كم‌ و بیش‌ متوجه‌ ناباوری‌ حاضران‌ شده‌ تلاش‌می‌كرد تا اظهارات‌ خود را دوباره‌ تكرار كند و مخاطبان‌ خود را قانع‌ كند و در ادامه‌ گفت‌:
«بله‌! همین‌ طور است‌ كه‌ گفتم‌. اطمینان‌ داشته‌ باشید كه‌آن‌ها با هم‌ صمیمی‌ و خودمانی‌ هستند. من‌ در این‌ مورد  از ژنرال‌های‌مان‌ تحقیق‌ كرده‌ام‌. آن‌ها هم‌دیگر را به‌ اسم‌كوچك‌ صدا می‌كنند!»
یکی از نتایج این نشست این شد که  شاه بعنوان نقطة وحدت مخالفین و نوك تیز حمله و نارضایتی باید از ایران خارج شود. و به جای او یكی از بلند پایگان نظامی آمریكا كه از اوضاع ایران و ارتش آن مطلع باشد برای ادارة ارتش و جلوگیری از هم پاشیدگی آن پس از خروج شاه و مهیّا نمودن آن برای كودتای خونین به ایران اعزام گردد. این شخص وظیفه داشت ضمن حفظ سلاح های استراتژیك كه در اختیار شاه گذاشته شده بود و نیز حفظ دستگاه‌های پیچیدة جاسوسی آمریكا در پایگاه‌های مخفی و آشكار آمریكا در ایران، قراردادهای مهمّ و كلان نظامی را ظاهراَ بدست دولت جدید ، لغو نماید و زمینه خروج دهها هزار مستشار آمریكایی و خانواده‌های آنان را كه در ارتش ایران حضور داشتند و در صورت شكست كودتا می‌توانست بعنوان گروگان نیروهای انقلابی ضربات عظیم و غیرقابل جبرانی به منافع آمریكا وارد سازد را فراهم آورد.
برای این منظور ژنرال هایزر معاون فرماندهی نیروهای ناتو 16 دی 57 مخفیانه وارد تهران شد.




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

 دولت با تصویب لایحه ای خواستار رسمیت یافتن قسم نمایندگان مجلس شورا به کتاب آسمانی است. امام سریعا واکنش نشان می دهد تا دولت به صورت ضمنی حرف خود را پس می گیرد ولی امام تا واضح نشدن وضعیت مسئله ساکت نمی نشیند.
زمان: 15 آبان 1341/ 8 جمادی‌الثانی 1382 مكان: قم
تهران – جناب آقای اسدالله علم
عطف به تلگراف سابق اشعار می‌دارد، معلوم می‌شود شما بنا ندارید به نصیحت علمای اسلام كه ناصح ملت و مشفق امتند، توجه كنید؛ و گمان كردید ممكن است در مقابل قرآن كریم و قانون اساسی و احساسات عمومی قیام كرد. علمای اعلام قم و نجف‌اشرف و سایر بلاد تذكر دادند كه تصویبنامه غیرقانونی شما برخلاف شریعت اسلام، و برخلاف قانون اساسی و قوانین مجلس است.
اگر گمان كردید می‌شود با زور چند روزه قرآن كریم را در عرض «اوستا»ی زرتشت، «انجیل» و بعض كتب ضاله قرار داد، و به خیال از رسمیت انداختن قرآن كریم، تنها كتاب بزرگ آسمانی چند صد میلیون مسلم جهان، افتاده‌اید و كهنه‌پرستی را می‌خواهید تجدید كنید، بسیار در اشتباه هستید. اگر گمان كردید با تصویبنامه غلط و مخالف قانون اساسی می‌شود پایه‌های قانون اساسی را كه ضامن ملیت و استقلال مملكت است، سست كرد و راه را برای دشمنان خائن به اسلام و ایران باز كرد، بسیار در خطا هستید.
اینجانب مجدداً به شما نصیحت می‌كنم كه به اطاعت خداوند متعال و قانون اساسی گردن نهید، ‌و از عواقب و خیمه تخلف از قرآن و احكام علمای ملت و زعمای مسلمین و تخلف از قانون بترسید؛ و بدون موجب، مملكت را به خطر نیندازید؛ والا علمای اسلام درباره شما از اظهار عقیده خودداری نخواهند كرد. والسلام علی من اتبع‌الهدی.
روح‌الله الموسوی‌الخمینی




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

یكی از سیاست‌های ساواك در مقابله با نفوذ و مبارزات علمای مذهبی، تبعید آنان به مناطق سنی‌نشین بود؛ چرا كه فكر می‌كردند با تبعید آنان به شهرهایی كه عقاید مذهبی مغایر با رهبران مذهبی وجود دارد، هم از نفوذ و كارایی آنان كاسته خواهد گردید و هم با دامن زدن به اختلافات مذهبی در آن منطقه منزوی خواهند شد و به دلیل همین پندار بود كه رژیم به تبعید روحانیون مبارز به مناطق سنی نشین مبادرت می‌ورزید.
شهید مدنی نیز در زمینه‌ی این پندار و سیاست رژیم پهلوی به شهر سنی نشین گنبدكاووس تبعید شد. وقتی رژیم پهلوی نتوانست مانع فعالیت‌های سیاسی ـ مذهبی شهید مدنی در شهرهای شیعه نشین شود، با تبعید وی به گنبد كاووس به زعم خود تلاش می‌كرد تا وی را منزوی كند، ولی شهید مدنی نه ‌فقط از اقدامات خود نكاست، بلكه به آن شتابی بیشتر بخشید. وی بلافاصله بعد از ورود به گنبد كاووس، به برگزاری جلسات گفت‌وگو و دیدار با روحانیون اهل تسنن و تشیع گنبد پرداخت و توانست آنان را تحت تأثیر رفتار و سلوك خود قرار داده در مبارزه با رژیم پهلوی با خود هم رأی گرداند. وی سپس به مدرسه‌ی علمیه‌ی منتظریه ـ از حوزه‌های علمیه‌ی آن شهر رفت و آنجا را به‌ عنوان پایگاه مبارزاتی خود قرار داد و سپس به اقامه‌ی نماز در مسجد جامع شهر پرداخت. شهید مدنی در مدرسه‌ی علمیه‌ی منتظریه كه حدود شصت نفر طلبه مشغول تحصیل علوم دینی بودند، تحت پوشش اقامه‌ی نماز به تدریس علوم دینی می پرداخت؛ علاوه بر آن طلاب مدرسه‌ی فوق چون برای مدت زیادی نمی‌توانستند در مدرسه‌ی منتظریه از محضر وی استفاده نمایند، در گروه‌های دو سه نفری به منزل شهید مدنی مراجعه می‌كردند و به فرا گرفتن دروس دینی از وی می‌پرداختند.
این اقدامات باعث شد تا شهر سنی نشین گنبد كاووس در تاریخ 3/3/1357 نیز به‌سان نورآباد ممسنی به صورت یك شهر انقلابی درآید و در اثر اقدامات شهید مدنی در این شهر، سخنرانان، بی هراس از مقامات نظامی، داد سخن علیه رژیم پهلوی سردادند و فجایع رژیم پهلوی را برشمردند؛ و حتی تظاهراتی در شهر علیه رژیم پهلوی برپا شد كه در گزارش ساواك درباره‌ی این تظاهرات چنین آمده است:
«اسدالله مدنی در گنبد كاووس ـ محل تبعیدش ـ مرتكب تحریكات سوئی گردیده و ادامه‌ی تحریكات وی منجر به سخنرانی یكی از روحانیون محل مزبور در مورخه‌ی 3/3/1357، شده كه به دنبال این سخنان تحریك آمیز، تظاهرات و درگیری در شهر گنبد به وجود آمده است».
این واقعه بود كه آنان را به تأمل واداشت چرا كه تا آن روز چنین حركتی از طرف طرفداران نهضت اسلامی به‌ندرت گزارش شده بود. در پی این اقدامات، سرهنگ خوشكار ـ رئیس شهربانی گنبدكاووس ـ در نامه‌ای به فرمانداری خرم آباد تبعید گاه اسبق ایشان. اعتراف نمود كه در اثر اقدامات آیت الله مدنی تغییر محسوسی در شهر صورت گرفته و وعاظ و سخنرانان، رفتار خود را در قبال رژیم تغییر داده‌اند. در نامه‌ای كه شهربانی گنبد كاووس در این زمینه به فرمانداری خرم آباد ارسال كرد تأكید نمود:
«مشارالیه (مدنی) از تاریخی كه وارد گنبد كاووس شد، مرتباً با روحانیون این منطقه تردد می‌نماید و باطلاب مدرسه‌ی علمیه‌ی منتظریه در تماس می‌باشد؛ بنابراین اقامت وی در این شهر به هیچ وجه به مصلحت نمی‌باشد».
فرمانداری خرم آباد در پی وصول این نامه، خواستار تشكیل كمیسیون امنیت اجتماعی خرم آباد شد؛ لذا كمیسیون مزبور در تاریخ 27/3/57 در فرمانداری خرم آباد تشكیل شد. در این كمیسیون كه نماینده‌ی نخست وزیر نیز حضور داشت و گزارشی از وضعیت و اقدامات وی در گنبد كاووس تهیه كرده بود، تأكید نمود كه با توجه به مرزی بودن شهر و اقدامات آیت الله مدنی، ادامه‌ی اقامت اجباری وی در آن شهر به مصلحت نمی‌باشد و مكان اقامت اجباری وی باید تغییر یابد. كمیسیون امنیت اجتماعی خرم آباد نیز پس از بحث و بررسی در نهایت، رأی خود را بدین‌گونه صادر كرد:
«نظر به نامه‌ی شهربانی گنبد كاووس دایر بر تغییر محل اقامت اجباری آقای سید اسدالله مدنی، با توجه مصالح موجود پرونده، اعضای كمیسیون مقرر می‌دارد محل تبعید نامبرده ازشهر گنبدكاووس به بندر كنگان [در استان بوشهر] تغییر داده شود»
بعد از این تصمیم، شهید مدنی توسط مأموران دولتی تحت الحفظ، ابتدا به بوشهر منتقل و در تاریخ 15/4/37 (57)، از طریق مأموران هنگ ژاندارمری بوشهر به كنگان منتقل شد.




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

زمان: 26 فروردین 1346/4 محرم 1378
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
«لاحول ولا قوة الا بالله‌العلی‌العظیم»
جناب آقای هویدا، لازم است نصایحی به شماها بكنم و بعضی از گفتنیها را تذكر دهم؛ چه مختار در پذیرش آن باشید یا نه؛ در این مدت طولانی كه به جرم مخالفت با مصونیت آمریكاییها كه اساس استقلال كشور را در هم شكست، از وطن دور هستم و برخلاف قانون شرع و قانون اساسی در تبعید بسر می‌برم، مراقب مصیبتهایی كه به ملت مظلوم بی‌پناه ایران وارد می‌شوم، بوده‌ام و از آنچه به این ملت اصیل از ظلم دستگاه جبار می‌گذرد كم و بیش مطلع شده و رنج برده‌ام.
موجب كمال تأسف است كه نغمه ناموزون اصلاحات شماها تقریبا از حدود تبلیغات رادیو و روزنامه‌های غیرآزاد و بعضی نوشته‌های مشحون به گزاف تجاوز ننموده و هر روز بر فقر و بیچارگی ملت افزوده می‌شود و ورشكستی بازار و بازرگانان محترم روزافزون است؛ نتیجه این همه هیاهو و تبلیغات سرتا پا گزاف، بازار سیاه برای اجانب است و ملت را به حال فقر و عقب‌افتادگی به اسم ملت مترقی نگه داشتن است؛ حكومتی پلیسی غیرقانونی شما و اسلاف شما به خواست آنان كه می‌خواهند ملل شرق به حال عقب‌افتادگی باقی باشند، حكومت قرون وسطایی، حكومت سرنیزه و زجر و حبس، حكومت اختناق و سلب آزادی، حكومت وحشت و قلدری است؛ با اسم مشروطیت،‌ بدترین شكل حكومت استبداد و خودسری و با نام اسلام، بزرگترین ضربه به پیكر قرآن كریم و احكام آسمانی است؛ با اسم تعالیم عالیه اسلام، یك یك احكام اسلام را زیر پا گذاشته و اگر خدای نخواسته فرصت یابید، خواهید گذاشت و با گزافه دعوی ترقی و تعالی، كشور را به حال عقب‌افتادگی نگه داشته‌اید. اینها حقایق تلخی است كه باید دنیا را مطلع كنم و انگشت روی بعضی بگذارم تا آنها كه غافل هستند یا تغافل می‌كنند، احساس وظیفه كنند و از ریاكاریها و سالوس بازیهای شماها گول نخورند.
جشنهای غیرملی كه به نفع شخصی در هر سال چندین مرتبه تشكیل می‌شود و در هر مرتبه مصیبتهای جانگداز برای اسلام و مسلمین و ملت فقیر پابرهنه ایران به بار می‌آورد، ‌یكی از آنهاست؛ با سرنیزه پلیس از مردم بیچاره بی‌پناه،‌ خرجهای گزاف آنها گرفته می‌شود. در یكی از جشنها كه من نمی‌توانم اسم روی آن بگذارم جز هوس و شهوت و بازی با احساسات ملت، گفته می‌شود چهارهزار میلیون ریال خرج شده است كه نصف آن از خزانه ملت و نصف دیگر بی‌واسطه از بازار و غیره با زور و ارعاب اخاذی شده. خون دل فقرا خرج نامجویی و خودكامگی است و تا این ملت در این حال است و به وظیفه خود و حقوق خود آشنا نشده، هر روز برای شماها عید و شادی و برای ملت،‌بدبختی و نكبت است؛ توأم با این جشنهای نامیمون آنقدر هتك نوامیس مسلمین و اسلام بوده است كه قلم را عار است از ذكر آن؛‌ شماها دركاخهای مجللی كه در هر چند سال تغییر مكان داده و با میلیونها تومان خرجهای گزاف كه تصورش برای ملت ممكن نیست،‌نشسته‌اید و مخارج آن را از كیسه این ملت بدبخت اخاذی نموده‌اید و ناظر فقر و گرسنگی ملت، ‌ورشكستگی بازار، بیكاری جوانان فارغ‌التحصیل هستید؛ ناظر اختلال وضع فلاحت و زراعت، اختلال وضع بازار، تسلط اسرائیل بر شئون اقتصادی كشور، بلكه به طوری كه گزارش داده‌اند دخالت اسرائیل در فرهنگ می‌باشید؛‌ ناظر فقدان ضروریات اولیه زندگی در غالب دهات نزدیك به مركز،‌ چه رسد به دهكده‌های دورافتاده، از قبیل آب آشامیدنی سالم، ‌حمام، وسایل بهداشت هستید؛‌ ناظر ترویج فساد اخلاق،‌ سلب امانت و دیانت در اعماق دهكده‌هایی هستید؛ ناظر تشكیل صندوق به اسم تعاون و اخاذی و غارتگری مأمورین از دهقان گول خورده و پشیمان هستید؛ بالاخره ناظر حبسها و ارعاب تبعیدهای غیرقانونی هستید و در خوشی و عیاشی و بازیهای خجلت‌آور غوطه خورده به قبرستانی كه نامش ایران است فاتحه می‌خوانید. چطور وجدان خودتان را راضی می‌كنید برای حكومت زودگذر اینقدر چاپلوسی از اجانب كرده، ذخایر ملت را به رایگان و یا مقداری ناچیز تسلیم آنها نموده و ظلم و ستم به زیردستان یعنی ملت بدبخت می‌كنید؟ چرا راضی می‌شوید حكومت خود و مملكت اسلام را عقب‌افتاده به دنیا معرفی نمایید؟ نقض قانون اساسی سند عقب‌افتادگی است؛ رفراندم غیرقانونی و در عین حال قلابی سند عقب‌ماندگی است؛ آزاد نگذاشتن ملت را برای انتخاب وكیل، و نصب اشخاص معلوم‌الحال را به دستور دیگران بی‌دخالت ملت دلیل ضعف و عقب‌افتادگی است.
آقای هویدا، نطقهای اسف‌انگیزی كه مع‌الاسف طبع شده است، متضمن بعضی اعترافات است كه به اساس استقلال كشور لطمه می‌زند كه اینجانب از تذكرش عار دارم؛ چرا جلوگیری از طبع و نشر این كتابها نمی‌كنید؟ عمدا با حیثیت این كشور بازی می‌كنید یا نمی‌توانید با این مغزهای معیوب ادراك كنید؟ آیا علمای اسلام كه حافظ استقلال و تمامیت كشورهای اسلامی هستند، گناهی جز نصیحت دارند؟ آیا حوزه‌های علمی، غیر از خدمت به اسلام و مسلمین و كشورهای اسلامی گناهی دارند؟ اجانب اینها را سد راه نفوذ خود می‌دانند و به انهدام و اضمحلال آنها كمر بسته و شماها مجری احكام دیگران و محكوم دلار هستید. كوبیدن حوزه‌های علمیه و حمله مسلحانه به مدرسه فیضیه و صحن مطهر قم، كشتار دسته‌جمعی 15 خرداد جز خدمت كوركورانه به صاحبان دلار چه اسمی دارند؟ فشار به مراجع اسلام و علمای اعلام و محصلین حوزه‌های علمیه و تاخت و تاز به دانشگاه جز خدمت به اجانب چه نتیجه داشت؟‌ آنها نمی‌خواهند قرآن كریم و احكام آن حاكم بر ملل اسلامی باشند تا ذخایر آنها را به یغما ببرند و كسی حرفی نزد و در عوض آنها را مصونیت دهد؛ ‌آنها نمی‌خواهند ما در بین ملت آزاد باشیم و گویندگان ما آزاد باشند و شماها مع‌الاسف مأمور اجرا هستید؛ ‌مأمور چشم و گوش بسته؛ مأمور بی‌چون و چرا. حوزه‌های علمیه، سپاه دانش و اخلاق و درستی بوده و هست به معنای واقعی؛‌ نه گزافه و صرف تبلیغ؛ شماها اگر دانش‌دوست هستید، چرا حمله وحشیانه به مراكز دانش می‌كنید؟ چرا مدرسه فیضیه و دانشگاه را به خاك و خون می‌كشید؟ چرا محصلین علوم دینیه را یك روز راحت نمی‌گذارید؟ چرا با دانشجویان در خارج و داخل این نحو معامله می‌كنید؟
آقای هویدا، من وظیفه دارم شماها را نصیحت كنم؛ شماها از این ملت و در این آب و خاك پرورش پیدا كرده و صاحب عناوین شده‌اید. اینقدر با حیثیت این ملت بازی نكنید به جای این همه گزافه و جنجال، خدمتی به این سر و پا برهنه‌ها كنید یا لااقل اینقدر با بهانه‌های مختلف آنها را رنج ندهید. از این كسبه بی‌بضاعت اینقدر اخاذی نكنید؛ اینقدر برای رضای شهوات دیگران به علمای ملت و محصلین و دانشجویان فشار نیاورید؛ با اسرائیل دشمن اسلام و مسلمین، آواره كننده بیش از یك میلیون مسلم بی‌پناه، پیمان برادری نبندید؛ عواطف مسلمین را جریحه‌دار نكنید؛ دست اسرائیل و عمال خائن آن را به بازار مسلمین بیش از این باز نكنید؛‌ اقتصاد كشور را به خاطر اسرائیل و عمال آن به خطر نیندازید؛ فرهنگ را فدای هوس آنها ننمایید؛‌ از خدای بزرگ بترسید؛ دخترهای جوان گول خورده را به سربازخانه‌ها نبرید؛ به نوامیس مسلمین خیانت نكنید. آیا این حقیقت تلخ را كه قبلا انكار كردید و گوینده آن را مستحق تعقیب دانستید، حالا هم كه عمل كردید انكار می‌كنید؟ آیا فجایع جشن بیست و پنجمین سال را و بی‌فرهنگیها كه در آن كردید منكر هستید؟
از قهر خدا بترسید؛ از قهر ملت بهراسید؛ با احكام خدای تعالی به نام دین مترقی بازی نكنید؛‌با اسم قرآن به احكام مسلمه آن لطمه نزنید؛ با حوزه‌های دینیه به اسم سرباز وظیفه پوچ و بی‌فایده و با خدمتگزاران به فرهنگ و ملت، این نحو سلوك وحشیانه نكنید. و بالاخره علمای امت را وادار نكنید كه با شماها به طور دیگر سلوك كنند.
اینها شمه‌ای از فجایع شماهاست نسبت به دین و دنیای ملت و گفتنی زیاد است؛ می‌‌گویم، شاید شماها متنبه شوید و به خود آیید؛‌ شاید مراجع اسلام و علمای اعلام و خطبای محترم احساس وظیفه كنند؛‌ شاید طبقه جوان و روشنفكر و اصناف مختلفه ملت، بیدار شده احساس وظیفه كنند؛‌ شاید جوامع بشری و مدعیان بشر دوستی احساس وظیفه كنند؛‌ شاید سازمان ملل و غیر آن،‌ بیش از این به نفع كشورهای بزرگ راضی نشوند ملل ضعیف پایمال شوند؛ ‌شاید هیأت حاكمه و دستگاه جبار تا دیر نشده به خود آیند. "ان ربك لبالمرصاد" "والله من ورائهم محیط".
والسلام علی من اتبع‌الهدی 4 محرم‌الحرام 87
روح‌الله الموسوی‌الخمینی




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

تأسف بالاتر تسلط اسرائیل و عمال اسرائیل است بر بسیاری از شئون حساس مملكت و قبضه نمودن اقتصادیات آن، به كمك دولت و عمال دستگاه جبار. اسرائیل با دول اسلامی در حال جنگ است، و دولت ایران با كمال دوستی با او رفتار می‌كند و همه نحو وسایل تبلیغ و ورود كالاهای آن را فراهم می‌سازد.من كرارا اعلام خطر كرده‌ام: خطر برای دیانت مقدسه، خطر برای استقلال مملكت، خطر برای اقتصاد كشور.
من از كلمه «الكفر ملة واحدة» كه از سازمانها به دست و دهانها افتاده متأسفم. این كلام برخلاف نص كلام‌الله، و برای پشتیبانی از اسرائیل و عمال اسرائیل است، مقدمه شناسایی اسرائیل است، برای پشتیبانی از عمال اسرائیل و فرقه ضاله منحرفه است. من متأسفم از اینكه در مملكت اسلامی برخلاف قانون اساسی اوراق ضاله مخالف با نص قرآن و ضروریات دین مقدس نشر می‌شود، و دولتها از آن پشتیبانی می‌كنند. كتاب انتقاد كه بر رد قرآن مجید نوشته شده، و طرح قانون خانواده كه برخلاف احكام ضروریه اسلام و خلاف نص كلام‌الله مجید [است] طرح و منتشر می‌گردد، و كسی نیست از دولتها استیضاح كند. من متأسفم از رفتار سازمانها با مجالس تبلیغ احكام و عزاداری بر سید مظلومان علیه‌الصلوة والسلام. هر كسی به طور كلی از ظلم و ظالم بحث كرد، اكنون در زندان به سر می‌برد یا مدتها به سر برده است. تمام مجالس در تحت فشار،‌و صاحبان آنها در فشارهایی جانفرسا بوده و هستند. اشخاص متدین را، به جرم آنكه در عاشورا دسته راه انداخته‌اند و شعار ضد اسرائیل با خود داشته‌اند، به حبس و زجر و شكنجه كشیدند و اكنون هم در حبس به سر می‌برند، با آنكه با كمال آرامش حركت می‌كردند.من به جمیع دول اسلام و مسلمین جهان، در هر جا هستند، اعلام می‌كنم كه ملت عزیز شیعه از اسرائیل و عمال اسرائیل متنفرند،‌و از دولتهایی كه با اسرائیل سازش می‌كنند متنفر و منزجرند. این ملت ایران نیست كه با اسرائیل منفور در حال سازش است؛ ملت ایران از این گناه بزرگ بری است. این دولتها هستند كه به هیچ وجه مورد تأیید ملت نیستند. از خداوند تعالی عظمت اسلام و حفظ احكام اسلام را خواستار است.
روح‌الله الموسوی الخمینی




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

 نكته‌ی‌ شایان‌ ذكر آن‌كه‌ علی‌رغم‌ صرف‌ هزینه‌های‌ فراوان‌ در استخدام‌ مستشاران‌ آمریكایی‌ از سوی‌ دولت‌ ایران‌ و برخورداری‌ آن‌ها از امكانات‌ ویژه‌، در پاره‌ای‌ مواردتعدادی‌ از آمریكایی‌ها كه‌ برای‌ انجام‌ مأموریت‌ عازم‌ ایران‌ می‌شدند، فاقد تخصص‌ لازم‌در حوزه‌ی‌ كار خود بودند و چه‌ بسا كه‌ در حین‌ مأموریت‌ به‌ یادگیری‌ اقدام‌ می‌كردند. گزارش‌ زیر درباره‌ی‌ متخصصان‌ آمریكایی‌ شاغل‌ در شركت‌ «هلی‌كوپترسازی‌ بل‌»، این‌موضوع‌ را بازگو كرده‌ است‌:
«عموماً افرادی‌ كه‌ از طریق‌ شركت‌ بل‌ به‌ عنوان‌ مهندس‌ و متخصص‌ به‌ ایران ‌اعزام‌ گردیده‌اند با توجه‌ به‌ گفتار بعضی‌ از خود آن‌ها بسته‌بند، انباردار، متصدی‌پست‌ [بودند] و یا مشاغل‌ پایینی‌ را در آمریكا داشته‌ [اما] به‌ عنوان‌ متخصص‌، مهندس‌ و كارشناس‌ در این‌ شركت‌ هستند و همچنین‌ معلمین‌ كه‌ به‌ عنوان ‌آموزش‌دهنده‌ به‌ ایران‌ آورده‌اند غالباً بی‌سواد، بدون‌ تخصص‌ و گاهی‌ اوقات ‌مشاغلی‌ مثل‌ رانندگی‌، مسئول‌ پمپ‌ بنزین‌، كارگر مكانیك‌، كارگر ریخته‌گری‌ و غیره‌ بوده‌اند كه‌ به‌ عنوان‌ استاد زبان‌ انگلیسی‌ و یا متخصص‌ با حقوق های‌سرسام‌آور و تسهیلات‌ زندگی‌ فراوان‌ استخدام‌ شده‌ و مشغول‌ هستند. بسیاراتفاق افتاده‌ است‌ كه‌ پرسنل‌ ایرانی‌ به‌ آمریكاییان‌ و به‌ اصطلاح‌ متخصصین‌ بل‌، كارآموزی‌ كرده‌اند و آمریكاییان‌ پس‌ از این‌كه‌ از ایرانیان‌ كار یاد گرفته‌اند، سرپرست‌ و رییس‌ قسمت‌ شده‌اند و ایرانیان‌ در همان‌ مشاغل‌ معمولی‌ درجا زده‌اند.»

جشن‌های 2500 ساله در روزنامه‌های خارجی
 
روزنامه‌ «دیلی‌ركورد» چاپ‌ انگلستان‌ در 28 مهر 1350 (30 اكتبر1971) نوشت‌: «دربار ایران‌ امروز یكی‌ از پر تجمل‌ترین‌ و پر خرج‌ترین ‌دربارهای‌ دنیاست‌. شگفت‌انگیز است‌ در كشوری‌ كه‌ فقر در هر كجای‌ آن به‌ چشم‌ می‌خورد زمامداران‌ آن‌ به‌ خود اجازه‌ می‌دهند این‌ چنین‌ بی‌پروا میلیاردها ریال‌ خرج‌ بر پا كردن‌ خیمه‌ و خرگاه‌ كنند و گرانترین‌ رستوران‌جهان‌ «ماكسیم‌» را به‌ خدمت‌ بگیرند، شهرت‌ آشپزهای‌ ایرانی‌ از مرز و بوم‌ این‌ كشور گذشته‌ است‌ و هیچ‌ خارجی‌ نیست‌ كه‌ یك‌ بار غذای‌ ایران‌ را چشیده‌ باشد و با تحسین‌ از آن‌ یاد نكند. پس‌ چرا میلیون‌ها دلار به‌رستوران‌ ماكسیم‌ دادند كه‌ حتی‌ سالاد گوجه‌فرنگی‌ را از فرانسه‌ وارد كند مگر در ایران‌ گوجه‌فرنگی‌ نمی‌روید؟ هیچ‌ چیز این‌ جشن‌ ایرانی‌ نبود و مردم‌ ایران‌ در آن‌ شركت‌ نداشتند.»
روزنامه‌ «ساندی‌ تایمز» در 31/5/1350 نوشت‌: «در پنج‌ ماه‌ گذشته‌ هر هفته‌ دو هواپیمای‌ بزرگ‌ جهت‌ حمل‌ و نقل‌، مملو از اجناس‌ از خیمه‌های‌ آراسته‌ به‌ طلا تا نوعی‌ عطر مخصوص‌، پاریس‌ را به‌ مقصد جنوب‌ صحرای‌ ایران‌ ترك‌ می‌كند. متخصصین‌ مبلمان‌ فرانسه‌ حدود یك‌شهر وسایل‌ مبلمان‌، رختخواب‌، رومیزی‌ و... گل‌ سرخ‌ هر هفته‌ با كاروانی‌ شامل 30 كامیون‌ سنگین‌ از پاریس‌ به‌ تهران‌ فرستاده‌ می‌شود. در ضمن‌ طراح‌ لباس‌ توسط‌ دالون‌ فرانسوی‌ و پذیرایی‌ به‌ عهده‌ی 30 نفر آشپز و 150 پیشخدمت‌ از ماكسیم‌ خواهد بود. تهیه‌ این‌ مقدمات‌ بدون ‌انتقاد نمانده‌ است‌، در كشوری‌ كه‌ فقر شدید وجود دارد و زندگی‌ در تهران‌ كه 4 میلیون‌ جمعیت‌ دارد روز بروز مشكل‌تر می‌شود تهران‌ كه‌ یك‌شهر بزرگ‌ است‌ سیستم‌ فاضلاب‌ ندارد و مخزن‌ آب‌ آن‌ هم‌ در چند سال‌آینده‌ تمام‌ خواهد شد مگر اقدام‌ جدی‌ درباره‌ آن‌ به‌عمل‌ آید، دارای‌ مترو نیست‌ و وضع‌ حمل‌ و نقل‌ آن‌ به‌ بسیار بد است‌.»

فساد ملکه
 
فرح در فرانسه سه دوست جدید به نام« لیلی امیر ارجمند» و « کریم پاشا بهادری» و« فریدون جوادی » برای خود یافت. لیلی امیر ارجمند بعده ها در کاخ پهلوی به جرگه دوستان دربار، و سپس همه کاره فرح در کانون پرورش کودکان در آمد. لیلی امیرارجمند از مبتذل‌ترین زنانی بود که مظهر فساد دربار بود. ملکه مادر در توصیف خانم امیر ارجمند می‌گوید:« این خانم یک زن بی بند و بار و آزاد از هر نوع قید و بند بود... گاهی اوقات ده، پانزده، بیست زن از کارکنان دربار و ندیمه ها و خدمه و دوستانش را لخت،لخت مادرزاد می‌کرد و در استخر کاخ بدون هیچ پوششی شنا می‌کردند.»
خوشبختانه خانم امیر ارجمند در همان دوران تحصیل در فرانسه «تغییر دین داده و به کاتولیک گرویده بود.» لیلی امیر ارجمند با این همه فساد شب و روز در کنار فرح بود، هرگاه در تهران بودند، در کاخ بود و هرگاه مسافرت می‌رفتند ملتزم رکاب بود. امیر ارجمند چنان به فرح علاقه نشان می‌داد که «سعی می‌کرد در طرز لباش پوشیدن و آرایش شبیه فرح باشد.» و فرح نیز سعی می کرد در بی بندو باری شبیه امیر ارجمند باشد. به گفته محافظ شاه« این خانم از دوستان ملکه فرح دیبا بود، خیلی از کارهای آنها مثل هم بود. مثلاً در وقاحت و بی شرمی کاملاً شبیه هم بودند. از این که جلوی مردم لخت قدم بزنند لذت می‌بردند. البته گاهی فرح در اثر فشار مادرش کمی رعایت می‌کرد.»
البته یک لیلی دیگری نیز به نام «لیلی دفتری» دختر سرتیپ دفتری که در وقاحت دست کمی از امیر ارجمند نداشت، جزء حلقه دوستان فرح بود. این دو نفر نیز «وقتی که در نوشهر همراه فرح بودند با وضع قبیهی روی ماسه‌ها می‌خوابیدند و در مقابل سربازان گارد حرکات شنیعی می‌کردند. خود فرح هم دست کمی از آنها نداشت و حتی به یک عکاس اجازه داده بودند که ...»
یکی دیگر از دوستان پاریسی فرح «کریم پاشا بهادری» بود. آنها «از اوایل ورود به پاریس با هم آشنا شدند و بیشتر اوقات خود را با هم سپری می‌کردند . کریم از فرح خواستگاری کرد و با این که رضا قطبی پسر دایی فرح مخالفت کرد ، این خواستگاری مورد موافقت قرار گرفت و بدون اجازه خانواده «در یک جشن کوچک با حضور دوستان و تنی چند از دانشجویان ایرانی مقیم پاریس رسماً نامزدی خود را اعلام کردند.»
به محض خواستگاری شاه، فرح نسبت به این نامزدی بی وفایی کرد و او را در خماری گذاشت. ولی بی وفایی فرح طولی نکشید« هنگامی که ملکه ایران شد، این دوست قدیمی را به کاخ آورد و محفل انس سابق را با سایر دوستان راه‌اندازی کرد. به گفته ملکه مادر« این دختر(فرح) آن قدر وقیح بود که کریم پاشا بهادری را آورده بود کنار دست محمدرضا به عنوان رئیس دفتر ملکه.»
معروف‌ترین فساد جنسی فرح کشف رابطه او با فریدون جوادی بود. « فریدون جوادی از قدیمی‌ترین دوستان ایام تحصیل فرح در پاریس و در واقع اولین دوست او در فرانسه بود.» به دنبال فرح، جوادی نیز به دربار راه یافت. جوادی دوست سفر و حضر فرح بود. در مسافرتی که فرح و دوستانش به خجیر در منطقه جاجرود رفته بودند، فرح با جوادی مشغول معاشقه بودند که یکی از سربازان گارد آنها را مشاهده می‌کند. سرباز چون جرات اعتراض به فرح را نداشته به فریدون جوادی اعتراض می‌کند. این سرباز از لرهای خرم‌آباد بود و چون متعصب بود نزد فرمانده‌اش سرهنگ بیگلری می‌آید و می‌گوید:« ما خیال می‌کردیم از یک زن عفیفه نگهبانی می‌کنیم و نمی‌دانستیم که این طور مسایلی هم در میان است.» سرانجام سرباز را با تهدید و تحبیب و خریدن یک باب مغازه مرخص می‌کنند.
رابطه فرح و جوادی در یک دربار فاسد امر غیر منظره‌ای جلوه نمی‌کرد و تنها در موقع بروز رقابت‌ها و حسادت‌ها تجلی می‌کرد. فرح نه تنها از فاش شدن این ماجرا واهمه‌ای نداشت بلکه دستور داد تا اتاق یکی از ماموران گارد را در اختیار جوادی قرار دهند تا نزدیک او باشد. ملكه مادر در این رابطه معتقد است فرح، عمدا و عالماً کاری می‌کرد که به محمدرضا لطمه بخورد.» ملکه مادر در عکس العمل به این ماجرای عشقی می‌نویسد:« خوب چه کار می‌توانستم بکنم؟ اگر می‌خواستم به محمدرضا بگویم درست نبود و پسرم ناراحت می‌شد. این بود که خودم فرح را خواستم و به او نهیب زدم که زنیکه گدا زاده خجالت نمی‌کشی این قبیل کارها را در جلوی چشم کارکنان دربار انجام می‌دهی ؟»
البته ملکه پهلوی در مورد غیرت محمدرضا گزافه گویی می‌کند. چطور ممکن است شاهی که خود مظهر فساد است و خواهر و مادرش در پیش چشمش به هرزگی می‌پرداختند از رابطه همسرش ناراحت شود؟ شاید پاسخ فرح به ملکه پهلوی تاییدی بر استنباط ما باشد. « فرح گفت: درست گفته‌اند شاه می‌بخشد، شیخ علی خان نمی‌بخشد! خود محمدرضا مرا آزاد گذاشته، آن وقت به تو حساب پس بدهم؟ من آزاد هستم و اختیار پایین تنه‌ام را دارم!»
اختیار پایین تنه ظاهراً از اعتقادات راسخ فرح بوده است. یک بار دیگر که فرح به خاطر خوابیدن با فریدون جوادی در یک اتاق در بیمارستان قاهره مورد اعتراض احمد علی انصاری قرار می‌گیرد، همین پاسخ را می‌دهد که همه اختیار پایین تنه خودشان را دارند.»
فرح گاهی اوقات رعایت شان جایگاه ملکه را نمی‌کرد و با هر بی سر و پایی طرح مراوده می‌ریخت. از جمله با مربی سوئیسی اسکی‌اش که یک نجار بود در حال معاشقه دیده شد.
رفتار جلف فرح در کاخ یک مرتبه شاه را نیز به خشم آورد. او در پاسخ به فرح که از شاه می‌خواست استراحت بیشتری بکند با لحنی« پرخاش کنان گفت: تنها یک راه برای استراحت کردن من وجود دارد و آن هم این است که از دعوت کردن این بچه خوشگل‌ها که دور و برتان ول می‌گردند دست بردارید. وقتی این جور آدم‌ها دور و برم را گرفته‌اند چطور انتظار دارید استراحت کنم؟»
درباریان شاه چنان در فساد غوطه ور بودند که گاه دست به اعمالی جنون‌آمیز می‌زدند. با توجه به فرهنگ مذهبی مردم ایران در آغوش مردی رفتن و با هم رقصیدن چقدر می‌توانست به حیثیت یک خانواده لطمه بزند. حتی فریده دیبا از این که در یک میهمانی کاخ سفید مردان، زنان یکدیگر را در حضور هم می‌بوسند و خیلی صمیمانه با زنان یکدیگر در حضور هم می‌رقصند»، سخت تعجب می‌کند ولی هنوز با شگفتی به یاد می‌آورد که« کندی هم چند دور با فرح رقصید و محمدرضا هم در حالی که دستهایش را دور کمر ژاکلین حلقه کرده بود با او رقصید.») چند سال بعد در آستانه انقلاب همین موضوع تکرار شد. فرح با کارتر در شب ژانویه(11 دیماه 1356) در کاخ نیاوران رقصید و همین مسئله یکی از شعارهای مردم ایران در تظاهرات روزانه آنها گردید.




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

 ایالات‌ متحده‌ی‌ آمریكا كه‌ در این‌ دهه‌، نفوذ فراوانی‌ بر شاه‌ داشت‌، توانست‌ موافقت‌ ایران‌ را برای‌ استقرار ایستگاه‌های‌ جاسوسی‌ وخبرگیری‌ در كشور كسب‌ كند. آمریكا از طریق‌ دو ایستگاه‌ استراق سمع‌ الكترونیكی‌ در بهشهر واقع‌ در استان‌ مازندران‌ و كپكان‌ در استان‌ خراسان‌، فعالیت‌های‌ فضایی‌ وموشكی‌ شوروی‌ را به‌ طور پنهانی‌ زیر نظر قرار داد. «ویلیام‌ سولیوان‌»، آخرین‌ سفیرآمریكا در ایران‌، درباره‌ ایستگاه‌های‌ نیرومند جاسوسی‌ در شمال‌ ایران‌ چنین‌ می‌گوید:
«به‌ وسیله‌ی‌ این‌ دو ایستگاه‌، ما تمام‌ فعالیت‌های‌ نظامی‌ روس‌ها درجمهوری‌های‌ آسیای‌ مركزی‌ به‌ خصوص‌ آزمایش‌های‌ موشكی‌ آن‌ها را تحت‌نظر داشتیم‌ و دستگاه‌های‌ الكترونیكی‌ بسیار دقیق‌ و حساس‌ این‌ ایستگاه‌ها، پیام‌ها و مخابرات‌ الكترونیكی‌ روس‌ها را در تمام‌ منطقه‌ تا خلیج‌ فارس‌ ضبط‌ می‌كرد. این‌ ایستگاه‌ها كه‌ به‌ وسیله‌ی‌ معدودی‌ كارشناسان‌ فنی‌ غیرنظامی‌ درقلب‌ جنگل‌های‌ دورافتاده‌ی‌ شمال‌ ایران‌ كار می‌كرد، با ارزش‌ترین‌ اطلاعات‌نظامی‌ را برای‌ مقابله‌ با تهدید شوروی‌ در این‌ منطقه‌ی‌ حساس‌ جهان‌ در اختیارما می‌گذاشت‌».
با این‌كه‌ قیمت‌ گزاف‌ رادارها و پناهگاه‌های‌ بتونی‌ پایگاه‌ها، هزینه‌ی‌ محافظان‌ وساختن‌ محل‌ اسكان‌ آن‌ها به‌ عهده‌ی‌ دولت‌ ایران‌ بود، محصول‌ كار رادارها اعم‌ ازعكس‌، تفسیر و غیره‌، همگی‌ از پایگاه‌ها به‌ سفارت‌ آمریكا ارسال‌ می‌شد و هیچ‌گاه ‌ساواك‌ كوچك‌ترین‌ اطلاعی‌ از نتایج‌ آن‌ نداشت‌ و فقط‌ آمریكایی‌ها از آن‌ استفاده ‌می‌كردند.




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

شب‌ پیش‌ از دادگاه‌، همه‌ی‌ ما را در یك‌ اتاق جمع‌ كردند، به‌ جز همسرم‌، از این‌ جمع 9 نفره‌ هیچ‌ كدام‌ را ندیده‌ بودم‌؛ اما حالا هم ‌پرونده‌شده‌ بودیم‌. عكاس‌ كمیته‌، یكی‌ دو عكس‌ از جمع‌ ما گرفت‌. عضدی‌ بعد از یك‌ سری‌ به‌ نعل‌ و به‌ میخ‌ زدن‌، گفت‌: «فردا دادگاهتان‌ تشكیل‌ می‌شود.این‌ دادگاه‌ علنی‌ نیست‌ و غیرعلنی‌ می‌باشد و اگر شماها فكر كنید درآن‌جا هر چه‌ بخواهید می‌توانید بگویید، در اشتباه‌ هستید. هیچ‌ فایده‌ای‌ ندارد و ما هر چه‌ خودمان‌ بخواهیم‌ می‌نویسیم‌. حواستان‌ باشد كه‌ اگر كلمه‌ای‌ برخلاف‌ ما حرف‌ بزنید همان ‌جا سر و كارتان‌ با حسینی‌ و منوچهری‌ خواهد بود و حسینی‌ و منوچهری‌ با شما در دادگاه‌ هستند و همراهیتان‌ خواهند كرد.
ساواكی‌ها خیلی‌ تلاش‌ كرده‌ بودند، جوّی‌ درست‌ كنند كه‌ دیگر چنین ‌مطالبی‌ مطرح‌ نشود تا در رابطه‌ با دادگاه‌، نگرانی‌های‌ كمتری‌ داشته‌باشند. اگرچه‌ تصمیم‌ داشتند دادگاه‌ علنی‌ نباشد، ولی‌ از قبل‌، تمهیداتی‌ به‌كار برده‌ بودند، مثل‌ گفتگوهای‌ دو نفره‌ و چند نفره‌ی‌ افراد گروه‌ با وحید افراخته‌ برای‌ شكستن‌ روحیه‌ی‌ مقاومت‌، تهدید به‌ شكنجه‌ تا مرگ‌ و...خلاصه‌ بر روی‌ یك‌ یك‌ افراد به‌ نحوی‌ كار كرده‌ بودند كه‌ با این‌مقاومت‌ها به‌ اصطلاح‌ روبرو نشوند، ولی‌ آن‌ شب‌، با این‌كه‌ عضدی‌ سعی‌كرده‌ بود لحن‌ آرامی‌ داشته‌ باشد، ولی كنترل‌ خود را از دست‌ داد و دوباره‌ با عصبانیت‌ تكراركرد: «شما بدانید، تا ما هستیم‌ نخواهیم‌ گذاشت‌ هیچ‌ تغییری‌ ایجاد شود، نه‌ حكومت‌ اسلامی‌، نه‌ كمونیستی‌، نه‌ سوسیالیستی‌ و اگر لازم‌ باشد كه‌ ماهمه‌ی‌ مردم‌ ایران‌ را بكشیم‌ و فقط‌ پنج‌ میلیون‌ وفادار به‌ اعلیحضرت ‌بمانند، ما ابایی‌ نداریم‌ و این‌ كار را خواهیم‌ كرد.»




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

اولین دستگیری امام در سال 42 اتفاق افتاد. اما پشتیبانی‌ قاطع‌ و همه‌ جانبه‌ی‌ مراجع‌ و علمای‌ اعلام‌ سبب‌ شد رژیم‌ نتواند امام‌خمینی‌ را محاكمه‌ و یا تبعید كند. ولی‌ ایشان‌ را به‌ مدت‌ ده‌ ماه‌ در یكی‌ از محله‌های‌ تهران ‌زیر نظر و كنترل‌ نگه‌ داشت‌ تا این‌ كه‌ در فروردین 1343 حضرت‌ امام‌ از حبس‌ آزاد شد وبه‌ شهر قم‌ بازگشت‌. وقتی‌ مردم‌ قم‌ از آزادی‌ رهبرشان‌ آگاه‌ شدند، استقبال‌ پرشوری‌ ازامام‌ به‌ عمل‌ آوردند كه‌ شاید در تاریخ‌ قم‌ كم‌نظیر باشد. تمام‌ مردم‌ قم‌ از خانه‌ها بیرون ‌ریخته‌ بودند. تمام‌ كوچه‌ها و خیابان‌ها چراغانی‌ شده‌ بود. چندین‌ روز مراسم‌ جشن‌ وشادمانی‌ در كوچه‌ پس‌كوچه‌ها و خیابان‌ها و محله‌های‌ قم‌ از طرف‌ اهالی‌ به‌ صورت ‌خودجوش‌ ادامه‌ پیدا كرد. در بعضی‌ محله‌ها از خود حضرت‌ امام‌ هم‌ دعوت‌ می‌كردند. ایشان‌ هم‌ با كمال‌ بزرگواری‌ در مجلس‌ حاضر می‌شدند. آن‌ وقت‌ من‌ در یكی‌ از محله‌های‌ چهار راه‌ غفاری‌، منزل‌ برادر مرحوم‌ حاج‌ اسدالله‌ نمازی‌، مستأجر بودم‌. روزی‌ به‌ من‌ گفت‌: ما هم‌ می‌خواهیم‌ در مسجد محله‌ به‌ مناسبت‌ ورود آقای‌ خمینی‌ به‌ قم‌ مراسم‌ جشن‌ برگزار كنیم‌، لكن‌ شما زحمت‌ بكشید از آقا دعوت‌ كنید در مجلس‌ حضور داشته‌ باشند. گفتم‌: عیب‌ ندارد. همان‌ روز به‌ خدمت‌ امام‌ رسیدم‌، عرض‌ كردم‌: آقا قضیه‌ از این‌ قرار است‌. فرمود: مانعی ‌ندارد می‌آیم‌ شركت‌ می‌كنم‌. خیلی‌ خوشحال‌ شدم‌. بعد رفتم‌ از آیت‌الله‌ مرعشی‌ نجفی ‌هم‌ دعوت‌ كردم‌. ایشان‌ هم‌ پذیرفت‌ كه‌ به‌ مجلس‌ تشریف‌ بیاورد. آمدم‌ به‌ حاج‌ نمازی ‌خبر دادم‌. او با همكاری‌ جوان‌ها و ریش‌ سفیدان‌ محل‌ مسجد محله‌ را آماده‌ كردند. دراین‌ مراسم‌ آن‌ قدر مردم‌ آمده‌ بودند كه‌ علاوه‌ بر خود مسجد تمام‌ كوچه‌های‌ اطراف‌ مملواز جمعیت‌ شده‌ بود.
آقایان‌ حاج‌ شیخ‌ صادِق خلخالی‌، حاج‌ آقا مصطفی‌ نیز به‌ همراه‌ امام‌ بودند. از آن‌طرف‌ نیز آقای‌ مرعشی‌ نجفی‌ به‌ همراه‌ فرزندش‌ آقای‌ حاج‌ سید محمود مرعشی‌ آمدند. وقتی‌ حضرت‌ امام‌ نزدیك‌ محله‌ شدند ازدحام‌ و استقبال‌ مردم‌ به‌ قدری‌ پرشور وحماسی‌ بود كه‌ چند دقیقه‌ طول‌ كشید تا ایشان‌ و آقای‌ مرعشی‌ نجفی‌ داخل‌ مسجد شدند و در گوشه‌ای‌ از آن‌ نشستند. یادم‌ هست‌ در اثر این‌ ازدحام‌ عبای‌ حاج‌ آقا مصطفی‌ ازدوشش‌ افتاده‌ بود و او به‌ ناچار آن‌ را به‌ دست‌ گرفته‌ بود. مرحوم‌ آقای‌ مرعشی‌نجفی‌ خیلی‌ شوخ‌ طبع‌ بود و با حاج‌ آقا مصطفی‌ هم‌ شوخی‌ داشت‌. خطاب‌ به‌ ایشان‌ گفت‌: مثل‌این‌ كه‌ از ازدحام‌ جمعیت‌ بند شلوارت‌ پاره‌ شده‌ است‌ كه‌ دوستان‌ همه‌ خندیدند.




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

 
طیب‌ از آن‌ داش‌ مشدی‌های‌ تهران‌ بود. به‌ عنوان‌ یك‌ فرد جوانمرد و پهلوان‌ خودش‌ را نشان‌ داد. در برابر شعبان‌ بی‌مخ‌ كه‌ از طرفداران‌ شاه‌ و رجال‌دولتی‌ بود، ایستاد. صفای‌ باطنی‌ و عشق‌ او به‌ امام‌ حسین‌(ع‌) و عزاداران‌ اباعبدالله‌(ع‌) سبب‌ شد مرزبان‌ انقلاب‌ گردد و از حریم‌ آیت‌الله‌ خمینی‌ و انقلاب‌ به‌ دفاع‌ برخیزد.
وقتی‌ طیب‌ را دستگیر و زندانی‌ كردند، قبل‌ از محاكمه‌ و محكومیت‌ به‌ او پیشنهاد نمودند اگر در محاكمه‌ به‌ دروغ‌ اقرار كند كه‌ از آقای‌ خمینی‌ پول‌ گرفته‌ و به‌ نفع‌ ایشان ‌تظاهرات‌ كرده‌ است‌، او را مورد عفو قرار بدهند. با این‌ ترفند می‌خواستند حضرت‌ امام‌را بدنام‌ كنند و نهضت‌ ایشان‌ را لكه‌دار نمایند. طیب‌ حاج‌ رضایی‌ در جواب‌ آنها می‌گوید: عیب‌ ندارد محاكمه‌ را علنی‌ كنید و خبرنگاران‌ را هم‌ بیاورید در دادگاه‌ حاضر باشند، آن‌وقت‌ من‌ در حضور آنان‌ به‌ این‌ موضوع‌ اعتراف‌ بكنم‌. وقتی‌ همه‌ چیز آماده‌ می‌شود، طیب‌ لب‌ به‌ سخن‌ می‌گشاید و خطاب‌ به‌ حاضران‌ در جلسه‌ی‌ علنی‌ دادگاه‌ می‌گوید: من ‌در عمرم‌ فقط‌ یك‌ بار پول‌ گرفتم‌ و آن‌ هم‌ از دربار بود و در برابر آن‌ علیه‌ مصدق تظاهرات ‌به‌ راه‌ انداختم‌، ولی‌ امروز اینها به‌ من‌ پیشنهاد آزادی‌ از زندان‌ دادند به‌ شرط‌ این‌ كه‌ در اینجا به‌ دروغ‌ اعتراف‌ بكنم‌ كه‌ از آیت‌الله‌ خمینی‌ هم‌ پول‌ گرفتم‌ و بدین‌ ترتیب‌ به‌ فرزند فاطمه(س‌) تهمت‌ ببندم‌. ولی‌، من‌ هرگز این‌ چنین‌ نخواهم‌ كرد و شما بدانید كه‌ من‌ فقط‌به‌ خاطر اسلام‌ از این‌ مرد بزرگ‌ حمایت‌ كردم‌. وقتی‌ طیب‌ این‌ چنین‌ شهامت‌ و شجاعت‌از خود نشان‌ می‌دهد و تسلیم‌ ایادی‌ ساواك‌ نمی‌شود او را تیرباران‌ می‌كنند.




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389


 
زمان: 14 اسفند 1346/ 4 ذی‌الحجه 1387
مكان: نجف
بسمه‌تعالی
به عرض می‌رساند، مرقوم شریف كه حاكی از سلامت مزاج محترم و حاوی تفقد از اینجانب بود موجب تشكر گردید. سلامت و توفیق جنابعالی را از خداوند تعالی خواستار است؛‌ پایداری فضلای محترم حوزه علمیه قم و صبر بر شداید طبقه جوان موجب كمال امیدواری به بقای عظمت آنهاست.
قیام مردان حق از اعصار قبل از اسلام و از بدو اسلام توأم با مشكلات عظیمه بوده است كه گرفتاریهای شما آقایان محترم و فشارهای دستگاه جبار در قبال آنها سهل است؛‌ مع ذلك با ملاحظه ظروف و مشكلات داخل و خارج باید از این پایداری تشكر كنم؛‌ با اطمینان نفس به شما آقایان محترم وعده فرج قریب می‌دهم، چه عمر من در این آخر وقت به آن برسد یا نه؛‌ آتشی كه در كانون سینه‌ها و قلبها روشن شده است،‌ خاموش شدنی نیست یا لااقل به این زودی خاموش نخواهد شد و ممكن است شماها شاهد انفجار عظیم آن باشید.
"لیهلك من هلك عن بینة و یحیی من حی عن بینة"؛ مأیوس نباشید و به خود یأس را راه ندهید،‌ قوی باشید و دیگران را تقویت كنید و تواصی به صبر و تواصی به حق كنید. خداوند با شما است؛‌والسلام علكیم.
روح‌الله الموسوی‌الخمینی




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389


 
نخستین حركت مسلحانه پس از قیام 15 خرداد، با ترور حسن‌علی منصور، نخست‌وزیر وقت، توسط "محمد بخارایی" از شاخه‌ی نظامی "هیئت‌های مؤتلفه‌ی اسلامی" شكل گرفت. "سیدحمید روحانی" نویسنده‌ی كتاب "نهضت امام خمینی"، معتقد است:
"بی‌تردید گروه بخارایی با دست زدن به خیزش قهر‌آمیز بر آن بودند راه پیشرفت و گسترش فرهنگ و سیاست غرب – به ویژه آمریكا – را در ایران ببندند و با شكار مهره‌های دست نشانده و سرسپرده‌ی استكبار جهانی، زمینه‌ی برپایی اندیشه‌ی حكومت اسلامی را فراهم سازند و اندیشه‌ی امام را به بار نشانند."
با این حال به نظر وی، اعدام انقلابی منصور و طرح از میان برداشتن دیگر چهره‌های رژیم شاه، از سوی این گروه جنبه‌ی تاكتیك داشت نه استراتژی. پیش از آن در اواسط مهر 1343، دادستان نظامی، خبر كشف "حزب ملل اسلامی" را اعلام كرد. در اعلامیه‌ی دادستانی گفته شده بود:
"گردانندگان حزب، ظاهرا هدف كلی جمعیت را تشكیل دولت واحد اسلامی نشان داده‌اند.




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

ماه‌ رمضان‌ سال 1357 در تابستان‌ واقع‌ شده‌ بود و به‌ همین‌ جهت‌ ماه‌ رمضان‌ را در طزرجان‌ ماندیم‌. آقای‌ مدرسی‌ امام‌ جماعت‌ بودند و علمای‌ آن‌ جا نیز در مسجد حاضر می‌شدند. البته‌ خوب‌ است‌ اشاره‌ای‌ به‌ این‌ نكته‌ بكنم‌ كه‌ چون‌ صحبت‌ها و حرف‌های‌ من‌ پرشور و داغ‌ بود مقداری‌ جو خوف‌ و ترس‌ ایجاد كرده‌ و گویا روزنامه‌های‌ آن‌ روز عكسی‌ را از امام‌ به‌ چاپ‌ رسانده‌ بودند كه‌ من‌ آن‌ را بالای‌ منبر به‌ مردم‌ نشان‌ دادم‌. همین ‌مسائل‌ باعث‌ شد كه‌ بعضی‌ از حضرات‌ آقایان‌ زیر گوشی‌ به‌ من‌ بگویند كه‌ فلانی‌، چون‌ ماه‌ رمضان‌ است‌، خوب‌ است‌ كه‌ برای‌ مردم‌ از احكام‌ این‌ ماه‌ مبارك‌ سخن‌ بگویید. گفتم‌ كه‌ احكام‌ را می‌گویم‌، ولی‌ الآن‌ زمانه‌ اقتضای‌ دیگری‌ دارد. مسائل‌ را با بیان‌ احكام‌ نظامی ‌و خرید و فروش‌ سلاح‌ و اسلحه‌ از تحریرالوسیله‌ی‌ امام‌ مطرح‌ كردم‌. بعضی‌ از آقایان ‌مجدداً گفتند كه‌ احكام‌ بگو، ولی‌ نه‌ این‌ گونه‌ احكام‌، بلكه‌ از خمس‌ و زكات‌ و... من‌می‌دیدم‌ كه‌ نسل‌ جوان‌ طالب‌ شور و هیجان‌ هستند؛ تا این‌كه‌ در یكی‌ از روزها، پسرم ‌مهدی‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ سن‌ و سال‌ زیادی‌ نداشت‌، شعار مرگ‌ بر شاه‌ را اولین‌ بار در جمع‌چند نوجوان‌ مثل‌ خودش‌ سر داد كه‌ بعد از آن‌ متوجه‌ فرار بسیاری‌ از مسجد و آن‌ محیط‌شدم‌. ترس‌، جمعیت‌ را برداشته‌، آن‌ها را متحیر كرده‌ بود. از جمله‌ كارهای‌ دیگری‌ كه ‌مهدی‌ و بعضی‌ دیگر انجام‌ دادند، از بین‌ بردن‌ دكل‌ بزرگ‌ مخابراتی‌ منطقه‌ بود. این‌ دكل‌بر بلندای‌ شیركوه‌ در اطراف‌ طزرجان‌ نصب‌ شده‌ بود و نیز دفتر حزب‌ رستاخیز ـ كه‌ درطزرجان‌ شعبه‌ای‌ داشت‌ ـ توسط‌ همین‌ بچه‌ها به‌ آتش‌ كشیده‌ شد. به‌ هر حال‌ حدود هفتاد و سه‌ روز از تابستان 1357 را در طزرجان‌ و یزد مستقر بودم‌. البته‌ محل‌ سكونت ‌طزرجان‌ بود كه‌ مركز ثقل‌ حوادث‌ بود. جمعی‌ از بچه‌های‌ خوب‌ اصفهان‌ و تهران‌، ازجمله‌ آقای‌ احمدی‌ یزدی‌ در جریان‌  مسائل‌ بودند. احمدی‌ یزدی‌ از من‌ خواسته‌ بود كه‌چون‌ این‌ جوان‌ها بچه‌های‌ انقلاب‌ و نهضت‌ هستند، پس‌ خوب‌ است‌ برای‌ آن‌ها بحثی ‌بگذارید و من‌ نیز قبول‌كرده‌، تفسیر سوره‌ی‌ والعصر را شروع‌ كردم‌. این‌ بحث‌ حدود بیست‌ جلسه‌ ادامه‌ داشت‌ كه‌ مسأله‌ی‌ تظاهرات‌ و كشتار اصفهان‌ پیش‌ آمد و آن‌ها برای‌شركت‌ و كمك‌ به‌ مردم‌، شهرستان‌ طزرجان‌ را ترك‌ كردند تا در آن‌ جا وارد كارزار بشوند.




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

 بعد از چند روزی كه امام به نوفل لوشاتو تشریف برده بودند،‌ ماها ممنوع‌الخروج بودیم. به لحاظ سوابق زندانی بودنمان و پرونده‌های سیاسی كه داشتیم، به هیچ وقت به ما پاسپورت نمی‌دادند. ولی شرایط طوری بود كه دستگاه‌ها مقداری شل شده بود. به شهید عراقی زنگ زدم و به ایشان عرض كردم كه من مقداری ناراحتم. برای اینكه می‌بینم نیروهای جبهه‌ی ملی، نهضت آزادی و گروه‌های مختلف دارند به پاریس سرازیر می‌شوند و به دیدن امام می‌روند. نگرانم نكند ذهن امام را خراب كنند. گفت: حالا چه می‌خواهی؟ گفتم: بیا برویم. گفت: پاسپورت به ما نمی‌دهند. گفتم: من با یك افسری صحبت كردم، مقداری شل شده. آن سختی دیگر نیست و قول داده بیست و چهار ساعته به ما پاسپورت بدهد. مداركش را آورد. بیست و چهار ساعته پاسپورت را توسط آن افسر گرفتیم و رفتیم پاریس.
در پاریس در هتل ایفل اقامت كردیم. همان روز بعد از ناهار تلفن كردیم به خیابان كشان [كه] حضرت امام یك دفتر در آنجا داشتند. زنگ زدم. تصادفا آقای محمد هاشمی، برادر آقای هاشمی گوشی را برداشت. گفت: چه موقع آمدید؟ گفتم: ما پیش از ظهر آمدیم. گفت: سریع بیایید اینجا كه ما با یك استیشن به نوفل لوشاتو می‌رویم. ما هم وسایلمان در هتل بود. به وسیله‌ی تاكسی، دو نفر رفتیم خیابان كشان [و] با آن استیشن به نوفل لوشاتو رفتیم.
شب وقتی نماز تمام شد و حضرت امام تشریف بردند، یك وقت دیدم یك جوان سیدی [كه] عمامه‌ی مشكی سرش بود آمد و به من گفت: آقای توكلی! چه موقع تشریف آوردید؟ گفتم: من و آقای عراقی پیش از ظهر آمدیم. رفت خدمت امام [ و آمدن ما را ] گفت. حضرت امام گفتند: بیایند. رفتیم داخل. خیلی محبت كردند و امر كردند شما بروید وسایلتان را بیاورید و اداره‌ی خانه را به عهده بگیرید. ما همان شب رفتیم هتل؛ تسویه كردیم و ساك‌هایمان را آوردیم و اداره‌ی ایاب و ذهاب دفتر امام در آنجا را به عهده گرفتیم.
مهدی عراقی از وقتی كه وارد منزل امام شد، "شروع به مرتب كردن و نظم دادن به خانه كرد و ابتدا هتلی در نزدیكی خانه‌ی محل سكونت امام اجاره كرد. ثانیا قرار می‌گذارد از هیچ كس هدیه‌ای گرفته نشود و ترتیب غذا را می‌دهد كه ظهرها صرفا آبگوشت و غذای هم‌ردیف آن باشد و شب‌ها نان و پنیر دهند و برای هر كار، مسئولی تعیین می‌نماید. ضمنا امنیت منزل به بچه‌های اسلامی آنجا سپرده می‌شود".
ابوالفضل توكلی بینا در این باره می‌گوید:
"دو وعده ظهر و شب غذا می‌دادیم. یك هتلی هم توی ده نوفل لوشاتو بود؛ در آن هتل ما اتاقی داشتیم و در آنجا ساكن بودیم و اكثر شخصیت‌های ایرانی كه می‌آمدند، می‌توانستند در آن هتل جا بگیرند. از سراسر دنیا می‌آمدند. شهید بهشتی تشریف آوردند. مهندس بازرگان، یك گروهی از نهضت آزادی آمده بودند. روزهای اول چند روزی كه نبودیم، سخنرانی‌های امام را ظاهرا نهضت آزادی‌های روی نوار پیاده می‌كردند و اسم خودشان را زیر آن می‌نوشتند كه این هم از دست آنها گرفته شد. اینها از نوار پیاده می‌شد. تلخیص می‌شد و به نام خود امام در آنجا توزیع می‌شد. اكثر ما نوارها را توزیع می‌كردیم. چون سراسر دنیا می‌آمدند و تقاضا می‌كردند. ما یك دستگاه تكثیر نوار داشتیم. می‌خریدیم و بیست و چهار ساعته تكثیر می‌كردیم. باز تقاضا زیاد بود.
مرحوم شهید عراقی به من گفتند برو یك دستگاه دیگر بخر. پاریس هر چه گشتیم دیدیم از این نوع دستگاه نیست. گفتم لندن هست. من می‌روم لندن می‌خرم. گفت: باشد. برو بخر. یك روز دو روزی لندن رفتم. از توی خیابان آكسفورد دستگاه خوبی خریدم. در برنامه‌ای كه در نوفل‌لوشاتو داشتیم، شب‌ها مراجعات متعددی از سراسر دنیا بود و افراد سیاسی، خبرنگار، غیرخبرنگار، شخصیت‌های مختلف به آنجا مراجعه می‌كردند. آن دستگاه تكثیر را آوردیم. راه انداختیم. آن دو دستگاه را شب و روز به كار گرفتیم. به نوبت استفاده می‌كردیم.
آنجا تا ساعت نه شب برنامه داشتیم. یعنی نماز جماعت كه تمام می‌شد، حضرت امام سخنرانی می‌كردند. بعد از سخنرانی، ده پانزده دقیقه‌ای آنجا تشریف داشتند، بعد می‌رفتند آن طرف كه ما شام می‌دادیم و پذیرایی می‌كردیم و دیگر ساعت نه تعطیل می‌شد. دانشجویان ایرانی اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی اروپا در پاریس، از شهید عراقی دعوت كردند كه یك تحلیل سیاسی برای اینها داشته باشد. یكی دو هفته شب‌ها ساعت نه كه ما از آنجا [نوفل لوشاتو] به پاریس می‌رفتیم، ایشان در انجمن دانشجوها از زمان مرحوم نواب و دوره‌ی مبارزات قبل از 1340 را تحلیل سیاسی می‌كردند.




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389


یكی دو هفته مانده به اینكه امام تشریف بیاورند، از دفتر امام در پاریس با آیت‌الله مطهری تماس گرفتند و خبر بازگشت امام را اعلام كردند. آیت‌الله مطهری با تشكیل جلسه ستاد استقبال را تشكیل دادند.
اسدالله بادامچیان، یكی از اعضای ستاد، درباره‌ی چگونگی شكل‌گیری آن می‌گوید:
"كمیته‌ی استقبال از امام خمینی با تصمیم امام برای بازگشت به ایران در سپیده‌دم شنبه 30 دی ماه 1357 در منزل آیت‌الله شهید مطهری پایه‌گذاری شد. حدود 22 روز كارش طول كشید. در نیمه شب شنبه 30/10/57، شهید حاج محمدصادق اسلامی به من تلفن زد و گفت: آیت‌الله مهطری تلفن زدند و گفتند از پاریس تماس گرفته‌اند كه امام فرموده‌اند من می‌خواهم به ایران برگردم و روز جمعه‌ی‌ آینده (5 بهمن)‌ خواهم آمد و حالا كه شاه رفته، من به ایران خواهم آمد. لذا صبح پس از نماز و طلوع فجر در منزل آیت‌الله مطهری باید باشیم. سحر كه نماز خواندیم به منزل شهید مطهری در دروس رفتیم. برادران دیگری چون شهید اسلامی، شهید كچویی، شهید حسن اجاره‌دار، شهید درخشان، آقای شفیق نیز آمدند. بحث شد و محورهای كار گفته شد. نحوه‌ی ورود، محل استقرار،‌ جایی كه توده‌های مردمی بتوانند به زیارت ایشان بیایند و رعایت نكات ایمنی و حفاظتی بشود و تداركات و امكاناتی كه نیاز هست و سایر موارد. شهید مطهری گفت مراسم استقبال باید ساده و مردمی و باشكوه باشد. امام فرموده‌اند كه محل استقرار باید در جنوب شهر تهران باشد و متعلق به دولت یا اشخاص نباشد. آقای شفیق پیشنهاد دادند مدرسه‌ی رفاه باشد كه در اختیار یاران روحانیت بود و توسط برادران مؤتلفه‌ی اسلامی ساخته شده و اداره می‌شد و سابقه‌ی انقلابی و مردمی داشت.
یكی دیگر از دوستان دبستان علوی در كنار مدرسه‌ی رفاه را پیشنهاد كرد و فرد دیگری دبستان علوی در خیابان ایران را مطرح كرد. قرار شد شهید مطهری و شهید بهشتی و آقای شفیق محل‌های پیشنهادی را بازدید كنند و علاوه بر مدرسه‌ی رفاه كه تصویب شده بود، نحوه‌ی استفاده از محل‌های دیگر را بررسی نمایند و این كار انجام شد. سپس شهید مطهری پیشنهاد كرد كه برای اداره‌ی امور بازگشت امام نیاز به ستاد هست كه كارها را به طور مستقل اداره كند و محرمانه،‌ زیر نظر شورای مركزی تشكیل مخفی خودمان باشد تا هم بتواند با دست باز كار كند و هم تشكل مخفی مذكور علنی نشود و هم اگر مورد تهاجم طاغوتیان قرار گرفت،‌ بشود كار را به راحتی جمع و جور كرد.
این پیشنهاد انجام شد و نامش را شهید مطهری "كمیته‌ی استقبال از امام خمینی" گذاشت و قرار شد از همان روز تشكیل شود. اعضای اصلی و كارگردانان این كمیته چهار نفر بودند: شهید مطهری (رئیس كمیته)،‌ شهید آیت‌الله دكتر مفتح، شهید حجت‌الاسلام والمسلمین محلاتی از روحانیت مبارز و بنده از طرف یاران مؤتلفه‌ی اسلامی.
سپس در آن روز پس از صحبت با شهید آیت‌الله بهشتی (قبل از ظهر در منزلشان) قرار شد كه گر چه كار اصلی دست این برادران است، اما در شورای مركزی كمیته از سایر گروه‌های سیاسی نیز افرادی دعوت شوند كه سیاست همه با هم اجرا شود و همه خود را در استقبال از امام سهیم بیابند. لذا آقای شاه‌حسینی از جبهه‌ی ملی كه فردی مذهبی و از دوستان آیت‌الله طالقانی بود و آقای هاشم صباغیان از نهضت آزادی دعوت شدند و قرار شد كه آقای دانش ‌منفرد كه مدیر مدرسه‌ی رفاه بود نیز در شورا باشد... این هفت نفر اعضای شورای مركزی كمیته‌ی استقبال از امام خمینی شدند. سه نفر هم عضو علی‌البدل شدند. آقای دكتر حسین عالی، آقای مهندس توسلی، آقای تهرانچی.
محل ستاد، مدرسه‌ی رفاه تعیین شد. مسئولیت انتظامات و بسیج افراد به شهدای بزرگوار، اسلامی و كچویی سپرده شد. مسئولیت تداركات به عهده‌ی شهید درخشان و حاج محسن رفیق‌دوست گذاشته شد. تأمین بودجه به عهده‌ی آقای عسگراولادی و چند برادر دیگر بودند كه در غیاب آقای عسگراولادی كه به مأموریت نزد امام در پاریس بودند برادران دیگر از جمله شهید درخشان انجام وظیفه می‌كردند. مسئولیت حفاظت مدرسه‌ی رفاه و اقامتگاه امام به عهده‌ی مرحوم حاج اكبر پوراستاد و شهید اسلامی بود و مسئولیت تداركات داخلی مدرسه‌ی رفاه به عهده‌ی سیدرضا نیری گذاشته شد. مسئولیت حفاظت مسلحانه از امام و مراقبت‌های ویژه‌ی آقا، به حاج محسن رفیق‌دوست محول گشت. مسئولیت تبلیغات و امور فرهنگی و ساماندهی اجرایی به عهده‌ی بنده گذاشته شد. این جانب مسئولیت اجرای تبلیغات را به عهده‌ی حاج مهدی سعید محمدی و آقای حاج مرتضی لاجوردی گذاشتم و امور مربوط به اداره‌ی رسانه‌ها و خبرنگاران خارجی و مصاحبه‌ها را به شهید دكتر مفتح سپردیم كه آقای توسلی و چند نفر دیگر با ایشان همراهی می‌كردند".
توكلی بینا درباره‌ی چگونگی كار این كمیته و اجرای برنامه‌ی استقبال از امام می‌گوید:
"ستاد را ما در همین حسینیه‌ی ارشاد نزدیك مسجد قبا تشكیل دادیم. دیدیم نمی‌شود. آمدیم رفاه. دیدیم رفاه، هم تلفن زیادتر است هم جا بزرگ‌تر و امكانات بیشتری هست. از دوستان و بچه‌های مؤتلفه هم خیلی استفاده كردیم. ما حدود 35 كیلومتر، از فرودگاه تا بهشت‌زهرا مسافت داشتیم. شصت و پنج هزار نفر را برای انتظامات تقریبا گزینش كردیم. هر منطقه‌ی شهر را در اختیار یك آشنایی قرار دادیم. برای همه بازوبند داده بودیم. بازوبندهای پارچه‌ای چاپ كرده بودیم. ابتدا كه چند روز اول بختیار منع كرد، ‌فرودگاه را بست، ما شب و روز از رفاه تكان نمی‌خوردیم و بچه‌ها شب و روز برای تدارك تشریف‌فرمایی حضرت امام مشغول بودند.
در همان دورانی كه بختیار مانع شده بود و سطح فرودگاه را با افسران نیروی هوایی كه اونیفورم نظامی هم به تن داشتند و با مسلسل پاس می‌دادند، پوشانده بود، یكی دو مرتبه بچه‌های نیروی هوایی آمدند مرا بردند در همین فرودگاه. اینجایی كه امام قرار بود تشریف بیاورند. من كروكی برداشتم كه موقعی كه امام می‌خواهند تشریف بیاورند، ما نحوه‌ی آمدن و خارج شدنشان را چگونه عمل كنیم. بعضی از انتظامات، سلیقه‌های مختلفی داشتند. بعضی از تكه‌های خیابان را هم گل چسبانده بودند در مسیر امام گل‌های میخك را روی زمین نصب كرده بودند.
از قم هزار نفر آمده بودند برای انتظامات. اینها را ما سازمان دادیم. شب آخر یكی از آنها را صدا كردم كه آخر چرا شب نمی‌آیید؟ همه را تنظیم كردیم. گفتند: آخر ما تی. ان. تی داریم، تیربار داریم. در بدنه‌ی ماشین‌ها كار گذاشتیم كه اگر یك وقت پیش‌آمدی شد [استفاده كنیم]. در خیابان‌های درونی كه از شمال به طرف خیابان آزادی باز می‌شود،‌همه ‌اینها را با آن ماشین‌هایی كه مسلسل داشتند جا دادیم كه اگر یك وقت نظامی‌ها یورش داشته باشند،‌بتوان از این طریق مقابله به مثلی كرده باشیم. سه چهار تا ماشین هم از بچه‌های وزارت نیرو آمدند، پیشنهاد كردند؛ ماشین‌ها را با بی‌سیم كامل دادند. یك تعداد هم بی‌سیم دادند كه سطح تهران را تا بهشت‌زهرا می‌پوشاند.
حضرت امام ابتدا كه می‌خواستند از پاریس تشریف بیاورند، فرموده بودند كه باید بهشت‌زهرا بروم. هر چه ما گفتیم مشكل می‌شود. گفتند: نه. دو جاست كه باید بروم. بیمارستان هزار تختخوابی (امام خمینی) و بهشت‌زهرا. بیمارستان هزار تختخوابی را برای دیدن مجروحین تشریف ببرند و این كار هم به نحوی انجام شد. داخل بهشت‌زهرا ما هفت هزار نیرو متمركز كرده بودیم و در آن محلی كه قرار بود حضرت امام سر قبر شهدا تشریف بیاورند، آنجا را حصار كشیدیم".
امام گفته بود مراسم استقبال مردمی باشد و گروه خاصی در این قضیه دخالت نداشته باشد. لذا، شهید بهشتی از مبارزین مسلمان گروه صف نیز دعوت كرد تا مسئولیت نظامی مراسم را به عهده گیرند. اكبر براتی در خاطرات خود در این زمینه می‌گوید:
"در قراری كه با محمد بروجردی داشتم به من گفته شد كه آقایان علما تصمیم گرفته‌اند، كمیته‌ای برای استقبال از حضرت امام به وجود آورند.
وظایف پیش‌بینی شده‌ی این كمیته عبارت بود از:
الف) آماده كردن شرایط و زمینه برای اینكه حضرت امام بتواند حكومت تشكیل دهند؛
ب) چون حضرت امام تصمیم جدی برای ورود به ایران دارند و احتمال دارد ورود ایشان با خطر همراه باشد، باید افرادی در قالب نیروهای نظامی با آموزش‌های كافی وجود داشته باشند تا از شخص امام حفاظت كنند. چون در آن زمان این احتمال وجود داشت كه دستگاه حاكمه، توطئه‌ای چیده باشد. مثلا اینكه ورود ایشان با یك كودتا هم‌زمان شود یا هواپیمای حامل ایشان دچار مشكل گردد؛
ج) مشخص كردن تاریخ دقیق ورود امام به ایران و هماهنگی با حضرت امام تا كمیته‌ی استقبال بتواند خود را آماده نماید.
مسئولیت نظامی این كمیته، به من و محمد بروجردی سپرده شد. شنیده بودیم كه مردم قم در روز اربعین به تعدادی از پست‌های نظامی كه در كنار چهارراه‌ها ایستاده بودند، حمله كرده و تعداد زیادی اسلحه و مهمات به دست آورده‌اند. بنا به توصیه‌ای از طرف آقایان علما تصمیم گرفتیم همین افراد را جذب كنیم تا در گروه ما فعالیت كنند. البته برخی از طلبه‌ها نیز مسلح شده بودند؛ اما آموزش ندیده بودند كه باید برایشان كلاس می‌گذاشتیم.
یكی از افرادی كه مسئولیت آموزش نیروها را بر عهده داشت، آقای تحیری بود. او با گروه صف همكاری داشت و از تجربه‌ی سال‌ها مبارزه برخوردار بود. حدود شش تا هشت تیم تعیین شد تا حفاظت حضرت امام را از لحظه‌ی ورود تا پایان مراسم به عهده گیرد. قرار بود هر یك از آن تیم‌ها، در یك ماشین اوضاع را زیر نظر گیرند. داخل هر ماشین، یك راننده و سه نفر دیگر بودند. فرمانده‌ی ماشین كنار راننده می‌نشست. من و محمد برجرودی مأمور حفاظت و برخوردهای نظامی بودیم. قرار شد من سرپرستی نیروها و تیم‌ها را بر عهده گیرم؛‌ شب دیگر،‌ محمد بروجردی. و آن شبی كه مسئولیت بر عهده‌ی ما نیست، برای برخوردهای نظامی آماده باشیم.
دو نفر از نیروهای آموزش دیده‌ی صف با لباس روحانی و در حالی كه مسلسلی زیر لباس داشتند،‌حفاظت از حضرت امام را در زمان سخنرانی بر عهده داشتند. آنها باید كنار حضرت امام می‌ایستادند و اطراف را زیر نظر قرار می‌دادند. آنها فقط مسئول همین كار بودند و هیچ نقش دیگری نداشتند."




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389


 
بنا شد شهید هاشمی نژاد در آبان 1343 در مسجد فیل مشهد به مدت 10 شب سخنرانی كند. اما در شب اول كه توأم بود با سخنانی بر علیه حكومت و كارهای غلط رژیم از جمله حمله به لوایح ششگانه شاه و یاد كردن از آن به عنوان یك رفراندوم مسخره آمیز و تحمیلی و در آخر به استیضاح كشیدن حكومت شاهنشاهی ، ساواك مشهد را سخت به وحشت انداخت تا حدی كه تصمیم به دستگیری او می گیرند اما مردم حاضر در مسجد با تلاش فراوان سعی كردند كه از دستگیری او جلوگیری كرده و او را فراری دهند و به همین خاطر با مأموران درگیر شده و دو نفر از مردم نیز به شهادت رسیده و عده ای مجروح می شوند . اما او از فرار كردن خودداری می كند و با گروهی از حاضرین دستگیر و روانه زندان می شود . نقل كرده اند كه پس از وقوع حادثه مسجد فیل در مشهد رادیو بی بی سی چنین تعبیر می كند كه شیربچه ای در مشهد حادثه مسجد فیل را كه از نوادر حوادث مشهد می باشد به وجود آورده است.




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389


محمد حسنین هیکل روزنامه نگار مصری در خاطراتش از ایران زمان انقلاب می نویسد:در تهران، خواستار ملاقات با یك شاهزاده خانم قاجار كه با یك سفیر ازدواج كرده بود شدم. صدای او كاملا گرفته بود و وقتی پرسیدم كه چه اتفاقی افتاده پاسخ داد كه شب قبل، مدت 15 دقیقه علیه شورای امنیت شعار داده است «زیرا امام، از ما چنین خواسته است» وی برای دفاع از خودش گفت: «من، طاغوتی نیستم، بلكه مستضعف هستم» این حرف را كسی می‌زد كه تمام اموال و كاخ او در خارج تهران در نتیجه‌ی انقلاب مصادره شده بود.»




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده

 
زمان: زمستان 1341 ه.ش./ 1382 ه.ق. مكان: قم
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
خدمت ذی شرافت اهالی محترم الشتر و اهالی محترم سایر بخشها ایدهم الله تعالی
از تأخیر جواب آقایان كه برای رسیدن به هدف عالی اسلامی بود، معذرت می‌خواهم. و از مساعی جمیله حضرات مؤمنین عزیز كه در این موقع به پشتیبانی از روحانیت احساسات شریفه خود را ظاهر فرمودند و ما را امیدوار نمودند كه در مشكلاتی كه خدای نخواسته برای اسلام ممكن است پیش آید سربازان رشید اسلام همه نوع در فداكاری حاضرند، تشكر می‌كنم. امید است خدای تعالی به همه اهالی محترم آن سامان اجر و جزای خیر عنایت فرماید و شماها را برای اسلام نگهداری كند و بركات خود را به اهالی محترم آن قطر[منقطه] نازل فرماید. والسلام علیكم و رحمه‌الله.
روح‌الله الموسوی‌الخمینی




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

مرحوم حاج شیخ احمد كافی، هر سال در دهه‌ی آخر ماه صفر برای سخنرانی به سیرجان دعوت می‌شدند و در مهدیه‌ی سیرجان به ارشاد مردم می‌پرداختند. طبق سال‌های گذشته، در سال 1357 نیز تشریف آوردند. كلیه‌ی فعالیت‌ها و جلسه‌های ایشان تحت كنترل دقیق ساواك بود و حتی سال‌های گذشته كه صحبتی از انقلاب نبود، جلسات و روابط ایشان به‌وسیله‌ی ساواك به مركز گزارش می‌شد. در یكی از اسناد ساواك درباره‌ی حضور ایشان در سال 1353 در سیرجان آمده است:
«نامبرده‌ی بالا (شیخ احمد ضیافتی كافی) كه بنا به دعوت حاج تخشید و ماشاء‌الله ابراهیمی، راننده از اهالی سیرجان جهت وعظ و سخنرانی مذهبی به آن شهرستان دعوت و از ساعت 7:30 تا 8:30 در منزل نامبرده منبر رفته و سخنرانی می‌نماید و سپس به كرمان مراجعت می‌كند. در این چند روزه (‌از تاریخ 26 الی 30/3/53) در اظهارات مذهبی خود در این محل مطالب حاد و خلافی بیان نداشته است. ضمنا صبح روز 27/3/53 از شیخ محمد رحمتی و صبح روز 28/3/53 از شیخ رحیم علمی دو نفر از روحانیون محل در منازل نامبردگان و صبح روز 29/3/53 از مدرسه‌ی علمیه و كتابخانه‌ی تخشید در سیرجان دیدن كرده و در همین روز به اتفاق چند نفر از اهالی، واعظ تبعیدی ـ سیدعلی غیوری ـ را در منزل او ملاقات نموده لیكن در این ملاقات‌ها اظهارات خلاف مصالحی شنیده نشده است».
همچنین در ملاحظات این گزارش آمده است:
«از گزارش‌های رسیده چنین استنباط می‌گردد، نامبرده‌ی فوق و برخی از وعاظ و روحانیون افراطی برای اینكه پوشش مناسبی برای مسافرت به محل روحانیون طرد شده و ملاقات با آنان داشته باشند، ترتیبی اتخاذ می‌نمایند كه از طرف اهالی آن محل برای وعظ دعوت شوند و موضوع بررسی و توجه به ساواك‌ها برای مراقبت از این افراد داده شود».
با توجه به فضای انقلابی كشور، ‌سخنرانی‌های ایشان نیز حال و هوای دیگری داشت و از قدرت اسلام و عظمت مراجع عظام صحبت می‌كرد و نام امام خمینی (ره)‌ را مطرح می‌كردند و برای ایشان دعا می‌فرمودند. كه ساواك در گزارشی به مركز چنین آورده است:‌
«نامبرده‌ی بالا (شیخ احمد ضیافتی كافی) در مورخه‌ی 22/2/57 در مهدیه‌ی شهرستان سیرجان كه جمعیت تقریباً زیادی جمع بودند، مطالبی در مورد خمینی ایراد و سپس برای وی دعا كرده و مردم خیلی آهسته آمین گفته‌اند كه كافی به مردم اظهار داشته من دعا می‌كنم، شماها می‌ترسید بلند آمین بگویید. ضمناً در مجلس مذكور، یك نفر به نام محمد رسول شمشیری، كه از افراد ناراحت می‌باشد و گویا پدرش مسؤول هیأت زینبیه سیرجان است با صدای بلند هنگام خروج مردم از مهدیه گفته است: «زنده باد خمینی» و همه‌ی مردم و اطرافیان صلوات فرستادند و مجدداً اظهار داشته «مرگ بر مخالفین خمینی»
روز 28/2/57 كه شب آخر سخنرانی ایشان بود، هماهنگی مختصری نیز میان انقلابیون به عمل آمده بود كه برق‌های مهدیه قطع شوند و با استفاده از تاریكی شعارهای انقلابی سرداده شود، تا شهر حالت انقلابی پیدا كند. برابر برنامه‌ی قبلی، حجت‌الاسلام شهید حاج احمد كافی در شب آخر سخنرانی خود از مراجع عظام تقلید به‌ویژه حضرت آیت‌الله العظمی خمینی (ره) با شكوه و عظمت تجلیل كردند و مردم تا حدودی آماده شدند. بعد از پایان سخنرانی ایشان، برق‌ها قطع شد و شعار «درود بر خمینی و مرگ بر شاه» فضای مهدیه را پركرد و بعد از چند دقیقـه جمعیت در حالی كه شعارهای انقلابـی را تكرار می‌كردند از مهدیـه خارج و در خیابان‌های شهر اقـدام بـه راهپیمایی كردند و از خیابان مهدیه به طرف فلكه‌ی گیتی‌نورد و خیابان بازار (خیابان امام خمینی فعلی) حركت كرده و بدین صورت اولین راهپیمایی رسمی در شهر سیرجان شكل گرفت. این راهپیمایی تأثیر خوبی در روحیه‌ی انقلابیون داشت. در آغاز راهپیمایی، جمعیت زیادی همراهی می‌كردند و به تدریج از جمعیت آن كاسته و به تماشاچیان افزوده می‌گشت. تا اینكه در جلوی بانك ملی مركزی، چند نفر با پرتاب سنگ به طرف شیشه‌ی بانك ملی، آژیر بانك را به صدا درآوردند و فریاد «پلیس آمد» بلند شد. با توجه به اینكه مردم هنوز آمادگی كافی نداشتند، سریع منطقه را ترك كرده و منتظر برخورد پلیس بودند. صبح روز بعد تعدادی از جوانان از جمله ماشاءالله ملك آبادی و شماری دیگر، دستگیر شدند.




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389

 
ارتشبد عباس قره‌باغی، (آخرین رئیس ستاد ارتش شاه) ‌در خصوص تأثیر مرجعیت امام بر روحیه‌ی نظامیان می‌گوید:
«به طوری كه می‌دانیم، مذهب رسمی ملت ایران، اسلام و شیعه‌ی اثنی عشری بوده و اهمیت فوق‌العاده‌ای در جامعه‌ی ایران و به خصوص نیروهای مسلح شاهنشاهی داشت. اگر چه عده‌ی قابل ملاحظه‌ای مراسم مذهبی را به جا نمی‌آوردند، ولی تقریباً اكثریت سربازان و تعداد قابل توجهی از افسران و درجه‌داران سخت معتقد به مذهب و مقلد آقایان علمای دینی بودند ... برابر اظهارات سپهبد جعفری (سرپرست شهربانی كشور در شورای امنیت ملی دولت آقای بختیار) تعدادی از پرسنل شهربانی كتباً گزارش نموده بودند كه از مقلدین آیت‌الله خمینی بوده و نمی‌توانند برخلاف دستورات آیت‌الله عمل نمایند.»
به علاوه، فتاوای امام مبنی بر تكلیف شرعی سربازان، درجه‌داران و افسران به ترك سربازخانه‌ها و تلاش والدین جهت وادار ساختن آنها به ترك سربازخانه‌ها در اطاعت از مراجع تقلید، ‌به طوری مؤثر واقع شده بود كه حتی غالب پرسنل به خصوص افراد وظیفه، ادامه‌ی خدمت سربازی را در آن شرایط، مخالف مذهب دانسته و به همین دلیل از پادگان‌ها فرار و به خانواده و بستگان خود كه بسیاری از آنان در جمع تظاهركنندگان بودند، می‌پیوستند




طبقه بندی: دهه فجر، 
ارسال توسط ربابه ابراهیم زاده
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر دوستان ارجمند در مورد این مطالب چیست در صورتی که نظرتان گزینه ضعیف است چه پیشنهادی دارید





پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic